جستجوی پیشرفته
بازدید
14480
آخرین بروزرسانی: 1399/06/17
خلاصه پرسش
آیا تاختن دشمن با اسب‌هایشان بر پیکر امام حسین(ع) و شهدا در منابع تاریخی معتبر وجود دارد؟
پرسش
این‌که مشهور است روز عاشورا بر بدن مطهر امام حسین(ع) و تعدادی از شهدا اسب تاختند، دارای سند است؟ در کدام منابع آمده است؟
پاسخ اجمالی

یکی از نفرت‌انگیزترین رفتارهای لشکر یزید در روز عاشورا که حکایت از قساوت قلب و دشمنی شدید آنها با امام حسین(ع) داشت، تاختن اسب بر بدن مطهر آن‌حضرت(ع) و دیگر شهدای کربلا بود.

وقوع این جنایت از متواترات تاریخی بوده و بسیاری از منابع تاریخی کهن از فریقین به آن اشاره کرده‌اند، اگرچه در برخی جزئیات، تفاوت‌هایی در نقل‌ها مشاهده می‌شود،[1] و صرف نظر از این‌که با وجود تمام این گزارش‌ها برخی اصل این قضیه را نمی‌پذیرند.[2]

این جنایت هولناک به دستور عبیدالله بن زیاد انجام شد. او طی نامه‌ای از عمر بن سعد خواست که بعد از کشتن امام(ع) بر بدن ایشان اسب بتازاند. وی در این نامه نوشت که اگر حسین بن علی(ع) و یارانش تسلیم شدند، آنها را سالم به نزد من بیاور، اما اگر قبول نکردند آنها را به قتل برسان و اعضای بدنشان را قطعه قطعه کن که استحقاق این کار را دارند، و اگر حسین(ع) را کشتی بر سینه و پشت وی اسب بتازان؛ چراکه من قول داده‌‌ام[3] و نذر کرده‌ام این کار را انجام دهم.[4]

اسامی ده نفر

به دنبال فرمان عبیدالله، عمر بن سعد در میان لشگر خود فریاد زد: چه کسى داوطلب می‌شود تا بر بدن حسین بن علی(ع) اسب بتازاند؟![5] که برای انجام آن، ده[6] و یا بیست نفر[7] داوطلب شدند و با اسب‌هایشان بر بدن امام تاختند و استخوان‌های سینه و ستون فقراتشان را درهم شکستند:

  1. اسحاق بن حیوه(حیاه،[8] حریه،[9] حویّه،[10] یحیی[11]) حضرمى. و او همان کسی بود که لباس امام حسین(ع) را نیز به عنوان غنیمت برداشت و بعدها پیسى گرفت.[12]
  2. احبش (اخنس)[13] بن مرثد بن علقمة بن سلامة الحضرمى،[14]‏ وی مدتی بعد در جنگى ایستاده بود که تیرى ناشناس به او خورد و قلبش را شکافت و جان داد.[15]
  3. اسید (اسد)[16] بن مالک.[17]

اسید بعد از این جنایت نزد عبیدالله بن زیاد این شعر را خواند:

«نحن رضضنا الظهر بعد الصدر          بکل یعبوب شدید الاسر»؛

ما ستون فقرات (حسین) را بعد از استخوان‌های سینه‌اش با اسبان تنومند و سریع‌السیر متلاشی کردیم. [18]

  1. هانى بن ثبت (ثبیت)،[19] (شبث)[20] حضرمی.[21] به نقلی وی عامل شهادت عبدالله بن علی(ع) نیز بود و به همین دلیل در زیارت‌نامه‌ی شهدا مورد لعنت قرار گرفته است.[22]
  2. واخط[23] (واحظ)[24] (ادلم)[25] بن ناعم.[26]
  3. صالح بن وهب جعفی، یزنی.[27]
  4. سالم بن خثیمة (خیثمه)[28] جعفی.[29]
  5. رجاء بن منقذ عبدی.[30]
  6. عمر بن صبیح صیداوی، مذحجی،[31] صدائی.[32] وی قاتل عبدالله بن مسلم بن عقیل نیز بود.[33]
  7. حکیم بن طفیل سنبسى، طائی،[34] وی به همراه زید بن رقاد جنبی حضرت عباس(ع) را به شهادت رساند.[35] ابو عمرو زاهد می‌گوید: هنگامى که حسب و نسب این ده نفر را بررسى کردیم دیدیم تمام‌‌شان زنازاده بودند. آنها چنان بر بدن امام(ع) تاختند که استخوان‌هاى سینه و پشت ایشان را درهم شکستند: «حَتَّى رَضُّوا صَدْرَهُ وَ ظَهْرَهُ».[36] و استخوان‌هاى سینه‏‌اش را مانند آسیاب، نرم کردند: «حَتَّى طَحَنَّا حَنَاجِرَ صَدْرِه‏».[37]

 همان‌گونه که در ابتدای این نوشتار گفته شد، اصل این رخداد در بسیاری از منابع کهن نقل شده است، اما بسیاری از شاخ و برگ‌هایی که در حواشی این موضوع نقل شده است، یا از لحاظ سند و محتوا قابل پذیرش نبوده و یا اساسا در منابع معتبر نقل نشده است،‌ مانند روایتی که در مورد حمله‌ی شیری درنده به اسب‌هایی که تصمیم بر این کار داشتند،[38]  و یا این‌که آن افراد جنایت‌کار، نعل‌های قدیمی را از پای اسب‌ها کنده و نعل جدید به آنها زدند و ... .

به هر حال، مختار بن ابی عبید در جریان قیام خود به خون‌خواهی امام حسین(ع)، به بیشتر این جنایت‌کاران دست‌یافت و آنان را در همین دنیا به سزای اعمالشان رساند.[39] و بیقین مجازات شدیدتری در آخرت در انتظارشان خواهد بود.

 


[1]. طبری، أبو جعفر محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک(تاریخ طبری)، تحقیق، ابراهیم، محمد أبو الفضل، ج 5، ص 415، بیروت، دار التراث، چاپ دوم، 1387ق؛ ابن اثیر جزری، علی بن محمد، الکامل فی التاریخ، ج 4، ص 55 – 56، بیروت، دار صادر، 1385ق؛ ابن جوزی، عبد الرحمن بن علی‏، المنتظم،‏ محقق، عطا، محمد عبد القادر، عطا، مصطفی عبد القادر، ج 5، ص 336 – 337، بیروت، دار الکتب العلمیة، چاپ اول، 1412ق؛ بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، تحقیق، زکار، سهیل، زرکلی، ریاض، ج 3، ص 183، بیروت، دار الفکر، چاپ اول، 1417ق؛ ابن اعثم کوفی، احمد بن اعثم، الفتوح، تحقیق، شیری، علی، ج 5، ص 93، بیروت، دار الاضواء، 1411ق؛ ابو الفرج، علی بن الحسین الأصفهانی، مقاتل الطالبیین، محقق، صقر، سید احمد، ص 118 – 119، بیروت، دار المعرفة، بی‌تا.

[2]. علامه مجلسی، بحار الأنوار، ج ‏45، ص 59 – 60، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ دوم، 1403 ق.

[3]. تاریخ الامم و الملوک(تاریخ طبری)، ج ‏5، ص 415.

[4]. انساب الاشراف، ج ‏3، ص 183.

[5]. تاریخ الامم و الملوک(تاریخ طبری)، ج ‏5، ص 415؛  الکامل فی التاریخ، ج 4، ص 80.

[6]. تاریخ الامم و الملوک(تاریخ طبری)، ج ‏5، ص 415؛ انساب الاشراف، ج ‏3، ص 204.

[7]. بلعمی، تاریخنامه ‏طبری، تحقیق، روشن، محمد، ج 4، ص 711، تهران، سروش، البرز، چاپ سوم، 1373 و 1378ش.

[8]. تاریخ الامم و الملوک(تاریخ طبری)، ج ‏5، ص 454؛ انساب الاشراف، ج ‏3، ص 204.

[9]. سید بن طاوس، اللهوف فی قتلی الطفوف، ترجمه، فهرى‏ زنجانى، سید احمد، ص 135، تهران، نشر جهان، چاپ اول، 1348ش.

[10]. همان.

[11]. ابن شهر آشوب مازندرانی، مناقب آل أبی طالب ع، ج 4، ص 111، قم، علامه، چاپ اول، 1379ق.

[12]. تاریخ الامم و الملوک(تاریخ طبری)، ج ‏5، ص 454؛ انساب الاشراف، ج ‏3، ص 204.

[13]. شیخ مفید، الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ج 2، ص 113، قم، کنگره شیخ مفید، چاپ اول، 1413ق.

[14]. تاریخ الامم و الملوک(تاریخ طبری)، ج ‏5، ص 455.

[15]. همان.

[16]. مناقب آل أبی طالب ع، ج 4، ص 111.

[17]. ابن نما حلی، جعفر بن محمد، مثیر الأحزان، ص 78، قم، مدرسه امام مهدی عج، چاپ سوم، 1406ق.

[18]. اللهوف فی قتلی الطفوف، ص 135.

[19]. مثیر الأحزان، ص 78.

[20]. اللهوف فی قتلی الطفوف، ص 135.

[21]. مناقب آل أبی طالب ع، ج 4، ص 111.

[22]. ابن مشهدی، محمد بن جعفر، المزار الکبیر، محقق، مصحح، قیومی اصفهانی، جواد، ص 488، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ اول، 1419ق.

[23]. مثیر الأحزان، ص 78.

[24]. اللهوف فی قتلی الطفوف، ص 135.

[25]. مناقب آل أبی طالب ع، ج 4، ص 111.

[26]. همان.

[27]. همان.

[28]. همان.

[29]. همان.

[30]. همان.

[31]. همان.

[32]. تاریخ الامم و الملوک(تاریخ طبری)، ج ‏5، ص 469.

[33]. طبرسی، فضل بن حسن، اعلام الوری بأعلام الهدی، ص 246، تهران، دار الکتب الاسلامیة، چاپ سوم، 1390ق.

[34]. مناقب آل أبی طالب ع، ج 4، ص 111.

[35]. تاریخ الامم و الملوک(تاریخ طبری)، ج ‏5، ص 468؛ الکامل فی التاریخ، ج ‏4،  ص 92.

[36]. اللهوف فی قتلی الطفوف، ص 135.

[37]. اللهوف فی قتلی الطفوف، ص 136.

[38]. «حاضر شدن شیر در کربلا برای حفاظت از بدن امام حسین(ع)»، 30108.

[39]. اللهوف فی قتلی الطفوف، ص 135؛ بحار الأنوار، ج ‏45، ص 59 – 60.

نظرات
تعداد نظر 0
لطفا مقدار را وارد نمایید
مثال : Yourname@YourDomane.ext
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید

طبقه بندی موضوعی

پرسش های اتفاقی

  • نگاه کردن بانوان به بدن یکدیگر در استخر و... چه حکمی دارد؟
    55980 همجنس گرایی 1389/08/17
    فتوای حضرت آیة الله العظمی خامنه‌ای دراین باره همان فتوای حضرت امام خمینی است، که در زیر بیان می‌شود:‌نگاه کردن به عورت دیگرى حرام است، اگر چه از پشت شیشه یا در آیینه یا آب صاف و مانند اینها باشد... ولى زن و شوهر مى‏توانند به تمام بدن یکدیگر نگاه ...
  • اگر شخص روزه‌داری را در غیر ماه رمضان با علم به روزه بودن او به طعام دعوت کنند، وظیفه شخص روزه‌دار چیست؟
    19311 روزه های مستحب، مکروه و حرام 1391/05/26
    اگر روزه‌ی این شخص (مانند قضای رمضان) واجب باشد و وقت قضاى روزه‌ی او تنگ نباشد، مى‌تواند پیش از ظهر، روزۀ خود را باطل نماید، ولی بعد از ظهر جایز نیست که روزۀ خود را باطل کند.[1] اما اگر روزه‌ی او ...
  • آیا در منابع اسلامی به موضوع ختم سوره انعام و دعاهای مرتبط با چنین ختمی اشاره شده است؟
    32273 دستور العمل ها 1392/07/28
    علامه مجلسی درباره چگونگی ختم انعام برای حاجات مهم، به نقل از کتاب‌ »الاختیار» سید ابن باقی می‌گوید: که پیامبر اکرم(ص) فرمود: اگر کسی می‌خواهد خدا دعایش را مستجاب کند، پس در روز یک‌شنبه وضو بگیرد و بعد از نماز ظهر دو رکعت نماز بگذارد و بعد از ...
  • یک مربی خوب از نگاه قرآن دارای چه ویژگی‌های است؟
    31685 تبلیغ و گفتگو 1392/09/24
    در آیات متعددی از قرآن، در توصیف ویژگی­های پیامبران، صفاتی برای آنان نقل شده است. با توجه به این‌که این بزرگواران برترین و والاترین مربیان و معلمان بشریت هستند، این صفات می‌‌تواند سرمشق خوبی برای دیگر افراد، در امر تربیت مردم باشد. مهم‌ترین ویژگی یک مربی خوب، دلسوز ...
  • آیا امامت و ولایت فقیه، بحثی کلامی است یا فقهی؟
    14467 دلائل ولایت فقیه 1393/05/23
    لازم است قبل از پاسخ به دو نکته توجه شود: 1. موضوع علم کلام،[1] ذات و صفات و افعال خداوند است؛[2] ولی موضوع علم فقه، افعال مکلفین می‌باشد.[3] 2. متکلمان شیعه‌ امامیه، امامت را منصبی الهی ...
  • تغییر جنسیت چه تأثیری بر «حق حضانت» کودک دارد؟
    15357 احکام تغییر جنسیت 1386/11/14
     حضانت در لغت «پروردن» است، و در اصطلاح فقه و حقوق مدنی، پرورش اطفال است به وسیلۀ پدر و مادر و نزدیکان او، که هم حق است و هم تکلیف، پرورش از لحاظ مادی و هم معنوی و هم اخلاقی است.قانون مدنی ایران در مواد 1169، 1170، 1176 صریحاً حق ...
  • شیعیان به چند فرقه تقسیم می‌شوند؟
    74446 فرقه های منشعب از شیعه 1387/07/27
    واژه‌ی "شیعه" در لغت به معنای "پیرو" و "یاور"، هم‌چنین به معنای "منهاج و دین یکسان داشتن" آمده است. و در اصطلاح میان مسلمانان، وابستگی ویژه‏‌ای به پیروان حضرت علی(ع) پیدا کرده است. در مورد پیروان آن‌حضرت نیز در معانی متعددی؛ مانند دوست‌دار و محبّ حضرت علی(ع)، یا ...
  • کدام آیه از قرآن، خودستایی را نکوهش می کند؟
    16712 گناه و رذائل اخلاقی 1393/01/19
    شاید یکی از واضح‌­ترین آیه‌­هایی که خودستایی را نکوهش می‌­کند، بخش پایانی آیه 32 سوره نجم است: «فَلا تُزَکُّوا أَنْفُسَکُمْ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اتَّقى» یعنی خود را پاکیزه اعلام نکنید. خدا پرهیزکاران را بهتر ‏می‌‌­شناسد. ...
  • منظور از چشم دل چیست؟
    33151 شهود قلبی 1391/08/25
    منظور از دیدن با چشم دل، همان‌گونه که در پاسخ‌هایی قبلی آمده بود، ادراک شهودی و دریافت با دل و قلب است؛ برای توضیح بیشتر سخن امام سجاد علی بن حسین(ع) را در این زمینه نقل می‌کنیم. آن‌حضرت می‌فرماید: برای هر انسان و بنده چهار چشم قرار ...
  • برخی روایات به خوردن خرمای برنی توصیه کرده و برخی دیگر آن‌را مضر دانسته‌اند. دلیل این ناهمخوانی چیست؟
    12906 حدیث 1401/02/12
    خرما یکی از میوه‌های بهشتی و پربرکت است که در قرآن از آن فراوان یادشده، و در منابع روایی نیز به استفاده از آن سفارش شده است.[1]یک نوع از خرما، خرمای «بَرْنِی» است. کلمه «برنی» با فتحه روی حرف «باء» و ...

پربازدیدترین ها