
لطفا صبرکنید
9629
- اشتراک گذاری
بر خلاف بسیاری از مکاتب که یکسویه به نیازهای بشر نگاه کرده و فقط به نیازهای مادی یا معنوی توجه کردهاند، اسلام راه میانه را انتخاب نموده است. استفاده از نعمتهای الهی به صورت صحیح، نه تنها منافاتی با مسائل معنوی و جهان آخرت ندارد؛ بلکه مسیر رشد و سعادت انسان را هموارتر میکند.
ادیان و مذاهب و مکتبهاى فکرى حاکم بر جامعه بشرى، براى تأمین نیازهاى انسان و تضمین سعادت او دستور العملهایى دارند و نسخههایى تجویز میکنند.
مکتبهاى مادى به طور کلى نیازهاى معنوى را نادیده میگیرند، و یا اساساً اعتقادى به آن ندارند، و سعادت بشر را در بهرهجویى هر چه بیشتر از لذایذ مادى میدانند. در مقابل آن بعضى از مکتبها و مذاهب دیگر، اساس کار را بر تقویت و پرورش روح و جان انسان قرار دادهاند و نه تنها توجهى به تأمین نیازهاى مادى ندارند؛ بلکه سعادت بشر را در پرهیز و دورى از لذایذ و مظاهر مادى میدانند و انسان را همواره به ترک دنیا و رهایى از تعلقها، تشخصها و مادیات فرا میخوانند. البته چنین برداشتهایى از مفهوم سعادت بشرى بستگى به جهانبینى مکتب و تفسیر او از جهان و انسان دارد.
در این باره، میتوان گفت که توجه بیش از حد به مظاهر مادى و استفاده بیقید و شرط از لذایذ گوناگون و بیبند و بارى در اعمال غرایز و شهوتها که در جهان مادى امروز به خصوص در جوامع غربى متداول شده، واکنش تندى در برابر محدودیتهایى است که تاکنون به نام مذهب در استفاده از لذایذ مادى اعمال شده است.
اسلام توجه به مسائل معنوی را جدا از دنیا و استفادۀ از موهبتهای الهی نمیداند؛ از اینرو در آموزههای دینی رهبانیت و استفاده نکردن از نعمتهای خدا منع شده است. امام صادق(ع) میفرماید:
«خداى متعال به محمد(ص)، شریعتهاى نوح و ابراهیم و موسى و عیسى(ع) را بخشید... آیین فطرى آسانگیر، که نه رهبانیّت است و نه سیاحت(بیابانگردى صوفیانه)، بلکه در این دین پاکیزهها را حلال کرد و پلیدها را حرام، و بار و زنجیرهایى که بر دوش مردمان بود برداشت».[1]
رسول گرامی(ص) و پیشوایان دین، دوری از رهبانیت را به امت خود تذکر میدادند، از جمله:
یکی از یاران اما علی(ع) خدمت آنحضرت رسید و از برادرش که از دنیا گریزان شده بود -و از نعمتهای خداوند از قبیل گوشت، لباس مناسب، مسائل زناشویی، ... استفاده نمیکرد- شکایت کرد؛ امام فرمود: او را حاضر کنید. هنگامى که عاصم آمد حضرت با چهره عبوس و ناراحت با او مواجه شد و فرمود: واى بر تو اى عاصم چنین تصور میکنى که خداوند لذایذ و نعمتها را بر تو مباح کرده، ولى دوست ندارد که تو از آنها بهرهمند شوى؟ تو در نظر خدا کوچکتر از این هستى (که از خود چنین رأى دهى)، آیا به زن و فرزندت رحم نمیکنى؟ آیا میپندارى خدایى که چیزهاى پاکیزه را بر تو حلال کرد، بیزار است که تو از آنها بهرهمند گردى»؟[2]
البته نکتهای که نباید از آن غفلت کرد، آنچه از دنیا مذمت شده، دلبستگی شدید به آن است، به گونهای که انسان را غافل از وظایفی که نسبت به مخلوقات و خداوند دارد کند و سبب غرور، فراموشی آخرت، تفاخر به دیگران، اسراف، ناسپاسی و... شود. در غیر این صورت اگر دنیا را پلی برای سرای آخرت و رسیدن به قرب الهی بدانیم مذموم نیست. و روایات زیادی در این زمینه از پیشوایان دین رسیده است، از باب نمونه به دو روایت که با بحث مرتبط است اشاره میکنیم:
- در محضر امیر مؤمنان(ع) شخصی دنیا را نکوهش میکرد، حضرت در توبیخ او فرمود: دنیا سراى راستى براى راستگویان، خانه تندرستى براى دنیاشناسان و خانه بینیازى براى توشهگیران و خانه پند براى پند آموزان است. دنیا سجدهگاه دوستان خدا، مصلّاى فرشتگان الهى، فرودگاه وحى و جایگاه تجارت دوستان خدا است که در آن رحمت خدا را به دست آورند و بهشت را سود برند.[3]
- ابن ابییعفور میگوید: به امام صادق(ع) عرض کردم ما دنیا را دوست میداریم، به من فرمود هدفت از دنیا چیست؟ گفتم: میخواهم ازدواج کنم و حج به جا بیاورم و به خانوادهام کمک کنم و به برادران خود بخشش کنم و صدقه بدهم، امام فرمود: اینها از مسائل دنیا نیستند، اینگونه اعمال مربوط به آخرت هستند.[4]
[1]. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج 8، ص 22، تهران، دار الکتب الاسلامیة، 1365ش.
[2]. همان، ج1، ص410.
[3]. سید رضی، نهج البلاغة، ص492، حکمت 131، قم، دار الهجرة.
[4]. نمایههای مرتبط:
رفاه و آسایش در دنیا و آخرت، 2902 (سایت: 3112).
تلاش برای دنیا یا آخرت، 1821 (سایت: 2130).

:
:
:
:
:
:
:
:
: