جستجوی پیشرفته
بازدید
111692
آخرین بروزرسانی: 1405/04/03
خلاصه پرسش
آیا بهشت و جهنم حقیقت دارد؟
پرسش
بهشت و جهنم خیال است یا واقعیتی تکان دهنده؟
پاسخ اجمالی

از منظر اسـلام کـه کـامـل‌تـریـن ادیـان آسـمـانـى اسـت، مـعـاد از اصول و ارکان دین اسلام بوده و ایمان به آن شرط مسلمانی است.

برای پی بردن به واقعیت بهشت و جهنم و ضرورت آن، راه‌های متعددی وجود دارد که برخی از آنها عبارت‌اند از:

  1. عدالت خداوند: خداوند انسان را موجودی مختار آفریده است؛ از این‌رو، امکان قرار گرفتن در مسیر خیر و نیکی و زشتی و بدی را دارد، با این خصوصیت، اگر پس از این جهان، جهانی دیگری وجود نداشته باشد تا انسان‌های خوب و بد، پاداش نیکی‌ها و یا زشتی‌های خود را دریافت کنند، آیا با عدالت خداوند سازگاری دارد؟ بی‌گمان خداى عادل، کارى برخلاف عدالت نمی‌کند و چون دنیا شایستگى ایفاى حق مؤمن و مفسد را ندارد، باید روزى باشد که همه به جزاى اعمال خود برسند.
  2. حکمت و رحمت خداوند: حـکـمـت خـداى حـکـیـم اقـتضا می‌کند که مرگ، پایان زندگى نباشد؛ بی‌گمان خدای سبحان حق است و کار باطل نمی‌‏کند. و نیز این جهان را بیهوده و عبث نیافریده است؛ یعنی این عالَم متحرک، هدفى دارد و می‌رود تا در آن‌جا آرام گیرد، و آن مأمن، عالم قیامت است. از سوی دیگر، نیز لازمۀ رحمت خدا این است که بشر را به کمالش برساند؛ لذا باید قیامتى باشد تا بشر فراوردۀ کار خود را بیابد و به کمال هستی برسد.
  3. فطرت و جاویدان‌طلبى انسان: حسّ بقا و میل به ماندن، یک درخواست فطرى در وجود انسان است که با وجود جهان آخرت و معاد، محقق می‌شود.

تمام بحث‌های معاد، سرانجام به یکی از دو نقطۀ بهشت و یا دوزخ ختم می‌شود. بهشت یعنی کانون انواع مواهب و نعمت‌های الهی، اعم از معنوی و مادی، و دوزخ یعنی کانون انواع رنج‌ها و محرومیت‌ها. جهنم وعد‌گاه شیطان و پیروان او است. طبق آیات و روایات، بهشت و جهنم دو وعدۀ حتمی و تخلف‌ناپذیر خداوند است و آنها که در این واقعیت عظیم تشکیک کرده و یا تحقق آن‌را خیالی بیش فرض نمی‌کنند، به زودی حقیقت آن‌را در خواهند یافت.

بهشت و جهنم، نه تنها دو واقعیت تکان دهندۀ روز قیامت هستند، بلکه به تأیید عقل و نقل هم اکنون آفریده شده‌اند.

پاسخ تفصیلی

قبل از آن‌که به بحث دربارۀ وجود بهشت و جهنم و شناخت حقیقت آن بپردازیم، لازم است مطالبی را دربارۀ حقیقت معاد و دلایل اثبات آن یادآور شویم.

مـعـاد از مادّه «عود» به معناى رجوع و برگشتن.[1] راغب آنرا باز گشتن بعد از انصرا است.[2] و به بازگشت دوبارۀ روح به بدن، در روز قـیـامـت گفته می‌شود. ایمان به معاد و بازگشت به جهان آخرت، منحصر به دین اسلام نبوده و مورد پذیرش همۀ ادیان آسمانى اسـت. همۀ پیامبران، پس از موضوع خداشناسى و توحید، بـر موضوع مـعـادشـناسى تأکید نموده و بشر را به ایمان و توجه به حیات اخروی فراخوانده‌اند.

