
لطفا صبرکنید
44944
- اشتراک گذاری
بی گمان تمامی فرزندان حضرت فاطمه(س)، فرزندان پیامبر اسلام(ص) هستند، ولی باید توجه داشت که بین عنوان فرزند رسول خدا بودن و عنوان سید و هاشمی بودن فرق است. هر کس که نسبتش به فاطمۀ زهرا(س) می رسد، از نسل پیامبر اسلام(ص) است، ولی جزو سادات نیست؛ زیرا سید و هاشمی بودن عنوانی است برای کسی که فقط از طریق پدر به هاشم منتسب باشد. البته احکام و آثار فقهی مختص به فرزندانی است که از طرف پدر به هاشم انتساب داشته باشند.
امام حسن(ع) و امام حسین(ع) همان گونه که به پیامبر(ص) از طریق حضرت فاطمه(س) منتسب هستند، همچنین از طریق پدر یعنی حضرت علی(ع) به هاشم منتسب هستند.
بیگمان تمام فرزندان حضرت فاطمه(س)، فرزندان پیامبر اسلام(ص) هستند، ولی باید توجه داشت که بین عنوان فرزند رسول خدا بودن و عنوان سید و هاشمی بودن فرق است. هر کس که نسبتش به فاطمۀ زهرا(س) میرسد، از نسل پیامبر اسلام(ص) است، ولی جزو سادات نیست؛ زیرا سید و هاشمی بودن عنوانی است برای کسی که فقط از طریق پدر به هاشم منتسب باشد.[1]
براى روشنتر شدن این مسئله به چند روایت اشاره میکنیم:
- امام موسی بن جعفر(ع) فرمود: روزى به مجلس هارون الرشید رفتم. هارون از من سؤالهایى کرد. یکى از آن سؤالها این بود که شما چطور خودتان را فرزند پیامبر(ص) و از نسل او میدانید، در حالی که پیامبر(ص) فرزند پسر نداشت و نسل انسان با فرزند پسر میماند نه دختر؟
در جواب او گفتم: خداوند در قرآن میفرماید: «ما به ابراهیم، اسحاق و یعقوب را بخشیدیم و همه را هدایت کردیم و نوح را از پیش هدایت کرده بودیم و از نژاد او داوود، سلیمان، ایوب، یوسف، موسی و هارون را. ما نیکوکاران را چنین پاداش میدهیم. و نیز زکریا، یحیی، عیسی و الیاس را که همگى از صالحان هستند».[2]
به هارون گفتم: اى هارون پدر عیسى کیست؟ گفت: عیسى پدر ندارد. گفتم: پس چطور از نسل حضرت ابراهیم به حساب آمده است؟ پس بدان خداوند عیسى را از طریق مادر به نسل حضرت ابراهیم ملحق کرد. ما هم از طریق مادرمان از نسل و ذریّۀ پیامبر اسلام محسوب میشویم.[3]
- در تفسیر عیاشى آمده است: روزى حجاج کسى را دنبال یحیى بن معمّر فرستاد. یحیى نزد حجاج حاضر شد. حجّاج گفت: شنیدم تو گمان میکنى که حسن و حسین(ع) پسران پیامبر هستند و این را از قرآن میگویى در صورتى که من قرآن را از اول تا آخر خواندهام ولى این مطلب را در آن ندیدم. یحیى گفت: شما سوره انعام را نمیخوانى؟ در سوره انعام آمده است: «ما به ابراهیم، اسحاق و یعقوب را بخشیدیم و همه را هدایت کردیم و نوح را از پیش هدایت کرده بودیم و از نژاد او داوود، سلیمان، ایوب، یوسف، موسى و هارون را. ما نیکوکاران را چنین پاداش میدهیم. و نیز زکریا، یحیى، عیسى و الیاس را که همگى از صالحان هستند». مگر عیسى در این آیه از نسل و ذریّۀ ابراهیم(ع) شمرده نشده است؟ حجاج گفت: درست میگویى. این آیه را خواندهام.[4]
- ابو جارود میگوید: امام باقر(ع) فرمود: اى اباجارود اینها در مورد حسن و حسین(ع) به شما چه میگویند؟
گفتم: به ما میگویند: حسن و حسین(ع) فرزندان پیامبر(ص) نیستند. امام فرمود: شما چگونه براى آنان دلیل میآورید؟ گفتم: ما با آیۀ «و من ذریته داود و سلیمان» استدلال میکنیم. امام فرمود: آنان در جواب شما چه میگویند؟ گفتم: آنان میگویند: پسر دختر، فرزند نامیده میشود ولى این فرزند صلبى نیست. امام فرمود: شما به آنان چه میگویید؟ گفتم: ما آیۀ «ندع ابنائنا و ابنائکم»،[5] را براى آنان میخوانیم که پیامبر(ص) به حسن و حسین، پسر اطلاق کرده است. امام فرمود: آنان چه میگویند؟ گفتم: آنان میگویند: در زبان عربى و در میان مردم عرب، به پسران دیگران، «پسرم» اطلاق میکنند. (پسر، پسر تو است ولى شخص دیگرى به این پسر تو میگوید: «پسرم فلان چیز را بیاور») امام فرمود: اى ابا جارود از کتاب خدا برایت آیهاى میگویم. خداوند میفرماید: «حرّمت علیکم امهاتکم و بناتکم».[6] تو از آنان بپرس آیا پیامبر میتواند دختران حسن و حسین(ع) را بگیرد؟ اگر گفتند: میتواند، دروغ میگویند و اگر بگویند نمیتواند دختران حسن و حسین(ع) را بگیرد، در این صورت ثابت میشود که حسن و حسین(ع) فرزندان صلبى پیامبر(ص) هستند.[7]
بنابر این، زنى که از نسل پیامبر(ص) است، همۀ فرزندان او از نسل پیامبر(ص) هستند، اگرچه شوهرش سیّد نباشد، اما احکام و آثار فقهی که برای سیادت بیان شده، مختص کسانی است که از طرف پدر انتساب داشته باشند.
