
لطفا صبرکنید
91636
از آیات متعدد قرآن کریم، استفاده میشود که، جنّیان مانند انسانها با یکدیگر سخن میگویند و یکدیگر را به نیکوکارى دعوت میکنند و از عذاب خدا میترسانند. همچنین مانند انسانها تکلیف، زندگی، مرگ و عقاب و ثواب دارند؛ اما اینکه تکثیر و زاد و ولد جنّیان چگونه است، آیات و روایات صریح در این زمینه وجود ندارد، ولی با استفاده از برخی از آیات قرآن میتوان استفاده کرد که آنان دارای نر و ماده هستند و مانند انسانها مقاربت و نزدیکی جنسی دارند.
از آیات متعدد قرآن کریم،[1] استفاده میشود که، جنّیان مانند انسانها با یکدیگر سخن میگویند و یکدیگر را به نیکوکارى دعوت میکنند و از عذاب خدا میترسانند. همچنین آنها مانند انسانها زندگی و مرگ دارند،[2] دارای تکلیف و حسابرسی، عقاب و ثواب هستند.[3] ادیان مختلف دارند و گروهی از آنها به نبوّت رسول خدا(ص) ایمان آوردهاند.[4]
اما اینکه تکثیر و زاد و ولد جنّیان چگونه است، آیات و روایات صریح در این زمینه وجود ندارد، ولی با استفاده از برخی از آیات قرآن میتوان استنباط کرد که آنان دارای نر و ماده هستند و مانند انسانها مقاربت و نزدیکی جنسی دارند. در اینجا به آیاتی از قرآن اشاره میشود:
الف) «سُبْحانَ الَّذی خَلَقَ الْأَزْواجَ کُلَّها مِمَّا تُنْبِتُ الْأَرْضُ وَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ مِمَّا لا یَعْلَمُونَ»؛[5] منزّه است آن خدایى که همه جفتها را بیافرید، چه از آنچه زمین میرویاند و چه از نفسهایشان و چه آن چیزهایى که نمیشناسند.
طبق این آیه شریفه، نبات و انسانها نر و ماده دارند و نیز چیزهایی که ما آنها را نمیشناسیم.
جمله «وَ مِمَّا لا یَعْلَمُونَ» جنّ را نیز شامل میشود که نر و ماده دارند ولى ما چگونگی آنرا نمیدانیم. [6] البته این در صورتى است که مراد از «الازواج» در آیه اصناف نباشد.
ب) «وَ مِنْ کُلِّ شَیْءٍ خَلَقْنا زَوْجَیْنِ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ؛[7] و از هر چیز جفتى آفریدیم، باشد که عبرت گیرید.
این آیه صراحت دارد که نر و مادگى در بیشتر مخلوقات هستی جریان دارد، و جمله «کُلِّ شَیْءٍ» به طور حتم جنیّان را نیز در بر میگیرد.[8]
ج) «وَ أَنَّهُ کانَ رِجالٌ مِنَ الْإِنْسِ یَعُوذُونَ بِرِجالٍ مِنَ الْجِنِ»؛[9] و نیز مردانى بودند از آدمیان که به مردانى از جنّ پناه میبردند.
از این آیه استفاده میشود که بین جنّیان نیز زن و مرد وجود دارد.[10]
تا اینجا با استناد به آیات یاد شده به دست آمد که جنیان نیز مانند انسانها دارای جنس نر و ماده هستند؛ اما در چگونگی مقاربت و نزدیکی آنان و تکثیرشان میتوان به آیاتی که در وصف حوریان بهشتى آمده تمسّک نمود. و آن اینکه خدای متعال در وصف حوریان بهشتی میفرماید: «لَمْ یَطْمِثْهُنَّ إِنْسٌ قَبْلَهُمْ وَ لا جَانٌ»؛[11] حوریان بهشتى را قبل از شوهرانشان نه آدمى دست زده و نه جنّ. مفسّران از این آیه نکات زیر را استفاده نمودهاند:
- برای جنیان نیز ثواب و پاداش است.[12]
- همانگونه که خداوند به نیکوکاران و مؤمنان از انسان، حوریان انسی بهشتی هدیه میکند که قبل از آنان هیچ انسانی با این حوریان نزدیکی نداشت به نیکوکاران و مؤمنان از جنّ نیز حوریان جنّی را هدیه میکند که قبل از آنان هیچ جنّی با این حوریان نزدیکی نکرده بود.[13]
- «لَمْ یَطْمِثْهُنَّ» در آیه، به معنای «لم یفتضهن» است و افتضاض؛ یعنی آمیزش به گونهای که پرده بکارت پاره شود و از آن خون بکارت جاری شود. [14] از آنجا که قرآن میفرماید: «قبل از شوهرانشان هیچ انسان و جن با آنان نزدیکی نکرده»، معنایش این است که جنّ نیز مانند انسان زنان را لمس و با آنان مانند آدمی نزدیکی و آمیزش میکند.
بنابر این، میتوان از این آیه استفاده کرد که تکثیر و زاد و ولد جنّ، مانند تکثیر و زاد و ولد انسانها به وسیله مقاربت و نزدیکی نر و ماده صورت میگیرد.[15]
[1]. جن، آیات 1- 15؛ الرحمن، آیات 31- 63؛ احقاف 29- 31.
[2]. «کلُ مَنْ عَلَیهْا فَان»؛ هر چه بر روى زمین است دستخوش فنا است. الرحمن، 26.
[3]. «سَنَفْرُغُ لَکُمْ أَیُّهَ الثَّقَلَان»؛ اى جنیان و آدمیان! به حساب شما خواهیم رسید. الرحمن، 31.
[4]. قرشى، سید على اکبر، قاموس قرآن، ج 2، ص 65 - 66، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ ششم، 1371ش.
[5]. یس، 36.
[6]. قاموس قرآن، ص 67.
[7]. ذاریات، 49.
[8]. قاموس قرآن، ص 67؛ ر. ک: نمایه «زوجیت در مخلوقات و ملائکه»، سؤال 17947.
[9]. جن، 6.
[10]. قاموس قرآن، ص 67.
[11]. الرحمن، 56 و 74.
[12]. «الآیة دلالة على أن للجن ثواباً فالإنسیات للانس و الجنیات للجن»؛ شیخ طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، مقدمه، تهرانی، شیخ آقابزرگ، تحقیق، قصیرعاملی، احمد، ج 9، ص 482، بیروت، دار احیاء التراث العربی، بیتا.
[13]. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، مقدمه، بلاغی، محمد جواد، ج 9، ص 315، تهران، ناصر خسرو، چاپ سوم، 1372ش؛ شریف لاهیجی، محمد بن علی، تفسیر شریف لاهیجی، تحقیق، حسینی ارموی(محدث)، میر جلال الدین، ج 4، ص 345، تهران، دفتر نشر داد، چاپ اول، 1373ش.
[14]. مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج 9، ص 315.
[15]. قاموس قرآن، ص 65.
