جستجوی پیشرفته
بازدید
67977
آخرین بروزرسانی: 1405/04/16
خلاصه پرسش
وهابیت چگونه و از کجا آمده؟ نظریات آنها چیست؟
پرسش
وهابیت چگونه و از کجا آمده؟ نظریات آنها چیست؟ و علل مخالفت شیعه با آنها چیست؟
پاسخ اجمالی

وهابیان، پیروان محمد بن عبدالوهاب هستند، و او پیرو مکتب ابن تیمیه و شاگردش ابن قیم جوزی بود که عقاید جدیدی را در جزیرة العرب بنیاد نهاد. وهابیت فرقه‌ای از فرق اسلامی است که در عربستان و برخی از کشورها؛ نظیر پاکستان و هند طرفدارانی دارد. به اعتقاد آنان حاجت خواستن از پیامبر(ص) و ائمه(ع)، زیارت، احترام و تعظیم قبور پیامبر(ص) و ائمه اطهار(ع) نوعی بدعت و بت‌پرستی محسوب می‌شود و حرام است. آنها سلام و تکریم و احترام به پیامبر را جز در نماز جایز نمی‌دانند، و پایان زندگی دنیوی او را، پایانی بر بزرگ‌داشت و گرامی داشت او می‌دانند. آنها هرگونه آثار، گنبد و بارگاه بر قبور ائمه و بزرگان را بدعت دانسته، و معتقدند که حضرت رسول(ص) یک انسان با همه‌ی ناتوانی‌ها و ضعف‌های بشری بود که و از دنیا رفت و هیچ خبری از ما و جهان امروز ندارد، و زیارت قبرش حرام است.

شیعه و عالمان بسیاری از اهل‌سنت این عقاید را رد کرده و معتقدند که دلیل این انحرافات، یکی اشتباه در فهم معارف اساسی اسلام؛ مانند توحید و عبادت است. و دیگری برداشت نادرست از اعمالی؛ مانند زیارت و توسل.

پاسخ تفصیلی

وهابی‌ها (وهابیان) پیروان محمد بن عبدالوهاب بن سلیمان نجدی (1115 – 1206) هستند، و او پیرو مکتب ابن تیمیه و شاگردش ابن قیم جوزی بود که عقاید جدیدی را در جزیرة العرب بنیاد نهاد. نام این فرقه از نام پدر او عبدالوهاب گرفته شده است.[1]

خاستگاه وهابیت

ریشه‌ی فکری وهابیت، آرا و افکار ابن تیمیّه است که در سال 698 هـ ق، در منطقه‌ی شام آغاز به تبلیغ و ترویج آن نمود، و با مخالفت صریح دانش‌مندان بزرگ اهل‌سنّت و شیعه روبرو شد.

با مرگ ابن تیمیّه در سال 728 در زندان قلعه‌ی دمشق، افکار وى نیز به فراموشی سپرده شد. پس از گذشت حدود چهار صد سال، محمّد بن عبد الوهّاب در سرزمین نجد با هماهنگى محمّد بن سعود حاکم «دِرعیّة»، در سال 1157 افکار ابن تیمیّه را مجددا زنده و به ترویج آن پرداخت؛ آنان با نبردهاى خونین، بر سواحل خلیج فارس و تمامى منطقه‌ی حجاز سلطه یافتند.[2]

این فرقه هم اکنون در عربستان و برخی از کشورها؛ نظیر پاکستان و هند طرفدارانی دارد.

محمد جواد مغنیه در کتاب هذه هی الوهابیة، با استناد به کتاب‌های محمد بن عبدالوهاب و آثار دیگر وهابیان می‌نویسد: به نظر وهابی‌ها هیچ انسانى نه موحد است و نه مسلمان، مگر این‌که امور معینی را] که در ادامه به آنها اشاره می‌شود[ ترک نماید.[3] درحالی که، همه‌ی مسلمانان معتقدند که هر کس شهادتین را بر زبان جاری کند مسلمان بوده و خون و مالش محفوظ است؛ اما وهابی‌ها می‌گویند: قول بدون عمل ارزش و اعتباری ندارد. بنابراین، هر کس شهادتین را بخواند، ولی از مردگان استعانت بخواهد چنین کسی کافر و مشرک خواهد بود و خون و مال او حلال است.

مذهب وهابی اکنون در عربستان سعودی مذهب رسمی است و فتاوای علمای آن مذهب از طرف دولت اجرا می‌شود. آنان در فروع مذهب، تابع احمد حنبل هستند و بر هیچ‌یک از پیروان مذاهب اربعه(حنفی، شافعی، حنبلی و مالکی) ایراد نمی‌گیرند، ولی پیروان مذاهب دیگر، مانند شیعه و زیدیه را مورد طعن قرار می‌دهند.[4]

 در این‌جا به بعضی از معتقدات فرقه‌ی وهابیه اشاره می‌کنیم:

  1. اعتقاد به سلطه‌ی غیبی برای غیر خداوند شرک است: آنها می‌گویند: «اگر کسی به پیامبر(ص) یا غیر او از اولیا الله استغاثه [و از آنها طلب یاری] کند و به این مسئله که او دعایش را می‌شنود و از احوالش با خبر است، یا حاجتش را برآورده می‌کند، معتقد باشد، اینها انواعی از شرک اکبر است».[5]
  2. حاجت خواستن از اموات: به اعتقاد وهابیه از انواع شرک، حاجت خواستن از اموات و استعانت از آنان و توجه به آنان است و این اصل و اساس شرک در عالم است».[6]
  3. دعا و توسل نوعی عبادت و شرک است: وهابی‌ها می‌گویند: «عبادت مخصوص خدا است و دعا هم نوعی عبادت است، پس درخواست از غیر خدا، شرک است».[7]
  4. زیارت قبرها شرک است.
  5. تبرک جستن به آثار پیامبران(ع) و صالحان، شرک است.
  6. احتفال(جشن گرفتن) میلاد پیامبر(ص) شرک است.
  7. ساختن گنبد و بارگاه بر روی قبرها شرک است.

علت مخالفت شیعه با وهابیان

علت مخالفت شیعه با وهابیان به دلیل عقاید اشتباه آنان و تعصب شدید نسبت به آن و اعمال خشونت در رفتار و کردار است.

در رد عقاید آنها می‌توان گفت؛ اگر اعتقاد به سلطه‌ی غیبی، اعتقاد به شفا دادن و اعتقاد به برآوردن حاجت و ...، این‌گونه باشد که تمامی این امور به خداوند مستند است، و دیگران هرچه دارند از جانب خداوند متعال به آنها داده شده است، شرک نخواهد بود؛ زیرا در این صورت هیچ‌گونه استقلالی برای غیر خدا در نظر گرفته نشده است و شرک در الوهیت، شرک در خالقیت و شرک در ربوبیت، در صورتی تحقق پیدا می‌کند که کسی عقیده داشته باشد، غیر خداوند به طور مستقل دارای صفات کمال و جلال باشد، یا به طور مستقل بتواند خلق کند و یا به طور مستقل بتواند تدبیر کند؛ اما اگر قدرت او یک قدرت وابسته به خداوند باشد، دیگر شرک معنا نخواهد داشت. مسلمانانی که از پیامبر اکرم(ص) و جانشینان آن‌حضرت حاجت می‌خواهند و عقیده دارند که آنها قدرت فوق العاده‌ای دارند، و این مقام را برای آنها مقامی عطا شده از جانب پروردگار می‌دانند که در اثر رسیدن به کمال بندگی به دست آورده‌اند، آیا با این وصف، باز هم مشرک هستند؟

آنان کارهایی، مثل جشن گرفتن برای میلاد پیامبر(ص)، بنای گنبد و بارگاه روی قبرها، بوسیدن ضریح و... را شرک می‌دانند از آن جهت که این اعمال را عبادت پنداشته‌اند.

در جواب این اعتقاد به آنها می‌گوییم: شما معنای عبادت را درست نفهمیده‌اید. عبادت، ویژگی‌هایی دارد که با آن ویژگی‌ها عبادت مخصوص خداوند است. عبادت، عبارت است از: خضوع و خشوعی که ناشی از اعتقاد به الوهیت، یا خالقیت و یا ربوبیت باشد. بنابراین، با این تعریف اگر خضوع و خشوعی ناشی از چنین اعتقاداتی نباشد، به هیچ وجه عبادت نخواهد بود. به همین جهت وقتی خداوند در سوره‌ی یوسف سجده‌ی برادران یوسف(ع) در مقابل آن‌حضرت را نقل می‌کند،[8] آن‌را شرک ندانسته است؛ زیرا آنان هیچ‌گاه در مورد یوسف، اعتقاد به الوهیت، خالقیت و یا ربوبیت نداشتند.[9]

از آنها می‌پرسیم؛ چرا بوسیدن حجر الاسود شرک نیست؟ اما بوسیدن ضریح و قبر پیامبر(ص) را شرک می‌دانید؟ چه فرقی وجود دارد؟ پس معلوم می‌شود که هر احترام و هر خضوع و خشوعی عبادت نیست. آیا مادری که از روی علاقه‌ی مادری، فرزند خود را می‌بوسد او را می‌پرستد و مشرک شده است؟

خوش‌بختانه، علما و دانشمندان تیزبین و بیدار مسلمان از دیرباز به تمامی عقاید و معیارهای خود ساخته، جواب متین، محکم داده‌اند که در کتاب‌های زیادی ثبت شده است.

در این‌جا داوری را به عقل سلیم شما واگذار می‌کنیم که آیا آموزه‌های انحرافی که توسط وهابیون تبلیغ می‌شود می‌تواند مطابق با فطرت و قرآن باشد؟! آیا این است محبت به  اهل‌بیت(ع) که مزد رسالت قلمداد گردیده است؟[10] و آیا قرآن نفرموده است که شهدا زنده‌اند و در نزد خدا روزی می‌خورند؟[11] و آیا مقام پیامبر(ص) از شهدا کمتر است؟![12]


[1]. مشکور، محمد جواد، فرهنگ فرق اسلامی، ص 457 – 461.

[2]. ر. ک: حسینی قزوینی، سید محمد، وهابیت از منظر عقل و شرع.

[3]. همان.

[4]. همان.

[5]. مجموعه فتاوی بن باز، ج 2، ص 552.

[6]. فتح المجید، ص 68.

[7]. الرد علی الرافضة (طبق نقل شیعه شناسی، علی اصغر رضوانی، ص 135- 143).

[8]. یوسف، 100. «وَ رَفَعَ أَبَوَیْهِ عَلىَ الْعَرْشِ وَ خَرُّواْ لَهُ سُجَّدًا».

[9]. اقتباس از سؤال «شرک و اقسام آن»، 612.

[10]. شوری، 23.

[11]. آل عمران، 169.

[12]. برای اطلاع بیشتر، ر. ک: سبحانی، جعفر، بحوث قرآنیه فی التوحید والشرک؛ همو، وهابیت مبانی فکری و کارنامه ی عملی؛ همو، آئین وهابیت؛ مشکور، محمد جواد، فرهنگ فرق اسلامی.

نظرات
تعداد نظر 0
لطفا مقدار را وارد نمایید
مثال : Yourname@YourDomane.ext
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید

طبقه بندی موضوعی

پرسش های اتفاقی

پربازدیدترین ها