
لطفا صبرکنید
96
- اشتراک گذاری
«اَنواء» جمع «نَوء» به معنای ستاره است. در گذشته و مردم عربزبان دوران جاهلیت، «علم انواء» را یکی از نامهای «دانش ستارهشناسی» -و البته نوع خاصی از آن- مورد استفاده قرار میدادند.
دانشی که صاحبان آن به درست و یا نادرست، پدیدههای جوّی، باد و باران و برخی از دیگر رخدادها را با استفاده از آن پیشبینی میکردند و تا حدودی نوعی دانش هواشناسی بود.
آنان پدیدههای جوّی را وابسته به طلوع و غروب برخی أنواء و یا ستارگان دانسته و 28 ستاره و یا «نوء» را علت باد و باران و سرما و گرما میدانستند.[1]
گفتنی است که آنان محل طلوع و غروب این 28 ستاره را میدانستند، و میگفتند: در طول سال و هر سیزده شب، ستارهای از این ستارهها هنگام طلوع صبح، در سمت مغرب سقوط میکند، و در همان ساعت ستارهای دیگر در طرف مقابل او طلوع میکند. آنها میگفتند در وقت سقوط یک ستاره، و طلوع ستارهای دیگر، باران میبارد؛ از اینرو و در هر بار بارش باران، آنرا به طلوع و غروب یکی از آن ستارهها نسبت میدادند و میگفتند: «مُطِرنا بنَوء کذا».[2] به دلیل فلان ستاره بود که اکنون بارندگی رخ داده است!
در منابع آمده است که پیامبر اسلام(ص) این نوع هواشناسی را مردود اعلام کرده بود؛ لذا فقها نیز استفاده از این روش را ممنوع اعلام کردهاند:
«و لا یجوز أن یقول مطرنا بنوء کذا، لأنّ النبی علیه الصلاة و السلام نهى عن ذلک».[3]
روا نیست که گفته شود فلان ستاره دلیل این باران بود؛ زیرا پیامبر(ص) استفاده از این روش را ممنوع کرد.
[1]. ر. ک: جرجی زیدان، تاریخ آداب اللغة العربیة، ج 1، ص 173، بیروت، منشورات دار مکتبة الحیاة. به نقل از، نواب لاهیجی، محمد باقر، شرح نهج البلاغة، تصحیح و تعلیقات، جعفری، محمد مهدی، نیری، یوسف، ج 2، ص 1351- 1352، تهران، میراث مکتوب، چاپ اول، 1379ش.
[2]. نواب لاهیجی، شرح نهج البلاغة، ج 1، ص 122.
[3]. ابن ادریس، محمد بن أحمد، السرائر الحاوی لتحریر الفتاوی، مصحح، محقق، الموسوی، حسن بن أحمد و ابن المسیح، ابوالحسن، ج 1، ص 327، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ دوم، 1410 ق.
