
لطفا صبرکنید
171
واژه «نبذ» در لغت به معنای انداختن و پرتاب کردن است و «بیع منابذه» نوعى معامله و داد و ستد بود که در دوران جاهلی رواج داشت.
روش این معامله بدین گونه بود که هر یک از دو طرف معامله به دیگری میگفت:
هرگاه من کالا را بر زمین انداختم، یا تو آنرا بر زمین افکندی، بیع لازم میشود(عقد لازم)، یا آنکه یکی از آنها میگفت: کالا را به طرف من بینداز، یا من کالا را به سوی تو میاندازم تا بیع لازم گردد.(معامله قطعی شود).
برخی گفتهاند: انداختن کالا به سوی خریدار، نشانهی تعیین کالای فروخته شده بود، نه لزوم بیع؛ بدین معنا که معامله در مرحلهی نخست، بدون تعیین نوع کالا صورت میگرفت، مانند آنکه خریدار، پارچهای را بدون تعیین جنس آن، از پارچهفروش میخرید، سپس فروشنده برای تعیین مبیع(کالای مورد معامله)، پارچهای را به طرف خریدار میانداخت!
گفتنی است، چنین خرید و فروشی با استناد به قاعده غرر، باطل بوده و از جمله معاملاتی است که در روایت معروف نبوی[1] از آن نهی شده است.[2] چون آنچه در این روش، مورد معامله قرار میگیرد، چیز مبهم و نامعلومی است، احتمال فریب و ضرر در آن فراوان است؛ از اینرو مورد تأیید دین اسلام نیست.
[1]. «لا ضَرر و لا ضِرار فی الاسلام». حر عاملی، وسائل الشیعة، ج 18، ص 32، قم، مؤسسة آل البیت(ع) لإحیاء التراث؛ ر. ک: «معنای قاعده لا ضرر و لا ضرار».
[2]. ر. ک: هاشمی شاهرودی، سید محمود، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت(ع)، ج 2، ص 200- 201، قم، مؤسسه دائرة المعارف الفقه، چاپ اول، 1426ق.
