جستجوی پیشرفته
بازدید
29863
آخرین بروزرسانی: 1398/10/15
خلاصه پرسش
با توجه به این‌که قرآن کتابى مبین و روشن‌گر هر چیزی است، شرایط فهم آیات آن چیست؟
پرسش
با توجه به این‌که قرآن کتابى مبین و تبیان لکل شیء است، شرایط فهم آیات آن چیست؟
پاسخ اجمالی

قرآن معجزۀ جاودان پیامبر اسلام(ص) است که از این حیث نیز خارق العاده و غیر طبیعى است، و قابل مقایسه با کتب معمولى نیست؛ یعنى اگرچه قرآن خود مبین و مُبَین سایر امور است و در قالب الفاظ و عباراتى ساده، رسا، موزون، با فصاحت و بلاغت عالى است، اما بیانگر معارف و حقایقى است که فراتر از درک عادى و حسى و طبیعى بشر است. گر چه الفاظ و عبارات آن ساده و قابل فهم و موسیقى آن جذاب و گیرا است، اما ادراک کُنه معارف آن و استخراج احکام فقهى آن ثقیل و سنگین است. پس علی‌رغم مبین و تبیان بودن، عالم و عامل شدن به آن نیازمند فهم و ادراک است.

ظاهر قرآن براى همگان قابل فهم است؛ زیرا - براى آشناى به فرهنگ و زبان عرب این امر کاملاً محسوس و ملموس است که - از کلمات و عبارات غامض و پیچیده و نامأنوس عرب استفاده نکرده است و از لهجه‏ها و پیچ و خم آنها به دور است، بلکه با هر لهجه‏اى، مفهوم است و معنا دارد.

به علاوه از اصطلاحات و پیچیدگی‌های علوم نیز مبرا است، پس مراجعه به آن نیازمند تخصص در علم و فن خاصی نیست. لکن کسی که به دنبال فهم ظاهر قرآن است، باید آیات مطلق و مقید، عام و خاص، ناسخ و منسوخ، محکم و متشابه و ظاهر و باطن و ... آن‌را بشناسد و آن آیات را در کنار هم قرار دهد، تا مطلب کاملا روشن ‏شود و هیچ ابهام و تردیدى در معناى آیات باقى نماند؛ از این‌رو است که قرآن نیازمند مفسّر و مبینى؛ مانند رسول اللَّه(ص) و ائمۀ معصومین‏(ع) گردیده است. همین امر سبب شده تا در اثر فاصله از زمان معصوم(ع)، علمای متبحر به جمع آورى روایات تفسیرى و شرح و بسط و جمع‌بندى آنها در کنار آیات قرآن همّت گماردند، تا این خوان گستردۀ الاهی همیشه براى همگان قابل بهره بردارى و عمل بماند.

قرآن علاوه بر معانی ظاهری، معانى متعدد باطنی نیز دارد، ولى باید به این نکته نیز توجه داشته باشیم که پى بردن به جمیع بطون آیات جز براى پیامبر و امام معصوم ممکن نیست.

 بر این اساس می‌توان گفت که فهم قرآن دو گونه شرایط را طالب است:

الف) ابزار ظاهرى: مثل آشنایى به زبان عرب و ظرافت‏ها و معانى آن؛ و تاریخ اسلام و گردآورى شأن نزول‏ها و احادیث تفسیرى؛ و شناخت عام و خاص، مطبق و مقید، ناسخ و منسوخ آن.

ب) ابزار معنوى: خلوص و طهارت روح و بصیرت باطن که با تقواى الهى حاصل می‌شوند؛ پس نبود موانع جهالت و غفلت از یک‌سو؛ و نبود خبث درون و زنگار قلب و کوردلى از سویى دگر؛ و زدودن عوامل اینها یعنى استکبار و غرور و خودمحورى، نیز شرط تحقق فهم و ادراک قرآن است.

پاسخ تفصیلی

یکى از ضروریات دین اسلام، خاتمیت پیامبر اکرم(ص) و جهانى و جاودانى بودن شریعت ایشان است، بالتبع قرآن کریم نیز معجزۀ جاویدان رسول اللَّه(ص) است که تا روز قیامت با انسان‏ها همراه است و آنها را با معارف و احکام خود، بشارت و انذار داده و حجت را بر همه تمام می‌کند.[1]

از این‌رو پس از بعثت رسول اللَّه(ص) و نزول قرآن، راه بهانه جویى و فرار از تکلیف بر همه بسته شد و کسى نمی‌تواند ادعا کند که من هیچ راهى به هادیان الهی نداشتم، پس هیچ‌کس بر عدم پذیرش اسلام معذور نخواهد بود.

این معجزۀ الاهى از یک‌سو خود را "نور"[2]، "مبین"[3]، "تبیان"[4]، "برهان" معرفى می‌نماید و تأکید می‌کند که میسور و قابل فهم و پندگیرى و تأثیرگذارى[5] است، و از سوى دیگر مکرر مخاطبان خود را به تدبّر و تعمق در قرآن دعوت و ترک آن‌را مذمت می‌نماید.[6] و آیات قرآن را به محکم و متشابه تقسم می‌کند. پس باید دید چگونه می‌توان بین این دو دسته از آیات جمع نمود.

قرآن کریم "نور" است؛ چون از جانب نور آسمان‏ها و زمین[7] نازل شده است. پس روشن و روشن‌گر غیر خود است، پس مبین؛ یعنى آشکار است و در برابر دید و منظر همگان است. و تبیان؛ یعنى آشکار و ظاهرکننده غیر خود است. دقیقاً به همین جهت برهان است؛ زیرا علاوه بر روشنى و روشن‌گرى، هرگونه شک و شبهه را زدوده و بهانه و حجت را از دست هر بهانه‏جویی می‌ستاند؛ زیرا به مُراجِع خود علم یقینى با براهین قاطع و بیانى رسا و قانع کننده که مطابق فطرت او است،[8] ارائه می‌کند.

فهم عمومی قرآن

 ظاهر قرآن براى همگان قابل فهم است؛ زیرا - براى آشنایى به فرهنگ و زبان عرب این امر کاملاً محسوس و ملموس است که - از کلمات و عبارات غامض و پیچیده و نامأنوس عرب استفاده نکرده و از لهجه‏ها و پیچ و خم آنها به دور است، بلکه با هر لهجه‏اى، مفهوم است و معنا دارد.

به علاوه از اصطلاحات و پیچیدگی‌های علوم نیز مبرا است، پس مراجعه به آن نیازمند تخصص در علم و فن خاصی نیست.

قرآن هدایت‌گر انسانِ عصر بعثت تا کنون و از حال تا قیامت است. به سوى قلۀ انسانیت و نهایت سعادت او. هدایت به سوى معارف حقه و اعمال صالحه‏اى که روح او را تعالى و تکامل بخشد و از حضیضِ ذلتِ تن و دنیاى پست برهاند و به ملکوت آسمان‏ها سیر دهد. معارف و اعمال صالحه‏اى که براى انسانِ غرقِ در شهوات و امیال حیوانى و زندگى محدود دنیا، عجیب و غریب و نا مأنوس می‌‏نماید. معارفى که او را به تعدیل غرایز و امیال کشانیده و به ریاضت‏هایى مناسب با روحش او را دعوت می‌کند. امرى که لازمۀ آن دست کشیدن از بسیارى از تعصبات کور و ترک افراط در شهوت رانی‌‏ها است.

اما این امر دقیقاً همان تلاشى است که عنوان "جهاد اکبر" به خود گرفته و کثیرى از انسان‏ها را به شکست در مصاف هوا و هوس کشانیده و این سبب روی‌گردانى آنها از نور و تبیان شده است!

فهم خاص از قرآن

اگر چه قرآن از اصطلاحات پیچیدۀ علمى و کلامى عرب مبرا است، و همین امر آن‌را جاودانه و قابل فهم براى همگان در تمامى اعصار و امصار کرده است، اما محتوایى فرا حسى و فرا طبیعى دارد و این محتوا را در قالب لفظى که براى محسوسات جعل شده‏اند، به انحای مختلف؛ مانند تمثیل، قطعات تاریخ، محاوره و جدال احسن یا موعظه و پند و اندرز، انذار و تبشیر و یا برهان و محاجّه علمى و به صورت پراکنده در کل آیاتش بیان نموده است.

به تعبیر دیگر، قرآن به زبان عربی، به طور جامع و کامل برای هدایت انسان‌ها نازل شده است. برای دست‌یابی به این هدف چاره‌ای از شمول قرآن نسبت به آیات عام و خاص، مطلق و مقید، ناسخ و منسوخ، محکم و متشابه و ظاهر و باطن ... نیست؛ مثلا براى محکم کردن نیروى ایمان و پیمودن راه هدایت و بشارت، گاهى چاره‏اى جز برنامه‏هاى کوتاه مدت و موقت که بعدا جاى خود را به برنامۀ نهایى و ثابت می‌دهد نیست.

بر این اساس؛ برای فهم قرآن، علاوه بر آشنایى به زبان عرب(لغت، صرف، نحو، معانی و بیان و  ظرافت‏ها و معانى آن)، تاریخ اسلام و گردآورى شأن نزول‏ها و احادیث تفسیرى و شناخت عام و خاص، مطلق و مقید، ناسخ و منسوخ و محکم و متشابه و ... نیز لازم است.

بنابراین، برای فهم قرآن باید آیات مطلق و مقید، عام و خاص، ناسخ و منسوخ، محکم و متشابه و ظاهر و باطن[9] ... را نیز شناخت و آن آیات را در کنار هم قرار داد تا مطلب کاملا روشن ‏شود و هیچ ابهام و تردیدى در معناى آیات باقى نماند.

از این‌رو است که قرآن نیازمند مفسّر و مبینى؛ مانند رسول اللَّه(ص) و ائمۀ معصومین‏(ع) گردیده است. همین امر سبب شد تا در اثر فاصله از زمان معصوم(ع)، علمای متبحر به جمع آورى روایات تفسیرى و شرح و بسط و جمع‌بندى آنها در کنار آیات قرآن همّت گماردند، تا این خوان گستردۀ الاهی همیشه براى همگان قابل بهره‌بردارى و عمل بماند.

مفسّران و مبینان اولیۀ قرآن، خود آیات قرآن[10] و بعد - به تصریح آیات قرآن - نبى اکرم(ص) و به تبع ایشان ائمه‏(ع) هستند.

امام على(ع) می‌فرماید: "این کتاب خدا است که به واسطۀ آن بصیرت می‌یابید، به زبان می‌آیید و شنوا می‌گردید. بعضى از آن بعضى دیگر را معنا می‌کند و گویا می‌نماید. و برخى از آن بر برخى دیگر شهادت می‌دهند".[11] سیرۀ خود ائمه‏(ع) نیز چنین بود که با کنار هم چیدن آیات، حکمى را استفاده کرده و براى مخاطبان خود توضیح می‌‏دادند.[12]

از سوى دیگر، قرآن می‌فرماید: «به جایگاه‏هاى نجوم قسم نمی‌‏خورم که این اگر بدانید قسمى بزرگ است که همانا این قرآنى کریم است در کتابى پنهان که آن‌را جز مطهران مس نمی‌‏کنند».[13]

پس آنان که مطهرند و بر علم قرآن احاطۀ کامل دارند کسانى جز اهل‌بیت عصمت و طهارت(ع) نیستند.

قرآن در مواضعى دیگر نیز پیامبر(ص) را مبین آیات معرفى نموده و مردم را به اطاعت و انقیاد از ایشان، امر نموده است.[14]

آیات محکم و متشابه

قرآن می‌‏فرماید: "او کسى است که این کتاب را بر تو نازل کرد که بخشى از آن آیات محکم(صریح و روشن) است که اساس و شالودۀ این کتاب است، (و آیات پیچیدۀ دیگر را تفسیر می‌‏کند) و بخشى از آن متشابه است".[15]

آیاتى که به دلیل بالا بودن سطح مطلب یا جهات دیگر، در آغاز پیچیده به نظر می‌رسد، این آیات متشابه محکى است براى آزمایش افراد که عالمان راستین و فتنه‏گران لجوج را از هم جدا می‌‏سازد؛ لذا به دنبال آن می‌فرماید: "اما کسانى که در قلوبشان انحراف است از متشابهات پیروی می‌کنند، تا فتنه‏انگیزى کنند و تفسیر (نادرستى بر طبق امیال خود) براى آن می‌طلبند (تا مردم را گمراه سازند)، در حالی‌که تفسیر آن‌را جز خدا و راسخان در علم نمی‌دانند".[16]

سپس می‌‏افزاید: "آنها هستند که بر اثر درک صحیح معناى محکمات و متشابهات می‌گویند ما به همۀ آنها ایمان آورده‌‏ایم (چرا که) همه از سوى پروردگار ما است".[17] (آرى) جز صاحبان فکر و خردمندان متذکر نمی‌‏شوند".[18]                     

توضیح این‌که، آیات قرآن دو دسته‌اند مفهوم قسمتى از آیات آن‌چنان روشن است که جاى هیچ‌گونه انکار و توجیه و سوء استفاده در آن نیست، و آنها را "محکمات" گویند و قسمتى به دلیل بالا بودن سطح مطلب یا گفت‌وگو در بارۀ عوالمى که از دسترس ما بیرون است؛ مانند عالم غیب، و جهان رستاخیز و صفات خدا، چنان هستند که معناى نهایى و اسرار و کنه حقیقت آنها نیاز به سرمایۀ خاص علمى دارد که آنها را متشابهات گویند.

همۀ آیات اعم از محکم و متشابه در پرتو علم و دانش راسخان در علم قابل فهم‌اند.

نکته دیگرى که در ذکر متشابه در قرآن وجود دارد و اخبار اهل‌بیت(ع) آن‌را تایید می‌‏کند، این است که وجود این‌گونه آیات در قرآن، نیاز شدید مردم را به پیشوایان الاهى و پیامبر(ص) و اوصیاى او روشن می‌سازد و سبب می‌شود که مردم به حکم نیاز علمى به سراغ آنها بروند و رهبرى آنها را عملا به رسمیت بشناسند و از علوم دیگر و راهنمایی‌هاى مختلف آنان نیز استفاده کنند. این درست به آن می‌ماند که در پاره‏اى از کتب درسى، شرح بعضى از مسائل به عهدۀ معلم و استاد گذارده می‌شود، تا شاگردان، رابطۀ خود را با استاد قطع نکنند و بر اثر این نیاز، در همه چیز از افکار او الهام بگیرند. در واقع قرآن، مصداق وصیت معروف پیامبر(ص) است که فرمود: "دو چیز گرانمایه را در میان شما به یادگار می‌گذارم: کتاب خدا و خاندانم و این دو هرگز از هم جدا نمی‌‏شوند تا در قیامت در کنار کوثر به من برسند".[19]

"راسخون در علم" چه کسانى هستند؟

در قرآن مجید در دو مورد، این تعبیر به کار رفته است. یکى در آل عمران آیۀ 7 و دیگرى در سورۀ نساء آیۀ 162 آن‌جا که می‌فرماید:

 "دانشمندان و راسخان در علم از اهل کتاب، به آنچه بر تو نازل شده و آنچه پیش از تو نازل گردیده است، ایمان می‌آورند".[20]

همان طور که از معناى لغوى این کلمه استفاده می‌‏شود، منظور از آن، کسانى هستند که در علم و دانش، ثابت قدم و صاحب‏نظرند.

البته مفهوم این کلمه یک مفهوم وسیع است که همۀ دانشمندان و متفکران را در بر می‌گیرد، ولى در میان آنها افراد ممتازى هستند که درخشندگى خاصى دارند و طبعا در درجۀ اوّل، در میان مصادیق این کلمه قرار گرفته‏اند و هنگامى که این تعبیر ذکر می‌شود، قبل از همه نظرها متوجه آنان می‌شود.

اگر مشاهده می‌‏کنیم در روایات متعددى "راسخون فى العلم" به پیامبر گرامى اسلام(ص) و ائمه(ع) تفسیر شده، روى همین نظر است که می‌گوییم آیات و کلمات قرآن مفاهیم وسیعى دارد که در میان مصادیق آن افراد نمونه و فوق العاده‏اى دیده می‌شود که گاهى در تفسیر آنها تنها از آنان نام می‌برند.

در همین راستا از امام باقر یا امام صادق(ع) نقل شده است: "پیامبر خدا بزرگ‏ترین راسخان در علم بود و تمام آنچه را خداوند بر او نازل کرده بود از تأویل و تنزیل قرآن می‌دانست، خداوند هرگز چیزى بر او نازل نکرد که تأویل آن‌را به او تعلیم نکند و او و اوصیاى وى همه اینها را می‌‏دانستند".[21]

روایات فراوانی در کتب حدیث در این زمینه آمده است که نویسندگان تفسیر "نور الثقلین" و تفسیر "برهان" در ذیل این آیه آنها را جمع‏آورى نموده‏اند و همان‌طور که اشاره شد تفسیر "راسخون فى العلم" به پیامبر(ص) و ائمۀ هدى(ع) منافاتى با وسعت مفهوم این تعبیر ندارد؛ لذا از ابن عباس نقل شده است که می‌‏گفت: من هم از راسخان در علم هستم.

