جستجوی پیشرفته
بازدید
13326
آخرین بروزرسانی: 1399/04/22
خلاصه پرسش
چرا زائران و حجاج خانه‌ی خدا به خصوص ایرانیان، در کنار بقیع گریه می‌کنند؟!
پرسش
چرا زائران به خصوص ایرانیان در کنار بقیع گریه مى‏کنند؟!
پاسخ اجمالی

پاسخ بدین سؤال مبتنى بر شناخت ماهیت گریه و کاربردهاى آن است.

گریه ظاهرى دارد و باطنى و باطن آن همان تأثرات روحى و عاطفى است که با حصول آن در انسان فعالیت‏هایى در مغز پدید می‌آید و بعد از آن قطرات اشک از دیده سرازیر می‌شود.

این تأثرات روحى ممکن است عوامل متعددى داشته باشد. گاهى فقدان چیزهایى که به ما مربوط است عامل تأثرات روحى است، و گاهى حس کمال‏طلبى و یا اعتقادى که داریم و یا حس ترحم بر مظلوم، موجب تأثرات قلبى می‌شوند و گاهى هم ممکن است تأثرات روحى و به تبع آن گریه، در اثر فراق یا وصال پدید آید و زمانى هم از سر ناتوانى و احساس عجز و زبونى و یا از روى تزویر و ریا باشد.

به هر حال قطرات اشکى که شیعه براى ائمه‏ى خود در بقیع و... جارى می‌سازد از نوع گریه‏ى کودکى نیست که اسباب‌بازى خود را از دست داده، و یا بزرگى که مالش را به غارت برده‏اند، بلکه گریه‏اى است از سر عشق به کمال؛ اندوهى است که از رشد و تکامل اجتماعى شیعه حکایت دارد؛ این اندوه، اندوه ظلمى است که بر حق روا داشته‏اند؛

این گریه، گریه‏ى عجز و زبونى و یا تزویر نیست؛ این گریه، گریه‏ى انسان عاشقى است که گاهى از فراق نالان است و گاهى از وصال، گریه شوق سر می‌دهد؛ گریه‏ى انسانى است که قلبش از سنگ نیست و از ظلم به مظلومان به خروش می‌آید. گریه‏ى انسانى است که عشق به کمال دارد و از این‌که عده‏اى نگذاشتند عطش بشریت از سرچشمه‏ى کمال و حکمت سیراب گردد، محزون است.

این گریه در بعد درونى نه تنها موجب افسردگى نمى‏شود، بلکه عامل بسیار مهمى در ایجاد نشاط تلقى مى‏گردد و اسباب تقویت عواطف و شناخت در موضوع مورد نظر و آمادگى رفتارى و تقویت علاقه و محبت و در نهایت، همانند سازى با افراد و موضوعات مورد علاقه را فراهم می‌سازد.

و در بعد خارجى و بیرونى، پویایى در مسائل اجتماعى و سیاسى را به دنبال دارد و عامل بسیار مهمى در ایجاد تحرکات و برخوردهاى اجتماعى و تولى و تبرى محسوب می‌گردد.

با گریه می‌توان موضوع مورد نظر را زنده نگه داشت، به گونه‏اى که هیچ‌گاه از خاطره‏ها محو نشود، و می‌توان گفت: حفظ مکتب ناب محمدى و ظلم ستیزى از نتایجى است که گریه به بار آورده است، و این است راز و رمز گریه‏ى شیعه در کنار بقیع.

پاسخ تفصیلی

پاسخ بدین سؤال بدون شناختِ ماهیت گریه و کاربردها و کارکردهاى آن و نوع نگاهى که شیعه به مراسم عزادارى و گریه دارد، میسر نیست و ما به تفصیل تا جایى که مراعات حال مخاطبان گردد در این بحث غور می‌کنیم.

ماهیت و انواع گریه

گریه از دو بخش تشکیل شده است، ظاهر و باطن، ظاهر آن امر فیزیولوژیک است و باطن آن تأثرات درونى و عاطفى، که از طریق محرک‏هاى بیرونى یا درونى مثل تفکر، حاصل(مادى و طبیعى) می‌شود. با تأثرات عاطفى، بخشى از مغز فعال می‌شود و غدد اشکى چشم را فرمان می‌دهد که فعالیت کند. و این‌جا است که قطرات اشک از چشم سرازیر می‌گردد.

و اما باطن گریه(تأثرات عاطفى) عوامل مختلفى می‌تواند داشته باشد؛ از این‌رو، گریه نیز اقسام گوناگونى خواهد داشت:

  1. گریه‏ى ناشى از علاقه‏ى طبیعى انسان به خود و متعلقات خود: این نوع گریه به هنگام داغ دیدگى و بی‌اختیار حاصل می‌شود و به گذشته نظر دارد. شخص در اثر فقدان چیزى که بدان علاقه‏مند بوده، متأثر می‌گردد و به اصطلاح عوام، عقده‏هایش گشوده می‌شود و اشک می‌ریزد.
  2. گریه‏اى که ریشه در اعتقادات دارد، مثل آنچه که در مناجات حاصل می‌شود. انسان خود را در محضر خدا می‌یابد و خود را گناه‌کار و رفتار و کردار خود را ضبط شده، می‌بیند؛ از این‌روى متأثر می‌گردد[1] و... این نوع گریه ناظر به حال و آینده است و البته بدون ‏ارتباط با گذشته هم نیست و از این قبیل است گریه‏ى پشیمانى و توبه.
  3. گریه‏اى که از فضیلت‏طلبى و کمال خواهى ناشى می‌شود، مثل گریه‏اى که در فقدان معلم و مربى اخلاق و امام(ع) و پیامبر(ص) رخ می‌دهد و این بدان جهت است که ما در عمق وجودمان کمال را تحسین می‌کنیم و از بودن آن کمالات به وجد می‌آییم و از فقدان آن ناراحت.[2]

ام ایمن بعد از وفات پیامبر(ص) گریه می‌کرد، خلیفه‏ى دوم از او پرسید چرا گریه می‌کنى؟ مگر نه این است که رسول خدا(ص) در پیش‌گاه خدا است؟ او پاسخ داد: گریه‏ى من برای آن است که دست ما از وحى کوتاه شده است.[3]

  1. گریه بر مظلوم، انسانى که قلبش از سنگ نیست، با دیدن منظره‏ى کودک یتیمى که در آغوش مادرش در یک شب سرد زمستانى، از فراق پدر، جان می‌دهد به لزره می‌افتد. و آن قلبى که سرشار از عواطف انسانى است با شنیدن حادثه‏ى جان سپردن طفلى شیرخوار در آغوش پدر و سیراب شدن از خون گلو، به طپش می‌آید و شراره‏هاى آتشین خود را به صورت قطره‏هاى اشک به خارج پرتاب می‌کند، به خاطر آن است که از ظلمى که بر مظلوم وارد می‌‏شود، متأثر می‌گردد.
  2. گریه از روى عجز و زبونى، گاهى انسان به دلیل فقدان چیزى یا تلخ کام شدن از تجربه‏ى یک شکست، احساس عجز و زبونى نموده و در نهایت متأثر می‌گردد و ذلیلانه گریه می‌کند. این گریه، گریه‏ى افراد ضعیفى است که از رسیدن به هدف خودشان وامانده‏اند، یا در دست‌یابى به هدفشان ناتوان هستند. ظاهراً صائب تبریزى در بیت:

گریه‏ى شمع از براى ماتم پروانه نیست

صبح نزدیک است و در فکر شب تار خود است.

به این نوع از گریه اشاره دارد.

  1. گریه‏ى شوق، مثل گریه‏ى مادرى که از دیدن فرزندِ گم شده‏ى دلبندش، بعد از سال‏ها دورى و چشم انتظارى، بر گونه‏هاى او جارى مى‏گردد و یا گریه‏ى شادى عاشق پاک‌بازى که پس از یک عمر محرومیت، معشوق خود را می‌یابد.[4]
  2. گریه‏ى فراق، مثل گریه‏ى عاشقى که از هجران و یا فقدان محبوب خود به فغان آمده، یا از سپرى شدن روزگار وصل نالان است:

زگریه مردم چشمم نشسته در خون است

ببین که در طلبت حال مردمان چون است

از آن دمى که زچشمم، برفت یار عزیز

کنار دامن من، همچو رود جیحون است[5]

  1. گریه‏ى رحمت و رأفت، بنابر گفته‏ى دانشمندان، یکى از ابعاد وجودى انسان، بُعد عاطفى است و انسانى که از عاطفه و مهرورزى تهى است، بویى از انسانیت نبرده است؛ و از این‌رو کسى که در طول عمر خود حتى براى یک‌بار هم بوسه‏اى از روى مهر پدرى بر گونه‏هاى فرزندش نزده بود، این‌گونه مورد عتاب پیامبر(ص) قرار گرفت که: "من لا یَرحم لا یُرحم"[6]؛ و آن زمان که در مرگ فرزندش "ابراهیم" گریه کرد، در جواب عده‏اى که از علت گریه‏ى آن‌حضرت پرسیده بودند، فرمود: "لیس هذا بکاء (غضب) انما هذه رحمة و من لایرحم لایُرحم".[7]
  2. گریه‏ى تزویر و دروغ، که از آن به "اشک تمساح" هم یاد می‌شود.[8]

کاربرد و کارکردهاى گریه

الف) اهداف گریه

تمام انواع گریه می‌تواند جهت‏گیرى سیاسى یا فرهنگى و دینى داشته باشد. مثلاً درباره‏ى گریه‏ى امامان معصوم(ع) گفته شده است: ایشان از گریه در زمانى که امکانات تبلیغات از آنان گرفته شده بود به عنوان جنگ سرد بر علیه طبقه حاکم استفاده می‌کردند. گریه‏ى آنها به منظور طرح این سؤال بود که چرا این بزرگواران این همه ناراحت‌اند! مگر امر اندوه‏زایى پیش آمده است؟

و از همین‌رو است که آنها براى بیان واقعیت دستورات اسلامى، و آگاهى دادن به انسان‏ها و بیدارى آنان و افشا نمودن باطن ظالمان و غاصبان، اشک می‌ریختند و این است سرّ گریه‏هایى که از یگانه دختر پیامبر(ص) در تاریخ گزارش شده است. او روزها دست حسنینش را می‌گرفت و در بیت الاحزان در قبرستان بقیع، به گریه می‌پرداخت. آنهایى که از آن‌جا می‌گذشتند، در ذهنشان این سؤال مطرح می‌شد که چرا فاطمه گریه می‌کند؟ مگر چه شده؟ مگر پدرش در حقش نفرموده که خشم فاطمه، خشم من است؟[9]

بقیع یادآور حزن‏هاى فاطمه است، یادآور مصیبت‏هایى است که آن بانوى بزرگوار اسلام و امامان شیعه(ع) در راه حفظ اسلام متحمل شدند.

باید دانست که حزن و اندوه و گریه‏ى شیعه در کنار بقیع مانند حزن یک کودک نیست که به خاطر از دست دادن اسباب‌بازى خود گریان می‌شود و حتى با حزن یک فرد بالغ که برای از دست دادن مال و یا... پدید می‌آید تفاوت دارد، این حزن، حزنى است که از رشد و تکامل اجتماعى شیعه، حکایت دارد، این اندوه، اندوه ظلمى است که بر حق روا داشته‏اند، و گریه‏اى است که نشانگر کمال خواهى شیعه است. در حقیقت گریه‏ى ما از سویى براى ائمه است و از سویى براى خود. مگر آن عزیزان گناهشان چه بود که می‌بایست آن همه ظلم و ستم را تحمل کنند؟ مگر مودت آنها مزد رسالت نبود؟ چرا عده‏اى نگذاشتند که ما عطش خود را از سرچشمه‏ى حکمت آن عزیزان سیراب سازیم؟ به هر حال گریه شیعه، گریه بر مظلوم است و از فضیلت‏طلبى ناشى می‌شود و ریشه در اعتقاد دارد. البته این چنین حزنى درگیرى اجتماعى و تبرى و تولى را هم به دنبال دارد که در ادامه بدان اشاره می‌گردد؛ یعنى این‌گونه نیست که چنین حالتى موجب خمودى و سستى شود، بلکه اسباب تحرک اجتماعى را فراهم می‌سازد. گریه‌ی شیعه از نوع گریه‌ی عجز نیست؛ چرا که معتقدیم:

اظهار عجز پیش ستمگر روا مدار

اشک کباب باعث طغیان آتش است

آرى، این گریه می‌تواند گریه‏ى فراق[10] باشد، همان‌گونه که در خطاب به سالار شهیدان این‌گونه می‌گوییم:

"یا لیتنى کنت معکم فافوز فوزاً عظیماً".[11]

و یا ممکن است گریه‏ى شوق باشد. مثلاً انسانى از مشاهده‏ى رشادت‏ها و شجاعت‏ها و آزادمردی‌‏ها و سخنرانی‌هاى آتشین مردان و زنان به ظاهر اسیر، تحت تأثیر قرار گیرد و گریان شود.

