جستجوی پیشرفته
بازدید
1988
آخرین بروزرسانی: 1401/01/30
خلاصه پرسش
«إِنَّ لِقَتْلِ‏ الْحُسَیْنِ حَرَارَةً فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ لَا تَبْرُدُ أَبَداً»؛ شهادت امام حسین(ع) داغی بر دل‌های مؤمنان گذاشته که هیچ‌گاه خنک نخواهد شد. آیا این روایت منسوب به پیامبر(ص)‌ در کتب معتبر نقل شده است؟
پرسش
آیا حدیث «إِنَّ لِقَتْلِ‏ الْحُسَیْنِ حَرَارَةً فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ لَا تَبْرُدُ أَبَداً»، از رسول خدا(ص) صادر شده است؟
پاسخ اجمالی

« ... وَ قَالَ إِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَینِ حَرَارَةً فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ لَا تَبْرُدُ أَبَداً ثُمَّ قَالَ ع بِأَبِی قَتِیلُ کلِّ عَبْرَةٍ قِیلَ وَ مَا قَتِیلُ کلِّ عَبْرَةٍ یا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ قَالَ لَا یذْکرُهُ مُؤْمِنٌ إِلَّا بَکی ...‏»؛[1]

امام صادق‌(ع) فرمود: رسول خدا(ص) به امام حسین(ع) (که در ایّام کودکی) به سمت رسول خدا(ص) می‌آمد، نگریست و سپس ایشان را در آغوش گرفت و فرمود: برای شهادت حسین(ع) داغی در قلب‌های مؤمنان است که هرگز سرد نخواهد ‌شد. امام صادق(ع) بعد از نقل این ماجرا فرمود: پدرم فدای آن‌که کشته‌شده هر اشکی است. از امام(ع) پرسیده شد: معنای کشته اشک چیست؟ امام(ع) فرمود: هیچ مؤمنی حسین(ع) را یاد نمی‌کند مگر آن‌که اشک می‌ریزد».

این روایت را از لحاظ محتوا می‌توان پذیرفت؛ چراکه این واقعیت با الفاظ دیگر در روایات فراوانی از معصومان(ع) مشاهده می‌شود:

  1. امام حسین(ع) به فرزندشان امام سجاد(ع) فرمود: «به خدا سوگند خون من آرام نمی‏گیرد تا خداوند مهدى(ع) را برانگیزاند و به انتقام آن هفتادهزار منافق کافر نافرمان را بکشد».[2]
  2. هارون بن خارجه می‌گوید: نزد امام صادق(ع) بودیم که نام امام حسین(ع) را برده و قاتلشان را لعن کردیم. امام صادق(ع) گریست و ما نیز گریستیم. سپس سر مبارکشان را بلند کرد و فرمود: امام حسین(ع) فرمود: من کشته اشک هستم. هیچ مؤمنی مرا یاد نمی‏کند، مگر آن‌که می‌گرید».[3]
  3. امام صادق از امام حسین(ع) نقل می‌کند: «من کشته اشکم. من در حالی که غمگین و اندوهگین بودم کشته شدم و هر فرد بلادیده و اندوهگینی که به زیارت من می‏آید، سزاوار است که خدا او را با قلبی مسرور و شاد به اهلش برگرداند».[4]

اما آنچه در پرسش آمده و به پیامبر(ص)‌ نسبت داده شده را با جست‌وجویی که داشتیم در کتاب نسبتا متأخر «مستدرک الوسائل» یافتیم که آن‌را از «مجموعه شهید» و با ذکر سند ایشان نقل می‌کند که در این ارتباط باید گفت:

الف) سندی که صاحب مستدرک از مجموعه شهید نقل نموده، دارای راویان مجهولی است، اما مجموعه شهید در دسترس نیست و گرنه روایات تاریخی موجود در آن‌را - حتی بدون داشتن سند - می‌توانستیم به عنوان روایتی قابل پذیرش ارزیابی کنیم.

ب) به هر حال اعتبار این روایت، وابسته به میزان اعتماد ما به کتاب مستدرک است؛ زیرا در کتاب دیگری قبل از آن مشاهده نشده است.


[1]. محدث نوری، حسین، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج 10، ص 318، قم، مؤسسه آل البیت(ع)، چاپ اول، 1408ق.

[2]. ابن شهر آشوب مازندرانی، مناقب آل أبی طالب(ع)، ج 4، ص 85، قم، علامه، چاپ اول، 1379ق.

[3]. ابن قولویه، جعفر بن محمد، کامل الزیارات، محقق، مصحح، امینی، عبد الحسین، ص 109- 110، نجف اشرف، دار المرتضویة، چاپ اول، 1356ش.

[4]. همان، 110.

نظرات
تعداد نظر 0
لطفا مقدار را وارد نمایید
مثال : Yourname@YourDomane.ext
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید

طبقه بندی موضوعی

در خبرنامه سایت عضو شوید

آخرین پرسش ها و پاسخ ها را همه روزه در ایمیل خود مطالعه کنید

پرسش های اتفاقی

پربازدیدترین ها