هر کس به اندازۀ وسعت دانشش از اسرار و تأویل آیات قرآن، آگاه می‌گردد و آنان که علمشان از علم بی‌پایان پروردگار سرچشمه می‌گیرد، طبعا به همۀ اسرار و تأویل قرآن آشنا هستند، در حالی‌که دیگران تنها قسمتى از این اسرار را می‌‏دانند. از این جهت است که خود پیامبر(ص) نیز تا روز قیامت "عترت" و "قرآن" را "عدل" یکدیگر قرار دادند که هیچ‌یک از هم جدا نمی‌شوند و تمسک به یکى، ما را از تمسک به دیگرى بی‌نیاز نمی‌کند.[22] پس ما علاوه بر مراجعه و فهم قرآن، نیازمند مراجعه و فهم سنت نیز می‌باشیم.

از این‌رو باید دید لوازم و وسایل مورد نیاز در این راستا و بر عکس موانع این راه کدام‌اند. بر اساس آنچه گفته شد در یک جمع‌بندی می‌توان گفت که مراجعه به قرآن و روایات به دو گونه ابزار و توشه نیازمند است:

الف) صفاى روح و طهارت باطن و داشتن روحیه حقیقت‌جویى و حقیقت‏طلبى، تا بتوان با تطهیر نسبى به مطهران رسید و آنها را مس نمود؛ زیرا تنها خاشعان‏اند که با آیات قرآن متذکر می‌شوند.[23]

در مقابل باید روحیه استکبار و ستیزه‌جویى و غرور و خودمحورى و تعصبات کور را کنار نهاد و متواضعانه و با خوف و خشیت، در مقابل منبع وحى و مفسّر اصیل آن زانو زد؛ زیرا ستیزه‌جویى و استکبار همان‌گونه که انسان را از خدا محجوب می‌‏کند،[24] دل را میرانده[25] و از فهم قرآن نیز مانع می‌‏شود و چشم بصیرت را سلب می‌‏نماید.[26]

ب) لوازم ظاهرى مراجعه به قرآن و فهم آن:

  1. آشنایى به زبان عربى و صحیح خوانى آن، و نیز آشنایى با ترجمه مفردات و ترکیبات آن از طریق تحصیل ادبیات عرب(صرف، نحو، معانى، بیان، بدیع و لغت).
  2. آشنایى با تاریخ اسلام و شأن نزول‏ها و نیز آشنایى با علوم قرآن مثل آیات عام و خاص، مطلق و مقید، ناسخ و منسوخ، آیات مکى و مدنى و... .
  3. استعاذه به خداوند از شر شیطان و وساوس آن و نیز دسایس نفس اماره.[27]
  4. شروع با نام خدا و استمداد از رحمت واسعۀ او و رحمانیت خاصۀ آن ذات اقدس.
  5. چینش آیات مربوط به یک موضوع کنار هم و نیز مراجعه به روایات تفسیرى مرتبط با آن آیات؛ زیرا قرآن داراى تأویل و بطونى است که جز معصومین(‏ع) از آن آگاه نیستند و بعضى از آیاتش بعضى دیگر را تفسیر می‌‏کنند.[28]
  6. کنار نهادن عقاید شخصى و آراء قبلى، براى یافتن مراد خود قرآن، در پرتو قرآن و سنت قطعى، تا این‌که به تحمیل بر قرآن و تفسیر به رأى کشیده نشود. پس اگر نظر قرآن را خلاف عقیده خلاف واقع سابق خود یافت، به قرآن روى آورده و دست از رأى خود بکشد، مبادا آیات را بر طبق آراء خود و فرقۀ خود توجیه کند! که در این صورت پیرو هوا و هوس خویش است نه پیرو قرآن!
  7. فراحسى و فراطبیعى به معارف قرآن بنگرد، تا دچار تجسیم و تشبیه نشود؛ پس باید متشابهات قرآن در پرتو محکمات آن و روایات قطعیه تفسیر شوند و از آراء باطله اجتناب نمود.
  8. اطلاع از شبهات و نیازهاى زمان و مکان از یک‌سو و پیش‌رفت‏هاى علوم و توجه به تحقق برخى وعده‏هاى قرآن از سوى دیگر، تا بتوان پاسخ‌گوى نیاز نسل نو بر طبق خود قرآن کریم گردید، بدون این‌که نظرى به قرآن تحمیل شود؛ زیرا به فرموده امام صادق(ع): "خداوند تعالى قرآن را براى زمانى غیر از زمان دگر و براى مردمی غیر از مردم دیگر قرار نداده، بلکه این قرآن در هر زمانى تازه است و براى هر گروهى تازگى و جذبه دارد".[29]

