
لطفا صبرکنید
12696
- اشتراک گذاری
تقلید، در اصل، به معنای مراجعه به متخصص برای آگاهی از یک امر تخصصی است و فقها نیز ادله و مستندات استنباطهای خود را در کتابهای فقهیِ استدلالی و تفصیلی بیان کردهاند. بنابر این، اینکه هر شخصی مسئول اعمال خویش است، منافاتی با مراجعه او به متخصصان و دانشمندان برای آگاهی از اموری که نسبت به آنها آگاهی و تخصص کافی ندارد، نخواهد داشت.
همچنین، مقصود از «تعبّد» در اینگونه موارد، تعبّد نسبت به فرمایش و دستور معصومان(ع) است، نه تعبّد نسبت به شخص مرجع یا استنباط او؛ زیرا استنباط فقیه، نتیجه تلاش علمی او برای دستیابی به حکم شرعی است و در صورت فراهم بودن شرایط، امکان بررسی و استنباط دوباره آن برای فقیهان دیگر نیز وجود دارد. در غیر این صورت، راه هرگونه استنباط جدید و اجتهاد باز میماند
پرسش مطرح شده را میتوان در چند بخش و یک نتیجهگیری کلی بررسی کرد. به نظر میرسد ابهامات مطرح شده از سوی شما، عمدتاً در چهار محور قابل دستهبندی است: نخست، اصل و مبنای تقلید؛ دوم، بیان و ارائه شیوههای استنباط احکام؛ سوم، مسئله مسئولیت اعمال، با توجه به آیاتی که به آنها استناد کردهاید؛ و چهارم، مسئله حشر و محشور شدن افراد با ائمه(ع)، نه با مراجع تقلید.
بر اساس این مطالب، در نهایت به این نتیجه رسیدهاید که تقلید صرفاً برای آگاهی از احکام است و عنصر تعبّد در آن نقشی ندارد.
اکنون به همین ترتیب به تحلیل و بررسی پرسش مطرح شده میپردازیم:
- تقلید در زبان فارسی بار معنایی منفی دارد و آن تبعیت بدون دلیل است،[1] ولی در اصطلاح فقهی عبارت است از: «رجوع غیر متخصص به متخصص در امر تخصصی» که امری عقلایی است و آیات و روایات نیز در مقام تأیید این امر عقلایی صادر شدهاند. بر این اساس، اگرچه فروعات اعتقادی قابل تقلیدند؛ اما تقلید در اصول دین جایی ندارد؛ بلکه هر انسانی باید با تلاش خود، به این اصول یقین پیدا کند.[2] آنچه از مفاد آیات[3] و روایات[4] موجود، برمیآید این است که عموم مردم اگر مجتهد و محتاط نباشند، باید در فروع دینی خود به عالمان دین که تخصص در استنباط احکام از طریق بررسی آیات و روایات دارند، مراجعه نموده و بعد از اطمینان به تقوا و پرهیزگاری آنها، سخنشان را بپذیرند و در این هنگام نزد خداوند معذور خواهند بود.[5] البته باید بدانیم که استنباط احکام از میان ادلۀ معتبر، اختصاصی به قشر معینی از جامعۀ اسلامی نداشته و همگان میتوانند با قدم گذاشتن در این مسیر و طی مراحل علمی لازم، به چنین توانی دست یابند. و جالب است بدانید که هر گاه شخصی به چنین توانایی دست یافت، تقلید از دیگران بر او حرام خواهد بود. در مورد تقلید، توضیحاتی در پرسش 975 (سایت: 1078) همین سایت وجود دارد که میتوانید به آن مراجعه نمایید.
- هزاران کتاب فقهی استنباطی وجود دارد که عالمان دینی، شیوههای استنباط و دلایل فتاوای خود را در آنها به تفصیل بیان نمودهاند؛[6] اما بدیهی است که برای درک مطالب موجود در آنها باید مقدماتی را سپری کرد و دانشهای مختلفی آموخت و این برای هر رشتۀ علمی، طبیعی است؛ اما همان عالمان، نتیجۀ تلاشها و استنباطات خود را در مجموعههای مختصری گردآوری نموده و آنها را در اختیار عموم مردم قرار میدهند که اکنون این مجموعهها با عنوان توضیح المسائل و مانند آن شناخته میشود.
حال اگر فردی بخواهد دلیل فتوای عالمی دینی را دریابد، یا باید به مرحلهای از تخصص رسیده باشد که خود بتواند با مراجعه به کتابهای تفصیلی، دلایل استنباط را مشاهده نماید، و یا اگر شخصی، از چنین تخصصی برخوردار نبود، و در عین حال در مورد مسائل خاصی حساسیت ویژهای داشت و خواستار بررسی دقیقتری در مورد آنها است، میتواند به اشخاصی که در درجات متوسط علمی حوزهها هستند، مراجعه کند و از آنها درخواست نماید تا توضیح بیشتری در مورد آن مسائل به او ارائه نمایند.
بر این اساس، آنچه بیان نمودید که دانشمندان دینی دلایل استنباط خود را بیان نمیکنند، با واقعیات موجود هماهنگ نیست؛ اما اینکه هر مرجعی که هزاران مقلد دارد، موظف باشد که در مورد هزاران فتوایی که ارائه نموده برای یکایک مقلدین؛ به صورت جداگانه و تفصیلی؛ توضیح ارائه نماید، توقعی خارج از توان او بوده و اصولا امکانپذیر نیست.
به عنوان نمونه؛ در موردی مشابه؛ بیماران معمولا هنگامی که به پزشک مورد اعتمادی مراجعه میکنند، از فرمول ساخت داروهای تجویز شده و اینکه این داروها در بدن انسان چگونه عمل میکند تا سبب بهبودی گردد و مواردی از این قبیل، پرسش نمیکنند؛ چون برای درک دقیق آن باید از قبل، علوم پزشکی را آموخته باشند.
- برداشت شما از آیات در این مورد که هر شخصی در مقابل اعمال خود مسئول است، کاملا صحیح است؛ اما باید گفت که این آیات، ارتباطی با آن نوع از تقلید که در اسلام پذیرفته شده است ندارد؛ زیرا در هیچیک از این آیات، بیان نشد که شما برای اطلاع از احکام دینی خود، به دانشمندانی که به پرهیزگاری آنان اطمینان دارید، مراجعه نکنید، و گرنه با اینگونه استدلال، حتی مراجعۀ به پیامبران(ع) نیز صحیح نبوده و نباید به فرمودۀ آنان تعبد داشت؛ چون خداوند از زبان رسول اکرم(ص) میفرماید: کار من برای خودم و کار شما نیز برای خودتان است.[7]
شایان دقت است که تقلید؛ به معنای پذیرش کورکورانه و ناشی از تعصب؛ صحیح نیست و خداوند در آیات بسیاری، مشرکان و کافران را به دلیل گوش ندادن به حرف حق و ادعای تقلید از پدران و گذشتگان، مورد نکوهش قرار داده است؛[8] اما تقلید از دانشمندان دینی که موضوع پرسش شما است، افزون بر اینکه یک امر عقلایی[9] است، به دلیل اطاعت از فرمودۀ ائمۀ معصوم(ع) است؛ از اینرو اگر شخصی در مسند فتوا قرار گرفته و آرائی بدون استناد به قرآن و فرمودۀ ائمه(ع) بیان کند، تقلید از او جایز نخواهد بود.
شیخ حر عاملی در کتاب وسائل الشیعة که یکی از مهمترین منابع مورد مراجعۀ فقها است، بابی را تحت عنوان (جایز نبودن تقلید از غیر معصوم در مواردی که او با اتکا بر رأی خود و بدون استناد به فرمودۀ ائمه(ع)، نظری را بیان میکند[10])، طرح نموده و ذیل آن روایاتی را در این مورد بیان میکند.
بر این اساس، تقلید در مرام شیعه؛ یعنی ما بعد از آنکه اصول دین خود را با تحقیق دریافتیم و به خدا و پیامبر و امامان(ع) اطمینان یافتیم، اگر در مسئلهای دچار مشکل شدیم و خواستیم نظر معصومان(ع) را در آن مورد جویا شویم، به دانشمندی که ابتدا پرهیزگاری او برایمان مسلم شده،[11] مراجعه نموده و به واسطۀ ایشان، به نظر معصومان(ع) پی میبریم.
پرسش ما این است که آیا راه حل دیگری نیز در این مورد وجود دارد؟!
البته، اگر مقلدی بعد از پرسش از مجتهد و گرفتن پاسخ، به آن عمل نکند، آن مجتهد هیچ مسئولیتی نخواهد داشت، و در مقابل اگر مجتهدی نیز برخلاف دانش خود، مرتکب افعال ناپسندی شد، مسئولیتی در مورد اعمال گذشته، دامنگیر مقلدان نخواهد شد و تنها آنان باید بعد از اطلاع از عدم پرهیزگاری مجتهد قبلی، برای مسائل آینده به مجتهد دیگری مراجعه نمایند.[12]
- بیگمان هر انسانی در قیامت با امام خود محشور میشود؛ اما همانگونه که بیان شد، پذیرش گفتههای دانشمندان دینی، خواستۀ امامان ما بود و همین امر، دلیل مراجعۀ ما به این دانشمندان است.
بر این اساس، پیروی از این دانشمندان، موجب حشر ما با امامان(ع) خواهد شد. گفتنی است که حشر با امامان(ع) نافی آن نیست که ما در مراتب پایینتر با اشخاص دیگری نیز محشور شویم، همانگونه که خدای متعال میفرماید: «کسی که از خدا و رسول اطاعت نماید، با کسانی که خداوند به آنها نعمت داده، از جمله پیامبران و صدّیقان و شهدا و صالحان محشور خواهد شد و این اشخاص چه دوستان خوبی خواهند بود».[13]
در روایت نیز آمده است: حتی اگر انسانی، سنگی را دوست بدارد، روز قیامت با آن سنگ محشور خواهد شد.[14]
بر این اساس، ممکن است انسان با اشخاص متفاوتی محشور شود، به شرط آنکه تمامشان در یک مسیر قدم بردارند.
- در مورد نتیجهگیری شما نیز باید گفت، تعبد ما در پذیرش نظرات دانشمندان دینی، تنها به دلیل تعبد به فرمودۀ معصومان(ع) است، نه تعبد به گفتۀ آن دانشمند؛ زیرا این دانشمندان تنها بیانکننده و انعکاسدهندۀ نظرات معصومان(ع) هستند. و چه بسا خود این فقیهان نیز فلسفۀ برخی احکام را ندانند و تنها به دلیل اینکه آن حکم، برگرفته از کلمات امام(ع) است، به آن عمل نموده و مقلدان خود را نیز به عمل به آن توصیه نمایند. و به همین دلیل است که در مکتب شیعه برخلاف اهلسنت از قیاس منع شده، یعنی مجتهد تنها باید تابع فرمودۀ امامان(ع) باشد و حتی صرفا به دلیل اینکه حکمی در مورد مسئلهای وجود دارد، نمیتواند آن حکم را در مواردی که به نظر خودش مشابه آن مسئلۀ سابق است، جاری بداند.
بدین ترتیب، همانگونه که فرمودید، مراجعه به مرجع تنها جهت اطلاع است؛ اما زمانی که به واسطۀ ایشان به نظر معصومان(ع) مطلع شدیم، و بنای ما نیز اطاعت از ائمه(ع) است، تعبدا به آن مسئله عمل میکنیم و این تعبد نیز مانع از تحقیق بیشتر در مورد آن نیست.
بر این اساس، دانشمندان و فقهای هر دورهای، همواره به نقد و بررسی آرای دانشمندان سابق و معاصر خود میپردازند و تنها به دلیل اینکه مرجعی به آن معتقد بوده، به آن تعبد نمیورزند؛ بلکه گاهی استنباط جدیدی را مطرح میکنند. شما نیز میتوانید در حد توان خود به مطالعه و پرسش و پاسخ در هر مسئلهای ادامه دهید و اگر در مسئلۀ خاصی دچار ابهام شدید، از راههای مختلف، از جمله طرح آن در همین سایت و سایتهای مشابه، ابهام خود را برطرف نمایید.
[1]. شعر اقبال لاهوری: «خلق را تقلیدشان بر باد دارد/ ای دو صد لعنت بر این تقلید باد»، به همین معنای منفی اشاره دارد که مصداق بارز آن در زمان ما تبعیت از «مد» و چهرههای سینما یا موسیقی در رفتار، گفتار و پوشش است.
[2]. برای آگاهی بیشتر، نک: نمایه: تقلید در اصول دین، سؤال 322 (سایت: 1460).
[3]. از جمله: نحل، 43؛ انبیاء، 7؛ توبه، 122.
[4]. ر. ک: مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج 2، ص 81- 105، بیروت، مؤسسه الوفاء، 1404ق.
[5]. همانگونه که بیان شد این یک امر عقلایی است.
[6]. در این مورد میتوانید به نرم افزار (جامع فقه اهل البیت) تهیه شده توسط مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی مراجعه نمایید.
[7]. یونس، 41.
[8]. مائده، 104؛ زخرف، 23؛ اعراف، 28؛ یونس، 78؛ انبیاء، 53 و ....
[9]. یعنی عقلاء در امری که تخصص ندارند به متخصص مراجعه میکنند.
[10]. حر عاملی، وسائل الشیعة، ج 27، ص 124، قم، مؤسسه آل البیت، 1409ق.
[11]. خمینی، روح الله، تحریر الوسیله، ص 5، مسئله 3.
[12]. همان، ص 8، مسئله 18؛ ص 10، مسئله 29.
[13]. نساء، 69.
[14]. وسائل الشیعة، ج 14، ص 503، روایت 19694.

:
:
:
: