
لطفا صبرکنید
40259
- اشتراک گذاری
«حسد» عبارت است از آرزو و تمنای زوال نعمتی که دیگری از آن برخوردار است. حسادت یکی از حالات درونی و و از صفات ناپسندی است که ممکن است در انسان پدید آید و در تعالیم اسلامی از آن به عنوان یک بیماری؛ بلکه یکی از بدترین بیماریهای روحی یاد شده است. خداوند در قرآن کریم نیز به پیامبر(ص) فرمان میدهد تا از شرّ حسودان به او پناه ببرد.
در پاسخ تفصیلی به 20 پرسش شما، به ابعاد و جزئیات مختلف مرتبط با حسد پرداخته شده است.
انسان دارای حالات درونی گوناگونی است؛ از حالات معنوی و عرفانی گرفته تا حالاتی که امروزه از آنها با عنوان بیماریهای روانی، یا اختلالات روحی و روانی یاد میشود. برخی از این حالات تنها در شرایطی خاص بروز میکنند و برخی دیگر ممکن است برای مدت طولانی با انسان همراه باشند. بسیار اتفاق میافتد که شناخت این حالات، علت پدید آمدن آنها، و عواملی که موجب تداوم یا از میان رفتنشان میشود، تا پایان عمر برای انسان ناشناخته باقی بماند.
یکی از مهمترین ویژگیهای ادیان الهی، بهویژه اسلام، معرفی و شناساندن این حالات درونی به انسان است. گاهی تشخیص و ارزشگذاری این حالات چنان دشوار است که فرد، به تصور اینکه با حالتی مثبت و پسندیده روبرو است، سالها با آن زندگی میکند و حتی بر حفظ و تقویت آن اصرار میورزد.
یکی از این حالات درونیِ مذموم و بیماریهای روحی، «حسادت» است. در تعالیم اسلامی، از حسادت بهعنوان یک بیماری؛ بلکه بدترین بیماریها یاد شده است. [1] اسلام برای تربیت انسان و پالایش روح از اینگونه بیماریها، برنامهای مشخص دارد. چنانکه استاد مطهری مینویسد:
«اولین برنامه قرآن تزکیه نفس است؛ پاکیزه کردن روان از بیماریها، عقدهها، تاریکیها، ناراحتیها و انحرافها است». [2]
با این مقدمه، به بررسی و پاسخگویی به پرسشهای شما درباره حسادت میپردازیم.
حقیقت حسد:
کسی که گرفتار حسادت شده است، باید به دو نکته توجه داشته باشد:
نخست آنکه «حقیقت حسد، عدم رضایت به تقسیم نعمت از سوی خداوند است». شخص حسود، در واقع، با تقدیر و تقسیم نعمت الهی به مخالفت برخاسته است؛ زیرا خداوند، فردی را شایسته بهرهمندی از نعمتی دانسته؛ اما حسود او را سزاوار چنین نعمتی نمیداند. [3]
دوم آنکه حسادت، نوعاً نه تنها زیانی برای شخص مورد حسد ندارد؛ بلکه ممکن است به سود او تمام شود و موجب عزت بیشتر وی گردد. کسی که مورد حسد قرار میگیرد، از این جهت که به ناحق مورد دشمنی و بدگویی قرار گرفته، مظلوم است و خداوند مدافع مظلومان است؛ از اینرو، ممکن است او را در برابر این رفتارها بیشتر مورد حمایت و عزت قرار دهد. افزون بر این، حسادت دیگران گاه آنان را به غیبت، تهمت و بدگویی درباره شخص مورد حسد میکشاند و در نتیجه، بخشی از گناهان او زدوده شده و گناه این اعمال بر عهده حسود قرار میگیرد.
بنابر این، اگر انسان به این نکات توجه داشته باشد، نه تنها نباید از حسادت دیگران بیمناک باشد؛ بلکه میتواند آنرا عاملی برای بیاعتنایی بیشتر به آزار و بدگویی آنان بداند.
علت حسادت چیست؟
در کتابهای اخلاق، «حسد» چنین تعریف شده است: «حسد عبارت است از آرزو و تمنای زوال نعمت از دیگران». برای حسد، عوامل مختلفی ذکر شده است که از جمله میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- عدم رضایت به قضای الهی: [4] شخص حسود به تقدیر الهی راضی نیست و در واقع به نحوۀ تقسیم نعمتها از سوی خداوند اعتراض دارد.
