جستجوی پیشرفته
بازدید
32421
آخرین بروزرسانی: 1398/05/15
خلاصه پرسش
مقصود از دو اصطلاح عرفانی «قوس صعود» و «قوس نزول» چیست؟ و چه تفاوتی با هم دارند؟
پرسش
در کتب عرفانى و فلسفى قوس نزول و صعود مطرح می‌شود. توضیح فرمایید که مراد چیست؟ و چه فرقى با هم دارند؟
پاسخ اجمالی

حقیقت هستى داراى دو طرف است؛ از یک طرف به فعلیت محض و کمال مطلق می‌رسد، و از طرف دیگر به قوه محض و پذیرش صرف منتهى می‌گردد، و فاصله بین این دو طرف را مراحل متوسط وجود تشکیل می‌دهد.

نور وجود از مبدأ وجود به مرحله قوه محض نمی‌رسد، مگر از طریق مرور و عبور از جمیع مراحل متوسط وجود که آن‌را «قوس نزول» می‌خوانند. چنان‌که وجود در مراحل استکمال از مقام پذیرش صرف(هیولا) به مقام قرب واجب الوجود نمی‌رسد، مگر از طریق مرور و عبور از جمیع مراحل متوسطه وجود که آن‌را «قوس صعود» می‌خوانند.

از این‌رو، سیر حقیقت وجود را به دایره‌اى که مشتمل بر دو قوس نزول و صعود است تشبیه کرده‌اند.

از دیدگاه عرفان در قوس نزول، انسان تمام مراتب به ودیعت گرفته را تا نشأه عنصرى همراه خود می‌آورد و از آن پس در قوس صعود همه آنچه را که در قوس نزول گرفته شکوفا می‌نماید و به نهایت درجه کمال خویش می‌رسد و با رسیدن به ثبات و قرار، دایره وجود تتمیم می‌گردد، و از تمام حدود و تعینات وارسته می‌گردد. چنان‌که پیامبر عظیم الشأن اسلام(ص) به این مقام شامخ نایل آمد، و قرآن کریم از آن خبر داده است: «... ثم دنى فتدلى فکان قاب قوسین اوادنى»؛ سپس نزدیک‌تر و نزدیک‌تر شد تا آن‌که فاصله او به اندازه فاصله دو کمان یا کمتر بود.

پاسخ تفصیلی

قبل از ورود به بحث، باید توضیحى اجمالى از دو قاعده فلسفى «امکان اشرف» و «امکان اخس» داده شود:

«قاعده امکان اشرف» عبارت است از این‌که در تمام مراحل وجود، لازم است ممکن اشرف(موجود ممکنى که از حیث وجودى والاتر و شریف‌تر است)، بر ممکن اخس(موجود ممکنى که از حیث رتبه وجودى در مرتبه‌اى پایین‌تر قرار دارد)، مقدم باشد. به عبارت دیگر، هرگاه ممکن اخس موجود شود ناچار باید پیش از آن ممکن اشرفى موجود شده باشد. مثلاً هنگامى که «نفس» و «عقل» را در نظر بگیریم و با یکدیگر مقایسه کنیم، مطمئن خواهیم شد که عقل (جوهرى که ذاتاً و فعلاً مجرد است)، برتر از نفس است. در این صورت، اگر به صدور وجود نفس آگاه باشیم به صدور وجود عقل، پیش از آن نیز آگاه خواهیم بود. و قاعده امکان اخس به عکس قاعده امکان اشرف است.

پس از این توضیح باید گفت؛ حقیقت هستى، داراى دو طرف است که آنها را «دو حاشیه وجود» می‌نامند. از یک طرف به فعلیت محض و کمال مطلق می‌رسد، و از طرف دیگر به قوه محض و پذیرش صرف منتهى می‌گردد. آن طرف که به فعلیت محض و کمال مطلق می‌رسد، عبارت است از: واجب الوجود که در شدت کمال و فضیلت غیر متناهى و از حیث فعل پایان‌ناپذیر است. و طرفى که به قوه محض و پذیرش صرف ختم می‌شود، عبارت است از: هیولاى اُولى که در فقدان و قصور کمال، غیر متناهى و در پذیرش فعلیت‌ها، بی‌پایان است. فاصله بین این دو طرف را مراحل متوسط وجود تشکیل می‌دهد. نور وجود از مبدأ وجود به مرحله هیولا که انفعال محض است نمی‌رسد، مگر به طریق مرور و عبور از جمیع مراحل متوسط وجود که آن‌را «قوس نزول» می‌خوانند. چنان‌که وجود در مراحل استکمال از مقام هیولا به مقام قرب واجب الوجود نمی‌رسد، مگر به طریق مرور و عبور از جمیع مراحل متوسطه وجود که آن‌را «قوس صعود» می‌خوانند. حال چنان‌که بسیارى از موجودات متوسط در قوس نزول به وسیله قاعده امکان اشرف اثبات می‌شوند. بسیارى از موجودات متوسط در قوس صعود نیز به وسیله قاعده امکان اخس اثبات می‌شوند؛ یعنى در قوس نزول با اثبات وجود نفس، وجود عقل نیز به وسیله قاعده امکان اشرف اثبات می‌شود، ولى در قوس صعود با قاعده امکان اخس با اثبات عقل، نفس ناطقه ثابت می‌گردد.[1]

قوس نزول و صعود انسان(دیدگاه عرفان): خداى بزرگ می‌فرماید: «به تحقیق که ما انسان را در بهترین حد اعتدال آفریدیم، سپس او را به پست‌ترین مراحل بازگرداندیم».[2] و این به حسب «قوس نزولى» است و دلالت دارد بر آن‌که پیش از عالم طبیعت، براى انسان وجود قبلى بوده، چنان‌که مقتضاى تحقیق، همین است و از «اعلى علیین» به «اسفل السافلین» بازگرداندن، امکان ندارد، مگر آن‌که به منزل‌هایى که در بین راه است عبور کند. پس از «حضرت واحدیت» و «عین ثابت» در علم الهى، به «عالم مشیت» تنزل کرده و از عالم مشیت به «عالم عقول و روحانیان» از ملائکه مقربین و از آن عالم به «عالم ملکوت علیا» از نفوس کلیه و از آن به «عالم طبیعت». و عالم طبیعت نیز به مراتبى که دارد تا پست‌ترین مراتب آن که عبارت از عالم هیولا است و آن نخستین زمین است و به اعتبارى «زمین سابق» و «طبیعت نازله» است و این آخرین درجه نزول انسان است.

سپس شروع به سیر کردن می‌نماید و به تدریج از هیولا که مقبض قوس است تا مقام «دَنى فتدلّى فکان قاب قوسین او ادنى»[3] (سپس نزدیک‌تر و نزدیک‌تر شد تا آن‌که فاصله او به اندازه فاصله دو کمان یا کمتر بود) بالا می‌رود. پس انسان کامل همگى و تمامى سلسله وجود است و دایره وجود با او تمام می‌شود و او است اول و آخر و ظاهر و باطن و او است کتاب کلى الهى.[4]

«فلاسفه»، مبدأ و منتهاى این دو قوس را به عقل اول که در محدوده «فیض مقدس» است دانسته و عقل اول را مرحله بساطت و اجمال امر واحد الهى[5] می‌دانند، و حال آن‌که «اهل معرفت»، تمامیت دایره را در قوس صعود به وصول به مقام «او اَدنى» می‌دانند، چه این‌که بدایت حرکت و انبعاث فیض را به اسماء ذاتى منتسب می‌گردانند؛ از این‌رو دو قوس صعود و نزول و محدوده دایره امر الهى و حرکت ایجادى در نزد اهل معرفت(عرفان) به مراتب گسترده‌تر و وسیع‌تر از آن چیزى است که در معرض فهم اهل حکمت می‌باشد.

از دیدگاه عرفان مقام انسان کامل به فرموده قرآن: «و پاسى از شب را [از خواب برخیزد] قرآن [و نماز] بخوان. این یک وظیفه اضافى براى تو است. امید است پروردگارت تو را به مقامى در خور ستایش (محمود) برانگیزد»،[6]

از آن جهت «محمود مطلق» است که همه عالم امکان به دلیل دریافت فیض از آن، حامد آن می‌باشند. صاحب مقام محمود همان کسى است که با گذر از دو قوس نزول و صعود و وصول به مقام «او اَدنى»، عهده‌دار پیوند و اتصال این دو قوس گشته است. در قوس نزول، انسان تمام مراتب به ودیعت گرفته را تا نشئه عنصرى همراه خود می‌آورد و از آن پس در قوس صعود همه آنچه را که در قوس نزول گرفته است شکوفا می‌نماید.[7]

در قرآن کریم آیات دیگرى که قوس نزول و صعود را می‌توان از آنها استفاده نمود، فراوان است، مانند: «کما بَدَأکم تعودون»،[8] چنان‌که شما را در اول بیافرید، دیگر بار به سوى او باز آیید.

«کما بَدَأنا اوّل خلق نعیده»،[9] و به حال اول که آفریدیم، بازش گردانیم. و... .

از این‌رو است که در دعاى ندبه، خطاب به حجّت خدا در روى زمین(عج) می‌گوییم: «یابن من دنى فتدلّى فکان قاب قوسین أو أدنى دُنُواً و اقتراباً من العلىّ الأعلى...»؛ [10] اى فرزند کسى نزدیک‌تر و نزدیک‌تر شد، پس فاصله او به اندازه دو کمان یا کمتر بود، در قرب و نزدیکى به خداى والاى اعلا.[11]


[1]. ابراهیمى دینانى، غلامحسین، قواعد کلى فلسفى در فلسفه اسلامى، ج 1، ص 30، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگى، چاپ دوم، 1365ش.

[2]. تین، 4 - 5.

[3]. نجم، 8 - 9.

[4]. خمینى، سید روح ‏الله، شرح دعاى سحر، ص 102، تهران، نهضت زنان مسلمان.

[5]. «و ما امرنا الاّ واحدة...»؛ (و نیست امر ما مگر یکى). قمر، 50.

[6]. إسراء، 79.

[7]. جوادى آملى، عبدالله، تحریر تمهید القواعد، ص 566 - 621، الزهراء.

[8]. اعراف، 29.

[9]. انبیاء، 104.

[10]. ابن مشهدی، محمد بن جعفر، المزار الکبیر، محقق، مصحح، قیومی اصفهانی، جواد، ص 580، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ اول، 1419ق.

[11]. ر. ک: «قرب الهی و اقسام آن»، سؤال 89؛ «راه رسیدن به کمال»، سؤال 216.

ترجمه پرسش در سایر زبانها
نظرات
تعداد نظر 0
لطفا مقدار را وارد نمایید
مثال : Yourname@YourDomane.ext
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید

طبقه بندی موضوعی

پرسش های اتفاقی

پربازدیدترین ها

  • تعداد فرزندان حضرت علی (ع)، و نام ایشان و نام مادران آنان چه بوده است؟
    755424 معصومین 1387/06/05
    شیخ مفید در کتاب ارشاد تعداد آنها را 27 تن از دختر و پسر دانسته و پس از آن گفته است: عده‏ای از علمای شیعه گویند که فاطمه پس از وفات پیامبر (ص) جنینی که پیامبر او را محسن نامیده بود سقط کرد. بنابر قول این عده، فرزندان آن حضرت ...
  • معنای ذکر «لا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم» چیست و این ذکر چه آثار و برکاتی دارد؟
    734951 حدیث 1396/06/14
    «لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ»؛ یعنی هیچ نیرو و توانى جز از سوى خداوند بلندمرتبه و بزرگ نیست‏. واژه «حول» در لغت به معنای حرکت و جنبش،[1] و «قوّة» به معنای استطاعت و توانایی است.[2] بنابر ...
  • آیا خداوند به نفرینی که از دل شکسته باشد، توجه می کند؟ یا فقط دعاهای مثبت را اجابت می کند؟
    648314 Practical 1390/07/12
    نفرین در آموزه های دینی ما مسئله ای شناخته شده است، چنان که در آیات و روایات آمده است: "بریده باد هر دو دست ابو لهب"؛ "از نفرین مظلوم بترسید که نفرین مظلوم به آسمان می رود". و... . منتها همان گونه که دعا برای استجابت، نیازمند شرایط است، ...
  • حکم زنا با زن شوهردار چیست؟
    645459 Laws and Jurisprudence 1387/05/23
    زنا خصوصا با زن شوهر دار یکی از گناهان بسیار زشت و بزرگ به شمار می آید ولی بزرگی خداوند و وسعت مهربانی او به حدی است، که اگر گنهکاری که مرتکب چنین عمل زشت و شنیعی شده واقعا از کردۀ خود پشیمان باشد و تصمیم جدی ...
  • عقیقه و احکام و شرایط آن چیست؟
    640660 Practical 1391/02/11
    عقیقه عبارت است از: کشتن گوسفند یا هر حیوانی که صلاحیّت قربانی کردن داشته باشد، در روز هفتم ولادت فرزند، جهت حفظ فرزند از بلاها. پرداخت قیمت آن کفایت از عقیقه نمی‌کند. بهتر است عقیقه و فرزندی که برایش عقیقه می‌شود، از حیث جنسیت مساوی باشند، ولی ...
  • آیا کاشت ناخن مانع غسل و وضو است؟
    579425 Laws and Jurisprudence 1387/12/04
    در غسل و وضو، باید آب به اعضای بدن برسد و ایجاد مانعی در بدن که رفع آن مشکل یا غیر ممکن است، جایز نیست، مگر در صورتی که ضرورتی آن را اقتضا کند و یا غرض عقلائی مشروعی در این امر وجود داشته باشد.در هر حال، اگر مانعی ...
  • فضیلت و آداب و شرایط نماز جمعه چیست؟ و به چه صورت خوانده می‌شود؟
    576981 نماز جمعه 1389/09/10
    در مورد جایگاه و فضیلتش نماز جمعه همین بس که سوره‌ای از قرآن به نامش می‌باشد.نماز جمعه یک از عباداتی است که به جماعت خوانده می‌شود. این نماز دو خطبه دارد که با حمد و ثنای الهی شروع می‌شود و امام جمعه در این خطبه‌ها باید مردم را به تقوای ...
  • اصول و فروع دین را نام برده و مختصراً توضیح دهید؟
    559740 Laws and Jurisprudence 1387/09/23
     دسته بندی اصول دین و فروع دین به این شکلی که در میان ما متداول است از احادیث و روایات ائمه (ع) اخذ نشده است؛ بلکه دانشمندان علوم دینی معارف دینی را به این صورت دسته بندی کردند. تاریخ بحث ها در باره به نیمه دوم قرن اول هجری باز ...
  • آیا ارتباط انسان با جن ممکن است؟
    559560 جن 1386/02/01
    قرآن مجید وجود جن را تصدیق کرده و ویژگی‌‏های زیر را برای او برمی‌شمارد:جن موجودی است که از آتش آفریده شد، بر خلاف انسان که از خاک آفریده شده است.[1]دارای علم، ادراک، تشخیص حق از باطل و قدرت منطق و استدلال ...
  • می خواهم دعا کنم همسرم در زندگی مطیع من باشد آیا در این زمینه دعایی از اهل بیت (ع) به ما رسیده است؟
    548885 Practical 1389/02/22
    دعاها، لازم نیست حتماً به زبان عربى خوانده شوند؛ هرچند به عربی بهتر است، حتى دعا در نماز به زبان فارسى جایز است.نکته مهم تر این که انسان باید شرایط دیگر تأثیر گذاری دعا ...