جستجوی پیشرفته
بازدید
69051
آخرین بروزرسانی: 1402/10/04
خلاصه پرسش
فلسفه وجودی ملائکه و فرشتگان چیست و چه نیازی به وساطت آنهاست؟
پرسش
علل وجودی ملائکه و فرشتگان چیست و چه نیازی است که آنها مقسمات امر باشند و اصولاً آیا این‌که می‌گویند آنها کارگزاران خداوند هستند درست است؟
پاسخ اجمالی

ملائکه موجوداتى هستند مخلوق خدا و واسطه‏‌هایى بین او و بین عالم مشهود، که خداوند آنان را موکل بر امور عالم تکوین و تشریع کرده است.
قرآن کریم کارهای فراوانی را برای فرشتگان برشمرده است. وساطت در نزول وحی و ابلاغ پیام الهی به پیامبران، تدبیر امور عالم و وساطت در وصول فیض الهی به مخلوقات، استغفار و شفاعت برای مؤمنان و امداد آنان، لعن کافران، ثبت اعمال بندگان و قبض روح آنان در هنگام مرگ از جمله مأموریت های الهی است که فرشتگان آنها را اجرا می کنند.
اما در باره این پرسش که علل و فلسفه وجودی ملائکه چیست و چه نیازی است که آنها مقسمات امر باشند باید بگوییم: خداوند تبارک و تعالی جهان هستی را بر اساس قانون علت و معلول و رعایت ترتیب میان سلسله علل، خلق نموده است و بر اساس حکمت الهی - که همان رعایت قانون علت و معلول، و لزوم تناسب و سنخیت میان آنهاست- و اراده و خواست خدای متعال، فلسفه وجود ملائکه و نقش آنان در جهان هستی، تبیین می گردد. علاوه این که از نظر عقلی نیز خلقت و علیت بدون رعایت تناسب میان علت و معلول و سنخیت بین آن دو محال است. برای ایجاد سنخیت و تناسب بین خدایی که از وحدت ذاتی برخوردار است و کثرات امکانی (موجودات مادی) به موجوداتی نیاز است که نقش واسطه را بازی کنند و کثرت محض نداشته باشند و از این جهت این قابلیت پدید آید که فیض از عرش به فرش سرازیر گردد. فرشتگان الهی موجوداتی اند که در آموزه های دینی صاحب این نقش هستند و از کارگزاران الهی محسوب می شوند.

پاسخ تفصیلی

برای روشن شدن پاسخ بیان چند نکته ضروری است:

 

1. کلمه "ملائکه" جمع ملک- به فتحه لام- به معنای موجوداتى است که مخلوق و واسطه بین خدا و بین عالم مشهوداند.[1]

 

2. غیب و شهادت[2]؛ یکی از پایه های مهم جهان شناسی اسلامی، تفکیک میان عالم غیب و عالم شهادت است. «غیب» و «شهادت» به معنای «پنهان» و «آشکار» است. مقصود از غیب، چیزی است که از حوزه ادراکات حسی خارج باشد؛ بر خلاف شهادت که قابل ادراک حسی است. بنا بر این مقصود از عالم غیب در مباحث جهان شناختی، بخشی از هستی است که از حیطه حواس بشر خارج است و با ادراک حسی متعارف قابل درک نیست. در بینش اسلامی، همه واقعیت های جهان و موجودات خارج از وجود انسان، محسوس نیستند بلکه بخشی از واقعیت های هستی، خارج از حیطه حواس ظاهری انسان، است. این آموزه تفکیک غیب از شهادت، اسلام را در مقابل تمام مکاتب مادی گرایی – که وجود واقعیت های غیر مادی و نامحسوس را انکار می کنند – قرار می دهد.[3] بر اساس این آموزه، ذات اقدس الهی، فرشتگان و پدیده وحی، نمونه هایی از عالم غیب اند. قرآن کریم ایمان به غیب را نخستین ویژگی پرهیزگاران و پیش شرط هدایت یابی آدمیان می داند و می فرماید: "این است کتابی که در (حقانیت) آن هیچ تردیدی نیست؛ (و) مایه هدایت تقواپیشگاه است. آنان که به غیب ایمان می آورند.[4]

 

هرچند میان عالم غیب و شهادت تفاوت های اساسی وجود دارد، اما رابطه میان آن دو عمیق و ناگسستنی است و هرچه در عالم شهادت است، ریشه ای در عالم غیب دارد. قرآن از این حقیقت ژرف پرده بر داشته و ریشه و اصل همه موجودات را نزد خدا می داند و می فرماید:" هیچ چیز نیست مگر آنکه گنجینه های آن نزد ما است، و ما آن را جز به اندازه ای معین فرو نمی فرستیم.[5] پس همه موجودات طبیعی، در واقع صورت فرودآمده حقیقتی هستند که در جهان ماورای طبیعت آشیانه دارند.

 

چرخ با این اختران نغز و خوش و زیباستی

 

صورتی در زیر دارد آنچه در بالاستی

 

3. جایگاه فرشتگان در قرآن[6]

 

الف) ماهیت فرشتگان: در قرآن کریم، سخن صریحی درباره ماهیت و چیستی فرشتگان نیامده است. آنچه مسلم است، فرشتگان ماهیتی مغایر با انسان و دیگر مخلوقات ذی شعور (جن و حیوانات) دارند؛ اما این مسئله که ماهیت آنها چیست، مورد اختلاف است. گروهی از دانشمندان مسلمان، فرشتگان را موجوداتی مجرد و غیرمادی می دانند و گروهی دیگر، آنان را دارای جسم لطیف – که با جسم غیرلطیف که دارای ابعاد سه گانه و وزن و حجم و نیز قابل ادراک حسی است، تفاوت دارد – به شمار می آورند. با این حال، هر دو گروه، بر این مطلب اتفاق نظر دارند که فرشتگان به کمند حواس ظاهری بشر در نمی آیند و قابل ادراک حسی نیستند.[7]

 

ب) رسالت الهی: گروهی از فرشتگان از جانب خداوند رسالتی دارند: «الله یصطفی من الملائکة رسلاً؛ خداوند از میان فرشتگان رسولانی برمی گزیند».[8]

 

با توجه به نقشی که فرشتگان، به اذن خداوند، در تدبیر امور عالم دارند، می توان گفت که رسالت آنان شامل دو بخش است: رسالت تکوینی که به وساطت آنان در تدبیر امور عالم و انجام فرامین الهی مربوط می شود و رسالت تشریعی که به میانجی بودن آنان در نزول وحی به پیامبر باز می گردد.

 

ج) کارهای فرشتگان: قرآن کریم کارهای فراوانی را برای فرشتگان برشمرده است.[9] وساطت در نزول وحی و ابلاغ پیام الهی به پیامبران،[10] تدبیر امور عالم و وساطت در وصول فیض الهی به مخلوقات،[11] استغفار و شفاعت برای مؤمنان[12] و امداد آنان،[13] لعن کافران،[14] ثبت اعمال بندگان[15] و قبض روح آنان در هنگام مرگ[16] از جمله مأموریت های الهی است که فرشتگان آنها را اجرا می کنند. فرشتگان در عالم برزخ[17] و آخرت نیز حضور دارند؛ گروهی از آنان در بهشت مستقرند[18] و گروهی نیز نگاهبان دوزخ و دوزخیان اند.[19]

 

افزون بر آنچه یاد شد، فرشتگان همواره به عبادت و تقدیس و تسبیح خداوند اشتغال دارند و هیچ گاه از این عمل فراغت نمی یابند و به کاری دیگر نمی پردازند. به گفته قرآن کریم:

 

و آنان که نزد اویند (یعنی فرشتگان) از پرستش او نه سرپیچی می کنند و نه خسته می شوند. شبانه روز (و همواره خدای را) تسبیح می گویند و (در این کار) سستی نمی ورزند.[20]

 

د) اصناف و مراتب فرشتگان: با توجه به آنچه گفته شد، می توان فرشتگان را بر حسب مأموریت های گوناگونی که دارند، به گروه های مختلفی تقسیم کرد. این نکته که آیا اصناف مختلف فرشتگان اختلاف نوعی دارند، و یا این که در نوع و ماهیت تفاوتی با یکدیگر ندارند، بر ما پوشیده است. از مجموعه آیات و روایات این مقدار بر می آید که فرشتگان مراتب و مدارج مختلفی دارند و گروهی در زمره کارگزاران گروه دیگر به شمار می آیند. قرآن بر این مطلب گواهی می دهد که هر یک از فرشتگان از جایگاه و رتبه خاصی برخوردار است: « و هیچ یک از ما (فرشتگان) نیست مگر این که برای او (مقام و) مرتبه ای معین است».[21]

 

هم چنین، از پاره ای آیات روشن می شود که گروهی از فرشتگان، کارگزاران فرشته وحی (یعنی جبرائیل) و فرمان بردار اویند.[22] و فرشته قبض روح (عزرائیل) نیز مأمورانی از میان دیگر فرشتگان دارد.[23] برخی روایات نیز گویای آن اند که در میان فرشتگان، جبرائیل، میکائیل، اسرافیل و عزرائیل از جایگاه ویژه و بلندی برخوردارند.

 

4. جایگاه فرشتگان در روایات

 

در کتاب بحار از امام صادق (ع) روایت کرده که فرمود: خداى عز و جل ملائکه را از نور آفریده است.[24]

 

و در تفسیر قمى گفته امام صادق (ع) فرمود: ملائکه آب و طعام نمى‏خورند، و ازدواج ندارند، و تنها با نسیم عرش، زنده‏اند، و براى خداى عز و جل فرشتگانى است که تا روز قیامت یکسره در رکوع‏اند، و براى او فرشتگانى دیگر است که تا روز قیامت یکسره در سجده‏اند.[25]

 

امام ابو جعفر (ع) فرموده: خداى عز و جل اسرافیل و جبرئیل و میکائیل را از یک تسبیح آفرید، و برایشان گوش و چشم و تیزى عقل و سرعت فهم قرار داد [26]

 

امیر المؤمنین (ع) در باره خلقت ملائکه فرموده: خدایا ملائکه را بیافریدى، و در آسمانت جاى دادى، ملائکه‏اى که نه در آنان سستى هست و نه غفلت، و نه در ایشان‏ معصیتى مفهوم دارد. آرى آنها داناترین خلق تو به تو هستند و ترسنده‏ترین خلق تو از تواند، و مقرب‏ترین خلق تو به تواند و عامل‏ترین خلق تو به فرمان تواند، نه خواب بر دیدگان ایشان مسلط مى‏شود، و نه سهو عقول، و نه خستگى بدنها، ایشان نه در پشت پدران جاى مى‏گیرند، و نه در رحم مادران، و نه خلقتشان از ماء مهین است، بلکه تو اى خدا ایشان را به نوعى دیگر ایجاد کرده‏اى، و در آسمانهایت منزل دادى، و با جاى دادنت در جوار خود اکرامشان کرده‏اى، و بر وحى خود امین ساختى، و آفات را از ایشان دور کردى، و از بلاها محافظتشان فرمودى و... [27] و از کتاب توحید حکایت شده، که وى به سند خود از ابى حیان تیمى، از پدرش از امیر المؤمنین (ع) روایت کرده، که فرمود: احدى از مردم نیست مگر آنکه با او چند فرشته است، که وى را از اینکه در چاهى سقوط کند، و یا دیوارى به رویش فرو ریزد، و یا ناملایمى به او برسد، حفظ مى‏کنند، و این مراقبت را در طول عمر او ادامه مى‏دهند تا اجلش فرا رسد، در میان او و آنچه باو میرسد رهاکننده و مانع نشوند[28].

 

نتیجه این که از نظر آیات و روایات یقینی است که، ملائکه موجوداتی هستند که به اذن خداوند در جهان هستی تأثیر گذار هستند.

 

5. اما این پرسش که علل و فلسفه وجودی ملائکه چیست و چه نیازی است که آنها مقسمات امر باشند باید بگوییم: هر چند فهم دقیق فلسفه وجودی اشیاء (حتی موجودات محسوس تا چه رسد به موجودات غیبی) برای بشر کار مشکل بلکه شاید غیر ممکن باشد؛ ولی عقل انسان به صورت کلی براساس آنچه در این جهان محسوس مشاهده کرده می تواند بفهمد خداوند تبارک و تعالی جهان هستی را بر اساس قانون علت و معلول و رعایت ترتیب میان سلسله علل، خلق نموده است. یعنی؛ بر اساس حکمت الاهی - که همان رعایت قانون علت و معلول، و لزوم تناسب و سنخیت میان آنهاست- و اراده و خواست خدای متعال، وجود ملائکه و نقش فراوان آنان در جهان هستی، تبیین می گردد.

 

علاوه می توان گفت از نظر عقل خلقت و علیت بدون رعایت تناسب و سنخیت میان علت و معلول محال است. از این رو فلسفه مشاء به عقول عشره قائل شده است و... .

 

در عرفان نیز به اثبات رسیده است که، هویت مطلقه خداوند در مقام ظهور، احکام وحدت بر او غلبه دارد و در وحدت ذاتی مجالی برای اسمای تفصیلی نیست. از طرف دیگر در مظاهر تفصیلی که در عالم خارج ظاهر می شوند، احکام کثرت ، غالب بر وحدت است. از این رو برای ارتباط آن وحدت ذاتی و کثرات امکانی و سرازیر شدن فیض از عرش به فرش، باید واسطه هایی باشند که احکام کثرت بر آن ها غلبه نداشته باشد. این واسطه های فیض الهی، همان فرشتگان الهی هستند و بر این اساس است که در تبیین فلسفه وجودی انسان کامل نیز گفته می شود: فرمان الاهی مقتضی صورتی اعتدالی است که در آن وحدت ذاتی و یا کثرت امکانی بر یکدیگر غلبه نداشته باشد تا بتواند مظهری برای حق از جهت اسمای تفصیلیه و وحدت حقیقیه باشد و آن صورت اعتدال همان انسان کامل است.[29]

 

به عبارت دیگر؛ برای ایجاد سنخیت و تناسب بین خدایی که از وحدت ذاتی برخوردار است و کثرات امکانی (موجودات مادی) به موجوداتی نیاز است که نقش واسطه را بازی کنند و کثرت محض نداشته باشند و از این جهت این قابلیت پدید آید که فیض از عرش به فرش سرازیر گردد.

 

صدر المتألهین در این زمینه می گوید: "ذات متعالی خداوند برتر از آن است که بی واسطه، فاعلِ فعلِ جزئیِ متغیر، باشد. و هر کس چنین نسبتی به خداوند دهد، یا حقیقت ربوبیت و معنای الاهیت را نشناخته « وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِه‏ »[30]. و یا به معنای فاعلیت و تأثیر آگاهی پیدا نکرده است و نمی داند که وجود هر معلولی نسبت به فاعل قریب او مانند وجود اشعه و روشنائی نسبت به روشنائی بخش، و کلام نسبت به متکلم است، نه مثل وجود ساختمان نسبت به بَنّا است. و هر کس که در علم و حکمت الاهی که برتر از علوم طبیعی است ثابت قدم و استوار باشد شکی ندارد که همه موجودات ــ بدون دخالت زمان و مکان ــ فعل خداوندند؛ ولی با تسخیر نیروها و نفوس و طبایع. خداوند زنده کننده و میراننده و روزی دهنده و هدایت گر و گمراه کننده است، ولی مباشر و واسطه برای زنده کردن، فرشته ای است که اسم او اسرافیل است؛ و برای میراندن فرشته ای است که اسم او عزرائیل است که ارواح را از بدنها و بدنها را از غذاها و غذاها را از خاک می ستاند؛ و برای روزی فرشته ای است که اسم او میکائیل است که مقدار و وزن غذاها را می داند؛ و برای هدایت فرشته ای است که اسم او جبرئیل است؛ و ... برای هر یک از این فرشتگان یاران و لشکریانی است از نیروهایی که مسخر دستورات خداوند اند؛ و همچنین نسبت به بقیه افعال خداوند سبحان. و اگر خداوند خود فاعل مستقیم و مباشر برای هر کار پست می بود، باید ایجاد و خلقت این واسطه هایی که به دستور او به سوی خلق نازل می شوند، بیهوده و عبث باشد؛ خداوند برتر از آن است که در مملکت خود موجودی بیهوده و بیکار بیافریند[31]

 

استاد حسن زاده آملی در کتاب هزار و یک نکته می گوید: از قوای هستی مطلقا تعبیر به ملائکه می شود. و از فیض [کاشانی] در علم الیقین[32] نقل می کند که وی معتقد است هیچ چیزی در این جهان نیست مگر این که برای او در جهان دیگر نیرو و قوه روحانی است که از او در زبان شریعت به ملائکه نام می برند.[33]

 

 

[1] ترجمه المیزان، ج17 ، ص5

[2] این بخش، از کتاب معارف اسلامی، ج1، صص123 و124 اقتباس شده است.

[3] البته بخش غیبی عالم تنها برای موجوداتی که علم و آگاهی آنان محدودیت دارد، مطرح است و در نتیجه برای خداوند – که دانای مطلق است – چنین تفکیکی بی معنا است. از همین رو قرآن مجید، خدا را «عالم الغیب و الشهادة»[3] و «علام الغیوب»[3] می شناساند.

[4] ذلک الکتاب لاریب فیه هدی للمتقین. الذین یؤمنون بالغیب. (بقره، 2 و 3).

[5] «و ان من شیء الا عندنا خزآئنه و ما ننزله الا بقدر معلوم. (حجر، 21).

[6] . این بخش از کتاب معارف اسلامی، ج1، صص135 تا 137 اقتباس شده است

[7] فیلسوفان مسلمان، فرشتگان را موجوداتی غیر جسمانی و مجرد می دانند که برخی از تجرد تام عقلانی و گروهی نیز از تجرد برزخی برخوردارند و از همین رو پاره ای خواص مادیان مانند شکل، در آنها (گروه دوم) وجود دارد.

[8] حج، 75 و نیز بنگرید به: فاطر، 1.

[9] گفتنی است که بخشی از این امور، مدلول صریح آیات قرآن است و بخشی دیگر، بر اساس قرائن شواهد موجود در آیات به دست می آید.

[10] نحل، 2 و 102؛ عبس، 16.

[11] نازعات، 5؛ معارج، 4.

[12] مؤمن، 7؛ انبیا، 28.

[13] آل عمران، 124 و 125.

[14] بقره، 141؛ آل عمران، 87.

[15] یونس، 21؛ زخرف، 80؛ انفطار، 11.

[16] انعام، 62؛ نساء، 97.

[17] نحل، 28 و 32.

[18] زمر، 72؛ انبیاء، 103.

[19] مدثر، 20.

[20] و من عنده لایستکبرون عن عبادته و لایستحسرون. یسبحون اللیل والنهار لایفترون. (انبیاء، 19 و 20).

[21] صافات، 164. وَ ما مِنَّا إِلاَّ لَهُ مَقامٌ مَعْلُومٌ

[22] تکویر، 21. مُّطَاعٍ ثمَ‏َّ أَمِین‏

[23] سجده، 12؛ " قُلْ یَتَوَفَّیکُم مَّلَکُ الْمَوْتِ الَّذِى وُکلّ‏َِ بِکُمْ ثُمَّ إِلىَ‏ رَبِّکُمْ تُرْجَعُون‏". انعام، 62،"وَ یُرْسِلُ عَلَیْکُمْ حَفَظَةً حَتىَّ إِذَا جَاءَ أَحَدَکُمُ الْمَوْتُ تَوَفَّتْهُ رُسُلُنَا وَ هُمْ لَا یُفَرِّطُونَ"

[24] بحار الانوار، ج 58، ص 306، ح 15.

[25] تفسیر قمى، ج 2، ص 206.

[26] تفسیر نور الثقلین، ج 3، ص 350، ح 21.

[27] تفسیر قمى، ج 2، ص 207.

[28] بحار الانوار، ج 41، ص 1، ح 2 ، ح 79، ط بیروت. ترجمه المیزان، ج‏17، ص: 9.

[29] نک: ابن ترکه، تمهید القواعد ص 172، تحریر تمهید القواعد، جوادی آملی، عبدالله، صص 548- 555؛ اقتباس از نمایه: دلایل عقلی زنده بودن امام زمان (عج)؛ سؤال 534 (سایت: 582).

[30] انعام، 91.

[31] ذاته تعالى أجل أن یفعل فعلا جزئیا متغیرا مستحیلا کائنا فاسدا و من نسب إلیه تعالى هذه الانفعالات و التجددات فهو من الذین لم یعرفوا حق الربوبیة و معنى الإلهیة وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ أو لم یعرفوا معنى الفاعلیة و التأثیر و أن وجود کل معلول من فاعله القریب کوجود الضوء من المضی‏ء و الکلام من المتکلم لا کوجود البناء من البناء و لا شک لمن له قدم راسخ فی العلم الإلهی و الحکمة التی هی فوق العلوم الطبیعیة أن الموجودات کلها من فعل الله بلا زمان و لا مکان و لکن بتسخیر القوى و النفوس و الطبائع و هو المحیی و الممیت و الرازق و الهادی و المضل و لکن المباشر للإحیاء ملک اسمه إسرافیل و للإماتة ملک اسمه عزرائیل یقبض الأرواح من الأبدان و الأبدان من الأغذیة و الأغذیة من التراب و للأرزاق ملک اسمه میکائیل یعلم مقادیر الأغذیة و مکائیلها و للهدایة ملک اسمه جبرئیل و للإضلال دون الملائکة جوهر شیطانی اسمه عزازیل و لکل من هذه الملائکة أعوان و جنود من القوى المسخرة لأوامر الله و کذا فی سائر أفعال الله سبحانه و لو کان هو المباشر لکل فعل دنی لکان إیجاده للوسائط النازلة بأمره إلى خلقه عبثا و هباء تعالى الله أن یخلق فی ملکه عبثا أو معطلا و ذلِکَ ظَنُّ الَّذِینَ کَفَرُوا. (الأسفارالأربعة، ج‏8، صص 118 و 119.)

[32] علم الیقین، ص276.

[33] هزار ویک نکته ، ص103، نکته114.

ترجمه پرسش در سایر زبانها
نظرات
تعداد نظر 0
لطفا مقدار را وارد نمایید
مثال : Yourname@YourDomane.ext
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید

طبقه بندی موضوعی

پرسش های اتفاقی

  • سر امام حسین(ع) بر روی نیزه، کدام آیه قرآن را تلاوت می‌کرد؟
    18059 حوادث بعد از شهادت 1392/10/25
    زید بن ارقم یکی از صحابه رسول خدا(ص) می‌‌گوید: «روز بعد از ورود اهل بیت(ع) به کوفه، ابن زیاد امر کرد تا سر مبارک حضرت سید الشهداء(ع) را در کوچه‌هاى کوفه و در میان قبائل بگردانند، من در میان غرفه نشسته بودم که سر حسین بن علی(ع) را ...
  • آیا این جریان حقیقت دارد که نضر بن حارث توسط امام علی(ع) کشته شد؟
    27522 گوناگون 1391/09/21
    در برخی از منابع تاریخی از کشته شدن نضر بن حارث به دست حضرت علی(ع) پس از اسارتش در جنگ بدر سخن به میان آمده است. گفته شده است این شخص که از سرسخت‌ترین معاندان و دشمنان قریشی پیامبر اسلام(ص) به شمار می‌آمد. پس از جنگ بدر در ...
  • آیا مؤمنان را برای وارد شدن به بهشت، هل می‌دهند؟!
    6045 حدیث 1397/08/24
    در روایتی از امام صادق(ع) در چگونگی ورود مؤمنان به بهشت آمده است: «یَأْتِی یَوْمَ الْقِیَامَةِ شَیْ‏ءٌ مِثْلُ الْکُبَّةِ فَیَدْفَعُ فِی ظَهْرِ الْمُؤْمِنِ فَیُدْخِلُهُ الْجَنَّةَ فَیُقَالُ هَذَا الْبِرُّ»؛[1] روز قیامت چیزى مانند کبّه می‌آید و پشت افراد با‌ایمان را هُل می‌دهد تا او را ...
  • جمعیت یهودیان ایران چقدر است و حکومت ایران با آنان چه رفتاری دارد؟
    29342 پیروان دیگر مذاهب 1388/08/11
    در جمهوری اسلامی ایران اقلیت های مذهبی (یهودی،مسیحی، زرتشتی و...) در کنار مسلمانان زندگی می کنند. طبق آماری که خود یهودیان ایران منتشر کرده اند درحال حاضر حدود 20هزار نفر یهودی (کلیمی) در ایران زندگی می کنند[1] که از حقوق و مزایای سایر شهروندان ایرانی برخوردارند. و در ...
  • حضرت آدم و حوا(ع) چند فرزند داشتند؟
    157380 شیث(هبة الله) 1386/01/23
    دربارۀ تعداد فرزندان حضرت آدم(ع) - مانند بسیاری از حوادث و رخ دادهای تاریخی - نظر قطعی وجود ندارد؛ زیرا که در متون معتبر تاریخی، اختلافاتی در بیان اسامی و تعداد آنها مشاهده می‌شود. این شاید به جهت فاصلۀ زمانی طولانی آنان با زمان ثبت تاریخ و ...
  • آیا سر مقدس حضرت عباس بن علی(ع) از کربلا به سمت کوفه و سپس شام همراه اسیران بود؟
    32322 حوادث بعد از شهادت 1392/09/26
    آنچه از منابع روایی به‌دست می‌آید این است که؛ سرهای مقدس شهدای کربلا به همراه سر مقدس امام حسین(ع) به کوفه نزد ابن زیاد، سپس به شام نزد یزید بردند. از این‌رو؛ سر مقدس حضرت عباس بن علی(ع) نیز همراه سرهای شهدا بوده است. هر چند در این ...
  • در حدیث آمده است: صلح دادن بین دو نفر از تمام نماز و روزه ها برتر است. منظور چیست؟
    27710 صلح و همزیستی 1390/10/18
    به نظر می رسد که در ترجمه ای که برخی از مترجمان کرده اند و شما بدان اشاره کردید، مسامحه ای صورت پذیرفته است؛ زیرا با دقت در متن عربی "صَلَاحُ ذَاتِ الْبَیْنِ أَفْضَلُ مِنْ عَامَّةِ الصَّلَاةِ وَ الصِّیَام‏"،
  • مقصود از دل شکسته که گفته می شود خدا در آن است چیست؟
    67919 قرب 1392/01/28
    گاهی مواقع «دل شکستگی» تنها به جهت غمگینی برای امور مادی و دنیایی است که آخرت در آن لحاظ نمی‌شود، چنین دل شکستگی، افسردگی و رکود روانی را به همراه خواهد داشت و آدمی را ناامید کرده و از ترقی و پیشرفت بازمی‌دارد، اما گاهی انسان برای اموری ...
  • عامل در جمع مکسر و موارد مشابه و نیز ضمیرهای ارجاعی به آنها،‌ چه زمانی مذکر و چه زمانی مؤنث‌اند؟
    2384 صرف و نحو 1403/08/21
    نخست باید گفت؛ «جمع مکسر»، صرف نظر از جنسیتش، یا مؤنث حقیقی است و یا می‌توان آن‌را در حکم مؤنث در نظر گرفت.از طرفی هنگامی که فعلی به فاعلی نسبت داده می‌شود، آن فعل و فاعل باید از چند جهت، با هم متناسب باشند؛ از این‌رو باید شرایطی در آن ...
  • در صورت گران بودن آب، برای غسل جنابت چه باید کرد؟
    16897 جنابت 1388/02/03
    غسل جنابت به خودی خود مستحب است، ولی برای خواندن نمازِ واجب و مانند آن واجب می‌شود.[1] اما اگر تهیه‌ی آب برای غسل کردن به قدری گران است که از نظر اقتصادی برای شما ضرر یا مشقت غیر قابل تحمل دارد، و یا اجحاف است، ...

پربازدیدترین ها