
لطفا صبرکنید
124596
- اشتراک گذاری
بر اساس آموزههای دینی اعم از قرآن و روایات تردیدی وجود ندارد که اولا: همه انسانهای نسل حاضر، به حضرت آدم(ع) برمیگردنند و او اولین نفر از این نسل است.
ثانیا: قبل از حضرت آدم، نسل یا نسلهایی شبیه به انسان بودند و به آنها «انسان» یا «نسناس» میگفتند هر چند در مورد جزئیات و خصوصیات شخصیتی و زندگی آنها اطلاع دقیقی در دست نیست.
از این جهت بعید نیست که در هنگام آفرینش آدم نیز افرادی از نسل گذشته هنوز نیز وجود داشتند، همانگونه که بعضی از دانشمندان در توجیه ازدواج فرزندان آدم نیز اینرا گفتهاند.
ما به دلیلی که اثبات کند آدم هشتمین مرد روی کره زمین بود، برخورد نکردیم. البته در روایاتی بیان شده است که نسل حضرت آدم بعد از هفت دوره و هفت نسل از خلقت آدم بود که ممکن است این روایات اشاره به کثرت دورههای گذشته باشد.
از امام باقر(ع) نقل شده است: خداى عز و جل از روزى که زمین را آفرید، هفت عالم را در آن خلق (و سپس منقرض کرد) که هیچیک از آن عوالم از نسل آدم ابوالبشر نبودند و خداى تعالى همه آنها را از پوسته روى زمین آفرید و نسلى را بعد از نسل دیگر ایجاد کرد و براى هر یک، عالمى بعد از عالم دیگر پدید آورد تا در آخر، آدم ابوالبشر را بیافرید و ذریهاش را از او منشعب نمود.
اما اینکه آیا آنها نیز پیامبر یا پیامبرانی داشتند و انسانهای باهوشی بودند یا خیر؟ قرآن و روایات پیرامون این مسئله چیزی بیان نکردند، ولی با توجه به اینکه آنها نیز مانند ما، انسان (یا نسناس) بوده و در این جهت با ما مشترک بودند تحقیقاً آنها از هوش برخوردار بوده و با حدس قوی میتوان گفت که برای ارشادشان پیامبر یا پیامبرانی نیز مبعوث شدهاند.
با استفاده از قرآن و روایات اجمالاً به طور قطع و یقین میتوان گفت که قبل از حضرت آدم(ع) نسل و یا نسلهایی شبیه به انسان بودند که به آنها «انسان» یا «نسناس» میگفتند، هر چند در مورد جزئیات و خصوصیات شخصیتی و زندگی آنها اطلاع دقیقی در دست نیست.
علامه طباطبائی در این مورد میگوید: در تاریخ یهود آمده است که عمر نوع بشر از روزى که در زمین خلق شد تا کنون، بیش از حدود هفت هزار سال نیست ... ولی دانشمندان «ژئولوژى» معتقدند که عمر نوع بشر بیش از ملیونها سال است، و بر این گفتار خود ادلهاى از فسیلهایى که آثارى از انسانها در آنها است، و نیز ادلهاى از اسکلت سنگ شده خود انسانهاى قدیمى آوردهاند که عمر هر یک از آنها به طورى که روى معیارهاى علمى خود تخمین زدهاند بیش از پانصد هزار سال است.
این اعتقاد ایشان است، ولی ادلهاى که آوردهاند قانعکننده نیست، دلیلى نیست که بتواند اثبات کند که این فسیلها، بدن سنگ شده اجداد همین انسانهاى امروز است، و دلیلى نیست که بتواند این احتمال را رد کند که این اسکلتهاى سنگ شده مربوط است به یکى از ادوارى که انسانهایى در زمین زندگى میکردند؛ چون ممکن است چنین بوده باشد، و دوره ما انسانها متصل به دوره فسیلهاى نامبرده نباشد؛ بلکه انسانهایى قبل از خلقت آدم ابوالبشر در زمین زندگى کرده و سپس منقرض شده باشند، و همچنین این پیدایش انسانها و انقراضشان تکرار شده باشد، تا پس از چند دوره نوبت به نسل حاضر رسیده باشد.[1]
پس انسان قبل از خلقت آدم وجود داشت و پس از انسان آدم وجود یافت، و ملائکه مأمور به سجده بر وى شدند.[2]
اما قرآن کریم به طور صریح متعرض کیفیت پیدایش انسان در زمین نشده، که آیا ظهور این نوع موجود(انسان) در زمین منحصر در همین دوره فعلى است که ما در آن قرار داریم، و یا دورههاى متعددى داشت، و دوره ما انسانهاى فعلى آخرین ادوار آن است؟
هر چند که ممکن است از بعضى آیات کریمه قرآن استشمام کرد که قبل از خلقت آدم ابوالبشر(ع) و نسل او، انسانهایى دیگر در زمین زندگى میکردند؛ مانند آیه شریفه:
«وَ إِذْ قالَ رَبُّکَ لِلْمَلائِکَةِ إِنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَةً قالُوا أَ تَجْعَلُ فِیها مَنْ یُفْسِدُ فِیها وَ یَسْفِکُ الدِّماءَ»،[3] که از آن بر میآید قبل از آفرینش بنیآدم دورۀ دیگرى بر انسانیت گذشته بود.[4]
اما روایاتی که از ائمه اهلبیت(ع) به ما رسیده تصریح میکنند که قبل از این نسل، نسلهایی از انسانها وجود داشت که منقرض شدند و این روایات سابقه دورههای بسیارى از بشریت را قبل از دورۀ حاضر اثبات میکنند.
برای نمونه به حدیثی اشاره میکنیم:
صاحب تفسیر عیاشی از هشام بن سالم و او از امام صادق(ع) نقل میکند: اگر فرشتگان موجودات زمینى را قبلاً ندیده بودند، که خونریزى کردند، از کجا گفتند: «أَ تَجْعَلُ فِیها مَنْ یُفْسِدُ فِیها وَ یَسْفِکُ الدِّماءَ».[5]
گفتنی است؛ ما به متن دینی که اثبات کند آدم هشتمین مرد روی کره زمین بود، برخورد نکردیم. البته در روایاتی بیان شده است که نسل حضرت آدم(ع) بعد از هفت دوره و هفت نسل از خلقت آدم بود.
به عنوان مثال در کتاب خصال، از امام باقر(ع) روایت شده است:
«خداى عز و جل از روزى که زمین را آفرید، هفت عالم را در آن خلق (و سپس منقرض کرد) که هیچیک از آن عوالم از نسل آدم ابوالبشر نبودند و خداى تعالى همه آنها را از پوسته روى زمین آفرید و نسلى را بعد از نسل دیگر ایجاد کرد و براى هر یک، عالمى بعد از عالم دیگر پدید آورد تا در آخر، آدم ابوالبشر را بیافرید و ذریه اش را از او منشعب نمود».[6]، [7]
اما ممکن است این روایات با لحاظ روایات دیگر که دورههای بیشتر را در گذشته ثابت میکند، اشاره به کثرت دورههای گذشته باشد. مثلا: شیخ صدوق در کتاب توحید از امام صادق(ع) روایتى آورده است که در ضمن آن امام(ع) به راوى فرمود: «شاید شما گمان میکنید که خداى عز و جل غیر از شما هیچ بشر دیگرى را نیافریده است. نه، چنین نیست؛ بلکه هزار هزار آدم آفرید که شما از نسل آخرین آنها هستید».[8]
همچنین در خصال از امام صادق(ع) نقل کرده است: خداى عز و جل دوازده هزار عالم آفرید که هر یک از آن عوالم از هفت آسمان و هفت زمین بزرگتر است و هیچیک از اهالى یک عالم به ذهنش نمیرسد که خداى تعالى غیر عالم او عالمى دیگر نیز آفریده باشد.[9]
البته همانگونه که ملاحظه میشود روایت اخیری به خلقت عوالم اشاره دارد و این ممکن است در غیر از کره زمین باشد و بتوان روایاتی را که به هفت دوره قبلی در کره زمین اشاره میکنند، بدون معارض دانست.
اما -با فرض وجود انسانهایی قبل از آدم- آیا هنگام آفرینش حضرت آدم، انسان از نسلهای قبل باقی مانده بودند؟
با توجه به قرائنی، بعید نیست که در زمان آفرینش آدم افرادی از نسلهای گذشته که در حال انقراض بودند که هنوز نیز وجود داشتند، همچنانکه بعضی از دانشمندان اینرا گفتهاند.[10]
یکی از دانشمندان معاصر در زمینه ازدواج فرزندان آدم میگوید:
در اینجا احتمال دیگرى نیز هست که گفته میشود: فرزندان آدم با بازماندگان انسانهاى پیشین ازدواج کردند؛ زیرا طبق روایاتى آدم اولین انسان روى زمین نبود، مطالعات علمى امروز نیز نشان میدهد که نوع انسان احتمالاً از چند ملیون سال قبل در کرۀ زمین زندگى میکرد، در حالى که از تاریخ پیدایش آدم تا کنون زمان زیادى نمیگذرد. بنابر این باید قبول کنیم که قبل از آدم انسان هاى دیگرى در زمین می زیستند که به هنگام پیدایش آدم در حال انقراض بودند، چه مانعى دارد که فرزندان آدم با باقیمانده یکى از نسلهاى پیشین ازدواج کرده باشد.[11]
البته تردیدی نیست که حضرت آدم اولین نفر از نسل حاضر بود.
قرآن کریم ظاهر قریب به صریحش این است که نسل حاضر از طرف پدر و مادر به یک پدر (به نام آدم) و یک مادر (که در روایات و در تورات به نام حوا آمده) منتهى میشود و این دو تن، پدر و مادر تمامى افراد انسان است، همچنانکه آیات زیر بر این معنا دلالت میکند:
«وَ بَدَأَ خَلْقَ الْإِنْسانِ مِنْ طِینٍ ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ ماءٍ مَهِینٍ».[12]
«إِنَّ مَثَلَ عِیسى عِنْدَ اللَّهِ کَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ قالَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ».[13]
«إِذْ قالَ رَبُّکَ لِلْمَلائِکَةِ إِنِّی خالِقٌ بَشَراً مِنْ طِینٍ». «فَإِذا سَوَّیْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی فَقَعُوا لَهُ ساجِدِینَ».[14]
به طورى که ملاحظه میکنید آیاتى که نقل شد شهادت میدهند که سنت الهى در بقاى نسل بشر این بود که از راه ساختن نطفه این بقا را تضمین کند؛ اما این خلقت با نطفه بعد از آن بود که دو نفر از این نوع را از گل آفرید، و او آدم و پس از او همسرش بود که از خاک خلق شدند (و پس از آنکه داراى بدنى و جهازى تناسلى شدند فرزندان او از راه پدید آمدن نطفه در بدن آدم و همسرش خلق شدند) پس در ظهور آیات نامبرده بر اینکه نسل بشر به آدم و همسرش منتهى میشوند جاى هیچ شک و تردید نیست.[15]
اما اینکه آیا پیامبری در بین آنها بود؟ و آیا آنها با هوش بودند؟ قرآن و روایات پیرامون این مسئله چیزی بیان نکردند، ولی با توجه به اینکه آنها نیز انسان (یا نسناس) بوده و در این جهت با ما مشترک هستند، تحقیقاً از هوش برخوردار بوده و با حدس قوی و قریب به یقین میتوان گفت که آنها دارای تکلیف و برای ارشادشان پیامبری نیز وجود داشت.[16]
[1]. طباطبائی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، مترجم، موسوی همدانی، سید محمد باقر، ج 4، ص 222، قم، دفتر انتشارات اسلامى، چاپ پنجم، 1374ش.
[2]. همان، ج 16، ص 389.
[3]. «و زمانى که پروردگارت به فرشتگان فرمود: می خواهم در زمین جانشینى بگذارم، گفتند باز در زمین کسانى می گذارى که در آن فساد کنند و خون ها بریزند؟». بقره، 30.
[4]. ترجمه المیزان، ج 4، ص222 و 223.
[5]. مجلسی، محمد باقر، بحار الأنوار، ج 11، ص 117، بیروت، مؤسسۀ الوفاء، 1404ق.
[6]. شیخ صدوق، خصال، محقق، مصحح، غفاری، علی اکبر، ج 2، ص 652، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ اول، 1362ش.
[7] برگرفته از سؤال 2999 (سایت: 3297).
[8]. شیخ صدوق، توحید، محقق، مصحح، حسینی، هاشم، ص 277، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ اول، 1398ق.
[9]. خصال، ج 2، ص 639. برگرفته از سؤال 516 (سایت: 563).
[10]. در هرحال زمانی امامان شیعه از انسانهای قبل از آدم ابو البشر سخن گفتند که از انسانهای فسیل شده خبر و اطلاعی در دست نبود. این است که امروزه با توجه به پیشرفت علم و تکنولوژی، ارزش واقعی این سخنان بهتر فهمیده شده و به ارتباط این بزرگان با جهان ماوراء طبیعت آسان تر پی برده میشود.
[11]. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج 3، ص 247، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ اول، 1374ش.
[12]. «و خلقت انسان را از گل آغاز کرد، سپس نسل او را از چکیده آبى بیمقدار بیافرید». سجده، 8.
[13]. «به تحقیق وضع عیسى نزد خدا نظیر وضعى است که آدم داشت و خدا او را از خاک خلق کرده سپس خطاب به خاک فرمود باش و خاک آدم شد». آل عمران، 59.
[14]. «و به خاطر بیاور هنگامى را که پروردگارت به فرشتگان گفت: «من بشرى را از گل میآفرینم! هنگامى که آن را نظام بخشیدم و از روح خود در آن دمیدم، براى او به سجده افتید». صاد، 71 و 72.
[15]. ترجمه المیزان، ج 4، ص 224 و 225.

:
: