جستجوی پیشرفته
بازدید
133998
آخرین بروزرسانی: 1393/10/17
خلاصه پرسش
مذکر و مؤنث بودن کلمات در زبان عربی بر چه اساسی است؟
پرسش
آیا کلمه «آیه» مذکر است یا مؤنث؟ چرا به صورت آیات و با «الف و تاء» جمع بسته می‌شود؟
پاسخ اجمالی
هر زبانی قواعد و دستور زبان مخصوص به خود را دارد. زبان عربی نیز در مباحث دستوری خود از قواعد مخصوصی پیرامون مذکر و مؤنث بودن کلمات پیروی می‌کند که در نوع خود متمایز از باقی زبان‌ها است. برخی کلمات مانند کلماتی که دلالت بر جنس مؤنث از انسان و حیوانات دارند، در زبان عربی نیز واقعاً مؤنث هستند مانند کلمه «مریم»؛ ولی برخی کلمات در زبان عربی تنها اعتباراً و مجازاً مؤنث هستند؛ مانند کلمه «أرض» و «شمس». مقصود از اعتباری این است که عرب زبان‌ها آن‌را به منزله مؤنث حقیقی می‌پندارند و در اسناد فعل و ضمیر به آنها، آوردن صفت و اسم اشاره و غیره از کلمات مؤنث استفاده می‌کنند.
اندیشمندان زبان عربی در مورد کلمات عربی قاعده‌ای دارند که بر اساس آن تمامی کلمات عربی به منزله مذکر هستند، مگر آن‌که دلیلی بر مؤنث بودن آنها وجود داشته باشد.[1] البته این بدین معنا نیست که مذکر بودن ترجیحی بر مؤنث بودن داشته باشد؛ چنان‌چه که اگر اصل بر تأنیث کلمات بود همین شبهه وارد بود. از این‌رو؛ در مورد مذکر بودن کلمات «الله» و مانند آن نیز ترجیحی نسبت «مذکر بودن» نیست و تنها به علت استعمالات عرب و نبود نشانه‌ای از مؤنث بودن کلمه به منزله مذکر در نظر گرفته شده است.
کلمات مؤنث مجازی خود به دو دسته تقسیم می‌شوند؛ لفظی و معنوی؛ یعنی گاهی کلمه مؤنث دارای نشانه‌های لفظی تأنیث است و با این نشانه‌ها می‌توان تشخیص داد که آن کلمه به منزله مؤنث است؛ مانند کلمه «آیة» دارای تاء مربوطه است؛ مانند «فَأَراهُ الْآیَةَ الْکُبْرى»[2] که وصف مؤنث برای آیة آمده است؛ و یا کلمه «صحراء» که دارای الف و همزه زائد و یا کلمه «صرعی» که دارای الف زائد در آخر کلمه است؛ مانند «فَتَرَى الْقَوْمَ فیها صَرْعى».[3] دسته دیگر، مؤنث‌های معنوی هستند که هیچ‌یک از نشانه‌های تأنیث را ندارند و تنها به شکل سماعی و دقت به استعمال عرب زبانان فصیح می‌توان فهمید که این کلمات به منزله مؤنث هستند؛ مانند «أرض و شمس»، که در آیه «لِسُلَیْمانَ الرِّیحَ عاصِفَةً تَجْری بِأَمْرِهِ إِلى‏ الْأَرْضِ الَّتی‏ بارَکْنا فیها»[4] برای أرض هم اسم موصول مؤنث آمده و هم ضمیر مؤنث به آن بازگشت کرده است.
اما در مورد جمع بستن کلمات باید گفت: به دو شیوه می‌توان کلمات را جمع بست؛ یکی استفاده از روشی قیاسی و استفاده از «ون، ین، ات» در آخر کلمات که به آن «جمع سالم» می‌گویند و دیگری استفاده از استفاده از برخی اوزان خاص که به آنها «جمع مکسر» اطلاق می‌شود. تنها کلماتی که شرایط لازم را داشته باشند می‌توانند جمع سالم بسته شوند.
بر این اساس، تنها کلمات مذکری می‌توانند جمع سالم بسته شوند که جزو یکی از اقسام زیر باشند:
1. عَلَم برای مذکر عاقل باشد، به شرط این‌که خالی از تاء تأنیث و ترکیب باشد؛ مانند محمّدون. بنابراین کلماتی چون «رجل، زینب، کلب، طلحة و سیبویه» جمع مذکر سالم بسته نمی‌شوند.[5]
2. صفت برای مذکر عاقل بوده و خالی از تاء باشد و از وصف‌هایی باشد که با تاء مؤنث شود و یا أفعل تفضیل باشد؛ مانند عالمون. بنابراین، کلماتی چون «حائض، فاره، علّامة، أحمر، سکران» جمع مذکر سالم بسته نمی‌شوند.
در مورد کلمات مؤنث نیز تنها کلماتی جمع مؤنث سالم بسته می‌شوند که جزو یکی از اقسام زیر باشند: 1. اَعلام مؤنث؛ مانند مریمات.
2. اسم‌هایی که دارای تاء زائده تأنیث‌ هستند؛ مانند شجرات که جمع شجره است و «آیات» جمع آیة.[6]
3. اسم‌هایی که دارای الف تأنیث‌اند؛ الف زائده اسماء مقصور و ممدود، مانند «صحراوات» و «حبلیات» که جمع صحراء و حبلی هستند.[7]
و موارد بسیاری از کلمات که در این مختصر ضرورتی به ذکر آن‌ها نیست.[8]
 

[1]. أشمونی، نور الدین علی بن محمد،، شرح الأشمونی علی الالفیة، ج 4، ص 95، منشورات الرضی، قم، 1363ش.
[2]. نازعات، 20: «پس آن معجزه بزرگ‌تر را به او نشان داد».
[3]. حاقة، 7: «در آن [مدّت‏] مردم را فروافتاده می‌دیدى».
[4]. انبیاء، 81: «و براى سلیمان، تندباد را رام و مسخّر کردیم که به فرمانش به سوى آن سرزمینى که در آن برکت نهادیم، حرکت می‌کرد».
[5]. گاهی اوقات غیر عاقل به منزله عاقل لحاظ شده و جمع مذکر سالم بسته می‌شوند؛ مانند: «إِذْ قالَ یُوسُفُ لِأَبیهِ یا أَبَتِ إِنِّی رَأَیْتُ أَحَدَ عَشَرَ کَوْکَباً وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ رَأَیْتُهُمْ لی‏ ساجِدین» (یوسف، 4)؛ که شمس و قمر و ستارگان به منزله عاقل لحاظ شده‌اند و برای آنها «ساجدین» به شکل جمع آمده است. همچنین در مورد آسمان و زمین در این آیه: «ثُمَّ اسْتَوى‏ إِلَى السَّماءِ وَ هِیَ دُخانٌ فَقالَ لَها وَ لِلْأَرْضِ ائْتِیا طَوْعاً أَوْ کَرْهاً قالَتا أَتَیْنا طائِعین» (فصلت،11) که جمع به صورت «طائعین» به کار رفته است.
[6]. البته از این قاعده کلماتی چون امرأة، ملة، شاة و ... استثنا شده‌اند.
[7]. البته اگر این اسم موصوف است نباید اسم عَلم باشد، از این‌رو موسی و زکریاء جمع مذکر سالم دارند و اگر این اسم صفت است نباید مؤنث أفعَل یا فَعلان باشد.
[8]. البته کلماتی همچون «سماوات، أمّات، أمّهات، ثیّبات و غیره» از کلماتی هستند که خلاف قاعده و سماعا با «ات» جمع بسته شده‌اند. جهت تحقیق و بررسی بیشتر می‌توانید به کتاب‌های زیر مراجعه نمایید:
الف. رضی الدین استر آبادی، محمد بن حسن، شرح الرضی علی الکافیة، ج 3، ص 321 و 365، مؤسسة الصادق، تهران، 1398ق.
ب. عباس حسن، النحو الوافی، ج 4، ص 542، و ج 1، ص 125، دار المعارف، مصر، 1966م، انتشارات ناصر خسرو، تهران.
ج. طباطبایی، سید محمد رضا، صرف ساده، ص 325 و 253، انشارات دار العلم، قم، 1390ش.
نظرات
تعداد نظر 0
لطفا مقدار را وارد نمایید
مثال : Yourname@YourDomane.ext
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید

طبقه بندی موضوعی

پرسش های اتفاقی

  • چرا زن نمی‌تواند مرجع تقلید و قاضی باشد؟
    73146 اجتهاد و مرجعیت در اسلام 1387/04/03
    دانشمندان و متخصّصان دینی درباره‌ موضوعاتی؛ مانند مرجع تقلید، یا قاضی شدن زن و بعضی از عناوین دیگر، اختلاف نظر دارند. این امور جزو مسلّمات و ضروریات دینی به شمار نمی‌آید. کسانی که می‌گویند زنان مرجع تقلید یا قاضی نمی‌شوند، به ادله‌ای؛ نظیر روایات و اجماع، تمسک کرده‌اند ...
  • چرا خداوند در مقابل درخواست رؤیت خدا توسط یهودیان، آنها را مجازات کرد؟
    8592 تفسیر 1392/01/26
    آنچه باید در این‌جا مورد دقت قرار گیرد، این عبارت در آیه است: « فَأَخَذَتْهُمُ الصَّاعِقَةُ بِظُلْمِهِمْ». باء در «بظلمهم» معنای سببیت بوده و متعلق به «اخذتهم» است و معنا این‌گونه می‌شود که آنها را به جهت ستمی که روا داشته­‌اند، با صاعقه مجازات می‌کنیم. این عبارت نمایان‌گر ...
  • با در نظرگرفتن جمیع جوانب و مصالح، آیا ارجح نیست که مقام رهبری در قانون جمهوری اسلامی ایران دارای یک زمان و دوره مشخص باشد؟
    8512 System 1389/04/16
    دائمی بودن رهبری در ایران ناشی از رأی مردم به قانون اساسی بوده و دلیلی نیز وجود ندارد که در صورت از دست ندادن شرایط، زمان آن را محدود کرد. فساد موجود در حکومت ها بیشتر ناشی از خلق و خوی حاکمان ...
  • با توجه به آیات 103 و 104 سوره کهف، راه تشخیص کار نیک از بد و ناپسند چیست؟
    24104 تفسیر 1389/05/13
    آیات شریفه، به معرفى زیانکارترین انسان ها و بدبخت‏ترین افراد بشر مى‏پردازد. زیان واقعى و خسران مضاعف آنجا است که انسان سرمایه‏هاى مادى و معنوى خویش را در یک مسیر غلط و انحرافى از دست دهد و گمان کند کار خوبى کرده است، نه از این کوشش ها ...
  • آیا در اسلام، مسئله ای به نام وضوی ارتماسی داریم؟
    11356 Laws and Jurisprudence 1391/07/03
    وضوى ارتماسى آن است که انسان صورت و دستها را به قصد وضو با مراعات شستن از بالا به پایین در آب فرو برد؛ اما براى این که مسح سر و پاها با آب وضو باشد، باید در شستن ارتماسى دستها، قصد شستن وضویى، هنگام بیرون آوردن ...
  • زنان عقیمی که بچه‌دار نمی‌شوند از دیدگاه قرآن چه جایگاهی دارند؟
    24597 تفسیر 1395/08/04
    گرچه پروردگار صلاح دیده برخی مردان و زنان، عقیم باشند[1] اما عقیم بودن و بچه‌دار نشدن به تنهایی نقصی معنوی - نه برای مردان و نه برای بانوان - نبوده و از مقام و ارزش انسانی هیچ کدام از آنها نمی‌کاهد. البته می‌شود برای ...
  • آیا در تحقیقات پزشکی، جایز است از جنین سقط شدهٔ انسان استفاده کرد؟
    7682 گوناگون 1393/02/25
    بیشتر فقها تشریح بدن انسان(جنین یا غیر جنین) را جایز نمی‌دانند، اما برخی از مراجع[1] در این‌باره می‌گویند، اگر این‌گونه تحقیقات در راستای کشف مطالب پزشکى جديد و مورد نیاز جامعه و نیز درمان بيمارى‌های تهدید کننده زندگى مردم باشد، جايز است؛ ولى تا ...
  • آیا گزارش غیر‌مسلمان مبنی بر نجاست چیزی که در اختیار اوست، مورد قبول است؟
    8833 اثبات نجاست 1393/02/03
    فقها در این زمینه فرقی بین مسلمان و غیر مسلمان نگذارده و می‌گویند، نجس بودن چیزى از سه راه ثابت مى‌شود، و باید بر آن ترتیب اثر داد: 1. آن که انسان خودش یقین به نجاست پیدا کند. 2. دو نفر عادل و یا حتّى یک نفر گواهى ...
  • معنای استدلال مباشر چیست؟
    19452 قیاس اقترانی و استثنائی 1391/12/06
    در مورد استدلال مباشر آنچه را که برخی از نویسندگان در این‌باره نگاشته‌اند، در این‌جا نقل می‌کنیم: بسیاری از منطق‌نگاران معاصر آنچه را در منطق نگاشته‌های پیشین با عنوان «احکام قضایا» یا «نسبت قضایا» مطرح بوده، قسمی از استدلال برشمرد‌ه‌اند و نام‌هایی؛ همچون استدلال «مباشر»، «بی‌واسطه» و «بسیط» ...
  • محدوده حرم مکه چقدر است؟
    9600 گوناگون 1396/10/23
    ابتدا باید دید منظور از حرم مکه چیست، آیا مراد، مسجد الحرام است؟ یا منطقه‌ای که زائرین خانه‌ی خدا بدون احرام، حق ورود به آن‌را ندارند و ورود کفار نیز به لحاظ شرعی در آن ممنوع است؟ در صورت نخست، پاسخ آن است که هر مکانی که در ...

پربازدیدترین ها