جستجوی پیشرفته
بازدید
204329
آخرین بروزرسانی: 1405/03/09
خلاصه پرسش
حکم زنا با زن شوهرداری که از این عمل بچه‌ای نیز متولد شده چیست؟
پرسش
با زن شوهرداری مرتکب زنا شدم و از این عمل بچه‌ای متولد شد. این زن نسبت به من اظهار دوستی می‌کند. او در حالی که دارای سه فرزند است می‌خواهد همسرش را ترک کند و با من ارتباط داشته باشد. وی می‌گوید فرزند چهارمش که دختر است از من است! می‌خواهم از این کاری که برایم پیش آمد، رهایی یابم. از این‌رو توبه نموده و به سوی خدا برگشتم، ولی این خانم عرصه را بر من تنگ کرده، نمی‌دانم چه کار کنم؟ و تکلیف این بچه چیست؟
پاسخ اجمالی

مسئله‌ی مطرح شده در پرسش از دو جنبه مورد بررسی قرار می‌گیرد: یکی بیان حکم شرعی، و دیگر بررسی از جنبۀ اخلاقی و روانی.

  1. حکم شرعی:

 بر اساس حکم شرع و مذهب اهل‌بیت(ع) ازدواج با این زن برای شخص زناکار حرام است و مراجع تقلید فتوا به حرمت چنین ازدواجی داده‌اند:

براساس فتوای اکثر مراجع تقلید آن زن بر این مرد حرام ابدی شده و فرقى نیست بین این‌که زانی اطلاع داشته که زن، شوهر‌دار است یا خبر نداشته است، و نیز فرقى بین عقد دائم و موقت نیست.[1] البته طبق فتوای برخی فقها[2] آن زن بر مرد زانی حرام ابدى نمی‌شود و پس از طلاق و گذشت عده می‌تواند با وی ازدواج نماید.[3]

اما در رابطه با فرزند چهارم که در سؤال مطرح شد و زن ادعا می‌کند که فرزند شما است، در هیچ صورتی این فرزند به شما منسوب نمی‌شود، بلکه دختر شرعی پدرش(شوهر آن زن) است؛ چرا که پیامبر(ص) فرمود:

"الولد للفراش و للعاهر الحجر"؛[4] فرزند متعلّق به شوهر است و زناکار را باید سنگسار کرد.

این قانون(ملحق شدن فرزند به شوهر) مطابق با روایاتی است که شیعه و سنی از پیامبر‌(ص) نقل کرده‌اند.[5] از این‌جا است که فقها طبق حدیث مذکور فتوا داده‌اند.

در کتاب القواعد الفقهیة بحث مفصلی تحت عنوان "قاعدۀ فراش"[6] مطرح شده که در آن به مدرک این قاعده اشاره شده و آمده است: این حدیث مشهور و معروف بین همۀ فرقه‌ها و مذاهب اسلامی است که هیچ‌یک از مسلمانان آن‌را انکار نکرده‌اند. آن حدیث از پیامبر(ص) چنین است: "الولد للفراش... ".[7]

حدیث مذکور در صحاح معتبر اهل‌سنت به این نحو از عائشه نقل شده است. عائشه می‌گوید:

"عتبة بن ابی وقاص برادرش سعد بن ابی وقاص را مأمور کرد و گفت که پسر ولیده زمعه فرزند من است. او را از آنها بگیر. عائشه می‌گوید: در سال فتح مکه سعد بن ابی وقاص آن فرزند را گرفت و گفت این پسر برادر من است. اما عبد بن زمعه گفت: این برادر من و فرزند پدرم است که از همسر او متولد شده است. این ماجرا را خدمت پیامبر(ص) طرح کردند. سعد گفت: ای رسول خدا(ص) طبق اعتراف برادرم این پسر برادر من است. عبد بن زمعه گفت: برادر من و فرزند پدرم است که از همسرش به دنیا آمد. پیامبر(ص) فرمود: ای عبد بن زمعه این فرزند برای تو است (برادرت است) و فرمود: الولد للفراش...".

نتیجه این‌که، نه ازدواج با این زن بر شما حلال است و نه هرگز دختر به شما منتسب می‌شود.

  1. حکم اخلاقی و روانی

پس از آن‌که روشن شد که حق ازدواج با این زن را ندارید، اگر هنوز مشکل پابرجا است و دائماً در حالت گناه به سر می‌برید، باید توجه داشته باشید که باعث ظلم بر فرزندانی می‌شوید که از آن زن متولد می‌شوند.

از سوی دیگر، آیا می‌دانید که چه جرم اخلاقی نسبت به بچه‌هایی که به زودی می‌فهمند که از پدرشان نیستند. مرتکب می‌شوید؟ و چه فرزندان نامشروعی را تحویل جامعه می‌دهید؟ آیا می‌دانید زمانی که این بچه‌ها متوجه شوند که مادرشان زناکار و فاسد بود، چه واکنشی خواهند داشت!

آیا می‌دانید که اینها انتقامشان را از جامعه می‌گیرند؟ زیرا فکر می‌کنند، این جامعه است که این جنایت را نسبت به آنان مرتکب شده است.

این گناه به زودی در دنیا و آخرت دامنگیرتان می‌شود. شما تصور کند که با این زن ارتباط نامشروع ندارید، بلکه این همسر شرعی و واقعی شما است و شخص دیگری با او ارتباط نامشروع دارد، در این هنگام عکس العمل شما چیست؟ و چه واکنشی از خود نشان می‌دهید؟

علاوه بر این، اگر فرض کنیم که شرع به شما اجازۀ چنین ازدواجی را داد! آیا می‌دانید که شما هنگام زندگی مشترک با این خانم همیشه نسبت به او دچار شک و تردید و عدم اطمینان و بدبینی هستید که این زنی که به غیر از شما (یعنی به شوهرش) خیانت کرده، شاید به شما نیز خیانت کند، در این هنگام زندگی شما به جهنم تبدیل می‌شود.

بنابراین، او شایستگی زندگی با شما را ندارد، اگر چه شما نیز در این گناه با او شریک هستی، ولی درِ توبه به روی شما باز است.

خلاصه این‌که: نه شرع، نه اخلاق، و نه خواسته‌های واقعی شما، این اجازه را به شما نمی‌دهد که چنین ارتباطی داشته باشید. شما یک راه بیشتر در پیش ندارید و آن برگشت به سوی خدا و توبه و نپذیرفتن وسوسه‌های شیطانی است.

بدانید که خدای متعال توبه‌ کنندگان را دوست دارد و برای شما روزنه‌ای برای نجات قرار می‌دهد. تلاش کنید تا به هر شکل ممکن از این مهلکه نجات پیدا کنید، از خودتان شجاعت به خرج دهید و قبح و زشتی این کار را به آن خانم تذکر بدهید و بگویید که چه عواقب خطرناک دنیوی و اخروی بر این کار حرام و زشت مترتب است. این کار این قدر ارزش ندارد که انسان خود را جهنمی کند. این یادآور سخن امام علی(ع) است که فرمود:

تفنی اللذاة ممن نال صفوتها                      من الحرام و یبقی الإثم و العار

تبقی عواقب سؤء فی مغبتها                     لا خیر فی لذة من بعدها النار؛[8]

کسی که از راه حرام به لذتی رسید لذتش از بین می‌رود، ولی گناه و ننگش باقی است. تنها نتیجۀ بدش می‌ماند. لذت و خوشی که به دنبالش آتش باشد ارزشی ندارد.

بنابر این، حل این مسئله به تصمیم شما و توکل بر خدا بستگی دارد و درِ توبه به روی هر دوی شما باز است.


[1]. آیات عظام: اراکی، خوئى، سیستانى، مکارم شیرازی:(بنابر احتیاط واجب). امام خمینی، توضیح المسائل (محشّی)، گردآورنده: بنی‌هاشمی خمینی، سید محمد حسین، ج 2، ص 469 - 472، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ هشتم، 1424ق؛ امام خمینی، نجاة العباد، ص 371، مسئله 10، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى قدس سره، چاپ اول، 1422ق؛ مکارم شیرازى، ناصر، رساله توضیح المسائل، ص 396، مسئله 2049، قم، مدرسه امام على بن ابى طالب، چاپ پنجاه ودوم، 1429ق.

[2]. آیات عظام: شبیری زنجانی، صانعی، فاضل لنکرانی و تبریزى؛ آیت الله تبریزی: (بنابر أظهر حرام ابدى نمی‌شود)؛ ر. ک: نمایه 2342 (زنا با زن شوهردار و حرمت ابدی).

[3]. شبیرى زنجانى، سید موسى، رساله توضیح المسائل، ص 517، مسئله 2407، قم، سلسبیل، چاپ اول، 1430ق؛ فاضل لنکرانى، محمد، رساله توضیح المسائل، ص 432، مسئله 1886، قم، چاپ صد و چهاردهم، 1426ق؛ استفتاء از طریق تماس تلفنی با دفتر آیت الله یوسف صانعی.

[4]. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، محقق و مصحح، غفاری، علی اکبر، آخوندی، محمد، ج 5، ص 491 – 492، ح 3، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، 1407ق؛ شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، محقق و مصحح، غفاری، علی اکبر، ج 3، ص 451، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ دوم، 1413ق.

[5]. ابن براج طرابلسی، قاضی عبد العزیز، المهذب، ج 2، ص 166 – 167، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ اول، 1406ق.

[6]. موسوی بجنوردی، سید حسن، القواعد الفقهیة، محقق، مصحح، مهریزی، مهدی، درایتی، محمد حسین، ج 4، ص 23، قم، ‌نشر الهادی، چاپ اول، 1419ق.

[7]. همان.

[8]. شیخ صدوق، الامالی، ص 497 – 498، بیروت، اعلمی، چاپ پنجم، 1400ق.

ترجمه پرسش در سایر زبانها
نظرات
تعداد نظر 0
لطفا مقدار را وارد نمایید
مثال : Yourname@YourDomane.ext
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید

طبقه بندی موضوعی

پرسش های اتفاقی

پربازدیدترین ها