- خباثت و زشتی باطن: روحیۀ برخی افراد بهگونهای شکل گرفته است که نمیتوانند وجود نعمتهای مادی یا معنوی را در دیگران ببینند و از برخورداری آنان ناخشنود میشوند.
- احساس حقارت و خواری: [5] فردی که در درون خود احساس حقارت و کوچکی میکند، ممکن است نتواند کمال، موفقیت یا ویژگی مثبتی را در دیگری ببیند و از آن رنجیده شود.
- خودخواهی و خودستایی: فرد خودخواه میخواهد تنها خودش مورد توجه و ستایش قرار گیرد و مشهور باشد؛ از اینرو، نابودی عوامل و زمینههای برتری و محبوبیت دیگران را میطلبد.
- روحیۀ دشمنی: گاهی حسد ریشه در دشمنی با فرد دیگری دارد. شخص به سبب این دشمنی، نمیخواهد موفقیتها، داراییها یا زیباییهای او را ببیند و از برخورداری وی ناخشنود میشود. [6]
حسادت غالباً از مقایسۀ خود با دیگران و توجه به نعمتها، امکانات و دستاوردهای آنان آغاز میشود. البته اصل مقایسه و مشاهده تفاوتها، بهخودی خود اشکالی ندارد؛ چه بسا این تفاوتها به صورت ناخودآگاه به ذهن انسان بیایند و اگر با نگاهی مثبت به آنها نگریسته شود، بتوان از آنها برای رشد و پیشرفت بهره گرفت. آنچه در این میان اهمیت دارد، رضایت به قضای الهی و پرهیز از ناخشنودی نسبت به نعمتهایی است که خداوند به دیگران عطا کرده است؛ امری که میتواند مانع شکلگیری و بروز صفت نکوهیدۀ حسد شود.
برای اینکه به حسادت مبتلا نشویم چه باید کرد؟
شخص باید در مرحلۀ اول سعی کند حقیقت حسادت را به خوبی درک کند و آفات و زیانهای آنرا به خوبی بشناسد، سپس با استعانت از خدای متعال و تلاش فکری خود سعی کند به این بیماری روحی دچار نشود.
راه درمان حسد چیست؟
نخستین گام در درمان بیماریهای درونی، این است که انسان خود بخواهد آن بیماری را درمان کند و ارادۀ لازم برای این کار را در خود پدید آورد. به بیان شهید مطهری(ره):
«یک تفاوت میان بیماریهای روانی و بیماریهای غیر روانی این است که در بیماری روانی، فقط خود انسان باید تصمیم بگیرد؛ ولی در بیماری غیر روانی، دیگری نیز میتواند تصمیم بگیرد. یک بیمار غیر روانی ممکن است بیهوش افتاده باشد و طبیب او را معالجه کند؛ یا اگر نخواهد دارو بخورد، آنرا به زور در حلقش بریزند و آمپول را به اجبار به او بزنند و معالجهاش کنند، ولی در بیماری روانی، فقط و فقط باید خود بیمار تصمیم بگیرد و احدی نمیتواند از جانب او تصمیم بگیرد. بنابر این، بیمار روانی مسئولیت دارد؛ زیرا در عین اینکه بیمار است، طبیب خود نیز هست و مسئولیتش از این جهت است که تو که طبیب خودت هستی، چرا خودت را معالجه نمیکنی»؟ [7]
بنابر این، درمان حسد دو رکن اساسی دارد: نخست، شناخت حسد و آگاهی از ابعاد و پیامدهای آن در دنیا و آخرت؛ [8] و دوم، پس از ایجاد اراده، اقدام عملی برای درمان و ریشهکن کردن آن.
راههای عملی درمان حسد
1. عمل برخلاف مقتضای حسد در گفتار و کردار: برای مبارزه با حسد، باید آگاهانه برخلاف خواستۀ حسد رفتار کرد؛ برای مثال، در برابر دیگران تواضع داشت، خیرخواه آنان بود و از رسیدن خیر و نعمت به آنها خوشحال شد. همچنین باید ریشههای نفسانی حسد، مانند تکبر، ریاستطلبی و دنیاخواهی، را از میان برد.
2. دعا در حق شخص مورد حسد: انسان باید با صمیم قلب از خداوند بخواهد که نعمت فردی را که به او حسادت میکند، بیشتر و پایدارتر کند. چنین دعایی، بهتدریج روحیۀ حسادت را تضعیف و روحیۀ خیرخواهی را تقویت میکند.
3. توجه به نعمتهای الهی در زندگی خود: هرگاه انسان نعمتها و امکانات فراوان دیگران را میبیند، شایسته است نعمتهایی را که خود از آنها برخوردار است به یاد آورد؛ زیرا خداوند هیچکس را از همۀ نعمتها و خوبیها محروم نکرده است.
4. توجه به وضعیت کسانی که با مشکلات بیشتری روبرو هستند: هرگاه انسان نعمتهای فراوان دیگران را میبیند، بهتر است افرادی را نیز به یاد آورد که از نظر امکانات یا شرایط زندگی با مشکلات و محرومیتهای بیشتری مواجهاند. این توجه میتواند نگاه انسان را به داشتههای خود واقعبینانهتر کند و از شدت احساس محرومیت بکاهد.
5. تقویت نیروی عقل و پیروی از رهنمودهای آن: اگر انسان از نیروی عقل بهدرستی بهره بگیرد، آنرا بر دیگر قوا و تمایلات خود حاکم سازد و از رهنمودهایش پیروی کند، عقل او بهتدریج تقویت خواهد شد. در مقابل، هراندازه انسان به عقل بیاعتنا باشد و برخلاف رهنمودهای آن عمل کند، در تضعیف این نیرو گام برداشته است. راه دیگر تقویت عقل، گسترش معارف دینی و پیروی دقیق از رهنمودهای پیامبران و اولیای الهی است؛ زیرا تعالیم آنان زمینهساز شکوفایی و بهرهگیری انسان از گنجینههای خرد است. [9]
آیا برخورد دیگران در ایجاد حس حسادت در انسان تأثیر دارد؟
این مسئله را میتوان از دو جنبه بررسی کرد:
الف) نقش فردِ مورد حسادت در تحریک حسادت دیگران:
چه بسا فردی که مورد حسادت قرار میگیرد، خود نیز بهطور مستقیم یا غیرمستقیم در تحریک حسادت دیگران نقش داشته باشد. برای مثال، دو نفر را در نظر بگیرید که با یکدیگر رابطۀ خانوادگی یا دوستانه دارند. اگر یکی از آنها از امکانات، ثروت یا موقعیت بیشتری برخوردار باشد و پیوسته از داراییهای خود سخن بگوید، به دیگری فخر بفروشد یا بهگونهای رفتار کند که موجب تحقیر او شود، طبیعی است که اگر طرف مقابل از ایمان و خودسازی کافی برخوردار نباشد، تحت تأثیر قرار گیرد و زمینههای حسادت در او شکل بگیرد؛ از اینرو، شایسته است انسان از رفتارها و سخنانی که ممکن است حس حسادت را در دیگران برانگیزد، پرهیز کند.
ب) نقش خانواده، مربیان و جامعه در شکلگیری حسادت:
خانواده، مربیان و محیط اجتماعی در شکلگیری اخلاق و روحیات انسان نقش مهمی دارند. این نقش را میتوان از دو جهت بررسی کرد:
نخست، کسانی که در تربیت و آموزش افراد نقش دارند -مانند خانواده، مدرسه و دانشگاه- باید صفات پسندیده و ناپسند اخلاقی و آثار مثبت و منفی آنها را بهدرستی به افراد آموزش دهند تا آنان، تا حد امکان، به سوی رفتارهای ناشایست نروند و از آنها دوری کنند.
دوم، مربیان و والدین باید مراقب باشند که ناخواسته رفتاری انجام ندهند که موجب برانگیخته شدن حسادت در دیگران شود. برای نمونه، ممکن است یکی از فرزندان از برخی کمالات و ویژگیهای مثبت بیشتری برخوردار باشد؛ مانند مؤدبتر بودن، اطاعت بیشتر از پدر و مادر، فهم و استعداد بالاتر، موفقیت تحصیلی یا حتی زیبایی بیشتر. اگر پدر یا مادر، حتی بدون قصد و صرفاً به دلیل همین ویژگیها، در حضور دیگر فرزندان محبت و توجه بیشتری به او نشان دهند، ممکن است فرزند دیگر احساس کمبود، خودکمبینی یا حقارت کند و این احساس، در صورت تداوم، به حسادت منجر شود.
بنابر این، هرچند مسئولیت اصلی درمان حسادت بر عهدۀ خود فرد است، رفتار و محیط اطراف نیز میتواند در پیدایش یا تشدید این حالت نقش داشته باشد؛ از اینرو، شناخت این عوامل و پیشگیری از آنها، بخشی از فرایند تربیت صحیح اخلاقی به شمار میآید.
نظر قرآن در مورد حسودان چیست؟ و چه طور باید با آنان برخورد کرد؟
از نظر قرآن حسد صفت زشتی است که هم بهشخص و هم بهجامعه ضرر میزند. خداوند به پیامبر(ص) میفرماید: «بگو از شر حسود آنگاه که حسد کند به خدا پناه میبرم».[10] و متذکر داستانهای درسآموز خود مانند حسادت قابیل به هابیل و حسادت برادران یوسف و پی آمدهای آن شده است.
برخورد صحیح با افراد حسود از بین بردن زمینههای حسادت است، به همین جهت در احادیث اسلامى میخوانیم، «روزى امام باقر(ع) فرمود: من گاهى نسبت به بعضى از فرزندانم اظهار محبت میکنم و او را بر زانوى خود مینشانم و مغز گوسفند را به او میدهم و شکر در دهانش میگذارم، در حالى که میدانم حق با دیگرى است، ولى این کار را برای این انجام میدهم تا بر ضد فرزندان دیگرم (حسادت نورزیده و) تحریک نشود، آنچنان که برادران یوسف، به یوسف کردند، نکند».[11]
برای اینکه دوباره به این عادت برنگردیم چه باید کرد؟
حسادت یکی از صفاتی است که همیشه دو طرف دارد، حاسد(کسی که حسادت میورزد) و محسود(کسی که مورد حسادت واقع میشود). چه بسا حسادت انسان نسبت به یک محسود از بین برود، ولی این به معنای از بین رفتن حسادت در درون انسان نیست. شاید یک واقعهای، دوباره حسادت انسان را در مورد شخص دیگری شعلهور کند. پس برای اینکه دوباره به این عادت برنگردیم باید برای همیشه از خود مواظبت کنیم تا حسادت درون زبانه نکشد و اگر حسادت ایجاد شد، از ظهور و آشکار کردنش خودداری کنیم. بر این اساس، بهتر است که مبارزۀ با صفات رذیله از جمله حسادت، اساسی و ریشهای باشد؛ مثلاً در بحث ما نخست باید عوامل پیدایش این صفت ناپسند(حسادت) را شناخت و با آن مبارزه کرد و آنرا از بین برد تا هرگز و در مورد هیچکس بروز نکند.
آیا انسان حسود نسبت به همه حسادت دارد یا نسبت به افراد خاصی؟ مثلاً چه افرادی؟
انسان نسبت به همۀ افرادی که از نعمتهایی برخوردارند، حسادت ندارد. معمولاً انسانها به کسانی که در رتبه و شأن خودشان هستند و با هم در ارتباط بوده و در مجالس و محافل با یکدیگر جمع میشوند ولی از امکانات بیشتر و موقعیتهای برتری برخوردارند، حسادت میورزد.[12]
آثار حسادت چیست؟ ضررهای حسادت روحی است یا جسمی؟
آثار حسادت را به دو قسمت تقسیم کرده و برخی از آثار آنرا بیان میکنیم؛
اول. آثار معنوی:
- نابود شدن ایمان: از امام باقر و امام صادق(ع) نقل شده است: حسد ایمان را میخورد، همانطور که آتش، چوب را از بین میبرد.[13]
- آفت دین: امام صادق(ع) فرمود: حسد آفت دین است.[14]
- برخی از روایات حسادت را یکی از بنیانهای ناسپاسی انسان نسبت به پروردگار معرفی نموده است.[15]
پس انسان با حسادت به معصیت خدا گرفتار میشود و خود را مستوجب عذاب الهی میکند.
دوم. آثار جسمی:
- حسادت موجب غم و اندوه میشود.[16]
- حسود راحتی و آرامش ندارد.[17]
- 3. حسد جسم انسان را از بین میبرد.[18]
همانطور که بیان شد ضررهای حسادت هم روحی است و هم جسمی.
حسود چه ضررهایی میتواند به محسود بزند؟
ضررهای حسود در مرحله اول به خودش برمیگردد، در عین حال امکان دارد ضررهایی هم به محسود وارد کند. شخص حسود چون میبیند نمیتواند به نعمتهایی که محسود دارد برسد، چه بسا سعی کند نعمتها را از دست او خارج کند، یا ضربهای به او بزند که توان استفاده از نعمتها را نداشته باشد. داستان حضرت یوسف(ع) و مشکلاتی که برای ایشان و حضرت یعقوب(ع) در اثر حسادت برادران ایجاد شد، از جمله مشکلاتی است که حسودان ایجاد کردند و به همین دلیل است که توصیه شد تا از شر حسودان به خداوند پناه بریم.
ضررهایی که حسود به خود وارد میکند بیشتر است یا به دیگران؟
بیگمان، زیانهایی که حسود به خود وارد میکند، بسیار بیشتر است؛ زیرا حسادت او هرگز پایان نمییابد. اگر چنین فردی درصدد درمان و اصلاح خود برنیاید، هر روز ممکن است نسبت به فرد دیگری که از نعمتی برخوردار است، دچار حسادت شود؛ در حالی که با حسادت خود هیچکاری از پیش نمیبرد و نمیتواند نعمتهایی را که خداوند به دیگران عطا کرده است، از آنان سلب کند.
افزون بر این، حسادت ممکن است حسود را به اقداماتی زبانی و عملی، مانند غیبت، تهمت و ناسزاگویی، وادارد و از این طریق، حقالناس و پیامدهای اخروی دیگری را برای او به همراه داشته باشد. بنابر این، زیانهای حسادت برای حسود، هم دنیوی است و هم اخروی؛ در حالی که محسود، تنها به دلیل مورد حسادت قرار گرفتن، از جهت اخروی زیانی متوجه او نمیشود.
امام صادق(ع) میفرماید: «حسود، پیش از آنکه به محسود زیان برساند، خود زیان دیده است».[19]
آیا برای کسانی که خود را اصلاح نکنند عذاب اخروی است؟
حسادت تا به مرحلۀ ابراز و ظهور نرسد برای حسود عقابی در پی ندارد. مثلاً اگر حسادت را فقط در دل خود داشته باشد و در کلام خود از تهمت زدن یا غیبت کردن محسود پرهیز کند و در کردار خود ضرری متوجۀ محسود نکند، در آخرت عذابی ندارد.
امام صادق(ع) در حدیثی فرمود: عذاب چند چیز از امت برداشته شده است. از جمله حسادت؛ تا وقتی که آثار آن در دست و زبان حاسد آشکار نشود.[20]
اما باید توجه داشت این توجیه که "حسادت دست خودمان نیست"، این از القائات و از وسوسههای شیطان است؛ چرا که انسانها میتوانند با ارادۀ قوی، از این گناه دوری نمایند.
جایگاه شخص حسود در جامعه؟
مردم با شخصی که نمیتواند راحتی و برخوردار بودن آنان را از نعمتهای مادی و معنوی تحمل کند، رابطۀ خوبی نخواهند داشت. "حسود همیشه خوار و بیمقدار است."[21] به همین علت مردم، در صورت شناخته شدن این افراد از او اجتناب نموده و او را از جمع خود طرد میکنند.
آیا همنشینی با شخص حسود در روحیۀ ما تأثیر دارد؟
تأثیر پذیرفتن دو جانبه بین دو شخصی که با هم رابطه دارند، امری عادی است. احادیث متعددی داریم که انسان را از دوست شدن با اشخاص پست و بیاخلاق، نهی کرده است.[22]
آیا حسادت مخصوص به یک سن خاصی است.؟
خیر؛ مخصوص سخن خاصی نیست؛ بلکه در میان همۀ اقشار مردم میتواند وجود داشته باشد.
نظر روانشناسان دربارۀ حسودان چیست؟
در علم روانشناسی، حسادت یک بیماری است. شما میتوانید برای اطلاع بیشتر به منابع روانشناسی مراجعه کنید.
کلمۀ حسود در قرآن به چه معنا است؟
در چهار جای قرآن، مشتقات کلمه حسد آمده است.[23] حسد در قرآن و روایات به معناى درخواست و آرزوى زوال نعمت از دیگرى است.[24] بنابر این حسود از نظر قرآن کسی است که آرزوی زوال نعمت دیگران را دارد.
نقطه مقابل حسادت چیست؟
در نقطۀ مقابل حسد، «نصیحت» و «غبطه» قرار دارد. نصیحت؛ عبارت است از «خواستن نعمت برای دیگران».[25]
«غبطه»؛ یعنی انسان مثل امکانات و نعمتهای دیگران را برای خود آرزو کند بدون اینکه آرزوی زوال نعمت دیگران را داشته باشد.
امام صادق(ع) در اینباره فرمود: «مؤمن غبطه دارد و حسادت نمیورزد، ولی منافق حسادت دارد و غبطه نمیخورد».[26]
[1]. «الحسد شر الأمراض». نک: آمدی، عبدالواحد، غررالحکم و درر الکلم، ص 300، قم، دفتر تبلیغات، 1366.
[2]. مطهری، مرتضی، انسان کامل، ج1، ص 29، تهران، صدرا، 1373.
[3]. نراقی، احمد، معراج السعادة، ص 335.
[4]. گاهی علت وجود نعمتها و امکانات مردم، (غیر از قضاء الهی) نتیجۀ تلاش آنان و علت محروم بودن حسود، تنبلی و تن پروری، آنان است. در این صورت حسادت ورزیدن با وجود دانستن دلیل این تفاوت بسیار قبیحتر است.
[5]. امام خمینی حسد را همین روحیه، و ذل نفس، میدانند. نک: چهل حدیث، ص 107، تهران، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ چهل و چهارم، 1368ش.
[6]. با استفاده از سؤال 740 (سایت: 1049).
[7]. مطهری، مرتضی، اسلام و مقتضیات زمان، ج 2، ص 256، تهران، صدرا، 1373.
[8]. در قسمتی از سؤالات شما به این آثار اشاره میشود.
[9]. با الهام از نرم افزار پرسمان.
[10]. فلق، 5. «وَ مِن شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَد».
[11]. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج 71، ص 78، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ دوم، 1403ق.
[12]. معراج السعادة، ص 341.
[13]. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، محقق، مصحح، غفاری، علی اکبر، آخوندی، محمد، ج 2، ص 305، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، 1407ق.
[14]. کافی، ج 2، ص 307.
[15]. «أُصُولُ الْکُفْرِ ثَلَاثَةٌ الْحِرْصُ وَ الِاسْتِکْبَارُ وَ الْحَسَد». ابن بابویه، خصال، مصحح، غفاری، علی اکبر، ج 1، ص 90، قم، جامعه مدرسین حوزه علمیه، چاپ پنجم، 1416ق.
[16]. غررالحکم، ص 300.
[17]. همان.
[18]. همان.
[19]. بحار الانوار، ج 70، ص 255.
[20]. نک: کافی، ج 2، ص 463. «وُضِعَ عَنْ أُمَّتِی تِسْع .....وَ الْحَسَدُ مَا لَمْ یُظْهِرْ بِلِسَانٍ أَوْ یَدٍ».
[21]. معراج السعادة، ص 327.
[22]. وسائل الشیعة، ج12، ص 23- 35.
[23]. فتح، 15؛ فلق، 5؛ بقرة، 109؛ نساء، 54.
[24]. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج 27، ص 464، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ اول، 1374ش.
[25]. مرحوم نراقی میگوید: ضد حسد، نصیحت است. نک: معراج السعادة، ص 335.
[26]. وسائل الشیعة، ج 15، ص 366.

: