
لطفا صبرکنید
29959
- اشتراک گذاری
در تعالیم اهل کتاب(یهود، مسیحیت و زرتشت) بحثی با عنوان معاد جسمانی مطرح نشده است؛ اما در کتاب گاتها که منسوب به خود زرتشت است، تعالیمی وجود دارد که میتوان از آن اعتقاد به معاد جسمانی را استنباط کرد. مانند اینکه، انسان پس از مرگ از پل چینود [پلی که گناهکاران نمیتوانند از آن بگذرند] عبور میکند، سرانجام نیکان، بهشت و سرانجام بدکاران دوزخ خواهد بود.
در نظر یهودیان اعتقاد به رستاخیز یکی از اصول دین و ایمان است، و انکار آن گناه بزرگ محسوب میشود؛ اما دربارۀ جسمانی یا روحانی بودن معاد در نظر یهود باید گفت؛ از ظاهر مجموع گفتارشان چنین به دست میآید که یهودیان معتقد به معاد جسمانی نیستند. آنان میگویند: معاد در ابتدا جسمانی است، ولی بعد از دوازده ماه جسم از بین میرود و روح باقی میماند.
در مسیحیت اما آنچه از مجموع تعالیمی که در اناجیل آمده، میتوان گفت که مسیحیان معتقد به معاد جسمانی هستند.
برای روشن شدن پاسخ توجه به چند نکته ضروری است:
- در تعالیم اهل کتاب(یهود، مسیحیت و زرتشت) بحثی با عنوان معاد جسمانی مطرح نشده است. بنابراین، آنچه که در این باره بیان میکنیم، برداشتهایی است که در متون دینی اهل کتاب دربارۀ اصل اعتقاد به معاد آمده است.
- در این نوشتار سعی شده از نوشتههای موجود اهل کتاب برای بیان عقایدشان استفاده شود؛ هرچند از نظر ما چون همهی پیامبران الهی از طرف خدای واحد مبعوث شدند، از یک دین تبلیغ میکردند و اگر اختلافی بود در اجمال و تفصیل بود. اما در حقیقتِ دین از جمله در توحید و معاد اختلافی نبوده است، اختلافات موجود ناشی از تحریفاتی است که دامنگیر بعضی از ادیان شده است.
- برای بیان اعتقاد اهل کتاب در موضوع جسمانی بودن معاد به بیان دیدگاههای سه دین؛ یعنی زرتشت، یهود و مسیحیت میپردازیم:
الف) معاد جسمانی از نگاه زرتشتیان
در کتاب گاتها که منسوب به خود زرتشت است، تعالیمی وجود دارد که با تعالیم بخشهای اوستا متفاوت است. یکی از اصول این تعالیم که "دین زرتشتی متقدم" یا "اولیه" خوانده میشود، عبارت است از[1]: انسان پس از مرگ از پل چینود(گزینش) عبور کند؛ پلی که گناهکاران نمیتوانند از آن بگذرند، سرانجام نیکان، بهشت و سرانجام بدکاران دوزخ خواهد بود.[2]
نویسندۀ زرتشتی معاصر نیز جاودانگی روان و بقای انسان پس از مرگ، پاداش کارهای نیک و مجازات اعمال زشت، در بهشت و دوزخ و رستاخیز را از پایهها و بنیاد دین زرتشت برمیشمارد.
به هرحال از عبارت «عبور از پل چینود» شاید بتوان اعتقاد به معاد جسمانی را به زرتشت نسبت داد.
ب) معاد از نگاه یهود
در بیان اعتقادات یهودیان در مورد معاد جسمانی چند نکته باید بررسی شود:
- اختلاف فرقههای یهود در مسئلۀ معاد:
در برخی از منابع چنین آمده است که فرقۀ صدوقیان فقط پنج سفر اول تورات را قبول داشتند در نتیجه معاد را (که ظاهرا در بخشهای بعدی عهد قدیم آمده) قبول نداشتند. شومرونیها یا سامرهایها هم منکر اعتقاد به رستاخیز مردگان بودند و میگفتند: در تورات دلیلی بر رستاخیز مردگان نیست.[3] اما فریسیان که تمام کتب عهد قدیم را قبول داشتند، معتقد به معاد بودند.[4]
البته، گفتنی است که امروزه فرقۀ صدوقیان و سامریان طرفدارانی ندارند.
- اعتقاد یهودیان امروزی در بارۀ معاد:
هرچند بعضی معتقدند که در تورات (کنونی) به صراحت از معاد سخن نرفته و در پاسخ برخی از دانشمندان یهود که برای اثبات معاد در تورات به مواردی استناد کردند، میگویند: این موارد هرگز صراحتی در این خصوص ندارد.[5] و برخی نیز میگویند: هیچ قسمت از تورات نیست که به اعتقاد رستاخیز دلالت نکند، لکن ما صلاحیت نداریم که آنرا بدین معنا تفسیر کنیم.[6] ولی از آنجا که منابع دینی یهود منحصر در تورات نیست، باید گفت با توجه به منابع دیگر در نظر یهودیان اعتقاد به رستاخیز یکی از اصول دین و ایمان است، و انکار آن گناه بزرگ محسوب میشود، کسی که به رستاخیز معتقد نباشد و آنرا انکار کند از رستاخیز سهمی نخواهد داشت و زنده نخواهد شد.[7]
علمای یهود اعتقاد به رستاخیز را موضوع یکی از دعاهایی(برکات هجدهگانه) که بخش مهمی از نمازهای روزانه است قرار دادهاند، و آن دعا چنین است: تو تا به ابد جبار هستی، ای خدا تو زندهکننده مردگان هستی... و ای پادشاهی که مرگ و زندگی به دست تو است... و تو امین هستی که مردگان را زنده میکنی، متبارک هستی تو ای خدایی که مردگان را زنده میکنی.[8]
معاد جسمانی یا روحانی در نظر یهود
در موضوع جسمانی یا روحانی بودن معاد در نظر یهود، باید گفت از ظاهر مجموع گفتارشان چنین به دست میآید که یهودیان معتقد به معاد جسمانی نیستند؛ زیرا بر اساس منابع دینی یهودیان، جسم و روح هر دو در محکمه عدل الهی داوری میشوند، ولی خدا جسم را رها نموده و روح را مورد سرزنش و توبیخ قرار میدهد. خداوند در جواب اعتراض روح میگوید: جسم در دنیا به وجود آمده و در آنجا موجودات خطا میکنند، ولی تو اهل جهان بالا هستی و در آنجا کسی مرتکب خطا نمیشود، به همین جهت من جسم را رها کرده و از تو مؤاخذه میکنم.[9]
یهودیان معتقدند طی دوازده ماه پس از مرگ، جسم وجود دارد و روح به بالا رفته و پایین میآید، پس از دوازده ماه جسم از میان رفته و روح به بالا صعود میکند و دیگر پایین نمیآید.[10]
ج) معاد جسمانی از نگاه مسیحیت
در بارۀ اعتقادات مسیحیت از چند طریق میتوان اظهار نظر کرد:
- به صورت کلی؛ یعنی آنچه که در تورات آمده مورد اعتقاد مسیحیت نیز هست؛ چون در کتاب مقدس از عیسای مسیح(ع) نقل شده است: فکر نکنید که من آمدهام تا تورات و نوشتههای پیامبران را منسوخ کنم، نیامدهام تا منسوخ کنم، بلکه آمدهام تا به کمال برسانم.[11]
همانطور که از این فقره پیدا است و در فقرات متعددی بیان شده است، حضرت عیسی نظام اعتقادی و عملی عهد قدیم را میپذیرد و بر آن صحه میگذارد. او بر پرستش خدای یگانه تأکید میکند و دربارهی معاد سخن میگوید.[12]
البته اینراه، اولا: در صورتی در این عصر و زمان قابل استناد است که اثبات شود تورات فعلی همان تورات زمان حضرت عیسی(ع) است. ثانیا: همانگونه که گذشت استناد اعتقاد به معاد در تورات مشکوک است. ثالثا: با قطع نظر از دو اشکال قبلی در نهایت میتوان معاد روحانی را به مسیحیان نسبت داد.
- موارد خاصی که در انجیل آمده، بعضی از آن موارد بدین قرار است:
الف) صدوقیان که منکر قیامت هستند از حضرت عیسی(ع) دربارۀ ازدواج زنی در قیامت که در دنیا با هفت برادر (بعد از مرگ هر کدام) ازدواج نمود سؤال کردند ایشان فرمود: آیا گمراه نیستید ... زیرا هنگامی که مردگان برخیزند نه نکاح میکنند و نه منکوحه میگردند.[13]
ب) در مورد مردم شریر که بر او ازدحام کردند، فرمود: ... ملکه جنوب در روز داوری با مردم این فرقه برخاسته بر ایشان حکم خواهد کرد... .[14]
ج) وقتی که چاشت یا شام دهی دوستان یا برادران یا خویشان یا همسایگان دولتمند خود را دعوت مکن، مبادا ایشان نیز تو را بخوانند و تو را عوض داده شود؛ بلکه چون ضیافت کنی فقیرانن و لنگان و شلان و کوران را دعوت کن که خجسته خواهی بود؛ زیرا ندارند که تو را عوض دهند و در قیامت عادلانه به تو جزا عطا خواهد شد.[15]
در این کلمات که به طور آشکار به رستاخیز و داوری خداوند در آنروز سخن میگوید اعتقاد به معاد به وضوح دیده میشود.
بنابر این، از اسناد و شواهدی که ذکر شد چنین نتیجه میگیریم که اعتقاد به معاد از مسلمات ادیان الهی و أهل کتاب است و ظاهر عبارات برجای مانده از آنها با معاد جسمانی سازگار است، مگر یهودیان که معاد را ابتدا جسمانی میدانند، ولی معتقدند که بعد از دوازده ماه جسم از بین میرود و روح باقی میماند.[16]
[1]. این تعالیم در شش اصل آمده که این نکته در اصل ششم بیان شده است.
[2]. ادیان آسیایی، ص 42 -43، به نقل از، سلیمانی اردستانی، عبدالرحیم، سیری در ادیان زنده جهان(غیر اسلام)، ص 112، آیت عشق، چاپ اول، 1383.
[3]. قاسمی قمی، جواد، فرجام شناسی یهود به روایت تلمود. نشریه علمی – دانشجویی هفت اقلیم ادیان و مذاهب، پیش شماره دوم، تابستان 1386.
[4]. تاریخ یهود، ج 2، ص 53- 66، به نقل از، سیری در ادیان زنده جهان(غیر اسلام)، ص 186.
[5]. گنجینهای از تلمود، ص 363، به نقل از، همان، ص 158.
[6]. سیفره دواریم، 306، ص 131، الف، به نقل از، هفت اقلیم ادیان و مذاهب، فرجام شناسی یهود به روایت تلمود.
[7]. سنهدرین، 95 الف، به نقل از، همان.
[8]. مشینا بر اخوت، 9: 5، همان، ص 16.
[9]. ویقراریا، 4:5، به نقل از، همان، ص 21.
[10]. شبات، 153ب، به نقل از، همان.
[11]. انجیل متی، 5:17.
[12]. انجیل متی، باب 22، به نقل از، سیری در ادیان زنده جهان(غیر اسلام)، ص 201.
[13]. کتاب مقدس، ص 1155 و 1119؛ انجیل متی22-23؛ انجیل مرقس، 25- 12.
[14]. کتاب مقدس، ص 1189، انجیل لوقا، 31-11.
[15]. کتاب مقدس، ص 1195، انجیل لوقا، 14-14.
[16]. برای اطلاع بیشتر، ر. ک: کتاب مقدس، (ترجمه قدیم، شامل کتب عهد عتیق و عهد جدید که از زبانهای اصلی عبرانی و آرامی و یونانی ترجمه شده است)؛ هفت اقلیم ادیان و مذاهب نشریه علمی – دانشجویی، پیش شماره دوم، تابستان 1386؛ سیری در ادیان زنده جهان(غیر اسلام).

:
:
:
:
:
: