
لطفا صبرکنید
387
از ظاهر برخی روایات چنین برمیآید که ائمه(ع) «نور واحد»اند. و تعدادی از روایات نیز به نوعی بیانگر وجود نورهای متعدد برای آن حضرات هستند.
این روایات در نگاه ابتدایی متناقض و ناهماهنگ به نظر میآیند؛ زیرا واضح است که وحدت و کثرت از مفاهیم متضادند، پس چگونه ائمه(ع) هم نور واحدند و هم انواری متعدد و متکثر؟!
با مقداری دقت میتوان دریافت که تناقضی در این ارتباط وجود ندارد؛ چراکه:
- در روایات تصریح شده است که «وحدت نور» مربوط به پیش از آفرینش، و «کثرت انوار» مربوط به عالم خلقت است؛ یعنی تحقق هر موجودی متوقف بر پیمودن مراتب هستی است، نور وجود پیامبر(ص) و ائمه(ع) به دلیل شرافتش مقدم بر تمام موجودات است. در مراتب ابتدایی آنها نور واحد بودند، ولی لازمه وجود در مراتب بعدی تعدد و تکثر است.
- همچنین ممکن است، «وحدت نور» و «تکثر انوار» به لحاظ تفاوت نگاه و دیدگاه باشد؛ یعنی از یک دیدگاه آنها نور واحد بوده، و از دیدگاهی دیگر انوار متعدد هستند؛ یعنی معصومان(ع) از آن جهت که از لحاظ جسمانی متعددند و در شرایط مکانی و زمانی مختلف حضور داشتند، از این دیدگاه میتوان آنان را نورهای متعدد دانست؛ اما از آنجا که اختلاف آنها از نوع اختلاف تقابلی و تضادی نبوده و همگی متصل به یک نورند، میتوان آنان را نور واحد دانست.
بنابر این، بین دو تعبیر «نور واحد» و «انوار» تنافی و تعارضی وجود ندارد.
با توجه به آنچه گفته شد، به دو روایت در همین زمینه توجه فرمایید:
- از امام علی(ع) نقل شده است: خدای متعال احد و واحد است. او در وحدانیت خود یگانه بود و سپس به گفتاری تکلم کرد که از آن کلمه، نوری پدید آمد و از آن نور، حضرت محمد(ص)، من و ذریه مرا آفرید. پس از آن سخنی گفت و از آن سخن، روح پدید آمد و آن روح را در آن نور و در بدنهای ما قرار داد... و همهی این امور قبل از آفرینش جهان بود.[1]
- در فرازی از زیارت جامعه کبیره -که از امام هادی(ع) نقل شده- میخوانیم:
«وَ أَنَّ أَرْوَاحَکُمْ وَ نُورَکُمْ وَ طِینَتَکُمْ وَاحِدَةٌ طَابَتْ وَ طَهُرَتْ بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ خَلَقَکُمُ اللَّهُ أَنْوَارا ً فَجَعَلَکُمْ بِعَرْشِهِ مُحْدِقِین»[2]
و این که روحهای شما و نورتان و جوهر آفرینشتان یکی است، پاک و پاکیزه! خداوند شما را نورهایی آفرید و گرداگرد عرش خود قرار داد.
جالب آن است که در همین یک فراز، هم از «نور واحد» و هم از «انوار متعدد» یاد شد، و این خود نشانگر آن است که این دو تعبیر با هم منافاتی ندارند.
[1]. حلى، حسن بن سلیمان بن محمد، مختصر البصائر، ص 131، قم، مؤسسة النشر الإسلامی، چاپ اول، 1421ق. و نیز مشابه آن: حافظ برسى، رجب بن محمد، مشارق أنوار الیقین فی أسرار أمیر المؤمنین(ع)، ص 65، بیروت، أعلمی، چاپ اول، 1422ق.
[2]. ابن بابویه، محمد بن على، من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص 613، قم، دفتر انتشارات اسلامى، چاپ دوم، 1413ق.