امام خمینی(ره) در پاسخ به سؤالی در این زمینه فرمود:
«اگرچه منتسبین به پیامبر اکرم «صلى الله علیه و آله» از طرف مادر هم از اولاد رسول اکرم «صلى الله علیه و آله» محسوب میشوند، ولى ملاک ترتب آثار و احکام شرعى سیادت، انتساب از طرف پدر است».[8]
گفتنی است که امام حسن(ع) و امام حسین(ع) همانگونه که به پیامبر(ص) از طریق حضرت فاطمه(س) منتسب هستند، همچنین از طریق پدر یعنی حضرت علی(ع) به هاشم منتسب هستند.
[1]. ر. ک: آملی، محمد تقی، مصباح الهدى فی شرح العروة الوثقى، ج 11، ص 178، تهران، مؤلف، چاپ اول، 1380ق.
[2]. انعام، 84 و 85. «وَ وَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَ یَعْقُوبَ کُلاًّ هَدَیْنَا وَ نُوحًا هَدَیْنَا مِن قَبْلُ وَ مِن ذُرِّیَّتِهِ دَاوُدَ وَ سُلَیْمَنَ وَ أَیُّوبَ وَ یُوسُفَ وَ مُوسىَ وَ هَرُونَ وَ کَذَالِکَ نجَزِى الْمُحْسِنِینَ». «وَ زَکَرِیَّا وَ یحَیىَ وَ عِیسىَ وَ إِلْیَاسَ کلُ مِّنَ الصَّالِحِین».
[3]. شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا(ع)، محقق، مصحح، لاجوردی، مهدی، ج 1، ص 84، تهران، نشر جهان، چاپ اول، 1378ق.
[4]. عیاشی، تفسیر العیّاشی، مصحح، رسولی محلاتی، سید هاشم، ج 1، ص 367، تهران، علمیه اسلامیه، چاپ اول، 1380ق.
[5]. آل عمران، 61. «فَمَنْ حَاجَّکَ فیهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَکُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَکُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْکاذِبینَ».
[6]. نساء، 23. «حُرِّمَتْ عَلَیْکُمْ أُمَّهَتُکُمْ وَ بَنَاتُکُمْ وَ أَخَوَاتُکُمْ وَ عَمَّاتُکُمْ وَ خَالَاتُکُمْ وَ بَنَاتُ الْأَخِ وَ بَنَاتُ الْأُخْتِ وَ أُمَّهَاتُکُمُ الَّتىِ أَرْضَعْنَکُمْ وَ أَخَوَاتُکُم مِّنَ الرَّضَعَةِ وَ أُمَّهَاتُ نِسَائکُمْ وَ رَبَئبُکُمُ الَّتىِ فىِ حُجُورِکُم مِّن نِّسَائکُمُ الَّتىِ دَخَلْتُم بِهِنَّ فَإِن لَّمْ تَکُونُواْ دَخَلْتُم بِهِنَّ فَلَا جُنَاحَ عَلَیْکُمْ وَ حَلَئلُ أَبْنَائکُمُ الَّذِینَ مِنْ أَصْلَابِکُمْ وَ أَن تَجْمَعُواْ بَینْ الْأُخْتَینْ إِلَّا مَا قَدْ سَلَفَ إِنَّ اللَّهَ کاَنَ غَفُورًا رَّحِیمًا».
[7]. عروسی الحویزی، عبد علی بن جمعه، تفسیر نور الثقلین، مصحح، رسولی، هاشم ج 1، ص 742، قم، اسماعیلیان، چاپ پنجم، 1415ق.
[8]. امام خمینی، توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)، ج 2، ص 89، س1009.

:
:
:
: