جستجوی پیشرفته
بازدید
17693
آخرین بروزرسانی: 1404/09/26
خلاصه پرسش
آیا توسل موجب گمراهی است. و آیا اساساً دلیلی برای توسل وجود دارد؟
پرسش
در یکی از شبکه‌ها از توسل بحث شد و کسی در دفاع از عقیده شیعه گفت؛ اگر توسل شرک است و کار اشتباهی است، پس چرا بعد از توسل مثلا به امام رضا(ع) بیمار شفا پیدا می‌کند؟ و در جواب او گفته شد که این شفا‌دادن در واقع برای این است که اینها دچار گمراهی هستند و چون به گمراهی خود پافشاری می‌کنند خداوند مستقیما آن بیمار را شفا می‌دهد تا آنها فکر کنند بیمار به دلیل توسل شفا پیدا کرد. این مصداق این جمله است که می‌گوید هر کس به گمراهی خود پافشاری کند ما او را گمراه‌تر می‌کنیم. و اگر این‌طور باشد تمام توسلات و نتایج آنها همگی ما را گمراه‌تر می‌کند. لطفاً با دلیل عقلی و نقلی بطلان این ادعا را ثابت کنید؟
پاسخ اجمالی

نه تنها توسل موجب گمراهی نیست؛ بلکه راه و وسیله‌ای برای تقرب و نزدیک‌شدن به خدای متعال است. این‌که امام رضا(ع) بیمار را شفا می‌دهد دلیل اصلی صحت توسل نیست، ولی مؤید خوبی برای توسل است. البته بعد از آن‌که با دلایل عقلی و نقلی آن‌را ثابت کردیم. نظام جهان، نظام عِلّی و معلولی است. و همان‌طور که در دنیای مادی برای رسیدن به اهداف باید اسباب آن فراهم باشد، در نظام زندگی معنوی و ملکوتی هم، چنین نظامی استوار است. همان‌گونه که قرآن هم به مؤمنان می‌فرماید: از مخالفت فرمان خدا بپرهیزید و برای تقرب به او وسیله‌ای بجویید.

پاسخ تفصیلی

«توسل» از نظر لغت عبارت است از: هر چیزی که انسان برای دست‌یابی به هدف خویش، با میل و رغیت به آن متوسل شود.[1] و در اصطلاح عبارت است از: این‌که انسان چیزی را به عنوان وسیله، به درگاه خداوند عرضه کند تا این‌که خداوند دعای او را قبول کند و به مطلوبش برساند.

«توسل» هم دلیل عقلی دارد و هم دلیل نقلی. و شفای بیماری هم که به عنوان دلیل صحت توسل مطرح شد، دلیل اصلی نیست؛ اما می‌توان از آن به عنوان یک مؤید استفاده کرد. از طرفی پاسخی هم که طرف مقابل به او داده نوعی مغالطه است؛ زیرا ما در جایی می‌توانیم از عموم «هر کس به گمراهی خود پافشاری کند گمراه‌ترش می‌کنیم» استفاده کنیم که موضوع گمراهی را اثبات کنیم. در این‌جا اگر بخواهیم به استدلال، صورت منطقی بدهیم چنین می‌شود:

الف) توسل پافشاری به گمراهی است،

ب) هر کس به گمراهی خود اصرار کند ما گمراه‌ترش می‌کنیم،

در نتیجه هر کس به توسل اصرار کند ما گمراه‌ترش می‌کنیم.

هر استدلالی علاوه بر صورت منطقی صحیح نیاز به مقدمات درست و صحیح دارد. در این استدلال، مقدمه اول که «توسل پافشاری به گمراهی است»، فقط یک ادعا است که هیچ دلیلی ندارد؛ یعنی آنها گمان کرده‌اند که توسل هیچ دلیلی ندارد، و از همین گمان نادرست خود، این مقدمه را استخراج کرده‌اند که توسل اصرار به گمراهی است. در حالی که أمر کاملا برعکس است؛ یعنی نه تنها توسل دلیل دارد؛ بلکه دلایل محکم و متقنی دارد که هر کس آن‌را بشنود از توسل به عنوان بهترین وسیله برای تقرب و نزدیک شدن به خدا استفاده می‌کند.

مجرا بودن اسباب برای رسیدن به مقصود، چه در زندگی مادی و چه در زندگی معنوی، یک امر فطری و عقلی محسوب می‌شود. حتی موجودات نباتی و حیوانی نیز از این امر مستثنا نیستند.

اساساً نظام آفرینش نظام اسباب و مسببات است، چنان‌که امام صادق‌(ع) می‌فرماید:

«خداوند إبا دارد از این‌که امور را جز از طریق اسبابش به جریان بیندازد؛ لذا برای هر چیزی سببی قرار داد.[2]

آدمی در زندگی عادی و طبیعی خود، برای رفع نیازهای مادی با به کارگیری عقل و فطرت، پیوسته در پی جست‌وجوی اسباب و وسایل عادی و طبیعی بوده است. اساسا این همه پیشرفت و تحول شگرف در زندگی مادی انسان، از طریق توسل به اسباب مناسب هر پدیده، و کشف روابط عِلّی و معلولی آن فراهم شده است. نکته اساسی در این میان آن است حیات انسان تنها در همین زندگی مادی خلاصه نمی‌شود؛ بلکه زندگی معنوی و ملکوتی او اساسی‌ترین بخش از حیات آدمی را تشکیل می‌دهد و نظام حاکم بر آن نیز بر اساس نظام سببی و مسببی استوار است، با این فرق که در نظام زندگی طبیعی، انسان با بهره‌گیری از عقل و دانش تجربی، توان شناسایی اسباب مناسب را دارد؛ اما در زندگی معنوی شناسایی اسباب تعالی انسان و نحوه تمسک به آن، نوعا خارج از قلمرو عقل و تجربه بشری است؛ لذا عقل انسان ضرورت وجود اسباب تقرب بین او و خداوند را به خوبی تشخیص می‌دهد، ولی در شناسایی مصادیق آن، خود را به شدت محتاج منابع دینی می‌یابد.

قرآن کریم به مؤمنان امر می‌کند که در جست‌وجوی وسیله به سوی خدا باشند:

«یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسِیلَةَ وَ جَهِدُوا فى سبِیلِهِ لَعَلَّکمْ تُفْلِحُونَ»؛[3] ای مؤمنان از مخالفت فرمان خدا بپرهیزید، و برای تقرب به او وسیله‌ای بجویید، و در راه خدا تلاش کنید، باشد که رستگار شوید.

این آیه به روشنی می‌رساند که تقرب به خدا در گرو وسیله یا وسایلی است که در پرتو آنها قرب معنوی به دست می‌آید.

حال این وسیله چیست؟ روایات بسیاری در منابع روایی شیعه و اهل‌سنت، پیامبر اکرم(ص) و اهل‌بیت(ع) او را بهترین وسیله‌ی تقرب به خدا معرفی کرده است.[4]

بحث نقلی توسل هم در روایات شیعه و هم در روایات اهل‌سنت بسیار است، و با این همه کثرت روایی جایی برای شک و شبهه در آن باقی نمی‌ماند.


[1]. راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، تحقیق، داودی، صفوان عدنان، ص 871، دمشق، بیروت، دارالقلم‏، الدار الشامیة، چاپ اول، 1412ق.

[2]. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، محقق، مصحح، غفاری، علی اکبر، آخوندی، محمد، ج 1، ص 183، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، 1407ق.

[3]. مائده، 35.

.[4] سید رضی، نهج البلاغه، خطبه 106.

ترجمه پرسش در سایر زبانها
نظرات
تعداد نظر 0
لطفا مقدار را وارد نمایید
مثال : Yourname@YourDomane.ext
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید

طبقه بندی موضوعی

پرسش های اتفاقی

پربازدیدترین ها