جستجوی پیشرفته
بازدید
22994
آخرین بروزرسانی: 1400/07/20
خلاصه پرسش
منظور از روایت ابابصیر که در آن به دیدن خدا قبل از روز قیامت اشاره شده است، چیست؟
پرسش
روایتی در توحید صدوق ص 117 آمده است که ابوبصیر از امام صادق (ع) پرسید: «أخبرنی عن الله عزّوجلّ، هل یراه المؤمنون یوم القیامة؟» و حضرت پس از پاسخ مثبت و توضیح مطلب، فرمودند: «ألست تراه فی وقتک هذا: مگر هم اکنون خدا را نمی‏بینی؟». منظور از این بخش آخر چیست؟ یعنی حضرت در ابوبصیر تصرّفی کردند تا چشمِ دل او باز شد و وجه خدا را «بحقائق الإیمان» دید، یا این‏که تصرّفی در کار نبوده؟ اگر تصرّفی در کار نبوده و از قبل هم این لقاء برای ابوبصیر حاصل بوده، چرا باز در مورد لقاء الله سؤال کرد؟
پاسخ اجمالی

هر چند به کنه حقیقت راهی نیست؛ چرا که او محیط بر همه چیز است و محاط چیزی نمی‌تواند باشد، اما به اعتبار تجلی، در مظاهر اسماء در هر موجودی وجهی دارد و در هر مرآتی جلوه ای می‌نماید، همچنان که در قرآن می‌فرماید: به هرجا که رو کنید روی خدا است. بنابراین به این اعتبار رؤیت و معرفت امکان پذیر است، بلکه این تجلی همه را هست، لکن خواص می‌دانند که چه می‌بینند، ولی عوام نمی‌دانند که چه می‌بینند. بنابراین در مورد این روایت هم باید گفت که ابابصیر با این بیان امام تنبّه حاصل کرده و به این معرفت رسید که نسبت به آنچه می‌بیند، اما نمی‌داند معرفت پیدا کند.

 

پاسخ تفصیلی

بحث امکان رؤیت و معرفت خدا یکی از مهم ترین مباحث در اسلام و تشیع است که از جنبه های مختلفی مورد بررسی قرار گرفته و متکلمان، فلاسفه و عرفا بیان های متفاوتی در مورد آن اظهار کرده اند.

روایتی که در سؤال، ذکر شده ناظر به مبانی عرفانی رؤیت است که به عنوان یکی از اسرار ائمه (ع) مطرح شده است.

در این فرصت نخست متن روایت را که در توحید صدوق نقل شده است به طور کامل ذکر می‌کنیم و سپس به تحلیل آن می‌پردازیم.

ابو بصیر می‌گوید: به حضرت صادق (ع) عرض کردم مرا خبرده از خداى عز و جل که آیا مؤمنان در روز قیامت او را مى‏بینند؟ فرمود: آرى و پیش از روز قیامت نیز او را دیده‏اند. عرض کردم در چه زمانی؟ فرمود: در هنگامى که به آنان فرمود: «أَ لَسْتُ بِرَبِّکُمْ»؛ آیا من پروردگار شما نیستم؟ «قالُوا بَلى» گفتند آرى تو پروردگار مایى، پس حضرت ساعتى ساکت شدند، بعد از آن فرمودند: و مؤمنان در دنیا پیش از روز قیامت او را مى‏بینند.  آیا تو چنان نیستى که در همین وقت او را ببینى؟!

ابو بصیر می‌گوید که به آن حضرت عرض کردم: فداى تو گردم، پس من این کلام را از شما نقل کنم؟ فرمود: نه!؛ زیرا که تو هر گاه این سخن را نقل کنى، منکرى که جاهل به معناى آنچه ما می‌گوییم باشد، آن را انکار کرده و گمان کند که این تشبیه و کفر است. البته دیدن به دل مانند دیدن به چشم نیست، خدا برتر است از آنچه فرقه مشبهه و ملحدان او را وصف مى‏کنند.[1]

آنچه طبق مبانی قرآنی و روایی در مورد این روایت می‌توان گفت؛ این است که از طرفی طبق بسیاری از روایات پی بردن به کنه ذات خداوند امری محال است. اما در مقابل، روایاتی داریم که در آنها سخن از دیدن خدا به میان آمده، از جمله امام علی (ع) در روایات متعددی درباره رؤیت خداوند این جمله معروف را فرموده اند: «ما کنت أعبد رباً لم أره»؛[2] هرگز خدایی را که نبینم نمی‌پرستم.

همچنین امام حسین (ع) در دعای عرفه خطاب به پروردگار می‌فرمایند: کور باد چشمی که تو را نبیند.[3]

در مقام بررسی این روایات، اختلاف هایی میان متکلمان، فلاسفه و عرفا وجود دارد. برخی  اساساً منکر هرنوع رؤیتی می‌شوند و می‌گویند رؤیت خداوند به طور مطلق محال است و اگر هم سخن از لقاء الله به میان آمده، مراد از آن، مشاهدۀ نعمت های خدا است. بنابراین همه این سخنان را کفر و شرک و تجسیم و تشبیه و... می‌دانند و به اصطلاح فقط خدای نادیده را برای پرستش جایز می‌دانند. اینان همان گروهی هستند که امام صادق (ع)، ابابصیر را از نقل روایت به خاطر آنان نهی کرد و فرمود: پس منکرى که جاهل به معناى آنچه ما می‌گوییم باشد، آن را انکار می‌کند و بعد از آن گمان کند که این تشبیه و کفر است، ولی عده ای دیگر که بحث عرفانی «تجلی» را مطرح نموده اند معتقدند در عین حال که معرفت کنه ذات محال است، اما رؤیت و معرفت تجلی خداوند امکان پذیر بوده و مؤمنان حقیقی از چنین رؤیتی در همین دنیا برخوردارند.

ضمن این که تجلیات خداوند خود دارای درجاتی است که عالی ترین درجه آن همان رؤیتی است که در سفر معنوی معراج برای پیغمبر (ص) رخ داد که حتی جبرئیل هم که ملک مقرب الاهی است توان آن رؤیت را نداشت، و مرحله ضعیف تر آن برای انبیا، اولیا و مؤمنان حاصل شده و خود ابابصیر در این روایت نیز جزو افرادی است که امام (ع) از ایشان توقع این مشاهده را داشته است. البته برای درک مراتب تجلی، جذبه عشق خدا و نورانیت دل شرط اساسی است.

در این جا به مطالبی از «فیض کاشانی» که در کتاب «کلمات مکنونه» تحت عنوان: «جمع بین امتناع معرفت و رؤیت و امکان آن» مطرح نموده است، اشاره می‌کنیم. وی همین روایت ابابصیر را هم ناظر به همین بحث دانسته است:

«اگر چه مقربان خدا از معرفت خدا اظهار عجر کرده اند، از جمله جبرئیل که خطاب به پیامبر در شب معراج گفت: اگر ذره ای نزدیک تر روم خواهم سوخت و خود پیامبر که گفته است: خدایا ما تو را آن گونه که حق معرفت تو است نشناختیم. همچنین خود خداوند در قرآن می‌فرماید: چشم ها او را درک نمی‌کنند، لکن او چشم ها را درک می‌کند، ولی با این حال شیر مردان بیشه ولایت دم از انکار پرستش خدای نادیده زده و مدعی رؤیت خدا شده اند. از جمله از حضرت علی (ع) نقل شده است که من خدایی را که ندیده باشم نپرستیده ام. همچنین فرمود: اگر پرده ها کنار روند بر یقین من افزوده نمی‌شود.

در جمع بین این دو مطلب باید گفت: هر چند به کنه حقیقت راهی نیست؛ چرا که محیط بر همه چیز است و محاط چیزی نمی‌تواند باشد، اما به اعتبار تجلی در مظاهر اسماء، در هر موجودی وجهی دارد و در هر مرآتی جلوه ای می‌نماید. همچنان که در قرآن می‌فرماید: به هرجا که رو کنید روی خدا است.[4] و در روایت می‌فرماید: حتی اگر بر پائین ترین طبقه زمین هم فرود آئید بر خدا فرود آمده اید. بنابراین به این اعتبار رؤیت و معرفت امکان پذیر است، بلکه این تجلی همه را هست، لکن خواص می‌دانند که چه می‌بینند؛ لذا می‌گویند: در هر چیزی که نگریستم قبل و بعد و همراه آن خدا را دیدم، ولی عوام نمی‌دانند که چه می‌بینند. همچنان که در قرآن می‌فرماید: بدان که آنان نسبت به دیدار رب خود در تردیدند! [حال آن که] خداوند بر همه چیز احاطه دارد:[5]

گفتم به کام وصلت خواهم رسید روزی؟

گفتا که خوب بنگر شاید رسیده باشی!

 

دوست نزدیکتر از من به من است

وین عجب تر که من از وی دورم

چه توان با که توان گفت دوست

در کنار من و من مهجورم».[6]

با این توصیف منظور امام صادق (ع) در این روایت از این جمله که "مگر هم اکنون خدا را نمی‌بینی؟" همان رؤیت تجلی خداوند است و لزوماً این مشاهده نیازی به تصرف امام و به نوعی خرق عادت ندارد. بله این تنبه و بیداری امری بود که از ناحیه امام (ع) در ابابصیر ایجاد شد. و این که چه مرتبه ای از تجلی برای ابابصیر آشکار شده است، برای ما قابل درک نیست.

لازم به ذکر است که ابابصیر شخصیتی بزرگ و از اصحاب خاص امام باقر (ع) و امام صادق (ع) است و روایات متعددی به ما رسیده است که در برخی از این روایات به شدتِ معرفت ابابصیر و میزان آگاهی او نسبت به مسائل اشاره شده است.

پاسخ این مطلب هم که اگر رؤیت برای ابابصیر حاصل بوده، پس چرا باز در مورد لقاء الله سؤال کرد و چرا امام فرمود که مگر تو هم اکنون او را نمی‌بینی، از این سخن فیض کاشانی آشکار است که: همه تجلی خدا را می‌بینند، اما خواص می‌دانند که چه می‌بینند و عوام نمی‌دانند و به تعبیر رهبر فقید انقلاب:

حق می‌طلبند و خود ندانند آن را

در آب به دنبال فراتند همه

بنابراین ابو بصیر با این بیان امام و القاء حکمت و حقیقت ایمانی توسط امام تنبه حاصل کرده و به سطحی رسید که نسبت به آنچه می‌بیند، اما نمی‌داند عرفان و معرفت پیدا کند و بداند که چه می‌بیند و معلوم است که چنین آگاهی برای ابابصیر حاصل شد و به همین دلیل، پاسخ سؤال خود را به طور کامل گرفته و عرض کرد: آیا این مطلب را برای دیگران نیز نقل کنم؟ که حضرتشان از نقل آن برای همه نهی فرمودند.

برای مطالعه در مورد بحث تجلی، وحدت وجود و شناخت امام می‌توانید به نمایه های زیر مراجعه کنید:

وحدت وجود، 4639 (سایت: 5148).

ربوبیت و انسان کامل، 3416 (سایت: 4812).

معنای وجه الله بودن علی (ع)، 8680 (سایت: 9850).


[1] صدوق، التوحید، ص 117، باب ما جاء فی الرؤیة، ح 20، انتشارات جامعه مدرسین، قم، 1357.

[2] کلینی، الکافی، ج 1، ص98، باب فی ابطال الرؤیة، دار الکتب الاسلامیة، تهران، 1365.

[3] «عمیت عینٌ لا تَرَاک»، امام حسین (ع)، دعای عرفه.

[4] بقره، 115.

[5] فصلت، 54.

[6] در ادامه فیض کاشانی به روایت ابابصیر اشاره کرده است. فیض کاشانی، محسن، الکلمات المکنونه فی علوم اهل الحکمة و المعرفة، ص 4و5، بی تا، بی جا (همراه با تلخیص و تصرف).

ترجمه پرسش در سایر زبانها
نظرات
تعداد نظر 0
لطفا مقدار را وارد نمایید
مثال : Yourname@YourDomane.ext
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید

طبقه بندی موضوعی

پرسش های اتفاقی

  • امویان در دوران حکومت خویش چه کشورگشایی‌هایی داشتند؟
    7175 تاریخ 1395/06/01
    یکی از فعالیت‌های حکومتی بنی‌امیّه، کشورگشایی‌هایی بود که در زمان آنان رخ داد که در ذیل به برخی از آنها اشاره می‌کنیم: الف. دوران معاویه 1. در خراسان پس از مرگ زیاد بن أبیه در سال 53 ق،[1] فرزندش عبید الله بن زیاد از ...
  • عبارت «جلاء زجاجة الأشباح» که در صلوات ابن عربی درباره امام کاظم(ع) آمده است، بیانگر چیست؟
    3135 امام کاظم ع 1400/08/19
    جدا از بررسی صحت استناد این صلوات به محی الدین ابن عربی، باید گفت که در آن صلوات، یکی از فضایل امام کاظم(ع)، این‌گونه مطرح شده است که حضرتشان «جلای شیشه اشباح» می‌باشند.[1]به نظر می‌رسد مقصود از این عبارت، اشاره به ...
  • نگاه کردن به مجسمه‌های عریان چه حکمی دارد؟
    16060 نگاه به فیلم و عکس نامحرم 1397/09/03
    اگر مجسمه‌ انسان عریان به گونه‌ای باشد که معمولاً محرّک شهوت است، نگاه عمدی به آن‌ - بنابر احتیاط - جایز نیست. ضمائم: پاسخ دفاتر مراجع عظام تقلید نسبت به این سؤال، چنین است:[1] حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای (مد ظله العالی): اگر مستلزم ...
  • از نگاه روایات، یک شریک خوب باید دارای چه ویژگی‌هایی باشد؟
    17297 شرکت 1397/10/23
    در روایات، آدابی برای انتخاب دوستان و بایدها و نبایدهای آن بیان شده است که اگر فردی دارای برخی از خصوصیات اعلام شده نباشد، شایستگی کمتری را برای دوستی داشته و طبیعتاً شراکت با او نیز شایسته نخواهد بود؛ بنابراین در موضوع مورد نظر، ابتدا لازم است نگاهی ...
  • چرا یزید امام حسین (ع) را کشت؟
    22927 گوناگون 1387/11/27
    بسیاری از شواهد بیانگر این است که یزید بن معاویه هیچ اعتقادی به معاد و قیامت نداشته است؛ وی در طول سه سال حکومت خود اعمالی انجام داده است که نشان از بی دینی و بی اعتقادی یزید به مبدأ و معاد است؛ مانند: به شهادت رساندن امام ...
  • «طفیل بن عمرو دوسی» که بود، چگونه اسلام آورد و چرا به او «ذو النور» می‌گویند؟
    14384 تاریخ 1394/03/28
    1. «طفیل بن عمرو بن طریف» از قبیله «دوس»[1] بود که در سال‌های حضور پیامبر اسلام(ص) در مکه، به ایشان ایمان آورد. در مورد شیوه اسلام‌آوردن او می‌گویند: پیامبر خدا(ص) با قریش به ملایمت برخورد می‌کرد و تلاش می‌کرد آنها را از کفر و ...
  • بر اساس منابع شیعی، آیا می‌توانیم نام پیامبران بنی اسرائیل را بر فرزندان خود بگذاریم؟
    14350 گوناگون 1392/08/29
    بر اساس آنچه در روایات آمده است؛ ائمه اطهار(ع) نام فرزندان خود را نام پیامبران بنی اسرائیل می‌گذاشتند و با الگوبرداری از سیره و روش آن بزرگواران می‌توان نام پیامبران بنی اسرائیل را بر فرزندان خود نهاد. 1. نام امام کاظم(ع) موسی بود.[1] که ...
  • آیا امکان دارد اسامی قرآن را بیان کنید؟
    74532 علوم قرآنی 1385/11/26
    اسامی زیادی برای قرآن مجید ذکر شده است که در میان مسلمانان فقط بعضی از آنها مشهور است. البته بعضی از الفاظی که از آنها به عنوان نام‌های قرآن تعبیر می‌شود، در خود قرآن به عنوان صفت برای قرآن ذکر شده است و به خاطر همین اختلاف نظر ...
  • آیا روش فلسفی برد و کارایی اش بیشتر از روش دینی است؟
    11052 معرفت شناسی 1391/04/21
    دین مجموعه عقاید، اخلاق، قوانین و مقرراتی است که برای اداره فرد و جامعه انسانی و پرورش انسان ها از طریق وحی و عقل در اختیار آنان قرار گرفته است. بنابر این، دین مقابل عقل نیست، بلکه دین حقیقت جامع و کاملی است که عقل نیز یکی ...

پربازدیدترین ها