جستجوی پیشرفته
بازدید
6373
آخرین بروزرسانی: 1395/01/23
خلاصه پرسش
آیا کتاب «التأدیب» برای شلمغانی است یا حسین بن روح؟
پرسش
برخی می‌گویند؛ کتاب «التأدیب» برای شلمغانی است نه حسین بن روح؛ آیا چنین چیزی صحت دارد؟
پاسخ اجمالی
محمّد بن على شلمغانى، از اهالى روستاى شلمغان از توابع واسط عراق بود.
از ابتداى زندگى او، آگاهى چندانى در دست نیست. شهرت او، به دوران پس از نیابت حسین بن روح، مربوط است.
اوّلین ملاقات حسین بن روح با شیعیان پس از آغاز نیابت خاص، در منزل شلمغانى صورت گرفت. شلمغانى، پس از آن هم به عنوان نماینده و واسطه حسین بن روح، نایب سوم امام مهدى(عج) با مردم ملاقات می‌کرد و درخواست‌هاى آنها را می‌گرفت و جواب امام(ع) را بدانان تحویل می‌داد. به عبارت دیگر؛ او نماینده امام مهدى(عج) محسوب نمی‌شد؛ بلکه دست‌یار حسین بن روح، محسوب می‌شد و برخى کارها را انجام می‌داد.
امّ کلثوم، دختر نایب دوم، می‌گوید: «شلمغانى نزد بنى بسطام جایگاه و اعتبارى ویژه داشت؛ زیرا حسین بن روح - که خداى از او راضى باشد- او را در میان مردم بزرگ داشته و به او جایگاه و آبرو بخشیده بود».[1]
موقعیّت علمى شلمغانى
موقعیّت علمى شلمغانى، در کتاب‌هاى غیبت‌نگارى مورد اشاره قرار گرفته است. در کتاب الغیبة طوسى آمده است: «آن‌گاه که لعن شلمغانى صادر شد، از حسین بن روح درباره کتاب‌های او پرسش شد که با آنها چگونه مواجه شویم در حالى که خانه‌هاى ما از کتاب‌هاى او انباشته است؟!».[2]
این سؤال مردم، نشانگر شهرت علمى شلمغانى و نگاشته‌هاى او است. شهرت شلمغانى در دوره پیش از انحراف و حتّى پیش از همکارى با حسین بن روح، به جهت نگاشته‌هاى حدیثى و غیر حدیثى وى بوده است. نجاشى، کتاب‌هاى فراوانى براى او برشمرده که نشانگر ذوق و سلیقه وى در نگارش و ارائه نظریات خویش است. معروفیّت کتاب «التکلیف» -که با عبارت «و بیوتنا منها ملأ» توصیف شده است-، نمونه روشن فعالیت‌هاى شلمغانى در دوران اوّلیه عمر خویش است.
نجاشی نیز کتاب‌های متعددی برای او بر شمرده است،[3] اما در هیچ مصدری، کتاب «التأدیب» را به حسین بن روح نسبت نداده‌اند. نجاشی در کتاب خود تألیفی به این نام را به دو نفر: احمد بن عبدالله بن مهران[4] و  علی بن محمد بن شیره[5] نسبت می‌دهد.
بله، تنها در کتاب غیبت شیخ طوسی چنین آمده است: «جناب حسین بن روح، براى ارزیابى کتاب التأدیب، آن‌را نزد گروهى از فقها در قم فرستاد تا پس از بررسى نظر دهند که چیزى از محتواى آن با نظر آنان، مخالفت دارد یا نه و آنان، همه کتاب، جز یک مسئله آن‌را تأیید کردند».[6] همان‌طور که در متن عربی این نقل آمده است، بیان نشده که کتاب التأدیب اثر حسین بن روح است، اگر چه برخی این کتاب را به وی نسبت داده‌اند،[7] ولی با توجه به جایگاه حسین بن روح و موقعیت او در بین شیعیان بسیار طبیعی است که برخی از تألیفات دیگران را جهت اطمینان به محتوای آن بر عده‌ای از علمای شیعه عرضه کرده و از نظر آنان آگاه شود. حتی این‌گونه نظر خواهی‌ها با توجه مهارت محدّثان قم در تشخیص احادیث صحیح از غیر آن در کتاب شلمغانی هم انجام گرفت. شیخ طوسی که کتاب «التکلیف» شلمغانی را با واسطه از شیخ صدوق و او از پدرش نقل کرده است، چنین گفته که یک حدیث از مجموعه احادیث کتاب «التکلیف» [ظاهراً] توسط پدر شیخ صدوق استثناء شده و مورد قبول واقع نشده است، لذا بعد از این همه علما آن یک روایت را استثناء کردند.[8]
بنابراین، در مرحله اول؛ انتساب این کتاب به حسین بن روح انتساب بجایی نیست. در مرحله بعد؛ همان‌طور که بیان شد، چنین کتابی را نیز به شلمغانی نسبت نداده‌اند. نجاشی با این‌که بیش از ده کتاب برای شلمغانی شمرده است از چنین کتابی نام نمی‌برد. البته، شیخ طوسی در «کتاب الغیبة» خود از ارسال کتاب «التأدیب» توسط حسین بن روح به قم خبر داده و در کتاب فهرست خود از نظر علمای قم درباره کتاب «التکلیف» وی خبر می‌دهد و چه بسا این موضوع منجر شده که عده‌ای کتاب «التأدیب» را همان کتاب «التکلیف»؛ اثر شلمغانی بدانند که در این صورت چنین نسبتی صحیح نیست.
 

[1]. طوسی،‌ محمد بن الحسن، الغیبة، ص 403، قم، دارالمعارف الاسلامیه، 1411ق.
[2]. همان، ص 389.
[3]. نجاشی، احمد بن علی، فهرست أسماء مصنفی الشیعة(رجال نجاشی)، ص 378، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ ششم، 1365ش.
[4]. همان، ص 91.
[5]. همان، ص 256.
[6]. «أَنْفَذَ الشَّیْخُ الْحُسَیْنُ بْنُ رَوْحٍ رَضِیَ اللهُ عَنْهُ کِتَابَ التَّأْدِیبِ إِلَى قُمَّ وَ کَتَبَ إِلَى جَمَاعَةِ الْفُقَهَاءِ بِهَا وَ قَالَ لَهُمْ انْظُرُوا فِی هَذَا الْکِتَابِ وَ انْظُرُوا فِیهِ شَیْ‏ءٌ یُخَالِفُکُمْ». کتاب الغیبة، ص 390.
[7]. طباطبایی، سیدمحمد کاظم، تاریخ حدیث شیعه، ج 2، ص 75، قم، دار الحدیث، 1390ش.
[8]. شیخ طوسی، الفهرست، محقق و مصحح: آل بحر العلوم، سید محمد صادق، ص 44، نجف، المکتبة المرتضویه، چاپ اول، بی‌تا.
نظرات
تعداد نظر 0
لطفا مقدار را وارد نمایید
مثال : Yourname@YourDomane.ext
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید

طبقه بندی موضوعی

پرسش های اتفاقی

  • چرا زن نمی‌تواند مرجع تقلید و قاضی باشد؟
    73146 اجتهاد و مرجعیت در اسلام 1387/04/03
    دانشمندان و متخصّصان دینی درباره‌ موضوعاتی؛ مانند مرجع تقلید، یا قاضی شدن زن و بعضی از عناوین دیگر، اختلاف نظر دارند. این امور جزو مسلّمات و ضروریات دینی به شمار نمی‌آید. کسانی که می‌گویند زنان مرجع تقلید یا قاضی نمی‌شوند، به ادله‌ای؛ نظیر روایات و اجماع، تمسک کرده‌اند ...
  • چرا خداوند در مقابل درخواست رؤیت خدا توسط یهودیان، آنها را مجازات کرد؟
    8592 تفسیر 1392/01/26
    آنچه باید در این‌جا مورد دقت قرار گیرد، این عبارت در آیه است: « فَأَخَذَتْهُمُ الصَّاعِقَةُ بِظُلْمِهِمْ». باء در «بظلمهم» معنای سببیت بوده و متعلق به «اخذتهم» است و معنا این‌گونه می‌شود که آنها را به جهت ستمی که روا داشته­‌اند، با صاعقه مجازات می‌کنیم. این عبارت نمایان‌گر ...
  • با در نظرگرفتن جمیع جوانب و مصالح، آیا ارجح نیست که مقام رهبری در قانون جمهوری اسلامی ایران دارای یک زمان و دوره مشخص باشد؟
    8512 System 1389/04/16
    دائمی بودن رهبری در ایران ناشی از رأی مردم به قانون اساسی بوده و دلیلی نیز وجود ندارد که در صورت از دست ندادن شرایط، زمان آن را محدود کرد. فساد موجود در حکومت ها بیشتر ناشی از خلق و خوی حاکمان ...
  • با توجه به آیات 103 و 104 سوره کهف، راه تشخیص کار نیک از بد و ناپسند چیست؟
    24104 تفسیر 1389/05/13
    آیات شریفه، به معرفى زیانکارترین انسان ها و بدبخت‏ترین افراد بشر مى‏پردازد. زیان واقعى و خسران مضاعف آنجا است که انسان سرمایه‏هاى مادى و معنوى خویش را در یک مسیر غلط و انحرافى از دست دهد و گمان کند کار خوبى کرده است، نه از این کوشش ها ...
  • آیا در اسلام، مسئله ای به نام وضوی ارتماسی داریم؟
    11356 Laws and Jurisprudence 1391/07/03
    وضوى ارتماسى آن است که انسان صورت و دستها را به قصد وضو با مراعات شستن از بالا به پایین در آب فرو برد؛ اما براى این که مسح سر و پاها با آب وضو باشد، باید در شستن ارتماسى دستها، قصد شستن وضویى، هنگام بیرون آوردن ...
  • زنان عقیمی که بچه‌دار نمی‌شوند از دیدگاه قرآن چه جایگاهی دارند؟
    24597 تفسیر 1395/08/04
    گرچه پروردگار صلاح دیده برخی مردان و زنان، عقیم باشند[1] اما عقیم بودن و بچه‌دار نشدن به تنهایی نقصی معنوی - نه برای مردان و نه برای بانوان - نبوده و از مقام و ارزش انسانی هیچ کدام از آنها نمی‌کاهد. البته می‌شود برای ...
  • آیا در تحقیقات پزشکی، جایز است از جنین سقط شدهٔ انسان استفاده کرد؟
    7682 گوناگون 1393/02/25
    بیشتر فقها تشریح بدن انسان(جنین یا غیر جنین) را جایز نمی‌دانند، اما برخی از مراجع[1] در این‌باره می‌گویند، اگر این‌گونه تحقیقات در راستای کشف مطالب پزشکى جديد و مورد نیاز جامعه و نیز درمان بيمارى‌های تهدید کننده زندگى مردم باشد، جايز است؛ ولى تا ...
  • آیا گزارش غیر‌مسلمان مبنی بر نجاست چیزی که در اختیار اوست، مورد قبول است؟
    8833 اثبات نجاست 1393/02/03
    فقها در این زمینه فرقی بین مسلمان و غیر مسلمان نگذارده و می‌گویند، نجس بودن چیزى از سه راه ثابت مى‌شود، و باید بر آن ترتیب اثر داد: 1. آن که انسان خودش یقین به نجاست پیدا کند. 2. دو نفر عادل و یا حتّى یک نفر گواهى ...
  • معنای استدلال مباشر چیست؟
    19452 قیاس اقترانی و استثنائی 1391/12/06
    در مورد استدلال مباشر آنچه را که برخی از نویسندگان در این‌باره نگاشته‌اند، در این‌جا نقل می‌کنیم: بسیاری از منطق‌نگاران معاصر آنچه را در منطق نگاشته‌های پیشین با عنوان «احکام قضایا» یا «نسبت قضایا» مطرح بوده، قسمی از استدلال برشمرد‌ه‌اند و نام‌هایی؛ همچون استدلال «مباشر»، «بی‌واسطه» و «بسیط» ...
  • محدوده حرم مکه چقدر است؟
    9600 گوناگون 1396/10/23
    ابتدا باید دید منظور از حرم مکه چیست، آیا مراد، مسجد الحرام است؟ یا منطقه‌ای که زائرین خانه‌ی خدا بدون احرام، حق ورود به آن‌را ندارند و ورود کفار نیز به لحاظ شرعی در آن ممنوع است؟ در صورت نخست، پاسخ آن است که هر مکانی که در ...

پربازدیدترین ها