اما باید مراقب بود تا رأیى به قرآن تحمیل نشود؛ چراکه پیامبر(ص) فرمود: "قرآن را فراگیرید و آن‌را قرائت کنید، بدانید که قرآن شما را بلند آوازه می‌نماید و وسیله‏اى براى یاد خدا است. قرآن براى شما هم ذخیره(توشه) است و هم وزر(بار گران). پس از قرآن تبعیت کنید و آن‌را تابع خود قرار ندهید؛ زیرا اگر کسى تابع قرآن شد، قرآن او را به سوى بهشت می‌فرستد، اما اگر کسى قرآن را تابع خود قرار داد، قرآن از پشت او می‌رود تا او را به جهنم افکند!"[30]

  1. قصد او از قرائت و تحصیل معارف و احکام قرآن، صِرف بهره‏گیرى از ثواب قرائت یا استفاده از آن در سخنرانی‌ها و مقالات و مسابقات و... بالاخره کسب مال و شهرت و مقام نباشد؛ بلکه قرآن را به جاى آن‌که سرمایه دنیا کند، سرمایه آخرت خود سازد؛ یعنى به قصد کسب بصیرت و معرفت از معارف آن، و قصد عمل به احکام آن به قرآن مراجعه کند و به معارف آن پایبند شود و به احکام آن عمل کند، مبادا با این مراجعه حجت بر او تمام شود و به عذاب عالمان بی‌عمل گرفتار آید، چنانچه بدون مراجعه، به عذاب جاهلان مقصّر گرفتار می‌شد!
  2. با رسیدن به آیات رحمت و وعده بهشت و نصرت خدا، امیدوار گردد و نفس را به طاعت و ترک معصیت ترغیب کند و با رسیدن به آیات قهر و وعید جهنم و توصیفات درکات آن، نفس را از ترک طاعت و انجام معصیت بترساند، تا زنگار دل بریزد و دلش مصفا گشته و بیش از پیش از انوار قدسى قرآن مستقیض گردد و بیش از پیش به سعادت خود نزدیک شود.
  3. با رسیدن به آیات توصیف‌گر مؤمنان و متقیان و صالحان و... و نیز آیات توصیف‌گر کفار و مشرکان و معاندان و منافقان و... خود را به قرآن عرضه کند و با قرآن محاسبه نفس کشد، قبل از این‌که در قیامت به حسابش برسند، پس نفس را از آلایش کفر و شرک و نفاق و لجاجت، پیرایش و به فضایل مؤمنان و متقیان و صالحان آرایش دهد، تا خداگونه شود و لایق خطاب "خلافت الهى" از راه بندگى؛ زیرا: "و ما خلقت الجن و الانس إلا لیعبدون" باشد که در سایۀ الطاف رحمانیه خداوند و کرامت‏هاى کریمانه قرآن و احسان‏هاى فیاض معصومین(‏ع) خصوصاً نبى مکرم اسلام(ص) انسان شویم از راه علم و عمل به قرآن و عترت.[31]

[1]. مدثر، 31 و 36؛ قلم، 52؛ سبأ، 28؛ فرقان، 1.

[2]. مائده، 15؛ نساء، 174؛ تغابن، 8؛ یس، 69.

[3]. همان.

[4]. همان.

[5]. قمر، 17 و 22 و 32 و 40؛ مریم، 97؛ دخان، 58.

[6]. محمد، 24؛ ص، 29؛ مؤمنون، 68.

[7]. نور، 35.

[8]. روم، 30.

[9]. این نکته را نیز باید توجه داشته باشیم که پى بردن به بطون آیات جز براى پیامبر(ص) و امام معصوم(ع) ممکن نیست و هیچ‌کس حق ندارد چیزى به عنوان باطن آیه از پیش خود مطرح کند، آنچه ما می‌فهمیم مربوط به ظواهر آیات است و آنچه مربوط به بطون آیات است، فقط باید از معصوم(ع) بشنویم.

[10]. آل عمران، 7.

[11]. نهج البلاغه، خ 133، بند 7.

[12]. ر. ک: جوادی آملی، عبد الله، تفسیر تسنیم، ج 1، ص 69- 73، قم، مرکز نشر اسراء.

[13]. واقعه، 75- 79.

[14]. حشر، 7؛ نساء، 59.

[15]. "هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ عَلَیْکَ الْکِتابَ مِنْهُ آیاتٌ مُحْکَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْکِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ". نساء، 171.

[16]. "فَأَمَّا الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ فَیَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْوِیلِهِ وَ ما یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ". آل عمران، 7.

[17]. "یَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ کُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا". آل عمران، 7.

[18]. "وَ ما یَذَّکَّرُ إِلَّا أُولُوا الْأَلْبابِ". آل عمران، 7.

[19]. "انى تارک فیکم الثقلین کتاب اللَّه و اهل بیتى و انهما لن یفترقا حتى یردا على الحوض". ابن حیون، نعمان بن محمد مغربی، دعائم الإسلام و ذکر الحلال و الحرام و القضایا و الأحکام، محقق، مصحح، فیضی، آصف،‏ ج 1، ص 28، قم، مؤسسة آل البیت علیهم السلام، چاپ دوم، 1385ق.                      

[20]. آل عمران، 7. "لکِنِ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ مِنْهُمْ وَ الْمُؤْمِنُونَ یُؤْمِنُونَ بِما أُنْزِلَ إِلَیْکَ وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِکَ".

[21]. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، محقق، مصحح، غفاری، علی اکبر، آخوندی، محمد، ج 1، ص 213، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، 1407ق.

[22]. حدیث معروف ثقلین، دعائم الإسلام، ج 1، ص 28. ز. ک: مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج 2، ذیل آیه 7 سورۀ آل عمران و آیه 162 نساء.

[23]. بقره، 282؛ انفال، 29.

[24]. مطففین، 15.

[25]. روم، 53 - 52؛ نمل، 81 - 80.

[26]. فصلت، 5؛ اسراء، 45.

[27]. نحل، 98.

[28]. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج 89، ص 84 و 91. بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ دوم، 1403ق.

[29]. همان، ص 15.

[30]. محدث نوری، حسین، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج 4، ص 254، قم، مؤسسه آل البیت(ع)، چاپ اول، 1408ق.

[31]. منابع و مآخذ: جوادى آملى، عبداللَّه، تفسیر تسنیم، ج 1، ص 15- 254، قم، اسراء، چاپ دوم؛ همو، قرآن در قرآن، ج 1، ص 353- 458، قم، اسراء، چاپ دوم، 1378ش؛ مطهرى، مرتضى، خاتمیت، ص 147- 186، تهران، صدرا، چاپ دوازدهم، 1378ش؛ مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج 2، ذیل آیۀ 7 سورۀ آل عمران و آیۀ 162 نساء.

ترجمه پرسش در سایر زبانها
نظرات
تعداد نظر 0
لطفا مقدار را وارد نمایید
مثال : Yourname@YourDomane.ext
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید

طبقه بندی موضوعی

پرسش های اتفاقی

  • سر امام حسین(ع) بر روی نیزه، کدام آیه قرآن را تلاوت می‌کرد؟
    18059 حوادث بعد از شهادت 1392/10/25
    زید بن ارقم یکی از صحابه رسول خدا(ص) می‌‌گوید: «روز بعد از ورود اهل بیت(ع) به کوفه، ابن زیاد امر کرد تا سر مبارک حضرت سید الشهداء(ع) را در کوچه‌هاى کوفه و در میان قبائل بگردانند، من در میان غرفه نشسته بودم که سر حسین بن علی(ع) را ...
  • آیا این جریان حقیقت دارد که نضر بن حارث توسط امام علی(ع) کشته شد؟
    27522 گوناگون 1391/09/21
    در برخی از منابع تاریخی از کشته شدن نضر بن حارث به دست حضرت علی(ع) پس از اسارتش در جنگ بدر سخن به میان آمده است. گفته شده است این شخص که از سرسخت‌ترین معاندان و دشمنان قریشی پیامبر اسلام(ص) به شمار می‌آمد. پس از جنگ بدر در ...
  • آیا مؤمنان را برای وارد شدن به بهشت، هل می‌دهند؟!
    6045 حدیث 1397/08/24
    در روایتی از امام صادق(ع) در چگونگی ورود مؤمنان به بهشت آمده است: «یَأْتِی یَوْمَ الْقِیَامَةِ شَیْ‏ءٌ مِثْلُ الْکُبَّةِ فَیَدْفَعُ فِی ظَهْرِ الْمُؤْمِنِ فَیُدْخِلُهُ الْجَنَّةَ فَیُقَالُ هَذَا الْبِرُّ»؛[1] روز قیامت چیزى مانند کبّه می‌آید و پشت افراد با‌ایمان را هُل می‌دهد تا او را ...
  • جمعیت یهودیان ایران چقدر است و حکومت ایران با آنان چه رفتاری دارد؟
    29342 پیروان دیگر مذاهب 1388/08/11
    در جمهوری اسلامی ایران اقلیت های مذهبی (یهودی،مسیحی، زرتشتی و...) در کنار مسلمانان زندگی می کنند. طبق آماری که خود یهودیان ایران منتشر کرده اند درحال حاضر حدود 20هزار نفر یهودی (کلیمی) در ایران زندگی می کنند[1] که از حقوق و مزایای سایر شهروندان ایرانی برخوردارند. و در ...
  • حضرت آدم و حوا(ع) چند فرزند داشتند؟
    157380 شیث(هبة الله) 1386/01/23
    دربارۀ تعداد فرزندان حضرت آدم(ع) - مانند بسیاری از حوادث و رخ دادهای تاریخی - نظر قطعی وجود ندارد؛ زیرا که در متون معتبر تاریخی، اختلافاتی در بیان اسامی و تعداد آنها مشاهده می‌شود. این شاید به جهت فاصلۀ زمانی طولانی آنان با زمان ثبت تاریخ و ...
  • آیا سر مقدس حضرت عباس بن علی(ع) از کربلا به سمت کوفه و سپس شام همراه اسیران بود؟
    32322 حوادث بعد از شهادت 1392/09/26
    آنچه از منابع روایی به‌دست می‌آید این است که؛ سرهای مقدس شهدای کربلا به همراه سر مقدس امام حسین(ع) به کوفه نزد ابن زیاد، سپس به شام نزد یزید بردند. از این‌رو؛ سر مقدس حضرت عباس بن علی(ع) نیز همراه سرهای شهدا بوده است. هر چند در این ...
  • در حدیث آمده است: صلح دادن بین دو نفر از تمام نماز و روزه ها برتر است. منظور چیست؟
    27710 صلح و همزیستی 1390/10/18
    به نظر می رسد که در ترجمه ای که برخی از مترجمان کرده اند و شما بدان اشاره کردید، مسامحه ای صورت پذیرفته است؛ زیرا با دقت در متن عربی "صَلَاحُ ذَاتِ الْبَیْنِ أَفْضَلُ مِنْ عَامَّةِ الصَّلَاةِ وَ الصِّیَام‏"،
  • مقصود از دل شکسته که گفته می شود خدا در آن است چیست؟
    67919 قرب 1392/01/28
    گاهی مواقع «دل شکستگی» تنها به جهت غمگینی برای امور مادی و دنیایی است که آخرت در آن لحاظ نمی‌شود، چنین دل شکستگی، افسردگی و رکود روانی را به همراه خواهد داشت و آدمی را ناامید کرده و از ترقی و پیشرفت بازمی‌دارد، اما گاهی انسان برای اموری ...
  • عامل در جمع مکسر و موارد مشابه و نیز ضمیرهای ارجاعی به آنها،‌ چه زمانی مذکر و چه زمانی مؤنث‌اند؟
    2384 صرف و نحو 1403/08/21
    نخست باید گفت؛ «جمع مکسر»، صرف نظر از جنسیتش، یا مؤنث حقیقی است و یا می‌توان آن‌را در حکم مؤنث در نظر گرفت.از طرفی هنگامی که فعلی به فاعلی نسبت داده می‌شود، آن فعل و فاعل باید از چند جهت، با هم متناسب باشند؛ از این‌رو باید شرایطی در آن ...
  • در صورت گران بودن آب، برای غسل جنابت چه باید کرد؟
    16897 جنابت 1388/02/03
    غسل جنابت به خودی خود مستحب است، ولی برای خواندن نمازِ واجب و مانند آن واجب می‌شود.[1] اما اگر تهیه‌ی آب برای غسل کردن به قدری گران است که از نظر اقتصادی برای شما ضرر یا مشقت غیر قابل تحمل دارد، و یا اجحاف است، ...

پربازدیدترین ها