جستجوی پیشرفته
بازدید
3723
تاریخ بروزرسانی 1390/12/21
کد سایت ar18909 کد بایگانی 19586 نمایه تقدم و تأخر لهو و لعب در قرآن
طبقه بندی موضوعی تفسیر
خلاصه پرسش
چرا در آیه 32 سوره انعام کلمه لعب، مقدّم بر کلمه لهو شده است، ولی در سوره عنکبوت آیه 64 کلمه لهو مقدم بر کلمه لعب شده است؟
پرسش
چرا در آیه 32 سوره انعام «وَ مَا الْحَیاةُ الدُّنْیا إِلاَّ لَعِبٌ وَ لَهْوٌ» کلمه لعب مقدم بر کلمه لهو شده است، ولی در سوره عنکبوت آیه 64 «ما هذِهِ الْحَیاةُ الدُّنْیا إِلاَّ لَهْوٌ وَ لَعِبٌ» کلمه لهو مقدم بر کلمه لعب شده، دلیل آن چیست؟
پاسخ اجمالی

کلمه "لعب" و "لهو" در کنار یکدیگر، در شش سوره قرآن آمده که در چهار مورد کلمه لعب مقدم بر لهو ذکر شده و در دو جای دیگر کلمه لهو مقدم بر لعب آمده است. این دو لغت به شدت از نطر معنایی نزدیک یکدیگر هستند، بدین جهت تقدم و تأخر هر یک، اختلاف معنایی خاصی را به وجود نمی آورد. اما می توان حکمت هایی را برای این تقدم و تأخر یافت که در پاسخ تفصیلی به آنها پرداخته شده است.

پاسخ تفصیلی

کلمه های «لعب و لهو» در کنار یکدیگر، در شش سوره از قرآن کریم آمده که در چهار مورد واژۀ «لعب» مقدّم بر «لهو» شده است؛ مانند آیۀ شریفۀ «و مَا الْحَیاةُ الدُّنْیا إِلاَّ لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ لَلدَّارُ الْآخِرَةُ خَیْرٌ لِلَّذینَ یَتَّقُون ... ».[1]

و در دو جای دیگر کلمه لهو مقدّم بر لعب شده است؛ مانند آیۀ شریفۀ «وَ ما هذِهِ الْحَیاةُ الدُّنْیا إِلاَّ لَهْوٌ وَ لَعِبٌ وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِیَ الْحَیَوان... .».[2]

واژۀ «لَعب»، در لغت به معنای بازی است.[3] و «لهو»، آن چیزى است که انسان را از آنچه که براى او لازم و مهم است، باز می دارد.[4] به بیان دیگر، لهو، به معنای مشغول شدن توأم با غفلت است.[5] امّا در بعضی از کتاب های لغت، لهو را به معنای لعب دانسته اند.[6] و چون لعب چیزى است که نفس آدمى را به سوى خود جذب نموده، و از کارهاى عقلایى و واقعى، و داراى اثر باز مى ‏دارد، یکى از مصادیق لهو هم خواهد بود.[7]

برای «لعب» و «لهو»، فرق هایی ذکر شده که چند نمونه بیان می شود:

یک. لعب، کارى است که هیچ هدف عقلانى ندارد، ولى داراى هدف خیالى است، ولى لهو نه هدف عقلانى دارد و نه هدف خیالى؛ اگر چه در واقع خالى از هدف نبوده، ولى مورد احساس و درک نیست.[8]

دو. لعب، بازى است که کودکان می کنند، مانند کار بیهوده ای که دارای فایده نیست، و لهو، بازى جوانان است.[9]

سه. لهو بدون هدف است، در صورتى که لعب به معناى عملى است که هدفى ناپسندیده و بدون احترام دارد، و گاه زندگى فردى لهو است، در آن صورت که برای آن هدف هایى در نظر گرفته نشده باشد، یا توجه به امورى سطحى و غیر محترم دارد.[10]

کلمه "لعب"، نیز به معناى کار و یا کارهاى منظمى است با نظم خیالى و براى غرض خیالى مثل بازی هاى بچه‏ها، زندگى دنیا همان طور که به اعتبارى لهو است، همین طور لعب نیز هست، براى این که فانى و زودگذر است، همچنان که بازی ها این طورند».[11]

بنابر این، تقدّم و تأخّر بین دو لغت، تفاوت معنایی چندانی را به دنبال نخواهد داشت و آیات، تفاوت چندانی را با یکدیگر ندارند.

با این حال می توان دلائلی را برای این تقدم و تأخر یافت که به آنها می پردازیم:

1. یکی از دلائل این تقدم و تاخر، آیات قبل هستند؛ زیرا در قبل از چهار آیه ای که لعب مقدم بر لهو شده، آیاتی وجود دارد که موجودات زمینی مورد خطاب آن هستند. در آیات قبل از آیه 32 انعام و 20 حدید، صحبت بر سر کفار است و این آیات، به نوعی برای گوشزد کردن آنها آمده است. در آیات قبل از آیه 36 سوره محمد و 70 سوره انعام، نیز خطاب اصلی آیه به مسلمانان است.

اما در سوره عنکبوت که تقدم با کلمه لهو است، صحبت بر سر نعمت هایی است که خداوند فرو فرستاده و بیان می دارد که این خداوند است که باران را نازل می کند و ... .

بنابر این می توان این گونه نتیجه گرفت که در سوره عنکبوت حیات دنیا فی نفسه و به صورت مطلق، توصیف شده و این حیات دنیایی، اگر حیات خدائی نباشد و در غیر مسیری که خداوند آن را خواسته است پیش رود و از نعمت های دنیایی در غیر مسیر خداوند استفاده شود، صفتی بهتر از لهو و لعب نمی توان بر آن بار کرد و در این میان لهو بودن نیز چشمگیرتر از لعب قابل صدق بر این حیات دنیایی است، از این باب در این آیات کلمه لهو مقدم شده است، اما در سه آیه دیگر که کلمه لعب مقدم شده، آیه خطاب به کسانی است که در این دنیا زندگی می کنند. حال برای این موجودات عاقل زمینی، اگر خدا را فراموش کنند، لعب بودن و تصورات خام این جهانی و این که این دنیا برای آنها یک بازی کودکانه است که خیلی زود تمام می شود، شایع تر است و خداوند از این باب در این آیات کلمه لعب را مقدم داشته است.

2. در آیاتی که لعب مقدم شده، آیه در مقام تعریف مفهوم حیات دنیایی است. از این باب لعب را که قبح بیشتری نسبت به لهو دارد، مقدم داشته است. اما در سوره عنکبوت به قرینه وجود کلمه "هذه" به دست می آوریم که مصداق خارجی حیات دنیایی مورد توصیف است و در مقام بیان مصداق خارجی لازم است، آنچه که سبب تثبیت خارجی می شود را ذکر کند، به همین جهت لهو را که وضوح بیشتری دارد، مقدم کرده است.[12]

البته هر دو حکمتی که ذکر شد، آیه 51 سوره اعراف را در بر نمی گیرد و این آیه، کلیت دو حکمت مذکور را نقض می کند. مگر این که قائل شویم این آیه دلیل دیگری برای تقدم کلمه لهو دارد، که البته به نظر ما وجود دلیل خاص در این جا، نزدیک تر به ذهن است.

3. نیازی نیست در تمام تقدم و تأخرهای کلمات قرآنی به دنبال حکمت بود، بلکه بسیاری از اینها نیاز به حکمت ندارند و تنها برای تنوع در عبارت و زیبائی آمده اند. در کلمات مورد بحث نیز، علت می تواند تنوع در ذکر باشد، در نتیجه این دو معنا به یکدیگر شبیه بوده و تا حدودی همدیگر را در بر می گیرند و به جهاتی همچون فصاحت و تنوع این گونه آورده شده اند.

 

[1] . انعام، 32؛ محمد، 36؛ حدید، 20؛ انعام، 70.

[2]. عنکبوت، 64؛ اعراف، 51.

[3]. بستانى، فؤاد افرام، مهیار، رضا، فرهنگ ابجدی عربی- فارسی، ص  124و 756، انتشارات اسلامی‏، تهران‏، 1375 ش؛ قرشى، سید على اکبر، قاموس قرآن، ج 6، ص 191، دار الکتب الإسلامیة، تهران، چاپ ششم، 1371ش.

[4]. راغب اصفهانى، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، تحقیق: صفوان عدنان داودى‏، ص 748، دارالعلم، الدار الشامیة، دمشق، بیروت، چاپ اول، 1412ق.‏

[5]. قاموس قرآن، ج 6، ص 211.

[6]. ابن منظور، محمد بن مکرم،  لسان العرب، ج 15، ص 259، دار صادر، چاپ سوم، بیروت‏، سال 1414 ق‏‏.

[7]. طباطبایى، سید محمد حسین، المیزان فى تفسیر القرآن، ج 14، ص 259، دفتر انتشارات اسلامى، قم، چاپ پنجم، 1417ق.

[8]. گنابادى، سلطان محمد، تفسیر بیان السعادة فى مقامات العبادة، ج 3، ص 43، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات - بیروت، چاپ دوم، 1408ق؛ المیزان فى تفسیر القرآن، ج 14، ص 259.

[9]. ابوالفتوح رازى، حسین بن على، روض الجنان و روح الجنان فی تفسیرالقرآن، ج‏ 7، ص 270، تحقیق: یاحقى، محمد جعفر، بنیاد پژوهشهاى اسلامى آستان قدس رضوى‏، مشهد، 1408ق‏.

[10]. مترجمان، تفسیر هدایت، ج 9، ص 456 و 457، بنیاد پژوهشهاى اسلامى آستان قدس رضوى، مشهد، چاپ اول، 1377ش؛

[11]. موسوى همدانى، سید محمد باقر، ترجمه المیزان، ج ‏16، ص 225، جامعه مدرسین، قم، 1374 ش‏.

[12]. مصطفوى، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم‏، ج ‏10، ص 249، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، تهران، 1360 ش‏.

 

نظرات
لطفا مقدار را وارد نمایید
مثال : Yourname@YourDomane.ext
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید

طبقه بندی موضوعی

درخبرنامه سایت عضو شوید

آخرین پرسش ها و پاسخ ها را همه روزه در ایمیل خود مطالعه کنید.

پرسش‌های اتفاقی

  • «آجرک الله» یعنى چه؟
    732 بیشتر بدانید 1393/04/09
    «آجرک الله» یعنی خدا تو را اجر و پاداش خیر دهد. این عبارت غالباً برای تعزیت و تسلیت گفتن به افراد مصیبت دیده و عزادار به کار می‌رود، چنان‌که در روایتی از زراره بن اوفی نقل شده است: «پیامبر اسلام(ص) مردی را که فرزندش فوت کرده بود تعزیت داده و فرمود، ...
  • مکلف شأنی و مکلف فعلی به چه معنا است؟
    927 کلیات و اصطلاحات 1392/05/31
    این دو اصطلاح در مقابل هم به کار برده می‌‌شود، به گونه‌‌ای که مکلف یا مکلف شأنی است یا مکلف فعلی. مکلف فعلی: به مکلفی که دارای تکلیف فعلیت یافته است، مکلف فعلی گفته می‌شود.[1] به عبارت دیگر، فعلیت؛ صفت تکلیف است نه مکلف، ولی مَجازاً برای مکلف به کار برده ...
  • آیا حقانیت برهان جهان شناختی در قرآن ذکر شده؟ اگر درست باشد در کدام سوره و آیه است؟
    835 تفسیر 1392/04/06
    برهان جهان شناختی به تنهایی برهان خاصی نیست؛ بلکه به مجموعه برهان‌هایی گفته می‌شود که با شروع از مقدمه کلی در باره‌ی عالم و با استفاده از اصول فلسفی به اثبات خداوند واحد می‌پردازد.[1] در مورد استفاده از این نوع برهان در قرآن پاسخ 5225، «دلایل اثبات خدا در قرآن» ...
  • با توجه به وجود خیر و شر، زشتی و زیبایی در جهان چگونه می توان مهربان بودن خدا را اثبات کرد؟
    3946 کلام قدیم 1386/03/05
    اینکه خداوند در بهترین حالات انسان را آفریده و تمام نیاز های او را چه در این جهان و چه در آن جهان بر آورده، بلکه تمام موجودات را برای انسان و در خدمت ایشان قرار داده است بهترین دلیل بر مهربانی خداوند نسبت به انسان است. همچنین نسبت به ...
  • تناقض در آیات سوره 57، آیه 21و سوره 3، آیه 133 در باره آسمان چگونه قابل حل است؟
    2749 تفسیر 1388/02/24
    نکته ای که موجب آن شد تا این آیات را متناقض تصور نمایید، ترجمه واژه "السماء" به "یک آسمان" بود، در صورتی که معنای حقیقی آن "آسمان" است و نه "یک آسمان" و حتی در ترجمه فارسی نیز، میان "آسمان" و "آسمان ها" تناقض و تفاوتی وجود ندارد؛ مانند آن ...
  • آیا اشتیاق انسان‌ به گناه با روح خدایی که در او دمیده شده، در تضاد نیست؟
    1338 روح و نفس 1393/02/22
    با آنکه انسان دارای روحی الهی و فطرتی معنویت‌گرا است، اما نیازهای جسم از درون و دم دست بودن خواسته‌ها در بیرون را می‌توان از ابتدایی‌ترین عوامل گناه و به عنوان دو عامل درونی و بیرونی نام برد. البته عوامل دیگری نیز وجود دارد که مهم‌ترین آنها غفلت از یاد ...
  • طی الارض چیست؟
    3939 عرفان نظری 1385/12/24
    درباره­ی حقیقت طی الارض نظریات گوناگونی ارائه شده است که یکی از آنها نظریه­ی «اعدام و ایجاد» ابن عربی است. طبق این نظریه، شخص خود را در مکان مبدأ «اعدام» و در مکان مورد نظر «ایجاد» می نماید. طبق نظریه ی دیگر، طی الارض، نقل و انتقال سریع بدن است ...
  • آیا زن برای تصرف در اموال خود باید از همسرش اجازه بگیرد؟
    5713 حقوق و احکام 1386/04/25
    اسلام مردان و زنان را به فعالیت اقتصادی و اشتغال دعوت و هر دو را مالک درآمد خویش محسوب کرده است و زنان همچون مردان حق مالکیت بر اموالشان را دارند؛ خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید: « برای مردان از آنچه کسب کرده اند، بهره ای است و برای زنان ...
  • شرائط نیابت در حج چیست و آیا فردی که خود به حج نرفته، می تواند نایب قرار گیرد؟
    934 گوناگون 1392/10/04
    مراجع عظام تقلید برای شخصی که نایب در اعمال حج واجب یا عمره‌ی مستحبی می‌شود، امورى را شرط کرده‌اند: 1. بلوغ؛[1](بنابر احتیاط واجب‌). 2. عقل؛‌ 3. ایمان؛ (یعنى اعتقاد به امامت دوازده امام داشته باشد).[2] 4. [فردی ثقه و قابل اعتماد باشد؛ به طوری‌که] از انجام عمل توسط او اطمینان حاصل شود.[3] اما بعد ...
  • آیا حدیث ثلاث خصال دارای سند صحیح می باشد؟
    2163 درایه الحدیث 1388/08/12
    هر چند برخی از راویان این حدیث مجهول و ناشناخته هستند؛ ولی به چند دلیل این حدیث قابل استناد است:1. این روایت در منابع متعدد دسته اول روایی وارد شده است؛ و این را می دانیم کهوجود روایت در منابع متعدد و توجه محدثان بزرگ به آن می تواند گواه ...

پربازدیدترین‌ها

پیوند‌ها

حاضرین در سایت :

5735  نفر