
لطفا صبرکنید
675
در تاریخ ادیان و سیره پیامبران(ع)، گاه گزارشهایی مشاهده میشود که با برخی احکام اسلامی متفاوت به نظر میرسد.
نمونه آن، همین گزارشی است که در پرسش به آن اشاره شده است:
عباس بن هلال شامی خدمتکار امام کاظم(ع) نقل میکند، به آنحضرت گفتم: فدایت شوم! مردم از فردی که غذاهای سفت و سخت میخورد، لباسهای زبر و خشن میپوشد و اظهار فروتنی میکند، چقدر خوششان میآید!
امام(ع) در پاسخ فرمود: مگر نمیدانی که یوسف(ع)، هم خودش پیامبر و هم فرزند پیامبر بود! او جامههایی از ابریشم و مزین به طلا میپوشید و در مجالس آل فرعون مینشست و حکم میراند؛ اما مردم به لباس او کاری نداشتند؛ بلکه نیازمند عدالت او بودند! آنچه از پیشوای مسلمانان انتظار میرود، آن است که اگر سخنی میگوید راست باشد؛ اگر وعدهای داد وفا کند و اگر قضاوتی کرد، حکمش عادلانه باشد. خداوند هیچ خوراکی و نوشیدنی که بر مردم حلال است را بر کسی حرام نکرد؛ بلکه تنها حرامهای اعلام شده برای تمام مردم را برای آنان حرام دانسته است، چه کم باشد و چه زیاد! و خداوند فرمود:[1] «بگو چه کسی زینتهای الهی را که برای بندگانش پدید آورده و روزیهای پاکیزه را حرام کرده است»؟![2]
اگرچه بعضی از دانشمندان، سند این روایت را ضعیف دانستهاند؛[3] اما به هر حال در یکی از معتبرترین کتابهای روایی نقل شده و نمیتوان از آن چشمپوشی کرد.
بر این اساس و با فرض پذیرش روایت، میتوان دو توجیه برای آن ذکر کرد:
- برخی از احکام شریعت اسلام -مانند حرمت ابریشم و طلا برای مردان- ممکن است در شریعتهای پیشین وجود نداشت و حرام نبود.
- حتی با فرض حرمت طلا و حریر در آن ادیان به حکم اولی، ممکن است این نوع پوشش با حکم ثانوی برای حضرت یوسف(ع) حلال بود؛ زیرا شاید پوشیدن اینگونه لباسهای طلایی و ابریشمی شرط لازم برای حضور در جایگاههای حکومتی و اجتماعی در سرزمین مصر بود و از آنجا که وجوب به دست گرفتن مدیریت آن سرزمین، بسیار مهمتر از ترک حرمت طلا و حریر ارزیابی میشد، حضرتشان این لباسها را هنگام حضور در صحنه حکومتی بر تن میکرد.
به هر حال، آنچه بیشتر در این روایت اهمیت دارد، تأکید امام(ع) بر این نکته است که عدالت، صداقت، وفای به عهد و اموری از این دست، بسیار مهمتر از تحمیل زندگی دشوار و زاهدانه بر خویشتن و رعایت برخی ظواهر است و نباید با ظاهرسازی خود را در نظر مردم جلوه داد.[4]
[1]. اعراف، 32. «قُلْ مَنْ حَرَّمَ زینَةَ اللَّهِ الَّتی أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّیِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ...».
[2]. کلینى، محمد بن یعقوب، کافی، ج 6، ص 453-454، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، 1407ق.
[3]. مجلسی، محمد باقر، مرآة العقول، ج 22، ص 333، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ دوم، 1404ق.
[4]. ر. ک: «نسخ شریعتهای گذشته»؛ «ابدی بودن احکام و تغییر بعضی از آنها»؛ «تغییر پذیری احکام الهی بر اساس مصلحت»؛ «ازدواج همزمان با دو خواهر».
