
لطفا صبرکنید
209
- اشتراک گذاری
فرد عاقل اگر تصمیم به کاری دارد، بهتر است بدون عجله، و با اندیشه و مشورت کافی، تمام جوانب آنرا بسنجد تا در ادامه منجر به پشیمانی نشود!
آنچه گفته شد، موضوعی است که عقل سلیم به آن حکم داده و -دست کم در ظاهر- مورد پذیرش تمام جوامع بشری است؛ از اینرو نباید آنرا مقید به دین خاصی دانست.
البته میدانیم موضوعاتی که عقل و فطرت انسانها به آنها حکم میکنند، دین اسلام هم آنها را میپذیرد. در همین راستا میتوان توصیههایی در این دین -و نیز متون برگرفته از آموزههای دینی- مشاهده کرد که انسان را از اقدام عجولانه و بدون تدبیر بازداشته و این امکان را مطرح میسازد که چنین رویکردی چه بسا در آینده، موجب پشیمانی خواهد شد.
ضرب المثل موجود در پرسش، نمونهای از این موارد و فرازی از اشعار صائب تبریزی است:
«زلیخا مُرد از این حسرت، چو یوسف گشت زندانی چرا عاقل کند کاری، که باز آرد پشیمانی!»
صائب با برداشت خود از آیاتی که به داستان حضرت یوسف(ع) و زلیخا میپردازد،[1] این شعر را سروده است! آیاتی که نشانگر آن است که زلیخا بدون اندیشیدن نسبت به پیامدهای عمل هوسآلود خود، اقدام به کاری کرد که نتیجهاش حسرت و پشیمانی بود!
از جمله، این آیه:
«وَ ما أُبَرِّئُ نَفْسی إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلاَّ ما رَحِمَ رَبِّی إِنَّ رَبِّی غَفُورٌ رَحیمٌ»؛[2]
من خویشتن را بیگناه نمیدانم؛ زیرا که نفس انسان، پیوسته او را به گناه فرمان میدهد، مگر آنرا که مورد دلسوزی پروردگارم قرار گیرد. البته پروردگارم آمرزنده و مهربان است!
در ادامه باید گفت؛ روایات فراوانی نیز وجود دارد که انسانها را از عجله و تصمیمگیریهای بدون تفکّر بر حذر داشته، و به تدبیر، اندیشه، مشورت و سپس انجام عمل سفارش میکند و مخالفت با چنین رویکردی را موجب پشیمانی میداند؛ مانند:
- «إِیَّاکَ وَ الْعَجَلَ فَإِنَّهُ عُنْوَانُ الْفَوْتِ وَ النَّدَم»؛[3] از عجله بپرهیز؛ زیرا عجله، سرچشمه زیان و پشیمانی است.
- «التَّدْبِیرُ قَبْلَ الْعَمَلِ یُؤْمِنُ النَّدَم»؛[4] برنامهریزی قبل از اقدام به کار، از پشیمانی جلوگیری میکند.
- «شَاوِرْ ذَوِی الْعُقُولِ تَأْمَنِ الزَّلَلَ وَ النَّدَم»؛[5] با خردمندان مشورت کن تا از لغزش و پشیمانی در امان باشی.
- «وَ أَعُوذُ بِکَ مِنْ ذَنْبٍ یُورِثُ النَّدَمَ»؛[6] از گناهی که پشیمانی به بار آورد، به تو پناه میبرم.
[1]. ر. ک: «داستان یوسف و زلیخا در قرآن و تورات»؛ «زندگینامه حضرت یوسف(ع)».
[2]. یوسف، 53.
[3]. تمیمی آمدی، عبد الواحد بن محمد، تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، محقق، مصحح، درایتی، مصطفی، ص 267، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ اول، 1366ش.
[4]. همان، ص 354.
[5]. همان، ص 442.
[6]. قطب الدین راوندی، سعید بن هبة الله، الدعوات(سلوة الحزین)، ص 61، قم، مدرسه امام مهدی(عج)، چاپ اول، 1407ق.
