جستجوی پیشرفته
بازدید
32602
آخرین بروزرسانی: 1405/03/31
خلاصه پرسش
غلو چیست؟ و چگونه می‌توان از آن دوری کرد؟
پرسش
غلو و زیاده‌گویی در مورد اهل‌بیت(ع) چیست؟ و علل و اهداف آن کدام‌اند؟ و چگونه شیعه می‌تواند از این امر خطیر دوری کند؟
پاسخ اجمالی

"غلو" در لغت زیادت و بلند شدن را گویند. به عبارت دیگر، غلو تجاوز کردن از حد و اندازه است. و به تعبیر روشن‌تر، تجاوز کردن و یا فراتر گذاشتن از اندازه و جایگاه در هر چیز غلو است. خداوند در قرآن کریم این چنین به غلو اشاره نموده است: "ای اهل کتاب در دینتان غلو نکنید و نگویید بر خدا مگر حق". غلو مراتبی دارد که می‌توان آنها را در سه مرتبۀ مهم درجه‌بندی نمود:

  1. غلو در مرتبه و مقام الوهیت و خداوندی،
  2. غلو در مرتبه و مقام نبوت و پیامبری،
  3. غلو در خصوصیتی از خصوصیات مرتبط با صفات و افعال خداوند.

پیامبر اکرم(ص) و ائمۀ طاهرین(ع) با دو شیوۀ مهم با پدیدۀ غلو برخورد می‌کردند:

نخست آن‌که عقاید حقۀ اسلام، به خصوص مذهب اثنی عشری را برای جویندگان حقیقت بیان می‌نمودند و این مهم با محوریت و مرکزیت توحید و یکتاپرستی و تبیین اصول و چهارچوب آن، و همچنین مشخص کردن اصول و پایه‌های نبوت و امامت و چگونگی ارتباط پیامبر و امام با خداوندگار جهان صورت می‌پذیرفت.

شیوه دوم ایستادن در مقابل حرکات منحرف غلوکنندگان و برخورد با آنان و احمقانه و دون شمردن تفکراتشان، و یا بهتر بگوییم تخیلاتشان انجام می‌گرفت.

راه‌های رهایی از غلو و غوطه‌ور نشدن در دامنه‌ی چنین استضعاف فکری در امور زیر تجلی پیدا می‌کند:

  1. تمسک به ثقلین، یعنی کتاب خدا و خاندان پیامبر،
  2. شناخت اسباب و عللی که منجر به پیدایش غلو می‌شود، و دوری از چنین عللی؛ مانند جهل و محبت افراطی.
  3. اعتماد نکردن بر روایاتی که غلوگویان، راویان و ناقلان آنهایند.
  4. توجه داشتن به توطئه‌ها و دسیسه‌های جهت‌داری که دشمنان برای انتشار و پخش چنین افکار مسمومی در مراکز و مجامع اسلامی ساخته و پرداخته کرده‌اند. توطئه‌هایی؛ نظیر ایجاد فرقه‌های بابیه، بهائیه، قادیانیه و غیره که از سوی روسیه، انگلستان و صهیونیسم پشتیبانی و حمایت شده و می‌شوند.
پاسخ تفصیلی

نخست از باب مقدمه باید گفت؛ غلو منحصر در مذهبی از مذاهب اسلامی نیست، همان‌گونه که در دینی خاص منحصر نیست؛ لذا همان‌طور که غلو در دین بودا وجود دارد، در دین یهود و مسیحیت نیز موجود است. البته باید توجه داشت غلو به مثابه دیدگاهی فردی و شخصی است، بدین معنا که در چهارچوب یک فرقه و یا ایدئولوژی که دارای تعالیم خاص است ظهور نمی‌کند؛ از این‌رو مشاهده می‌شود که با مرگ غلوکنندگان آن شیوه در غلو نیز محو و نابود می‌گردد.

بنابر این، غلو به اشخاص وابسته بوده و با مرگ ابداع کنندگانش محو و نابود می‌شود و تنها اسمی از آن باقی می‌ماند.[1] شاید با توجه به این مهم بتوان گفت منشأ و ریشۀ غلو کفر و الحاد است؛[2] چون در دین اصیل که پایه‌های آن را عشق و عقل و ایمان به خدای متعال تشکیل می‌دهد، با فوت صاحب آن دین و رسالت، چنین شیوه‌ای از ایمان‌ورزی پایدارتر و مستحکم‌تر می‌گردد، و این دقیقاً بر خلاف غلو است.

معنای غلو

بعد از این مقدمۀ کوتاه متذکر می‌شویم که غلو در لغت به معنای زیادت و بلند شدن است. در مثل گفته می‌شود آب دهان دانه گیاه را بلند و بزرگ کرد؛ یعنی بیشتر از اندازه‌اش گردانید.[3] در لسان العرب چنین آمده است: غلو تجاوز کردن از حد و اندازه است. و یا خارج شدن از حد اعتدال را غلو گویند.[4] و گفته شده غلو بلند شدن و تجاوز از حد و اندازه در هر چیز را گویند.[5]

اصل و ریشۀ کلمۀ غلو به معنای ارتفاع و بلندی و نیز تجاوز از حد و اندازه در هر چیز است.[6]

غلو از نگاه قرآن

خداوند در قرآن کریم مردم را از تمامی انواع غلو منع نموده، و می‌فرماید: "ای اهل کتاب در دینتان غلو نکنید و نگویید بر خداوند مگر حق".[7]

در آیه‌ای دیگر در مورد غلو در عقاید چنین می‌فرماید: "اى اهل کتاب در دین خود به ناحق غلو مکنید، و هوس‌هاى پیشینیان که گمراه بودند و بسیارى را هم گمراه کردند و از راه راست منحرف شدند، پیروى نکنید".[8]

خداوند در آیاتی چند عقاید غلوکنندگان را چنین بیان می‌فرماید: "همانا کافر شدند آنانی که گفتند به راستی که خداوند، مسیح پسر مریم است".[9]

در آیات دیگر می‌فرماید: "آنها که گفتند: خداوند، یکى از سه خدا است، به یقین کافر شدند، معبودى جز معبود یگانه نیست‏".[10] "و یهود گفتند عزیر پسر خدا است".[11]

مراتب غلو

شهید محمد باقر صدر، مراتب غلو را چنین بیان می‌کند:

  1. غلو در مرتبه‌ی الوهیت و خداوندی،
  2. غلو در مرتبه و مقام نبوت،
  3. غلو در خصوصیتی از خصوصیات مرتبط با صفات و افعال خداوند،

اما غلو در مرتبه‌ی الوهیت و خداوندگاری، یعنی شخصی که غلو در مورد او صورت می‌گیرد خداوند است و در بعضی موارد شخص غلوشده شریک خداوند محسوب می‌شود و این شراکت از دو حال خارج نیست. یا به این صورت است که او همسان و هم‌طراز با خداوند قرار دارد، و یا به گونه‌ای است که او در مرتبه‌ای از مراتب الوهیت جای گرفته است. گاهی نیز غلو در الوهیت به معانی حلول خداوند در چیزی و یا اتحاد با او، تفسیر می‌شود که تمامی شقوق فوق الذکر کفر است.

نوع اوّل بدین دلیل کفر است که لازمۀ چنین اعتقادی به انکار خداوند می‌انجامد. کفر بودن قسم دوم به دلیل انکار توحید و یکتاپرستی خواهد بود. و کفر بودن نوع سوم از آن‌رو است که بازگشت حلول و اتحاد، به اعتقاد بر الوهیت و خداوندی موجودی غیر خدای متعال است.

غلو در مقام نبوت گاهی به گونه‌ای است که شخص غلوشده نسبت به پیامبر از مقام والاتر و برتری برخوردار است و به مثابه حلقۀ ارتباطی و رابطه بین خداوند و پیامبر قلمداد می‌شود، و گاهی اوقات به معنای هم‌طرازی و همسانی فرد غلوشده با پیامبر است. البته رسالت پیامبر شامل او نمی‌شود که هر دو نوع آن کفر است؛ چراکه با معنای تثبیت شدۀ شهادت و گواهی به رسالت رسول خدا(ص) از سوی مکلفان منافات دارد.

اما غلو در صفات و افعال به معنای نسبت دادن صفت یا فعلی به شخصی که در آن حد و اندازه نبوده و او مصداق اسناد چنین صفت و فعلی نیست. اگر اختصاص صفت یا فعل مذکور به خداوند از ضروریات دین باشد، این قسم تحت عنوان انکار ضروریات دین قرار گرفته و کفر بوده، در غیر این صورت کفر نخواهد بود.[12]

سید عبدالاعلی سبزواری(ره) نیز غلات و غلوکنندگان را به پنج گروه تقسیم کرده است:

  1. اعتقاد بر خداوندگاری کسی که غلو درباره او صورت می‌گیرد: غلوکننده می‌پندارد که او پروردگار ازلی و قدیم بوده و جز او خدایی نیست. با قاطعیت تمام باید گفت کسی که چنین اعتقادی داشته باشد، منکر خداوند بزرگ بوده و از این جهت کافر است.
  2. اعتقاد بر خداوندی شخص خارجی: اعتقاد به واجب الوجود بودن فردی خارجی شرک و معتقد آن مشرک بوده و حکم فقهی نجاست بر او جاری می‌شود؛ چراکه خداوند را شریک و همتایی در الوهیت نیست، و این در حالی است که معتقد به این باور برای خداوند شریکی در پروردگاری و کیفیت هستی او، قائل شده است.
  3. اعتقاد بر حلول خداوند در شخص خارجی: نتیجۀ قهری چنین اعتقادی اسناد تمامی افعال مربوط به انسان، به خداوندی است؛ افعالی مانند خوردن، نوشیدن، خوابیدن و... از اعمال مختص ذات انسانی که باید گفت چنین پنداری از آن‌جا که انکار ضروریات دین را در پی دارد کفر است. البته عقل سلیم، خدای سبحان را منزه از این عوارض جسمانی می‌داند.
  4. اعتقاد بر فنای شخص خارجی در ذات خداوند متعال:[13] این اعتقاد موجب کفر چنین فردی می‌شود؛ چون ضروریات دین را انکار نموده است.
  5. اعتقاد به این‌که فرد خارجی مظهر صفات خداوند بزرگ بوده و این مقام از سوی پروردگار متعال به او داده شد و حضرت قدسش او را در این مقام تأئید کرده است.[14] البته ناگفته پیدا است مقتضای اطلاق اقرار به شهادتین، اسلام چنین شخصی است.[15]

مقابله پیشوایان دین با پدیده غلو

با مراجعه به میراث گران‌قدر شیعه درمی‌یابیم که پدیدۀ غلو با هجوم و واکنش شدیدی از سوی شیعیان در تمامی سطوح مواجه شده و در صدر مقابله کنندگان، ائمه(ع) قرار دارند. البته نبی مرسل(ص) در مواجه با چنین افکار منحرفی گوی سبقت را از ایشان ربوده و این مهم را از دو طریق؛ تبیین حق و حقیقت، همچنین جدا کردن هرگونه انحراف و کژروی از مسیر مستقیم و نورانی توحید و یکتاپرستی صورت تحقق داد.

در محور نخست مشاهده می‌کنیم که پیامبر اکرم(ص) با استناد به آیات قرآن کریم، تمرکز بسیار زیادی در مسئلۀ توحید با تمامی مراحل و مراتب آن داشته، و روایات متعدد و همچنین تفاسیر مختلف عالمان شیعه، خود حکایت از این مهم دارد که با مراجعه به آنها می‌توان به حقانیت این مسئله گواهی داد.[16]

در محور دوم نیز مشاهده می‌شود که رسول خاتم(ص) از هرگونه عمل انحرافی در مجامع اسلامی جلوگیری نموده و متون روایی سرشار از برخوردهای پیامبر(ص) با پدیدۀ غلو است. به عنوان مثال می‌توان به این روایت اشاره نمود:

 ابا رافع قرظی و سید نجرانی خطاب به پیامبر اکرم(ص) عرض کردند: ای محمد آیا می‌خواهی تو را بپرستیم و تو را خدا بخوانیم؟! پیامبر در پاسخ فرمود: "پناه بر خدا، نمی‌پرستیم جز خدای یگانه و امر نمی‌کنیم به پرستش غیر او، پس من به چنین چیزی مبعوث نشدم و بدان امر نشدم".[17]

ائمه(ع) هم با اتخاذ مشی پیامبر، با غلوکنندگان چنان برخورد شدیدی اعمال کردند که با هیچ گروه دیگری چنین مقابله و برخوردی را انجام ندادند. در این‌جا تنها به بعضی از موارد که در روایات مختلف و معتبر آمده، اشاره می‌کنیم:

  1. امام صادق‌(ع) چنین می‌فرماید: "نزدیک‌ترین چیزی که انسان را از ایمان و اعتقادات سلیمش خارج می‌کند، هم‌نشینی با غلوکنندگان و شنیدن سخنان ایشان و تصدیق و تأیید پندارهایشان است؛ همانا پدرم از پدرش و او نیز از جدش رسول خدا چنین نقل کرده است: دو گروه از امت من سودی از اسلام نبرده‌اند، غلوکنندگان و قدریه".[18]
  2. امام رضا(ع) فرمود: "خدا لعنت کند غلوگویان را، با ایشان هم‌نشین نشوید و تأییدشان مکنید و از اینان دوری جویید که خداوند متعال از اینان دوری جسته است.[19]
  3. ابوهاشم جعفری می‌گوید: از امام رضا(ع) دربارۀ غلوکنندگان و مفوضه سؤال کردم؛ حضرتش چنین پاسخ داد: "غلو کنندگان کافر و مفوضه مشرک‌اند؛ هم‌نشینی، اختلاط نمودن، اعتماد کردن، هم‌پیاله بودن، ارتباط داشتن، ازدواج کردن، پناه دادن، اطمینان نمودن، تأیید و کمک کردن به ایشان حتی به اندازۀ سر سوزنی موجب خروج از ولایت خداوند و رسولش و ولایت ما اهل‌بیت می‌گردد.[20]

البته روایات در این زمینه بسیار است که به ذکر همین تعداد بسنده می کنیم.

غلات از نگاه فقها

فقهای شیعه اجماع و اتفاق نظر به کفر و خروج غلات از دین، داشته و دارند. در عروة الوثقی چنین آمده است: در نجس بودن غلات، ناصبیون و خوارج اشکالی نیست.[21]

در وسیلة النجاة این چنین آمده است: غسل میت کافر و نیز فردی از طایفۀ مسلمانان که به کفرش حکم شده؛ مانند خوارج، نواصب و غلوکنندگان جایز نیست.[22]

اکنون پس از پاسخ به بخش اوّل پرسش به قسمت دوم آن، یعنی چیستی اسباب و اهداف غلو، و نیز چگونگی رهایی مسلمان شیعه از این بلای فکری می‌پردازیم.

اسباب غلو

هنگامی که اسباب و اهداف غلو را شناختیم، قطعاً گستره و دامنۀ خطر پنهان شده در درون آن‌را خواهیم شناخت؛ از این‌رو اسباب غلو عبارت‌اند از:

  1. محبت افراطی و بیش از حد،
  2. انحطاط فکری و بینش سطحی پایین،
  3. آرزوها و طمع‌ورزی‌ها و غارت اموال مردمان: به جرات می‌توان گفت انگیزۀ بعضی از غلات در اظهار غلو، طمع‌ورزی در اموال مردم و تسلط بر حقوق شرعی بوده که ائمه(ع) در برخی روایات به این صفت اشاره نموده‌اند. امام حسن عسکری(ع) در مذمت بعضی از غلوکنندگان چنین می‌فرماید: "لعنت خدا بر آنان که به نام ما اموال مردمان را تصاحب می‌کنند".[23]

و این مهم نزد اصحاب و پیروان راستین امامان شیعه نیز آشکار و واضح بوده است. شریک بن عبدالله نخعی کوفی چنین می‌گوید: آنان(غلات) گروهی هستند که احادیث دروغین به امام صادق نسبت می‌دادند تا اموال و دراهم مردمان را تصرف کنند.[24]

  1. ناهنجاری‌های اخلاقی و بی‌مبالاتی نسبت به ارزش‌های اسلامی: برخی از غلوگویان در پوشش غلو حرام‌ها را حلال می‌کردند.
  2. تأویلات و تفاسیر غلط و غیر واقعی از متون دینی،
  3. عوامل تشکیلاتی و سازماندهی شده؛ مانند نفوذ پیروان ادیان مختلف در میان مسلمانان سست ایمان، مسامحه و حتی همراهی حاکمان با غلوکنندگان و پشتیبانی و حمایت حاکمان از اعمال ویرانگر و منحرف از دین غلات، همان‌گونه که در بابیه و بهائیه اتفاق افتاد.[25]

راه‌های نیفتادن در دام غلو

با استفاده از شیوه‌های مختلفی می‌توان از غلو رهایی یافت که مهم‌ترین آنها عبارت‌اند از:

  1. تعریف دقیق و مشخص نمودن حدود و ثغور مرجعیت دینی و به کار بستن وصیت و سفارش مهم پیامبر اکرم(ص)؛ یعنی تمسک به ثقلین. اگر بخواهیم راه صحیح دین‌داری را از ضلالت و گمراهی بیابیم باید طبق وصیت نبی مرسل(ص) به کتاب و عترت تمسک جوییم؛ پر واضح است که تمسک جستن به کتاب و اهل‌بیت(ع) با پیروی از عالمان عامل و پرهیزکار - که قرآن و عترت با به بهترین و کامل‌ترین وجه ممکن می‌شناسند - صورت تحقق پیدا می‌کند و مصداق آشکار چنین عالمانی، حکیمان و مراجع بزرگ دینی هستند.
  2. شناخت عللی که منجر به ظهور پدیدۀ غلو می‌گردند که مهم‌ترین آنها جهل است. جهل نقشی اساسی در ظهور و ایجاد بدعت و افکار منحرف ایفا می‌کند؛ از این‌رو بر انسان لازم است در دو بُعد به سلاح علم مسلح گردد. بُعد اوّل همانا شناخت کامل و دقیق خداوند و اطلاع یافتن بر مراتب توحیدی است که به وسیلۀ مراجعه و مطالعۀ همه جانبۀ عمیق و حقیقت‌طلبانۀ کتب عرفانی، فلسفی و کلامی معتبر که با قلم عالمان و اندیشمندانی تدوین و نگارش یافته باشد که درک کاملی از خدا، انسان و هستی داشته باشند.

جنبۀ دوم شناخت ائمه(ع) و مقام آنان نزد خداوند -البته منظور چگونگی رابطه آنان با خالق یکتا است.- و شعار اصلی ائمه(ع) که آن‌را مکرراً تکرار کرده‌اند، عبودیت و بندگی خدای یگانه است.

از این‌رو امامان شیعه چراغ هدایت انسان به سوی خداوند و بندگان با کرامت خدای متعال‌اند.

  1. اعتماد نکردن بر روایاتی که راویان آنها غلات بوده که لازمه این مهم شناخت راویان غلوکننده در منابع علم رجال است.[26]
  2. مقابله با افکار غلات به وسیلۀ طرح افکار صحیح و درست،
  3. دوری از کشیده شدن به ورطۀ محبت افراطی، زیاده‌روی در محبت و یا عدم درک صحیح از حدود و چهارچوب آن، باعث ایجاد افکار منحرف می‌گردد؛ از این‌رو ائمه، ما را از این‌راه نادرست بر حذر داشته‌اند.

امام زین‌العابدین(ع) در سرزنش این‌گونه محبت چنین می‌فرماید: "همانا یهود عزیر(ع) را دوست داشتند، تا آن‌جا که چه سخنان غلوآمیزی درباره او نگفتند، در حالی که نه عزیر از ایشان بود و نه اینان از عزیر؛ و نصرانیان دوست می‌داشتند عیسی(ع) را و چه گفته‌های غلوآمیز درباره او بر زبان جاری نکردند، در حالی که نه عیسی از ایشان بود و نه اینان از عیسی(ع). و همین سنت نیز در مورد ما جاری خواهد گردید، گروهی از شیعیان، ما را دوست خواهند داشت، تا آن‌جا که می‌گویند آنچه یهودیان درباره‌ی عزیر(ع) و آنچه نصرانیان درباره‌ی عیسی گفتند، پس اینان از ما نیستند و ما نیز از ایشان نیستیم".[27]

  1. هوشیاری و دقت نظر در سازماندهی و تغذیۀ فکری و پشتیبانی همه جانبۀ دشمنان در طرح افکار منحرف؛ از این‌رو بر ما لازم است آگاهی کامل و دقیقی از توطئه‌ها و دسیسه‌های دشمنان در طراحی و پرورانیدن افکار مخرب و منحرف در محافل جامعه اسلامی داشته باشیم. ایجاد فرقۀ بابیه و بهائیه از مصادیق بارز چنین توطئه‌ها و سازماندهی شوم دشمنانی؛ مانند روسیه و انگلستان هستند. نقش سفارت انگلیس و روسیه در حمایت و پشتیبانی از بابیه و بهائیه در تاریخ ثبت شده است،[28] همان‌گونه که نقش سفارت بریتانیا در حمایت از فرقه قادیانه در هند محفوظ است.[29]

البته نکته‌ای که نباید از نظر دور داشت، آن است که باید با موشکافی و دقت نظر علمی غلو را از غیر غلو تشخیص داد، چراکه پاره‌ای از قضایا و مسائل که در نگاه ابتدائی غلو فرض می‌شوند، مانند فرض پنجم در کلام مرحوم سبزواری، غلو نبوده و حتی معانی بسیار عمیق و دقیقی در معارف اسلامی دارند که با دقت و تفکر، شناسائی آن از غلو میسر خواهد بود.


[1]. منصوری، سعد متعب، الغلو و الموقف الاسلامی، ص 10، مجمع جهانی اهل‌بیت، 1385ش.

[2]. همان، ص 11.

[3]. راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، تحقیق، داودی، صفوان عدنان، ص 613، دمشق، بیروت، دارالقلم‏، الدار الشامیة، چاپ اول، 1412ق.

[4]. ابن منظور، لسان العرب، ج 15، ص 132، بیروت، دار صادر، چاپ سوم، 1414ق.

[5]. همان.

[6]. ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج 15، ص 132 - 133، بیروت، دار صادر، چاپ سوم، 1414ق.

[7]. نساء، 171.

[8]. مائده، 77.

[9]. مائده، 17.

[10]. مائده، 73.

[11]. توبه، 30.

[12]. صدر، سید محمد باقر، بحوث فی شرح عروة الوثقی، ج 3، ص 307.

[13]. پر واضح است که مقصود ایشان فنای روحانی نیست؛ چون نه تنها غلو نبوده، بلکه ناشی از عظمت روح است.

[14]. گفتنی است که قسم پنجم از سوی محققان مورد انکار قرار گرفته و از مصادیق غلو شمرده نشده است.

[15]. سبزواری، سید عبد الاعلی، مهذب الاحکام، محقق، مصحح، مؤسسه المنار، ج 1، ص 384 – 383، قم، فتر حضرت آیة الله‌، چاپ چهارم، 1413ق.

[16]. ر. ک: سبحانی، جعفر، مفاهیم قرآن، ج 1، ص 473 – 477؛ ج 5، ص 330 – 332، بی‌جا، بی‌تا؛ سبحانی، العقیده الاسلامیه، ص 313 – 316، بی‌جا، بی‌تا.

[17]. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج 25، ص 262، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ دوم، 1403ق.

[18]. همان، ص 270.

[19]. همان، ص 273.

[20]. همان.

[21]. طباطبائی یزدی، سید محمد کاظم، عروة الوثقی، ج 1، ص 141.

[22]. اصفهانی، سید ابو الحسن، وسیلة النجاة، تعلیقه، امام خمینی، ‌ص 74، قم، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(قدس سره)، چاپ اول، 1422ق.

[23]. بحار الانوار، ج 25، ص 318.

[24]. همان، ص 303.

[25]. ر. ک: الغلو و الموقف الاسلامی، ص 101 – 116.

[26]. مانند رجال کشی طوسی؛ معجم الرجال الحدیث خوئی، و... .

[27]. بحار الانوار، ج 25، ص 288.

[28]. برای آگاهی بیشتر، ر. ک: همتی، همایون، بابیون و بهائیون، ص 37 – 38.

[29]. ر. ک: المودودی، ابوالاعلی، المسئلة القادیانیة، ص 76؛ شهرستانی، هبة الله، المعجزة الخالدة، ص 17.

ترجمه پرسش در سایر زبانها
نظرات
تعداد نظر 0
لطفا مقدار را وارد نمایید
مثال : Yourname@YourDomane.ext
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید

طبقه بندی موضوعی

پرسش های اتفاقی

پربازدیدترین ها