و یا احتمال دارد گریه صرفاً عاطفى و از روى رحمت باشد؛ آیا ممکن است انسانى، آن همه جنایت را که در واقعه‏ى کربلا انجام گرفت بشنود و قطره‏ى اشکى بر گونه‏هایش جارى نگردد؟

ب) کارکردها و آثار گریه

آثار گریه در دو بعد درونى و بیرونى قابل بررسى است.

آثار گریه در بعد درونی

در بعد درونى می‌توان کارکردهاى گریه را در موارد ذیل دنبال کرد:

  1. همان‌طور که بیان شد، گریه نوعى هیجان درونى است و اگر از باب تزویر و یا از روى عجز و یا آنچه در قسم اول گفته شد،[12] نباشد آرامش روحى را به دنبال دارد که در واقع، جلاى قلب را موجب می‌شود.

این تخلیه‏ى هیجانى به چرخه‏ى متعالى فرد مربوط می‌شود، انسان می‌خواهد در اوج کمال باشد، اما این‌گونه نیست؛ این‌را درک می‌کند و هیجانى می‌شود. می‌خواهد ظلم و ستمى در بین نباشد، اما هست؛ آن‌را می‌بیند و متأثر می‌شود. برکات و نعمات الاهى در حق خود و دیگران را مشاهده می‌کند و با یادآورى آنها... و گریه‏اى که این‌گونه باشد، بدیهى است که امید بخش و حرکت آفرین است و با افسردگى[13] رابطه‏ى معکوس دارد و نشاط آفرین می‌باشد و نه تنها عامل نابهنجار در زندگى افراد نیست، بلکه در مواردى نقش درمانى ایفا می‌کند.[14]

و آنانى که در مجالس عزایى شرکت می‌کنند که چنین صبغه‏اى دارد، خود معترف‌اند که احساس خاصى به آنها دست می‌دهد. و این نیست مگر این‌که غم و اندوه حاکم بر این مجالس از سنخ غم آخرت و غم مظلومیت مظلومان است و... .

  1. هیجان‏ها و تأثرات روحى، در بعد شناختى هم اثر گذاشته و کنج‌کاوى و درک فرد را در موضوع مورد نظر تقویت می‌کند.
  2. با تقویت عواطف و شناخت، آمادگى رفتارى فرد به تناسب آن شناخت‏ها و عواطف بیشتر می‌شود.
  3. از دیگر اثرات گریه این است که باعث همانند سازى با آن افراد و موضوعات مورد علاقه می‌شود.
  4. علاقه و محبت فرد را نسبت به موضوع مورد نظر افزایش می‌دهد. البته بسیار روشن است که تأثرات روحى، بیانگر وجود پیوند عاطفى با فرد مظلوم می‌باشد، چه این‌که انسان از مصیبت بی‌گانه و غمى که بر او وارد آمده است، متأثر نمی‌گردد.
  5. انسان کامل آن انسانى است که همزمان، تمام ابعاد وجودی‌‏اش، رشد کرده باشد و از عاطفه و نیروى تفکر و شناخت قوى بهره‏مند باشد.

گریه نیز عاملى است براى رشد عاطفه و هم حاکى از روح لطیف و قوت عاطفه. هم افزایش دهنده است و هم نمایش دهنده.

از این‌جا است که می‌توان فهمید، چرا آن‌گاه که حضرت على(ع) با خبر شد در حکومتش به یک زن یهودى ظلم شده و خلخال از پایش ربوده‏اند، فرمود: "اگر کسى از این غم بمیرد، سرزنشى بر او نیست".[15]

آثار گریه از بُعد بیرونى

گریه از بعد اجتماعى و سیاسى، تولى و تبرى را در پى دارد و عاملى است براى تحرکات اجتماعى و سیاسى؛ از این‌روى حکومت‏هاى ستم‌گر از اقامه‏ى عزا براى سالار شهیدان کربلا ممانعت به عمل می‌آوردند و ما به اختصار به پاره‏اى از اثرات اجتماعى و سیاسى گریه اشاره می‌کنیم:

  1. گریه و اعلان جنگ با ظلم و ستم: گاهى قطره‏هاى اشک پیام آور هدف‏ها است. آنها که می‌خواهند بگویند با مرام امام حسین(ع) و اصحابش همراه و با هدف آن عزیزان هماهنگ هستیم، این کار را گاهى با شعارهاى آتشین و سرودن اشعار و حماسه‏ها ابراز می‌دارند و گاهى با وسایل دیگر، اما ممکن است همه از روى ریا و تزویر باشد، ولى آن‌کس که احیاناً با شنیدن این حادثه‏ى جانسوز، قطره‏ى اشکى از درون دل می‌ریزد صادقانه‏ترین این حقیقت(اعلام وفادارى به اهداف مقدس امام(ع) و یارانش) را بیان می‌کند، و این همان پیوند دل و جان با آنها و اعلان جنگ با ظلم و ستم می‌‏باشد. البته روشن است که چنین گریه‏اى بدون آشنایى با اهداف پاک آن عزیزان میسر نیست.
  2. گریه و احیاى مکتب اسلام: گریه‏اى که شیعه بر مظلومیت معصومین(ع) و از جمله فاطمه‏ى زهرا(س) و ائمه‏ى مدفون در بقیع و امام حسین(ع) می‌کند باعث شده است تا اسلام ناب محمدى حفظ گردد.

امام خمینى(ره) می‌فرماید: "سید الشهداء را این گریه‏ها حفظ کرده است و... هر مکتبى تا پایش سینه‏زن نباشد، تا پایش گریه‏کن نباشد... حفظ نمی‌شود".[16]

"زنده نگه‌داشتن عاشورا یک مسئله‌ی بسیار مهم سیاسى عبادى است".[17]

شهید مطهرى در این باره می‌گوید: جوانى از من پرسید: اگر بناست مکتب امام حسین(ع) احیا شود، آیا ذکر مصیبت آن امام هم ضرورتى دارد؟ گفتم بله، دستورى است که امامان به ما داده‏اند و این دستور، فلسفه‏اى دارد و آن این‌که هر مکتبى اگر چاشنی‌‏اى از عاطفه نداشته باشد و صرف مکتب فلسفه و فکر باشد، آن قدر در روح ما نفوذ ندارد و شانس بقا ندارد، ولى اگر چاشنى عاطفه داشته باشد، این عاطفه به آن حرارت می‌دهد... بدون شک مکتب امام حسین(ع) منطق و فلسفه دارد، درس است، باید آموخت، اما اگر دایماً این مکتب را صرفاً به صورت فکرى بازگو کنیم، حرارت و جوشش گرفته می‌شود و اساساً کهنه می‌گردد.[18]

گریه بر ظلم‏هایى که بر ائمه رفته، موجب می‌شود تا همیشه این داغ تازه بماند و دیگر کسى نتواند مانند غدیر خم واقعه‏ى عاشورا و... را انکار کند و احیاى عاشورا؛ یعنى احیاى مکتب اسلام؛ زیرا آن امام(ع) براى حفظ اسلام قیام کرده بود.

نتیجه این‌که: گریه‏ى شیعیان در کنار بقیع و در عزاى امام حسین(ع) و... اوّلاً: یک امر طبیعى و انسانى است. و ثانیاً: به منظور دست‌یابى به اهدافى است که بیان شد و چنین گریه‏اى مورد تأیید قرآن و روایات می‌باشد و بر آن سیره‏ى پیامبر و اصحاب هم گواهى می‌دهند.[19]


[1]. امام سجاد(ع) می‌فرماید: « محبوب‏ترین اشک آن اشکى است که مخلصانه در تاریکى شب براى ترس از خدا ریخته شود». مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج 90، ص 329، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ دوم، 1403ق. و بیقین چنین اشکى ریشه در نوع اعتقادى دارد که ما به خدا و  جهان آخرت داریم.

[2]. در آیه‏ى 92 سوره‏ى توبه در وصف عده‏اى می‌فرماید: «آنان در حالی‌که از شدت اندوه اشک از چشمانشان فرو می‌ریخت برمی‌گشتند که چرا چیزى نمی‌یابند تا با آن در راه خدا جهاد کنند».

[3]. بیهقی، ابو بکر احمد بن حسین، دلائل النبوة و معرفة أحوال صاحب الشریعة، تحقیق: قلعجی، عبد المعطی، ج 7، ص 266، بیروت، دار الکتب العلمیة، چاپ اول، 1405ق.

[4]. آن‌گاه که جعفر بن ابی‌طالب از حبشه به مدینه آمد، رسول خدا(ص) به استقبال او رفت و "بکى فرحاً برؤیته". شیخ صدوق، خصال، محقق، مصحح، غفاری، علی اکبر، ج ‏2، ص 484، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ اول، 1362ش.

[5]. دیوان حافظ.

[6]. بحارالانوار، ج 43، ص 282 و 283.

[7]. شیخ طوسی، امالی، ص 388، بیروت، اعلمی، چاپ پنجم، 1400ق.

[8] تذکر: اگرچه بعضى از اقسام گریه از جهتى عام‌اند و ممکن است انواع دیگر را شامل شوند و یا چند عامل در پدید آمدن گریه نقش داشته باشند، اما براى توضیح بیشتر و توجه دادن به عامل مهم و محورى، بحث را این‌گونه طرح کرده‏ایم.

[9]. "فاطمة بضعة منى من سرّها فقد سرّنى و من ساءها فقد سائنى، فاطمة اعز الناس علىّ"، بحارالانوار، ج43، ص 23؛ قشیری نیشابوری، مسلم بن حجاج، المسند الصحیح المختصر بنقل العدل عن العدل إلی رسول الله(ص)(صحیح مسلم)، محقق،‌ عبدالباقی، محمد فؤاد، ج 5، ص 54، بیروت،  دارالاحیاء التراث العربی، بی‌تا. « ان الله لیغضب لغضب فاطمة و یرضى لرضاها»، متقی هندی، علاء الدین علی بن حسام الدین، کنز العمال فی سنن الأقوال و الأفعال، محقق، بکری حیانی، صفوة السقا، ج 12، ص 111، بیروت، مؤسسة الرسالة، چاپ پنجم، 1401ق؛ بحارالانوار، ج 43، ص 19؛ «فاطمة قلبى و روحى التى بین جنبى فمن آذاها فقد آذانى».

[10]. حضرت یعقوب از فراق فرزند خویش آن‌قدر گریه کرد که چشمانش نابینا شد، امام سجاد(ع) در پاسخ به کسانى که از زیادى گریه‏ى آن‌حضرت پرسیده بودند، فرمود: «یعقوب در فراق یکى از پسران خود آن‌قدر گریست که از اندوه چشمانش نابینا شد، با این‌که می‌دانست یوسف زنده است و من چگونه محزون نباشم...»، حلیة الاولیاء، به نقل از ترجمه‏ى کتاب اعیان الشیعه، سید محسن امین، ص 72. ر. ک: «روایت «بکائون خمسه»، 105553.

[11]. قمی، شیخ عباس، مفاتیح الجنان، ص 779. در زیارت وارث خطاب به شهدا می‌خوانیم: «و فزتم فوزاً عظیماً فیالیتنى کنت معکم فافوز معکم»؛ به خدا قسم شما به رستگارى بزرگى رسیدید، کاش من هم در رکاب شما بودم و بدان رستگارى بزرگ نایل می‌شدم. مفاتیح الجنان، ص 787.

[12]. از نظر روان‌شناسان، در قسم اول هم گریه در آرامش روحى و سبک شدن درد ناشى از داغ‌دیدگى، مؤثر است.

[13]. گاهى گفته می‌شود که مراسم عزادارى در ایران، افسردگى را به دنبال دارد، و ظاهراً مراد آنها از اختلالات افسردگى نوع عمده‏ى آن که بسیار شدید می‌باشد، و هم‌چنین موردى مثل اختلال ملال پیش از قاعدگى و یا اختلال افسردگى پس از روان‌پریشى ناشى از اسکیزوفرنى نیست، بلکه مقصود آنها اختلالات افسرده‏خویى است که از علایم زیر برخوردار است:

الف) دو یا چند مورد از نشانه‏هاى کم اشتهایى یا پر اشتهایى، بی‌خوابى یا خواب زدگى، کمبود انرژى یا احساس خستگى، عزت نفس پایین، تمرکز ضعیف، اشکال در تصمیم‏گیرى و احساس درماندگى در فرد، وجود داشته باشد.

 ب) این نشانه‏ها در بخش عمده‏ى روز و در بیشتر روزها، حداقل به مدت 2 سال گزارش شوند.

 ج) این نشانه‏ها موجب اختلال در کارکرد اجتماعى، شغلى و... بشوند. و... .

 افزون بر این روان‌شناسان درباره‏ى عوامل افسرده خویى گفته‏اند سه عامل زیستى (وضعیت مغز و کارکرد قسمت‏هاى مختلف آن)، ارثى (آنچه که به خانواده و ژن مربوط است) و هیجان‏هاى محیطى مانند رویدادهاى استرس‏زاى شدید، فقدان‏ها و بحران‏ها، می‌توانند بر ذهن مؤثر باشند. و البته تجربه‏هاى استرس‏زاى محیطى فقط در کسانى که آمادگى زیستى و وراثتى دارند، باعث افسردگى می‌شود و عوامل استرس‏زا عبارت‌اند از: از دست دادن شغل، قطع یک رابطه، مرگ یکى از بستگان، طلاق، ازدواج ناموفق و مشکلات اقتصادى و بالاخره داغ‌دیدگى سهمى در استرس‌زایى دارند. (در این باب به کتاب انجمن روانشناسى آمریکا، ترجمه، نیکخو، محمد رضا، چهارمین بازنگرى از راهنماى تشخیصى و آمارى اختلال‏هاى روانى (DSMIV) ص 564 - 602 ، 88 - 96، مراجعه شود).

 و اما مراسم عزادارى نه تنها استرس‌زا نیستند، بلکه نقش استرس‌زدایى را بر عهده دارند و هیچ‌یک از نشانه‏هاى افسرده‏خویى را ایجاد نمی‌کند. البته این تحلیل بر مبناى نگاه و تحلیل مادى به مراسم عزادارى می‌باشد و اما از نگاه اسلام و تحلیل معنوى حتى موارد یاد شده در پیشین هم نباید روح فرد را به تلاطم وا دارد و موجب استرس شود؛ چرا که او به خدا معتقد است و او را رازق می‌داند و به او توکل می‌کند و به قضا و قدر او راضى است.

[14]. مولوى:

 «گریه بر هر درد بى درمان دواست

 چشم گریان چشمه ی فیض خداست

 گریه مروارید بحر رحمت است

 دیده‏ى گریان کلید جنت است

 تا نگرید ابر کى خندد چمن

 تا نگرید طفل کى نوشد لبن

 تا نگرید کودک حلوا فروش

 دیگ بخشایش نمى‏آید به جوش».

[15]. سید رضی، محمد بن حسین، نهج البلاغه، محقق، صبحی صالح، ص 70، خ 27، قم، هجرت، چاپ اول، 1414ق.

[16]. امام خمینی، صحیفه نور، ج 8، ص 72 - 69.

[17]. همان، ج 13، ص 154.

[18]. شهید مطهری، سیرى در سیره‏ى نبوى، ص 58، قم، صدرا، بی‌تا.

[19]. مطالعه‏ى بیشتر، ر. ک: بحار الانوار، ج 44، ص 289 ، 293 ؛ ج 21، ص 24؛ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج 12، ص 90؛ ابن سعد، طبقات، ج 8، ص 282؛ الف، کاویانى، گریه حربه‏اى در دست شیعه؛ مطهرى، مرتضی، امامت و رهبرى، ص 53، مکارم شیرازى، ناصر، فلسفه‌ی شهادت، ص 13 – 10، مطهرى، مرتضی، قیام و انقلاب مهدى، ص 108؛ رجبى، حسین، پاسخ به شبهات عزادارى؛ رجال کشى، ص 187؛ ترجمه‏ى نفس المهموم، ص 15 - 17 ، 23 ، 34؛ سمهودى، وفاء الوفاء، ص 468.

 

ترجمه پرسش در سایر زبانها
نظرات
تعداد نظر 0
لطفا مقدار را وارد نمایید
مثال : Yourname@YourDomane.ext
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید

پرسش های اتفاقی

پربازدیدترین ها