از منظر اسـلام کـه کـامـل‌تـریـن ادیـان آسـمـانـى اسـت، مـعـاد از اصول و ارکان دین اسلام بوده و ایمان به آن شرط مسلمانی است.

حدود یک‌ششم از آیات قرآن کریم دربارۀ مسائل و موضوعات این حادثۀ بزرگ است؛ مسائل و موضوعاتى؛ مانند برزخ، روز قیامت، حشر و نشر، میزان، حساب، بهشت و دوزخ.

دلایل اثبات معاد

دلایل اثبات معاد را می‌توان در موضوعات زیر بیان نمود:

  1. عدالت خداوند

در مـیـان موجودات عالم هستی، تنها انسان است که از ویژگی اختیار برخوردار است. و این امکان در وجودش نهفته شده است که از آزادى و اختیارش در مسیر خیر و نیکی و طاعت و بندگی خدا و خدمت به خلق خدا و یا در مسیر زشتی و بـدی‌ها بـهـره گیرد، از عـمل به دستورات الهى سرپیچی نموده و به حقوق دیگران به ویژه، ناتوانان و بیچارگان تعدی نماید و حتى با پیامبران الهی و مؤمنان نیز به مبارزه برخیزد.

بی‌گمان سرانجام روزى فرامی‌رسد که طبق سنت الهی همۀ انسان‌ها باید طعم مرگ را بچشند، و به اصل خویش بازگشته و به ملاقات خالق بشتابند. حال اگر مرگ در حالی فرارسد که انسان‌های  مـؤمـن و وارسته، پـاداش اعـمـالشان را نـگـرفـتـه و کافر و فاسق بـه کـیـفـر کـردارشان نـرسـیـده باشند و حـق مـظـلوم از ظالم ستانده نشده باشد و با این شرایط، پس از این جهان نیز جهانى دیگر به نام «آخرت» در پیش نباشد که هر انسانی نتایج اعمال نیک و بد خویش را بدون هیچ کم و کاستی دریافت کند، آیا این با عدالت خداوند سازگار است؟! البته که سازگار نیست؛ زیرا  خداوند حکیم ، کارى برخلاف حکمت و عدل نمی‌کند. و چون دنیا شایستگى ایفاى حق مؤمن و مفسد را ندارد، باید روزى باشد که همه به جزاى اعمال خود برسند. چنان‌که خداى بزرگ در قرآن کریم می‌فرماید:

«آیا پرهیزگاران را مانند فاجران قرار می‌دهیم»؟![3]

به یقین چـنـیـن نـیـسـت و آنان طبق وعده‌های الهی که تخلف‌ناپذیر است، در محضر خداوند حاضر خواهند شد. و البته برای تحقق این امر، نـاگـزیـر بـایـد قـیـامـتـى بـاشـد کـه تـفـاوت آنـان را در دادگـاه عدل الهى آشکار سازد.

  1. حکمت و رحمت خداوند

حـکـمـت خـداى حـکـیـم اقـتضا می‌کند که مرگ، پایان زندگى نباشد؛ زیرا در این صورت، کار خداوند کار کوزه‌گرى را می‌ماند که کوزه‌ها را از صبح تا شام می‌سازد و پس از خشک شدن، بر زمین می‌کوبد و خرد می‌کند.

خدا انسان را آفرید و از ناتوانى به توانایى، و از نادانی به دانایى رسانده است و چون انـسـان بـه کمال دنیایى دست می‌یابد، او را هلاک می‌سازد. اما آیا با این مرگ همه چیز پایان مـی‌پـذیرد؟ اگر چنین باشد، خردمندانه و حکیمانه نیست. حکیمانه این است که اگر انسان امکان تـعـالى بـیشتر را دارد، بسترش براى او فراهم گردد، و انسان بدان دست یابد و با مرگ، نیست و نابود نشود.[4]

بدون شک خدای سبحان حق است و کار باطل نمی‌‏کند. و نیز این جهان را بیهوده و عبث نیافریده است. این عالَم متحرک هدفى دارد و می‌رود تا در آن‌جا آرام گیرد و آن عالم قیامت است. حال که خداى حکیم، کارى برخلاف حکمت نمی‌‏کند، باید روزى باشد که غایت و هدف این عالم محسوب گردد.

از سویی نیز لازمۀ رحمت خدا این است که بشر را به کمالش برساند. باید قیامتى باشد تا بشر فرآورده‏‌ی کار خود را بیابد و به کمال هستی برسد.[5]

  1. جاویدان‌طلبى انسان

حسّ بقا و میل به ماندن، یک درخواست فطری در وجود انسان است. همه‌ی انسان‌ها زندگى را دوست دارنـد و می‌خواهند باشند، و زندگى آنان با مرگ پایان نپذیرد و دست‌خوش نیستى و نابودى نشود؛ از این‌رو غایت انسان لذات مادى نیست؛ چون با رسیدن به آنها خاموش نمی‌‏شود؛ بلکه فطرتاً متوجه کمال است. و با پیمودن مراتب خلقت در دنیا، متوجه آخرت می‌‏شود و استعدادهایش به فعلیت می‌‏رسد و به مبدأ بازمی‌‏گردد.[6]

میل به جاودانگى فطرى است؛ و گرنه انسان‌ها از مرگ هراسى نداشتند. چنان‌که می‌بینیم، انسان‌ها از یک‌سو بنابر اقتضاى فطرتشان از مرگ می‌گریزند، و از سوى دیـگـر بـراى مـانـدن و جـاویـدان شـدن دسـت بـه کـوشـش مـی‌زنـنـد.

 تمامى خواست‌هاى فطرى بشر براى رساندن انسان به کمال هستند و حکمتى دارند. این حکمت، نشانگر وجود عالمى دیگر است؛[7] چون دنیا، شایستگى جاودانه زیستن را ندارد.[8] ترس از مرگ و لوازم آن که در طول تاریخ آثار خود را بروز داده، نشانه‌‏اى بر فطرى بودن میل به بقا است.[9] و میل به جاودانگى با معاد، محقق می‌‏شود.

 

حقیقت بهشت و جهنم

حال که اصل معاد را با استفاده از دلایل محکم عقلی و نقلی و با توجه به فطرت درونی انسان ثابت کردیم، لازم است بیفزاییم که بدون تردید تمام بحث‌های معاد، سرانجام به یکی از دو نقطۀ بهشت و یا دوزخ ختم می‌شود و اما دربارۀ حقیقت بهشت و دوزخ باید گفت؛ بهشت یعنی کانون انواع مواهب و نعمت‌های الهی، اعم از معنوی و مادی؛ بهشت وعدۀ حتمی خداوند به فرمان‌برداران و نوعی تفضل است؛ بهشت براى بهشتیان سراى امن و سلامت است.

چنانکه خداوند درباره بهشتیان چنین می‌فرماید:

«پرهیزکاران در جایگاه امن و امانى هستند».[10] «براى آنان نزد پروردگارشان خانه سلامت است».[11] «در بهشت نه خورشیدى می‌بینند (که از گرمایش اذیت شوند) و نه سرماى سخت (که از سردیش ناراحت گردند)».[12] «و بهشتى که پهناى آن (به پهناى) آسمان‌ها و زمین است، براى پرهیزکاران آماده شده است».[13]

همان‌گونه که خداوند بهشت را براى فرمان‌برداران آفرید، جهنم را نیز براى گنه‌کار خلق کرده است. دوزخ یعنی کانون انواع رنج‌ها و محرومیت‌ها؛ جهنم وعدگاه شیطان و پیروان او است. چنان‌که قرآن کریم می‌فرماید: «همانا جهنم را از تو (شیطان) و از کسانى که از تو پیروى کنند پر می‌کنم».[14] «و همانا وعدگاه همگى آنان (پیروان شیطان) جهنّم است».[15]

با تفصیلی که گذشت؛ بر اساس آیات و روایات و به حکم عقل، تردیدی بر تحقق وعده‌ی الهی و تخلف‌ناپذیری پاداش مؤمنان و پارسایان، و کیفر و عذاب مجرمان باقی نمی ماند.[16] در نتیجه بهشت و جهنم، نه تنها دو واقعیت تکان دهندۀ روز قیامت هستند، بلکه با استناد به آیات و روایات، مسلم و اثبات شده است که هم اکنون آفریده شده‌اند.[17] و آنها که در این واقعیت عظیم تشکیک کرده و یا تحقق آن‌را خیالی بیش فرض نمی‌کنند، به زودی و برای همیشه، حقیقت آن‌را در خواهند یافت.


[1]. قرشی، سید علی اکبر، قاموس قرآن، ج ‏5، ص 6، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ ششم، 1371ش.

[2]. راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، تحقیق، داودی، صفوان عدنان، ص 593، دمشق، بیروت، دارالقلم‏، الدار الشامیة، چاپ اول، 1412ق.

[3]. «اَمْ نَجْعَلُ الْمُتَّقینَ کَالْفُجّارِ»، صاد، 28.

[4]. مرکز تحقیقات اسلامی سپاه، مبدأ و معاد، مبحث معاد.

[5]. ر. ک: جوادى آملى، عبدالله، یاد معاد، ص 9- 108، قم، رجاء، چاپ سوم.

[6]. ر. ک: السبحانى، جعفر، الالهیات على هدى الکتاب و السنة و العقل، ص 7- 176، قم، مؤسسة الامام الصادق علیه السلام، الطبعة الرابعة.

[7]. آشتیانى، سید جلال ‏الدین، معرفة المعاد، ص 26.

[8]. ربانى، محمد رضا، معاد ربانى، ص 129.

[9]. اقتباس از: «دلیل‏هاى عقلى و فطرى اثبات معاد»، 125.

[10]. «اِنَّ الْمُتَّقینَ فى مَقامٍ اَمینٍ». دخان، 51.

[11]. «لَهُمْ دارُ السَّلامِ عِنْدَ رَبِّهِمْ». انعام، 127.

[12]. «لا یَرَوْنَ فیها شَمْسا وَ لا زَمْهَریرا». انسان، 13.

[13]. «وَ جَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّماواتُ وَ الاَرْضُ اُعِدَّتْ لِلْمُتَّقینَ». آل عمران، 133.

[14]. «لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنْکَ وَ مِمَّنْ تَبِعَکَ مِنْهُمْ أَجْمَعینَ». صاد 85.

[15]. «وَ اِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ اَجْمَعینَ». حجر، 43.

[16]. «وَعدَ اللهِ لاَ یُخلِفُ اللهُ المیعاد». زمر، 20.

[17]. اباصلت هـروى بـه امـام رضا(ع) می‌گوید: «مرا از بهشت و آتش جهنم خبر ده که آیا آفریده شده‌اند یا نه؟ آن‌حـضـرت فـرمـود: بـله (آنـهـا آفـریـده شـده‌انـد). هـنـگـامـى کـه رسـول خـدا(ص) بـه آسمان عروج کرد، وارد بهشت شد و آتش را دید. هروى می‌گوید، به آن‌حضرت گفتم: کسى که منکر آفریده شدن بهشت و آتش باشد، چگونه است؟ حضرت فرمود: پیامبر(ص) و ما را تکذیب کرده اسـت و بـهـره‌اى از ولایـت مـا نـدارد و در آتـش جـهـنـم جـاویـدان اسـت. خـدای متعال می‌فرماید: این همان جهنّمى است که مجرمان آن‌را تکذیب می‌کردند، آنان در میان جهنم و آب سوزان در رفت و آمدند».(الرحمن، 43 ـ 44). «أَخْبِرْنِی عَنِ الْجَنَّةِ وَ النَّارِ أَهُمَا الْیَوْمَ مَخْلُوقَتَانِ فَقَالَ نَعَمْ ....». ر. ک: شیخ صدوق، امالی، ص 461. بیروت، اعلمی، چاپ پنجم، 1400ق.

 

ترجمه پرسش در سایر زبانها
نظرات
تعداد نظر 0
لطفا مقدار را وارد نمایید
مثال : Yourname@YourDomane.ext
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید

طبقه بندی موضوعی

پرسش های اتفاقی

پربازدیدترین ها