جستجوی پیشرفته
بازدید
66600
آخرین بروزرسانی: 1399/04/22
خلاصه پرسش
شیطان چگونه و از چه راه‌هایی در فکر و اندیشه ما نفوذ کرده و خواسته‏‌هاى خویش را القا می‌کند؟!
پرسش
شیطان چگونه در فکر و اندیشه ما نفوذ کرده و خواسته‌‏هاى خویش را القا می‌‏کند؟!
پاسخ اجمالی

شیطان موجودى است از جنس جن؛ از این‌رو می‌‏تواند با تمثل به اشکال گوناگون خویش را در قالب هر چیزی اعم از حیوان یا انسان، غیر از معصومین(‏ع) بنمایاند؛ لذا یکى از اساسی‌ترین راه‌‌‏هاى اغواگرى او همین طریق است که در لحظات حساس سرنوشت انسان‌‏ها، خود را به شکل انسانى ظاهر الصلاح در آورده و موجبات فریب آدمى را مهیا می‌‏کند.

اما او همیشه از این روش استفاده نمی‌‏کند. او موجودى مثالى است؛ یعنى حالتى میان تجرد و تجسم دارد، از این جهت نمی‌‏تواند به طور مستقیم در روح مجرد آدمى، که قوام و انسانیت انسان است، راه یابد؛ لذا از راه نفس أماره خواسته‌‏هاى خویش را در جان ما می‌‏نشاند. نفس اماره همان بعد حیوانى نفس انسانى است که در صورت ترقى و کمال تبدیل به نفس مطمئنه یا روح عالى می‌‏شود.

پس شیطان با تداعى و جلوه‌‏نمایى، آنچه از انحرافات که مورد تمایل نفس اماره یا هواهاى نفسانى انسان است، موجبات گمراهى و فریب آدمى را فراهم می‌‏کند؛ لذا باید گفت که شیطان یک جزء العلة یا علت معده در فریب آدمى است، نه علت تامه.

اما این جلوه‌‏نمایی‌‏ها، نمودهاى متفاوتى دارند که همگى با تمایلات حیوانى ما، هم صدا هستند که عبارت‌اند از:

الف) تزیین اعمال زشت: شیطان با زیبا جلوه دادن زشتی‌‏ها، قبح ظلم و گناه را از بین می‌‏برد و موانع اجتماعى در عمل به محرمات را می‌‏کاهد، تا انسان راحت‌‏تر به دامان گناه بیافتد. این همان توجیه‏‌گری‌‏هایى است که ما براى عمل به گناه، نزد خود اقامه می‌‏کنیم.

ب) وعده‏هاى دروغ: شیطان با دادن وعده‌‏هاى دروغ و آرزوهاى بلند و دست‌نیافتنى، انسان را از یاد معاد، مرگ و خداوند متعال، باز می‌‌‏دارد و چنین شخصى درگیر هواهاى نفسانى است و برای رسیدن به آن آرزوى آن‌چنانی، حاضر است مرتکب گناهان بزرگ نیز بشود.

ج) بیم و هراس: شیطان با ایجاد رعب و ترس از آینده و رویدادهاى آن، آدمى را به انباشت ثروت، فرار از جهاد، همراهى با طاغوت و... فرا می‌‏خواند و او را به اعمال ناشایست و گناهانى که نشأت گرفته از ترس از آینده هستند، وامی‌‏دارد.

پاسخ تفصیلی

لازم است براى رسیدن به پاسخ صحیح از پرسش فوق، ابتدا شناختى و لو اجمالى از موجودى به نام شیطان داشته باشیم. در مبدأ اشتقاق کلمه‏ى شیطان، میان دانشمندان، چندین مبنا وجود دارد. اما آنچه که مناسب‏تر به نظر مى‏رسد، این است که لغت شیطان، از "شطن" به معناى دور شده است.[1]

 

بنابه گفته‏ى بسیارى از مفسرین، شیطان؛ یعنى موجودى موذى و طاغى که از راه راست خارج شده است. با این فرض، اسم شیطان، یک اسم عامى است که مصادیق متعددى دارد و هر موجود طغیانگرى از انس و جن را شامل مى‏شود[2]. اما ابلیس همان شیطانى است که از سجده بر آدم ابوالبشر(ع)[3] ابا ورزید.

 

لازم است براى رسیدن به پاسخ صحیح از پرسش فوق، ابتدا شناختى و لو اجمالى از موجودى به نام شیطان داشته باشیم. در مبدأ اشتقاق کلمه‌‏ی شیطان، میان دانشمندان، چندین مبنا وجود دارد. اما آنچه که مناسب‌‏تر به نظر می‌‏رسد، این است که لغت شیطان، از "شطن" به معناى دور شده است.[1]

بنابه گفته‌ی بسیارى از مفسران، شیطان؛ یعنى موجودى موذى و طاغى که از راه راست خارج شده است. با این فرض، اسم شیطان، یک اسم عامى است که مصادیق متعددى دارد و هر موجود طغیان‌گرى از انس و جن را شامل می‌‏شود[2]. اما ابلیس همان شیطانى است که از سجده بر آدم ابوالبشر(ع)[3] ابا ورزید.

به تصریح قرآن کریم، ابلیس از جنس جن[4] است و از آتش آفرید شد. ویژگى این گروه از مخلوقات، این است که حالتى میان جسم و تجرد دارند و می‌‏توانند به اشکال مختلف تمثُّل کنند؛ یعنى در قالبى خارجى و عینى درآیند.

ظاهراً منظور سؤال از شیطان، همان ابلیس باشد. با توجه بدین فرض به پاسخ سؤال خواهیم پرداخت.

همان‌طور که گفتیم، شیطان موجودى مثالى است و می‌‏دانیم که انسان یک موجود دو بُعدى است؛ یعنى هم جنبه‏‌ی جسمانى دارد و هم جنبه‌ی روحانى. پس اگر شیطان بخواهد آدمى را فریب دهد، ناگزیر باید از مجرایى خاص، با روح آدمى که قوام و انسانیت انسان بدان است، ارتباط برقرار کند. نفس انسان جنبه‌های مختلف دارد. جنبه‏‌ی روحانى که از آن به روح یا نفس مطمئنه تعبیر می‌‏شود و جنبه‌ی اهریمنى که از آن به نفس اماره یا هواهاى نفسانى، تعبیر می‌‏شود.

شیطان براى حکم راندن به آدمى، ناگزیر از مجراى نفس اماره‌ی او،[5] استفاده خواهد کرد و از آن بهره خواهد برد. از طرف دیگر یک موجود مثالى، نمی‌‏تواند به نحو مستقیم با موجودات جسمانى در تکاپو و ارتباط باشد. این ارتباط مرموز شیطان با نفس اماره، همان چیزى است که از آن به عنوان القا یا وسوسه یاد می‌‏کنند.

برخی از مفسران در این باره می‌گوید:"شیطان از طریق القاى وسوسه در قلب، آدمى را می‌‏فریبد".[6]

پس شیطان، یک جزو علت است و به تنهایى نمی‌‏تواند، انسان را گمراه کند، بلکه انسان را به سوى آنچه که نفسش می‌‏طلبد، فرا می‌‏خواند. یا به دیگر سخن یک علت مُعدّه است، نه علت تامه.

انسان نیز در قبال وى، مختار است و می‌‏تواند راه او را دنبال کند و یا پیرو فرامین حق و عقل خویش باشد؛ از این‌رو است که خداوند متعال، در نهى انسان از عمل به فرامین شیطان، می‌‏فرماید: "و پا جاى پاى شیطان، نگذارید که او براى شما دشمنى آشکار است".[7]

حال سؤال این است که شیطان چگونه، احساسات غیر عقلانى و هواهاى نفسانى آدمى را تحریک می‌‏کند و او را به انجام اعمال ناشایست وامی‌‏دارد. شیطان از راه‏‌هاى مختلف در رسیدن بدین مقصود، بهره می‌‏برد که به چند مورد از آنها، اشاره خواهیم کرد.

همان‌گونه که گفتیم، شیطان می‌‏تواند به عنوان یک موجود عینى و خارجى تمثُّل پیدا کند. این خود یکى از طرق اغواگرى شیطان است؛ یعنى در لحظات حساس و تاریخى، به عنوان یک فرد ظاهر الصلاح در آمده و انسان‏‌ها را از مسیر حق، گمراه می‌‏کند. نمونه‌‏هایى از این قضیه، در تاریخ ثبت شده است و چه بسا براى هر یک از ما نیز، پیش آمده باشد.[8]

اما او از روش‌‏هاى دیگرى نیز، بهره می‌‏برد که در آیات قرآنى، به آنها اشاره شده است.

الف) تزیین اعمال زشت: یعنى شیطان کارهاى ناپسند را زیبا جلوه می‌‏دهد، تا براى مردم عمل بدان پسندیده و شایسته به نظر آید. این همان چیزى است که در قرآن کریم، از آن به تلبیس حق به باطل[9] و باطل به حق، که یکى از شگردهاى یهود است، یاد شده است.

تزیین اعمال، راهى است که آسان و موافق با خواسته‌‏هاى نفسانى آدمى است؛ از این‌رو در قرآن آمده است: "شیطان کردارشان را بر آنها زینت داد. پس ایشان را از راه خدا باز داشت ...".[10]

ب) وعده‌‏هاى دروغ: شیطان با دادن وعده‏‌هاى دروغ و رواج آرزوهاى بلند، انسان را از واقعیات و چالش‌‏هاى فرا روى خودش، غافل کرده و به اوهامى دور از دست‌رس مشغول می‌‏کند. مشخص است که نتیجه‏‌ی چنین چیزى جز فرجام فراموشى و غفلت از خداوند نیست.

از این‌رو خدای متعال می‌‏فرماید:"(شیطان) وعده‌‏شان می‌‏دهد و به آرزو کردن وادارشان می‌‏کند...".[11]

ج) بیم و هراس: یکى دیگر از ابزارهای شیطان تمسک به ترساندن و بیمناک کردن انسان، نسبت به آینده است. این حالت ترس علتى است براى معلول‌های ناپسند فراوانى؛ مانند ناامیدى، سوء ظن به خداوند، عدم توکل و نهایتاً خوددارى انسان از پرداختن به نیکی‌‏ها. مثل این‌که شیطان، آدمى را از فقر و تهی‌‏دستى در آینده، بترساند که این مطلب موجب بخل و ممانعت انسان از انفاق می‌‏شود. این موضوع نیز در آیات قرآنى مورد توجه قرار گرفته است. آن‌جا که می‌‏فرماید: "شیطان شما را از فقر و تهی‌‏دستى می‌‌ترساند و به فحشا امرتان می‌‏کند".[12]


[1]. ابن منظور، لسان العرب، ج 13، واژه‏‌ی "شَطَنَ".

[2]. ر. ک: مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج 1، ص 192، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ اول، 1374ش.

[3]. "هنگامى که به ملائک گفتیم تا بر آدم سجده کنند، همه سجده کردند مگر ابلیس که ابا و تکبر ورزید و از کافران شد". بقره، 34.

[4]. کهف، 50.

[5]. مکارم شیرازی، ناصر، اخلاق در قرآن‏، ص 234، قم، مدرسه الامام علی بن ابی طالب(ع)، چاپ اول، 1377ش.

[6]. طباطبائی، سید محمد حسین‏، المیزان فی تفسیر القرآن، ج 1، ص 417، قم، دفتر انتشارات اسلامی‏، چاپ پنجم‏، 1417ق.

[7]. بقره، 208.

[8]. ر. ک: «ابلیس، موجود حقیقی یا تمثیلی و تشبیهی»، 48388؛ هلالی، سلیم بن قیس، کتاب سلیم بن قیس الهلالی، محقق، مصحح، انصاری زنجانی خوئینی، محمد، ص 577 – 278، قم، نشر الهادی، چاپ اول، 1405ق.

[9]. بقره، 42. "و حق را با باطل نیامیزید! و حقیقت را با این‌‌که می‌دانید کتمان نکنید".

[10]. نحل، 24.

[11]. نساء، 120.

[12]. بقره، 268.

به تصریح قرآن کریم، ابلیس نه موجودى انسى بلکه از جنس جن[4] است و از آتش آفرید شده. ویژگى این گروه از مخلوقات، این است که حالتى میان جسم و تجرد دارند و مى‏توانند به اشکال مختلف تمثُّل کنند؛ یعنى در قالبى خارجى و عینى درآیند.

 

ظاهراً منظور سؤال از شیطان، همان ابلیس باشد. با توجه بدین فرض به پاسخ سؤال خواهیم پرداخت.

 

همان طور که گفتیم، شیطان موجودى مثالى است و مى‏دانیم که انسان یک موجود دو بُعدى است؛ یعنى هم جنبه‏ى جسمانى دارد و هم جنبه‏ى روحانى. پس اگر شیطان بخواهد آدمى را فریب دهد، ناگزیر باید از مجرایى خاص، با روح آدمى که قوام و انسانیت انسان بدان است، ارتباط برقرار کند. نفس انسان جنبه های مختلف دارد. جنبه‏ى روحانى که از آن به روح یا نفس مطمئنه تعبیر مى‏شود و جنبه ی اهریمنى که از آن به نفس اماره یا هواهاى نفسانى، تعبیر مى‏شود.

 

شیطان براى حکم راندن به آدمى، ناگزیر از مجراى نفس اماره‏ى او،[5] استفاده خواهد کرد و از آن بهره خواهد برد؛ از طرف دیگر یک موجود مثالى، نمى‏تواند به نحو مستقیم با موجودات جسمانى در تکاپو و ارتباط باشد. این ارتباط مرموز شیطان با نفس اماره، همان چیزى است که از آن به عنوان القا یا وسوسه یاد مى‏کنند.

 

علامه طباطبایى در این باره مى‏گوید:"شیطان از طریق القاى وسوسه در قلب، آدمى را مى‏فریبد."[6]

 

پس شیطان، یک جزو علت است و به تنهایى نمى‏تواند، انسان را گمراه کند، بلکه انسان را به سوى آنچه که نفسش مى‏طلبد، فرا مى‏خواند. یا به دیگر سخن یک علت مُعدّه است، نه علت تامه.

 

انسان نیز در قبال وى، مختار است و مى‏تواند راه او را دنبال کند و یا پیرو فرامین حق و عقل خویش باشد. از این رو است که خداوند متعال، در نهى انسان از عمل به فرامین شیطان، مى‏فرماید:"و پا جاى پاى شیطان، نگذارید که او براى شما دشمنى آشکار است."[7]

 

حال سؤال این است که شیطان چگونه، احساسات غیر عقلانى و هواهاى نفسانى آدمى را تحریک مى‏کند و او را به انجام اعمال ناشایست وامى‏دارد. شیطان از راه‏هاى مختلف در رسیدن بدین مقصود، بهره مى‏برد که به چند مورد از آنها، اشاراتى خواهیم داشت.

 

همان گونه که گفتیم، شیطان مى‏تواند به عنوان یک موجود عینى و خارجى تمثُّل پیدا کند. این خود یکى از طرق اغواگرى شیطان است؛ یعنى در لحظات حساس و تاریخى، به عنوان یک فرد ظاهر الصلاح در آمده و انسان‏ها را از مسیر حق، گمراه مى‏کند. نمونه‏هایى از این قضیه، در تاریخ ثبت شده است و چه بسا براى هر یک از ما نیز، پیش آمده باشد.[8]

 

اما او از روش‏هاى دیگرى نیز، بهره مى‏برد که در آیات قرآنى، به آنها اشاره شده است.

 

الف. تزیین اعمال زشت: یعنى شیطان کارهاى ناپسند را زیبا جلوه مى‏دهد، تا براى مردم عمل بدان پسندیده و شایسته به نظر آید. این همان چیزى است که در قرآن کریم، از آن به تلبیس حق به باطل[9] و باطل به حق، که یکى از شگردهاى یهود است، یاد شده است.

 

تزیین اعمال، راهى است که آسان و موافق با خواسته‏هاى نفسانى آدمى است. از این رو در قرآن آمده است: "شیطان کردارشان را بر آنها زینت داد. پس ایشان را از راه خدا باز داشت...."[10]

 

ب. وعده‏هاى دروغ: شیطان با دادن وعده‏هاى دروغ و رواج آرزوهاى بلند، انسان را از واقعیات و چالش‏هاى فرا روى خودش، غافل کرده و به اوهامى دور از دسترس مشغول مى‏کند. مشخص است که نتیجه‏ى چنین چیزى جز فرجام فراموشى و غفلت از خداوند نیست.

 

از این رو خداوند متعال مى‏فرماید:"(شیطان) وعده‏شان مى‏دهد و به آرزو کردن وادارشان مى‏کند...."[11]

 

ج. بیم و هراس: یکى دیگر از حربه‏هاى شیطان تمسک به ترساندن و بیمناک کردن انسان، نسبت به آینده است. این حالت ترس علتى است براى معالیل ناپسند فراوانى چون ناامیدى، سوء ظن به خداوند، عدم توکل و نهایتاً خوددارى انسان از پرداختن به نیکى‏ها. مثل این که شیطان، آدمى را از فقر و تهى‏دستى در آینده، بترساند که این مطلب موجب بخل و ممانعت انسان از انفاق مى‏شود. این موضوع نیز در آیات قرآنى مورد توجه قرار گرفته است. آن جا که مى‏فرماید:"شیطان به شما وعده فقر و تهى‏دستى مى‏دهد و به فحشا امرتان مى‏کند."[12]

منابع و مآخذ:

1. تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازى.

2. المیزان، محمد حسین طباطبایى.

3. اخلاق در قرآن، محمد تقى مصباح یزدى.

 

 

[1] لسان العرب، ج 13، واژه‏ى "شَطَنَ".

[2] تفسیر نمونه، ج1، ص 191.

[3] "نگامى که به ملایک گفتیم تا بر آدم سجده کنند؛ همه سجده کردند مگر ابلیس که ابا و تکبر ورزید و از کافران شد". بقره، 34.

[4] کهف، آیه 50.

[5] اخلاق در قرآن، ص 234.

[6] ترجمه‏ى المیزان، ج1، ص 201.

[7] بقره، آیه 208.

[8] نک: سلیم ابن قیس هلالى، اسرار آل محمد، ص 220.

[9] بقره، 42.

[10] نحل، 24.

[11] نساء، 120.

[12] بقره، 268.

ترجمه پرسش در سایر زبانها
نظرات
تعداد نظر 0
لطفا مقدار را وارد نمایید
مثال : Yourname@YourDomane.ext
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید

طبقه بندی موضوعی

پرسش های اتفاقی

  • سر امام حسین(ع) بر روی نیزه، کدام آیه قرآن را تلاوت می‌کرد؟
    18059 حوادث بعد از شهادت 1392/10/25
    زید بن ارقم یکی از صحابه رسول خدا(ص) می‌‌گوید: «روز بعد از ورود اهل بیت(ع) به کوفه، ابن زیاد امر کرد تا سر مبارک حضرت سید الشهداء(ع) را در کوچه‌هاى کوفه و در میان قبائل بگردانند، من در میان غرفه نشسته بودم که سر حسین بن علی(ع) را ...
  • آیا این جریان حقیقت دارد که نضر بن حارث توسط امام علی(ع) کشته شد؟
    27522 گوناگون 1391/09/21
    در برخی از منابع تاریخی از کشته شدن نضر بن حارث به دست حضرت علی(ع) پس از اسارتش در جنگ بدر سخن به میان آمده است. گفته شده است این شخص که از سرسخت‌ترین معاندان و دشمنان قریشی پیامبر اسلام(ص) به شمار می‌آمد. پس از جنگ بدر در ...
  • آیا مؤمنان را برای وارد شدن به بهشت، هل می‌دهند؟!
    6045 حدیث 1397/08/24
    در روایتی از امام صادق(ع) در چگونگی ورود مؤمنان به بهشت آمده است: «یَأْتِی یَوْمَ الْقِیَامَةِ شَیْ‏ءٌ مِثْلُ الْکُبَّةِ فَیَدْفَعُ فِی ظَهْرِ الْمُؤْمِنِ فَیُدْخِلُهُ الْجَنَّةَ فَیُقَالُ هَذَا الْبِرُّ»؛[1] روز قیامت چیزى مانند کبّه می‌آید و پشت افراد با‌ایمان را هُل می‌دهد تا او را ...
  • جمعیت یهودیان ایران چقدر است و حکومت ایران با آنان چه رفتاری دارد؟
    29342 پیروان دیگر مذاهب 1388/08/11
    در جمهوری اسلامی ایران اقلیت های مذهبی (یهودی،مسیحی، زرتشتی و...) در کنار مسلمانان زندگی می کنند. طبق آماری که خود یهودیان ایران منتشر کرده اند درحال حاضر حدود 20هزار نفر یهودی (کلیمی) در ایران زندگی می کنند[1] که از حقوق و مزایای سایر شهروندان ایرانی برخوردارند. و در ...
  • حضرت آدم و حوا(ع) چند فرزند داشتند؟
    157380 شیث(هبة الله) 1386/01/23
    دربارۀ تعداد فرزندان حضرت آدم(ع) - مانند بسیاری از حوادث و رخ دادهای تاریخی - نظر قطعی وجود ندارد؛ زیرا که در متون معتبر تاریخی، اختلافاتی در بیان اسامی و تعداد آنها مشاهده می‌شود. این شاید به جهت فاصلۀ زمانی طولانی آنان با زمان ثبت تاریخ و ...
  • آیا سر مقدس حضرت عباس بن علی(ع) از کربلا به سمت کوفه و سپس شام همراه اسیران بود؟
    32322 حوادث بعد از شهادت 1392/09/26
    آنچه از منابع روایی به‌دست می‌آید این است که؛ سرهای مقدس شهدای کربلا به همراه سر مقدس امام حسین(ع) به کوفه نزد ابن زیاد، سپس به شام نزد یزید بردند. از این‌رو؛ سر مقدس حضرت عباس بن علی(ع) نیز همراه سرهای شهدا بوده است. هر چند در این ...
  • در حدیث آمده است: صلح دادن بین دو نفر از تمام نماز و روزه ها برتر است. منظور چیست؟
    27710 صلح و همزیستی 1390/10/18
    به نظر می رسد که در ترجمه ای که برخی از مترجمان کرده اند و شما بدان اشاره کردید، مسامحه ای صورت پذیرفته است؛ زیرا با دقت در متن عربی "صَلَاحُ ذَاتِ الْبَیْنِ أَفْضَلُ مِنْ عَامَّةِ الصَّلَاةِ وَ الصِّیَام‏"،
  • مقصود از دل شکسته که گفته می شود خدا در آن است چیست؟
    67919 قرب 1392/01/28
    گاهی مواقع «دل شکستگی» تنها به جهت غمگینی برای امور مادی و دنیایی است که آخرت در آن لحاظ نمی‌شود، چنین دل شکستگی، افسردگی و رکود روانی را به همراه خواهد داشت و آدمی را ناامید کرده و از ترقی و پیشرفت بازمی‌دارد، اما گاهی انسان برای اموری ...
  • عامل در جمع مکسر و موارد مشابه و نیز ضمیرهای ارجاعی به آنها،‌ چه زمانی مذکر و چه زمانی مؤنث‌اند؟
    2384 صرف و نحو 1403/08/21
    نخست باید گفت؛ «جمع مکسر»، صرف نظر از جنسیتش، یا مؤنث حقیقی است و یا می‌توان آن‌را در حکم مؤنث در نظر گرفت.از طرفی هنگامی که فعلی به فاعلی نسبت داده می‌شود، آن فعل و فاعل باید از چند جهت، با هم متناسب باشند؛ از این‌رو باید شرایطی در آن ...
  • در صورت گران بودن آب، برای غسل جنابت چه باید کرد؟
    16897 جنابت 1388/02/03
    غسل جنابت به خودی خود مستحب است، ولی برای خواندن نمازِ واجب و مانند آن واجب می‌شود.[1] اما اگر تهیه‌ی آب برای غسل کردن به قدری گران است که از نظر اقتصادی برای شما ضرر یا مشقت غیر قابل تحمل دارد، و یا اجحاف است، ...

پربازدیدترین ها