جستجوی پیشرفته
بازدید
32014
آخرین بروزرسانی: 1391/08/22
خلاصه پرسش
چرا مسلمانان با هم دیگر مصافحه می کنند؟
پرسش
چرا مسلمانان با هم دیگر مصافحه می کنند؟ آیا این سنت پیامبر است و سنی ها نیز این را به عنوان سنت می شمارند؟ آیا این در ادیان دیگر هم سنت بوده است؟
پاسخ اجمالی

مصافحه که از باب مفاعله و بین الاثنینی است به معنای دست دادن است.

 

گفته می شود «صافحته» یعنى ظاهر کف دستم، ظاهر کف دست او را ملاقات کرد.

 

مُصَافَحَة: دست به هم دادن و رساندن کف دست ها به هم.

 

سلام کردن و دست دادن نشانه رفتار نیکو و پسندیده است، از آن جایی که پیامبراسلام و ائمه معصومین (ع) طلایه داران اخلاق نیکو هستند و در تمام امور زندگی باید از آن عزیزان الگو بگیریم.

 

انس بن مالک گفت موقعى که رسول اکرم از جنگ تبوک مراجعت می کرد سعد انصارى به استقبال آمد، حضرت با او مصافحه کرد .

 

از پیامبر اسلام (ص) روایت است که فرمود: هر گاه یک دیگر را ملاقات نمودید، سلام دهید و مصافحه نمایید و چون خواستید از هم جدا شوید، براى یک دیگر طلب مغفرت کنید.

 

مصافحه نمودن با مؤمن هزار پاداش نیک دارد. بدون گناه از هم جدا می شوند و موجب جلب رحمت خدا و خوشنودی دیگران می شود و دوستی ها را زیاد و کدورت ها را از بین می برد و دشمنی ها را تبدیل به دوستی می کند.

 

مصافحه از ویژگی های شیعه نیست، بلکه سنت نبوی است. حضرت رسول اکرم (ص) در قول و عمل بر آن تأکید کردند. از این رو برادران اهل سنت نیز به آن اهتمام می ورزند و امروزه این عمل در بین آنها نیز مرسوم است.

 

نقل شده نخستین دو نفرى که در روى زمین با هم مصافحه نمودند (دست دادند) ذو القرنین و ابراهیم خلیل (ع) بودند که ابراهیم به استقبال ذو القرنین آمد و با او دست داد.

 

اما مصافحه با زنان نامحرم حرام است. هنگامى که رسول خدا (ص) مکه را فتح کردند حضرت دستور داد ظرفى را حاضر کردند و مقدارى آب در آن ریختند و بعد دست خود را در آن فرو بردند، و بعد به زنانى که براى بیعت آمده بودند فرمود: دست خود را در آن فرو برید و این چنین از آنها بیعت گرفت.

 

این نکته مسلم است که برخورد با نامحرم باید به گونه‏ای باشد که در آن هیچ مفسده و یا خوف مفسده وجود نداشته باشد.

پاسخ تفصیلی

سؤال شما در چهار محور قابل بررسی است:

 

1. علت مصافحه مسلمانان

 

2. نبوی بودن این سنت

 

3. سنت بودن مصافحه نزد اهل تسنن

 

4. سابقه آن در ادیان دیگر

 

ما در این جا به تفصیل به پاسخ این پرسش ها می پردازیم.

 

قبل از پرداختن به پاسخ ابتدا لازم است به معنای لغوی و اصطلاحی مصافحه بپردازیم:

 

در کتاب های لغت معانی متعددی برای "صفح" که ریشه مصافحه است گفته اند، اما مصافحه که از باب مفاعله و دو طرفی (بین الاثنینی) است به معنای دست دادن است:  گفته می شود "صافحته" یعنى ظاهر کف دستم، ظاهر کف دست او را ملاقات کرد. مُصَافَحَة: دست به هم دادن و رساندن کف دست ها به هم. [1]

 

حسن معاشرت و مصافحه

 

بدون تردید اسلام ما را به حسن معاشرت با دیگران و رفتار و کردار نیکو خصوصا نسبت به برادران مؤمن سفارش نموده است و هر چیزی که حسن معاشرت محسوب شود و باعث ادخال سرور در قلب مؤمن شود – در صورتی که مورد نهی شارع مقدس قرار نگرفته باشد - طبعا پسندیده و مورد تأئید اسلام خواهد بود.

 

سلام کردن و دست دادن نشانه رفتار نیکو و پسندیده است. از آن جا که پیامبر اسلام و ائمه معصومین (ع) طلایه داران اخلاق نیکو هستند و در تمام امور زندگی باید از آن عزیزان الگو بگیریم، [2] در گفتار و عمل ما را به آن راهنمایی نمودند.

 

نمونه هایی از رفتار معصومین (ع)

 

1.  انس بن مالک گفت: موقعى که رسول اکرم (ص) از جنگ تبوک مراجعت می کرد سعد انصارى به استقبال ایشان آمد، حضرت با او مصافحه کرد ... . [3]

 

2. انس بن مالک با دست خود با رسول خدا مصافحه کرده و به آن حضرت سلام گفته و راویان به دنبال هم با همان دست مصافحه کردند و سلام گفتند.

 

3. کتاب الامامة و التبصرة به نقل از جابر می گوید: به پیغمبر (ص) برخوردم و سلام کردم ، حضرت دستم را فشرد و فرمود: "فشردن دست برادر بوسیدن او است". [4]

 

4. ابى عبیده گفت من با حضرت باقر (ع) هم مرکب بودیم من اول سوار می شدم بعد ایشان سوار می شدند، همین که سوار می شد و قرار می گرفتیم سلام می کرد و شروع به احوال پرسی و مصافحه می کرد، مثل دو نفر که مدتى یک دیگر را ندیده‏اند. موقع پایین شدن اول ایشان پایین مى‏آمد وقتى من هم پایین می آمدم باز سلام می کرد و احوال می پرسید، مثل کسى که مدتى است دوستش را ندیده عرض کردم آقا شما کارى می کنید که کسى قبلا نکرده یک بار هم زیاد است.

 

فرمود نمی دانى چه قدر مصافحه (دست دادن) ثواب دارد. مؤمنین وقتى یک دیگر را مى‏بینند و دست در دست یک دیگر می گذارند پیوسته گناهان آنها میریزد چون برگ درخت. خداوند آنها را مورد توجه خویش قرار می دهد تا از یک دیگر جدا شوند. [5]

 

از پیامبر اسلام (ص) روایت است که فرمود: هر گاه یک دیگر را ملاقات نمودید، سلام دهید و مصافحه نمایید و چون خواستید از هم جدا شوید، براى یک دیگر طلب مغفرت کنید. [6]

 

همچنین از امام باقر (ع) روایت شده است رسول خدا (ص) فرمود: "چون کسى از شما برادرش را ببیند، باید به او سلام گوید و باید با او مصافحه کند؛ زیرا که خداوند- عزّ و جلّ- فرشتگان را به آن گرامى داشت، پس عمل کرده فرشتگان را انجام دهید. [7]

 

آثار و برکات مصافحه

 

الف. آثار اخروی:

 

1. حضرت صادق (ع) فرمود: "مصافحه نمودن با مؤمن هزار حسنه دارد. [8]

 

2. از آن حضرت روایت است که مصافحه با مؤمن، هزار برابر پاداش نیک دارد. [9]

 

3. امام پنجم (ع) فرمود چون مؤمنى با مؤمنى مصافحه کند بدون گناه از هم جدا شوند. [10]

 

4. ثواب الاعمال به سندش تا امام ششم (ع) فرمود: "شما در مصافحه با هم مانند ثواب مجاهدان را دارید. [11]

 

ب. آثار دنیوی مصافحه:

 

موجب جلب رحمت خدا می شود.

 

موجب خوشنودی دیگران می شود.

 

دوستی ها را زیاد می کند.

 

کدورت ها را از بین می برد.

 

و دشمنی ها را تبدیل به دوستی می کند.

 

ابو عبد اللَّه صادق (ع) گفت: سلام گفتن با حاضران به وسیله مصافحه و دست دادن کمال مى‏گیرد، و سلام گفتن بر مسافران به وسیله معانقه و آغوش گرفتن کامل مى‏شود. [12]

 

مصافحه با دشمنان

 

على (ع) فرمود: با دشمنت مصافحه کن اگر چه از آن خوشش نیاید؛ زیرا خداوند به آن امر کرده و در قرآن مجید فرمود: هرگز نیکى و بدى یکسان نیست؛ بدى را با نیکى دفع کن، ناگاه خواهى دید همان کس که میان تو و او دشمنى است، گویى دوستى گرم و صمیمى برقرار شده است. [13] بعد از آن فرمود: تو توانایى ندارى دشمنت را مجازات کنى و بهتر است از خدا اطاعت نمایى و از وى درگذرى و پاداش زیادى ببرى و براى تو همین بس که دشمن خود را به معصیت خداوند مشغول بنگرى.‏ [14]

 

مصافحه در میان اهل سنت

 

مصافحه از ویژگی های شیعه نیست، بلکه سنت نبوی است. حضرت رسول اکرم در قول و عمل بر آن تأکید کردند. از این رو برادران اهل سنت نیز به آن اهتمام می ورزند و امروزه این عمل در بین آنها نیز مرسوم است.

 

صحیح ترمذى به سند خود، از انس بن مالک روایت کرده است [15] : که هر گاه کسى به ملاقات رسول خدا (ص) شرفیاب مى‏شد و با آن حضرت، مصافحه مى‏کرد، دست مبارکش را از دست او نمى‏کشید، مگر این که خود او، دست از دست حضرتش مى‏کشید. [16]

 

سابقه و پیشینه مصافحه

 

بسیاری از سنت هایی که در بین مسلمانان متداول است، سنت ابراهیمی است، از آن جمله است سنت مصافحه. مرحوم صدوق (ره) در کتاب علل الشرائع با استناد به امام باقر (ع) آورده است؛ نخستین دو نفرى که در روى زمین با هم مصافحه نمودند (دست دادند) ذو القرنین و ابراهیم خلیل (ع) بودند که ابراهیم به استقبال ذو القرنین آمد و با او دست داد. [17]

 

مصافحه با زنان نامحرم

 

باید توجه داشت که مصافحه با نامحرم از این سنت مستثنا شده و ما از این کار بر حذر شدیم و فقهای بزرگوار ما نیز به این فتوا دادند:

 

ابان بن تغلب از امام جعفر صادق (ع) نقل مى‏کند که آن جناب فرمود: هنگامى که رسول خدا (ص) مکه را فتح کردند مردان با آن جناب بیعت کردند، و بعد از آن زنان آمدند تا بیعت نمایند در این هنگام این آیه شریفه فرود آمد: "یا أَیُّهَا النَّبِیُّ إِذا جاءَکَ الْمُؤْمِناتُ یُبایِعْنَکَ، ..." دختر حارث گفت: یا رسول اللَّه ما چگونه با شما بیعت کنیم فرمود: "من با زنان مصافحه نمى‏کنم، در این هنگام دستور دادند ظرفى پر از آب کردند و حضرت دست خود را در آن فرو بردند و بعد بیرون آوردند و فرمودند شما هم دست خود را به عنوان بیعت در این آب فرو برید.

 

مفضل می گوید: از حضرت صادق (ع) پرسیدم رسول خدا چگونه از زنان بیعت گرفت، فرمود: دستور داد ظرفى که در آن وضوء مى‏گرفتند حاضر کردند و مقدارى آب در آن ریختند و بعد دست خود را در آن فرو بردند، و بعد به زنانى که براى بیعت آمده بودند فرمود: دست خود را در آن فرو برید و این چنین از آنها بیعت گرفت. [18]

 

این نکته مسلم است که برخورد با نامحرم باید به گونه‏ای باشد که در آن هیچ مفسده و یا خوف مفسده وجود نداشته باشد. [19]

 

و اما در خصوص تماس بدنی مرد و زن نامحرم و دست دادن و مصافحه کردن آنان با یکدیگر باید گفت:

 

مراجع بزر گوار تقلید به صورت کلی فرموده اند: دست دادن با نامحرم جایز نیست، مگر این که چیزی حایل و حجاب گردد، یا عناوین ثانویه ای مثل ضرورت صدق کند.

 

. [20] ، [21]

 

در این حکم فرقی بین غیر محارم نیست، خواه بین داماد و خواهر زن باشد یا زن برادر و برادر شوهر باشد یا بین بستگانی؛ مثل دختر عمو، دختر عمه، دختر خاله و دختر دایی با پسر عمو، پسر دایی، پسر خاله و پسر عمه.

 



[1] قاموس و مفردات .  

[2] " مسلّماً براى شما در زندگى رسول خدا سرمشق نیکویى بود، براى آنها که امید به رحمت خدا و روز رستاخیز دارند و خدا را بسیار یاد مى‏کنند". احزاب، 21.

[3] الحدیت (روایات تربیتى)، ج ‏1، ص 217.

[4] مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار (آداب و سنن)، ج 16، ص 17،ترجمه، کمره‏اى، محمد باقر، ناشر اسلامیه، تهران، 1365 ش، چاپ اول.

[5] خسروى، موسى، زندگانى حضرت سجاد و امام محمد باقر (ع) ، ص 213، ناشر اسلامیه‏، تهران، چاپ دوم‏؛ ایمان و کفر- ترجمه الإیمان و الکفر بحار الانوار، ج ‏2، ص 309.

[6] شیخ حسن دیلمى، إرشاد القلوب إلى الصواب، ج ‏1، ص 392، ،ناشر شریف رضى‏.

[7] خرمشاهى، بهاء الدین و انصارى، مسعود، پیام پیامبر، ترجمه ‏فارسى، ص 427، ناشر منفرد، تهران، 1376 ش، چاپ اول.‏

[8] سید مسترحمى، سید هدایت الله، ارشاد القلوب، ج 2، ص 162، ناشر مصطفوى، تهران، 1349 ش، چاپ سوم. ‏

[9] همان، ص 392.

[10] صدوق، خصال، ج ‏1، ص 73، ترجمه کمره‏اى، ناشر انتشارات کتابچى،تهران‏، 1377 ش‏،چاپ اول‏.

[11] مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار (آداب و سنن)، ج 16، ص 18، ترجمه کمره‏اى، محمد باقر.‏

[12]    کلینی، کافی، بهبودى، محمد باقر، گزیده کافى، ج ‏1، ص 355، ناشر مرکز انتشارات علمى و فرهنگى، تهران، 1363 ش، چاپ اول.‏  

[13] فصلت، 34.

[14] عطاردى، عزیز الله، ایمان و کفر، ترجمه الإیمان و الکفر بحار الانوار، ج ‏2، ص 309‏، ناشر انتشارات عطارد، تهران، سال 1378 ش، چاپ اول.‏

[15] صحیح ترمذی، ج 2، ص 80 .

[16] فیروز آبادی، سید مرتضی، فضائل پنج تن علیهم السلام در صحاح ششگانه اهل سنت، ج ‏1، ص 214، مترجم، ساعدى‏، محمد باقر، ناشر انتشارات فیروزآبادى، قم، 1374 ش، چاپ اول‏ .

[17] مشایخ، فاطمه، قصص الأنبیاء (قصص قرآن)، ص 230، ناشر انتشارات فرحان، تهران، سال 1381 ش، چاپ اول.

[18] عطاردى، عزیز الله، ایمان و کفر، ترجمه الإیمان و الکفر بحار الانوار، ج ‏1، ص 104 و 105‏.‏

[19] . توضیح المسائل مراجع، ج 2، مسئله 2442؛ همان، ص 809، سؤال دوم ؛ مسائل جدید، ج 1، ص 137 - 138

[20] نجاة العباد، امام خمینی، ص 364، مسئله 23، 24.

[21] اقتباس از نمایه شماره 527 (سایت: 574).

ترجمه پرسش در سایر زبانها
نظرات
تعداد نظر 0
لطفا مقدار را وارد نمایید
مثال : Yourname@YourDomane.ext
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید

طبقه بندی موضوعی

پرسش های اتفاقی

  • امویان در دوران حکومت خویش چه کشورگشایی‌هایی داشتند؟
    7175 تاریخ 1395/06/01
    یکی از فعالیت‌های حکومتی بنی‌امیّه، کشورگشایی‌هایی بود که در زمان آنان رخ داد که در ذیل به برخی از آنها اشاره می‌کنیم: الف. دوران معاویه 1. در خراسان پس از مرگ زیاد بن أبیه در سال 53 ق،[1] فرزندش عبید الله بن زیاد از ...
  • عبارت «جلاء زجاجة الأشباح» که در صلوات ابن عربی درباره امام کاظم(ع) آمده است، بیانگر چیست؟
    3135 امام کاظم ع 1400/08/19
    جدا از بررسی صحت استناد این صلوات به محی الدین ابن عربی، باید گفت که در آن صلوات، یکی از فضایل امام کاظم(ع)، این‌گونه مطرح شده است که حضرتشان «جلای شیشه اشباح» می‌باشند.[1]به نظر می‌رسد مقصود از این عبارت، اشاره به ...
  • نگاه کردن به مجسمه‌های عریان چه حکمی دارد؟
    16060 نگاه به فیلم و عکس نامحرم 1397/09/03
    اگر مجسمه‌ انسان عریان به گونه‌ای باشد که معمولاً محرّک شهوت است، نگاه عمدی به آن‌ - بنابر احتیاط - جایز نیست. ضمائم: پاسخ دفاتر مراجع عظام تقلید نسبت به این سؤال، چنین است:[1] حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای (مد ظله العالی): اگر مستلزم ...
  • از نگاه روایات، یک شریک خوب باید دارای چه ویژگی‌هایی باشد؟
    17297 شرکت 1397/10/23
    در روایات، آدابی برای انتخاب دوستان و بایدها و نبایدهای آن بیان شده است که اگر فردی دارای برخی از خصوصیات اعلام شده نباشد، شایستگی کمتری را برای دوستی داشته و طبیعتاً شراکت با او نیز شایسته نخواهد بود؛ بنابراین در موضوع مورد نظر، ابتدا لازم است نگاهی ...
  • چرا یزید امام حسین (ع) را کشت؟
    22927 گوناگون 1387/11/27
    بسیاری از شواهد بیانگر این است که یزید بن معاویه هیچ اعتقادی به معاد و قیامت نداشته است؛ وی در طول سه سال حکومت خود اعمالی انجام داده است که نشان از بی دینی و بی اعتقادی یزید به مبدأ و معاد است؛ مانند: به شهادت رساندن امام ...
  • «طفیل بن عمرو دوسی» که بود، چگونه اسلام آورد و چرا به او «ذو النور» می‌گویند؟
    14384 تاریخ 1394/03/28
    1. «طفیل بن عمرو بن طریف» از قبیله «دوس»[1] بود که در سال‌های حضور پیامبر اسلام(ص) در مکه، به ایشان ایمان آورد. در مورد شیوه اسلام‌آوردن او می‌گویند: پیامبر خدا(ص) با قریش به ملایمت برخورد می‌کرد و تلاش می‌کرد آنها را از کفر و ...
  • بر اساس منابع شیعی، آیا می‌توانیم نام پیامبران بنی اسرائیل را بر فرزندان خود بگذاریم؟
    14350 گوناگون 1392/08/29
    بر اساس آنچه در روایات آمده است؛ ائمه اطهار(ع) نام فرزندان خود را نام پیامبران بنی اسرائیل می‌گذاشتند و با الگوبرداری از سیره و روش آن بزرگواران می‌توان نام پیامبران بنی اسرائیل را بر فرزندان خود نهاد. 1. نام امام کاظم(ع) موسی بود.[1] که ...
  • آیا امکان دارد اسامی قرآن را بیان کنید؟
    74532 علوم قرآنی 1385/11/26
    اسامی زیادی برای قرآن مجید ذکر شده است که در میان مسلمانان فقط بعضی از آنها مشهور است. البته بعضی از الفاظی که از آنها به عنوان نام‌های قرآن تعبیر می‌شود، در خود قرآن به عنوان صفت برای قرآن ذکر شده است و به خاطر همین اختلاف نظر ...
  • آیا روش فلسفی برد و کارایی اش بیشتر از روش دینی است؟
    11052 معرفت شناسی 1391/04/21
    دین مجموعه عقاید، اخلاق، قوانین و مقرراتی است که برای اداره فرد و جامعه انسانی و پرورش انسان ها از طریق وحی و عقل در اختیار آنان قرار گرفته است. بنابر این، دین مقابل عقل نیست، بلکه دین حقیقت جامع و کاملی است که عقل نیز یکی ...

پربازدیدترین ها