
لطفا صبرکنید
63051
ادب نوعی رفتار خاصّ و سنجیده با افراد پیرامون -از کوچک و بزرگ و آشنا و بیگانه- است که از تربیت شایسته نشأت میگیرد. عاقلانه زیستن و متانت در گفتار و وقار در رفتار، نشانۀ ادب است و بیخردی، گفتار زشت، بددهانی، تندخویی، زشتگویی، دشنام و توهین، سبکسری و خیرهسری، لجاجت و عناد و ... نمونههایی از بیادبی است.
ادب، هنری آموختنی است که باید نکتههای دقیق تربیتی را دریافت نمود و به آنها عمل کرد. آشنایی با دستورات اسلام و روش زندگی پیامبر گرامی اسلام(ص) و ائمه معصومین(ع) و الگوگیری از آنان بهترین و نزدیکترین راه برای رسیدن به اخلاق و ادب نیکو است. همچنین رفتار نیک دیگران، بر انسان تأثیر مثبت و ناپسندیهای اخلاقی مردم نیز تأثیر سوء میگذارد. انسانهای فرزانه از رفتارهای ناپسند دیگران هم عبرت و درس میآموزند.
بهترین راه درمان بیادبی توجه به بیارزش بودن افراد بیادب و ارزشمند بودن افراد مؤدب در تمام جوامع است.
در زمینه اخلاق و آداب اسلامی کتابها و منابع زیادی وجود دارد که در پاسخ تفصیلی به برخی از آنها اشاره میکنیم.
ادب، یک ارزش اخلاقی و اجتماعی است، هم برای فرزندان و هم برای اولیا و مربیان آنان ارزش آفرین است. ادب در هر کس و هر کجا باشد، هالهای از محبت و مجذوبیت را بر گرد خود پدید میآورد و انسان با ادب را عزیز و دوست داشتنی میکند. آراستگی هر چیزی به چیزی است و شرافت نسب و اعتبار خانوادگی نیز به ادب است.
امام علی(ع) فرمود: "با بیادبی، هیچ شرافتی نیست".[1]
"کسی که بیاصل و تبار و نسب و حسب باشد، اگر ادب داشته باشد، شرافت مییابد. ادب، حتی نسب و تبار نامناسب را هم میپوشاند".[2]
وقتی سخن از "ادب" به میان میآید، نوعی رفتار خاصّ و سنجیده با افراد پیرامون -از کوچک و بزرگ و آشنا و بیگانه- در نظر میآید. این رفتار که از تربیت شایسته نشأت میگیرد، به نحوه سخن گفتن، راه رفتن، معاشرت، نگاه، درخواست، سؤال، جواب و ... مربوط میشود. هر کس حدّ و مرز خود را بشناسد و از آن فراتر نرود، دارای ادب است.
بیادبی، نوعی ورود به منطقۀ ممنوعه و پایمال کردن حدّ و حریم در برخوردها است. امام علی(ع) در این باره فرمود: "برترین ادب، آن است که انسان بر سر حدّ و مرز و اندازه خویش بایستد و از قدر خود فراتر نرود".[3]
ادب، هنری آموختنی است. میتوان گفت: ادب، تربیت شایسته است، خواه مربی، پدر و مادر باشد، یا استاد و یا حتی خود انسان. مهم این است که انسان نکتههای دقیق تربیتی را دریافت کند و به آنها عمل نماید. آنانکه قلههای بلند ادب را فتح نموده این راه مسیر را طی کردهاند.
امام صادق(ع) فرمود: "پدرم مرا به سه نکته ادب کرد ... فرمود: هر کس با رفیق بد همنشینی کند، سالم نمیماند و هر کس که مراقب و مقید به گفتارش نباشد پشیمان میگردد و هر کس به جاهای بد، رفت و آمد کند، متهم میشود".[4]
در کلمات معصومان(ع) در مواردی به "خود را ادب کردن و مربی خود بودن" تأکید شده است. کسی به این موهبت دست مییابد که از فرزانگی و هوشیاری و عقلانیّتی تیز و بصیر برخوردار باشد. به فرموده حضرت علی(ع):
"در ادب کردن تو نسبت به خویشتن، همین تو را بس که آنچه را از دیگری ناپسند میبینی از آن پرهیز کنی".[5]
آنچه در این حدیث مطرح است، یک اصل کلی در آداب معاشرت با دیگران است. در حقیقت منظور امام(ع) این است که آنچه را در مورد خود نمیپسندی، در باره دیگران هم روا ندانی و آنچه نسبت به خویش دوست میداری، برای دیگران هم بخواهی و آنچه را در کار دیگران زشت میشماری، برای خود نیز زشت بدانی. اگر از کارهای ناپسند دیگران انتقاد میکنی، همان کارها و صفات در تو نباشد.
یکی از راههای رسیدن به ادب و دوری از بیادبی، شناخت موارد و مصادیق ادب و بیادبی است. اگر چه هر یک از ادب و بیادبی نشانههایی دارد؛ اما شناخت دقیق و کامل ادب جز با توجه به نمودهای بیادبی میسر نمیگردد. این نمودها و نشانهها و علایم، هم در گفتار نمایان است، هم در رفتار و برخورد. آنکه زشت گفتار و بد زبان است، به تعبیر حضرت علی(ع) از ادب بیبهره است.[6] همچنین عاقلانه زیستن و متانت در گفتار و وقار در رفتار، نشانۀ ادب است.
در مقابل؛ بیخردی، گفتار زشت، بددهانی، تندخویی، زشتگویی، دشنام و توهین، سبکسری و خیره سری، لجاجت و عناد و ... بیادبی است. اگر کنترل دوستیها و معاشرتها ادب است، بیادبی یعنی رفت و آمد با افراد ناباب، بیدقتی در گزینش دوستان و بیتعهدی در مجالستها و رفاقتها. کسی که در برخورد با افراد، حاضر نیست از آنان با عظمت و تکریم یاد کند و مدام به استهزای دیگران و غیبت آنان مشغول است، آنکه یاوه دیگران را با یاوه و دشنامشان را با دشنامی زشتتر پاسخ میدهد، آنکه در مجالس و محافل و صفها، رعایت حق دیگران و نظم و مقررات و سکوت و نوبت را نمیکند، آنکه حاضر نیست به حرف دیگران گوش دهد، کسی که در گفتوگو و بحث، داد میزند، گلو پاره میکند و جانب انصاف و حق را مراعات نمیکند، آنکه ... اینها همه نشانههایی از فقدانِ ادب است.
از آنسو، مراعات آداب در خوردن، آشامیدن، لباس پوشیدن، خلال کردن، دهن درّه، سرفه، عطسه و ... نشان ادب است. بیادبی، بیاعتنایی به حقوق و شخصیت و حرمت انسانها است. اگر کسی هنگام عطسه، آب دهان به سفره و صورت بیفکند، یا به طرز مشمئز کنندهای غذا بخورد، یا به جای تقدیم دو دستیِ نامه و وسیله و ابزار، آنرا پرت کند یا حتی یکدستی بدهد، یا هنگام مطالعه شما، سر و صدا کند، یا هنگام خلوت، سرزده وارد اتاقتان شود، و اجازه ورود نگیرد، اینها نمونههایی از مراعات نکردن ادب اجتماعی است.
جالب این است که اسلام برای همه این موارد، دستورالعمل دارد. «تربیت اسلامی» و اخلاق مکتبی، همه دستورها و «باید» و «نباید»هایش، «ادب آموزی» است. کسی که پایبند تعالیم دین نباشد، از حوزه ادب به وادی بیادبی پای نهاده است.
یکی از راههای آشنایی با آداب اسلام و تربیت شدن به آن، آشنایی با سیره و روش زندگی پیامبراکرم(ص) و ائمه(ع) و توجه به نکاتی است که آنان رعایت میکردند.
رسول اکرم(ص) که اسوه ایمان و الگوی اخلاق و ادب و رفتار نیکو است، خود را ادب کرده پروردگار دانسته و میفرماید: "پروردگارم مرا ادب کرد و نیکو ادب کرد"![7]
«سیره پیامبر»، یک کتابِ ادب آموزی است. رفتار پیامبر، نمونه عالی اخلاقی و معاشرت والا است. به چند نمونه از ادبِ برخورد پیامبر با دیگران اشاره میکنیم:
"رسول خدا با هر کس روبرو میشد، سلام میداد، هم به کوچک، هم بزرگ.[8]
هیچگاه پای خود را پیش کسی دراز نمیکرد. هنگام نگاه، به صورت کسی خیره نمیشد، با چشم و ابرو به کسی اشاره نمیکرد، هنگام نشستن، تکیه نمیداد.[9]
وقتی با مردم دست میداد و مصافحه میکرد، هیچگاه دست خود را عقب نمیکشید، تا طرف مقابل دست خود را بکشد. هیچ خوراکی را مذمّت نمیکرد.[10] به هیچکس دشنام و ناسزا نمیگفت و سخن ناراحت کنندهای بر زبان نمیآورد و بدی را با بدی پاسخ نمیگفت؛ زیر انداز خود را به عنوان اکرام، زیر پای کسی که خدمتش میرسید پهن میکرد.[11] از روز بعثت تا دم مرگ، هرگز در حال تکیه دادن غذا نخورد.[12] هدیه افراد را -هر چند اندک و ناچیز- قبول میکرد. بیشتر اوقات، رو به قبله می نشست. [13] زانوهایش را پیش اشخاص، باز نمی کرد و بیرون نمی آورد. بر تندخویی غریبهها در سؤال و درخواست و سخن صبر میکرد. هیچکس را ملامت و سرزنش نمیکرد و در پی کشف اسرار دیگران نبود.[14]
خندههایش تبسم بود و هرگز قهقهه سر نمیداد.[15] بسیار شرمگین و باحیا بود. سخن کسی را قطع نمیکرد. از جلوی خودش غذا میخورد. کار افراد را به هر شکلی راه میانداخت و ... بسیاری از فضایل برجسته دیگر که همه حاکی از روحی بلند و اخلاقی والا و ادبی متعالی بود.[16]
علاوه بر معصومان(ع) که بهترین الگو در اخلاق و ادب هستند، رفتار نیک دیگران، بر انسان تأثیر مثبت میگذارد. نشست و برخاست و انس و معاشرت با افراد مؤدب، خلق و خوی و رفتارمان را به زینت «ادب»، میآراید. و ناپسندیهای اخلاقی مردم نیز تأثیر سوء میگذارد. اما هنر انسانهای فرزانه و هوشمند آن است که از رفتارهای ناپسند دیگران هم عبرت و درس میآموزند. این همان حکمتِ لقمانی است که "لقمان را گفتند: ادب از که میآموختی؟ گفت: از بیادبان، که هر چه از ایشان در نظرم ناپسند آمد، از انجام آن پرهیز کردم".[17] حضرت مسیح(ع) نیز همین روش را داشت. از او پرسیدند: چه کسی تو را ادب آموخت؟ فرمود: کسی مرا ادب نکرد. من، زشتی جهل را دیدم و از آن پرهیز کردم.[18] امام علی(ع) نیز این روش، را مورد تأیید قرار داده و فرمود: "هر گاه در دیگری اخلاق ناپسندی را دیدی، بپرهیز که آنگونه رفتار در خودت نباشد".[19]
آری همچنان که باید کم حرفی را از افراد پرحرف و بیهودهگو الهام گرفت. بزرگواری و کرامت نفس را هم باید از زشتیِ کارِ تنگ نظران و خسیس طبعان فرا گرفت. اگر از زشتیهای دیگران، آموختیم که به خوبیها روی آوریم، «استاد اخلاقِ» ما در درون خودمان نهفته است.
برای آگاهی بیشتر از اخلاق و آداب اسلامی به کتابهای زیر مراجعه فرمایید:
- معراج السعادة، ملا احمد نراقی.
- قلب سلیم، شهید سید عبدالحسین دستغیب.
- گناهان کبیره، شهید سید عبدالحسین دستغیب.
- اخلاق الاهی، مجتبی تهرانی.
- مراحل اخلاق در قرآن، عبدالله جوادی آملی.
- نقطه های آغازین در اخلاق عملی، محمد رضا مهدوی کنی.
- به سوی خود سازی، محمد تقی مصباح یزدی.
- اخلاق و راه سعادت، بانو مجتهده امین.
- گناه شناسی، محسن قرائتی، انتشارات پیام آزادی، تهران.
- سایت حوزه نت، دانشنامه، اخلاق.
و از بین کتاب های اخلاقی به زبان عربی می توان به کتاب های زیر اشاره کرد:
- اخلاق شبٌر، سید عبدالله شبر.
- 2. محجة البیضاء فی تهذیب الاحیاء، ملامحسن فیض کاشانی.
[1]. آمدی، عبد الواحد، غرر الحکم، «لا شَرَفَ مَعَ سُوءِ الأدبِ».
[2]. همان، «حُسْنُ الأدبِ یَسْتُرُ قبیحَ النَّسَبَ».
[3]. همان، «اَفْضَلُ الأدبِ اَنْ یَقِفَ الإنسانُ علی حَدِّهِ و لا یَتَعدّی قَدْرَهُ».
[4]. علامه مجلسی، بحار الانوار، ج75، ص261. «ادّبنی ابی بثلاثٍ ... قال لی: یا بُنیَّ! مَنْ یَصْحَبْ صاحبَ السوءِ لا یسلِمْ و مَن لا یقیّدْ الفاظَهُ یَنْدَم و مَن یَدْخُلْ مداخِلَ السّوءِ یُتَّهمْ».
[5] محمدی ری شهری، محمد، میزان الحکمة، ج1، ص72. "کفاک اَدبا لِنَفْسِکَ اِجتنابُ ما تَکْرَهُهُ مِنْ غیرِکَ».
[6]. غرر الحکم، «لااَدَبَ لِسَّئیِ النُّطْقِ».
[7]. میزان الحکمة، ج 1، ص 78، «اَدَّبَنی رَبّی فَاَحْسَنَ تأدیبی».
[8]. علامه طباطبائی، سنن النبی، ص41، 43 و 75.
[9]. همان، ص 45، 46، 47، 73 و 61.
[10]. همان، ص 41 و 47.
[11]. همان، ص 75 و 76.
[12]. بحار الانوار، ج 16، ص 237.
[13]. همان، ج 16، ص 227 و 240.
[14]. مکارم الاخلاق، ص 17، 15 و 13.
[15]. سنن النبی، ص 75.
[16] اقتباس از سایت حوزه نت.
[17]. گلستان سعدی، باب 2، حکایت 20.
[18]. بحار الانوار، ج 14، ص 326. "ما ادّبنی احدٌ رأیتُ قبحَ الجهلِ فجانبتُه".
[19]. میزان الحکمة، ج 1، ص70، ح 374. «اِذا رَأیتَ فی غَیْرِکَ خُلْقا ذَمیما فَتَجَنَّبْ مِنْ نَفْسِک اَمثالَهُ».

:
:
:
:
: