
لطفا صبرکنید
73704
- اشتراک گذاری
بنابر معانی مختلفی که «ثار» و «وتر» در کاربردهای لغوی دارند، برای عبارت "السلام علیک یا ثارالله و ابن ثاره و الوتر الموتور"، معانی مختلفی شده است که معنای مناسب تر آن بدین گونه است: سلام بر تو! ای کشتهای که خداوند برای تو خونخواهی میکند، و پسر کسی که خدا خونخواهی او میکند، و ای تنهایی که نزدیکان او کشته شدند.
انتقام و کینه، از دو قسم ممدوح و مبغوض برخوردار است؛ یعنی گاهی ممدوح است حتی میتوان گفت که در پارهای از موارد واجب است؛ زیرا یکی از برترین فروع دین تولّا و تبرّا است، تولّا یعنی دوست داشتن خوبیها و خوبان، و تبرّا یعنی دشمن داشتن بدیها و بدان. تولّا و تبرّا آنقدر اهمیت دارد که در بعضی از روایات از آن به عنوان محکمترین دستاویز ایمان یاد شده است. مؤمن اگرچه نباید نسبت به مؤمنان حقد و کینه داشته باشد، ولی دشمنی با دشمنان خدا و کسانی که با جلوگیری از فراگیر شدن احکام الهی، سعادت نسلهای بشری را از بین بردند، وظیفۀ الهی و حتی انسانی است. خونخواهی چنین افرادی هرگز جنبۀ شخصی ندارد؛ بلکه نوعی انتقام از همۀ بدیها و بدان عالم است. نوعی امر به معروف و نهی از منکر است. در منابع دینی به ویژه قرآن کریم، یکی از اوصاف ذات حق تعالی منتقم شمرده شده است و خود قرآن کریم دشمنی و عدم دوستی با عدهای از گنهکاران را مطالبه کرده است.
پاسخ به دو سؤال فوق در گرو بیان نکات زیر است:
الف) «ثار» در کاربردهای لغوی به معانی زیر، به کار گرفته شده است: خون، خون ریخته شدۀ قابل قصاص کردن، خونخواهی، خونخواه و قصاص کننده.[1]
ب) «وتر» در کاربردهای لغوی در معانی: تنها، یگانه، خون، نقص، جنایت و کسی که نزدیکان او کشته شده و انتقام آنان گرفته نشده به کار رفته است.[2]
ج) بنابر معانی لغوی ثار، معانی زیر را برای این عبارت «السلام علیک یا ثارالله و ابن ثاره» احتمال دادهاند:
سلام بر تو ای: 1. کسی که انتقام گیرندۀ او خدا است. 2. خونخواه او خداست. 3. کسی که در راه خدا خونخواهی کرد. 4. کشتهای که خدا، خونخواه تو است. 5. خون خدا. 6. خون ریخته شدهای که خدا ولی آن خون است. 7. خون ریخته شدۀ قابل قصاص کردن از طرف ذات حق تعالی.
د) بنابر معانی وتر، معانی زیر را برای وتر الموتور احتمال دادند:
- کسی که خودش و نزدیکانش مورد جنایت قرار گرفتند. 2. کشتهای که نزدیکانش را کشتند. 3. تنهایی که نزدیکان او را کشتند. 4. تنهایی که نزدیکان او کشته شدند و انتقام آنان گرفته نشده است. 5. یگانۀ دوران خود در کمالات بشری.[3]
هـ) یکی از برترین فروع دین تولّا و تبرّا است، تولّا یعنی دوست داشتن خوبیها و خوبان، و تبرّا یعنی دشمن داشتن بدیها و بدان. تولّا و تبرّا آنقدر اهمیت دارد که در بعضی از روایات از آن به عنوان محکمترین دستاویز ایمان یاد شده است.[4] مؤمن اگرچه نباید نسبت به مؤمنان حقد و کینه داشته باشد، ولی دشمنی با دشمنان خدا و کسانی که با جلوگیری از فراگیر شدن احکام الهی، سعادت نسلهای بشری را از بین بردند، وظیفۀ الهی و حتی انسانی است.
خونخواهی چنین افرادی هرگز جنبۀ شخصی ندارد؛ بلکه نوعی انتقام از همۀ بدیها و بدان عالم است. نوعی امر به معروف و نهی از منکر است. در منابع دینی به ویژه قرآن کریم، یکی از اوصاف ذات حق تعالی منتقم شمرده شده است[5] و خود قرآن کریم دشمنی و عدم دوستی با عدهای از گنهکاران را مطالبه کرده است،[6]
و) از انتقام ذات حق تعالی از فرعونیان، مجرمان، تکذیب کنندگان پیامبران و مواردی دیگری که در قرآن کریم آمده است، فهمیده میشود که اعتقاد و التزام به این امر واجب است.
ز) از موارد لعن و برائت قرآنی و روایی و حتی در زیارت عاشورا که کلام قدسی است، فهمیده میشود که نه تنها حقد و کینه، نسبت به دشمنان دین و بانیان جنایت کربلا، نامشروع نیست؛ بلکه امری مشروع و از شعائر اصلی دین است. چنانکه شعار اساسی دین یعنی توحید، بیزاری و دشمنی نسبت به دشمنان دین است.
در نتیجه خونخواهی از قاتلان سیدالشهداء(ع) امری شرعی است و قول به نامشروع بودن مطلق خونخواهی و کینه، خود امری نامشروع است.
ح) از شهادت معصوم(ع) بر ثارالله بودن و وتر موتور بودن سیدالشهداء و انتقام ذات حق تعالی از قاتلان او توسط امام عصر(عج)[7] و از دعای معصوم(ع) برای اینکه از طالبان خون سیدالشهداء باشند،[8] و همین طور از لعن و برائت از قاتلان سیدالشهداء، دانسته میشود که انتقامخواهی نکردن و نفرت و عداوت نداشتن نسبت به ملعونان زیارت عاشورا، کاری مبغوض ذات حق تعالی است.
[1]. الجوهری، اسماعیل بن حماد، الصحاح، ج 2، ص 603؛ الرازی، محمد بن ابی بکر بن عبدالقادر مختار، الصحاح، ص 51؛ ابن الاثیر، النهایة فی غریب الحدیث، ج 1، ص 199؛ طریحی، فخرالدین، مجمع البحرین، ج 1، ص 306؛ مجلسی، بحارالانوار، ج 10، ص 151. به نقل از اسدی، حسن، بررسی و تحلیلی پیرامون زیارت عاشورا، ص 82.
[2]. مجمع البحرین، ج 3، ص 508؛ الجوهری، اسماعیل بن حماد، تاج اللغة و صحاح العربیة، ج 2، ص 842؛ الصحاح، ج 2، ص 83؛ بحارالانوار، ج 101، ص 154، به نقل از همان.
[3]. برای بررسی بیشتر هر یک از این احتمالات رجوع شود به بررسی و تحلیلی پیرامون زیارت عاشورا، ص 82 به بعد؛ حیدری فر، مجید، مدرسه عشق، ص 137؛ تهرانی، ابوالفضل، پاسخ به پرسش های دانشجویی، مبحث قیام امام حسین(ع)، پرسش خون خدا، و کتاب شفاء الصدور، ص 162.
[4]. مهدوی کنی، محمدرضا، نقطه های آغاز در اخلاق عملی، ص90.
[5]. اعراف، 136؛ روم، 47؛ زخرف، 25 – 55؛ حجر، 79؛ مائده، 95؛ ابراهیم، 47؛ زمر، 37؛ سجده، 22؛ زخرف، 41.
[6]. بیزاری و دشمنی با یهود و نصاری: مائده، 51؛ بیزاری و دشمنی با پدران و برادران کافر: توبه، 23؛ بیزاری و دشمنی با دشمنان مؤمنان: ممتحنه، 9؛ بیزاری و دشمنی با کافران و مسخره کنندگان آیات الاهی: نساء، 135.
[7]. بحارالانوار، ج 45، ص 221، همان، ص 222.
[8]. محدث نوری، مستدرک الوسائل، ج10 ، ص 415، نرم افزار جامع الاحادیث.

:
:
:
:
:
: