
لطفا صبرکنید
24422
- اشتراک گذاری
هر چند قدرت خدا عمومیت دارد، ولی بر اموری تعلّق میگیرد که امکان و قابلیّت تحقق را داشته باشند؛ از اینرو چیزی که ذاتاً ممتنع و یا مستلزم امتناع و محال است، مورد تعلق قدرت واقع نمیشود، در حالی که محال است خداوند چیزی را خلق کند که نتواند آنرا از بین ببرد؛ زیرا اگر آن چیز، ممکن الوجود باشد، قابلیت نابودی را دارد و اگر امکان نابودی آن چیز نباشد، پس واجب الوجود بوده، و این هم محال است؛ چون در این صورت لازم میآید که خداوند شریک داشته باشد و تصوّر چنین چیزی، مستلزم اجتماع نقیضین است؛ بدین بیان که شیء واحد(شریک خداوند)، هم واجب الوجود باشد از جهت شریک بودن، و هم ممکن الوجود باشد به جهت اینکه مخلوق خدا است؛ زیرا فرض مطرح شده در سؤال، این بود که این شیء را خداوند خلق کرده است.
قدرت عبارت است از: ایجاد و صدور یک فعل، بر اساس خواست و اختیار ذاتی.[1]
یکی از صفات ذاتی خدای متعال، قدرت و توانایی نامحدود و بیکران او است، و دلیل آن اِحکام، اتقان و نظم شگفتانگیز آفرینش است؛ زیرا همانگونه که فعل(آفرینش) دلالت بر وجود فاعل(آفریننده) دارد، خصوصیاتِ فعل(آفرینش) هم دلالت بر خصوصیات فاعل(آفریننده) میکند؛ و وقتی صنع و آفرینش، دارای ویژگیهای اِحکام، اِتقان و جمال بود، همین، دلیل بر علم و قدرت آفریننده است؛ زیرا اگر خدا چنین قدرت و توانایی نداشت، نمیتوانست چنین موجودات منظمِ شگفتانگیزی را با کیفیت و کمیت بسیار دقیق بیافریند.[2]
همانگونه که در قرآن کریم میخوانیم:
«خداوند همان کسى است که هفت آسمان را آفرید، و از زمین نیز مانند آنها را، فرمان او در میان آنها پیوسته فرود میآید تا بدانید خداوند بر هر چیز توانا است، و این که علم او به همه چیز احاطه دارد».[3]
این آیه شریفه، اشاره به عظمت قدرت خداوند در آفرینش آسمانها و زمین، همچنین معرفت انسان نسبت به این قدرت و توانایی بیکران الهی دارد.
امام علی(ع) در این زمینه میفرماید:
«آیات و مخلوقات او شاهد و نشانه قدرت او است».[4]
«خداوند با قدرت خود مخلوقات را آفرید».[5]
گستره قدرت الهی، عام، مطلق و نامحدود است. آیات قرآن کریم نیز بر عمومیّت قدرت خداوند اشاره دارد:
«خدا بر هر چیزی توانا است».[6]
اما عمومیت قدرت خدا، بر اموری تعلّق میگیرد که امکان تحقق داشته باشند؛ از اینرو چیزی که ذاتاً ممتنع و یا مستلزم امتناع و محال است، مورد تعلق قدرت واقع نمیشود؛ زیرا این امور در دایره «شیء» و امکان قرار نمیگیرند تا متعلّق قدرت الهی باشند؛ در نتیجه، عدم امکان تحقّق چنین اموری به قصور و مشکل در قابلیّت این امور بر میگردد، نه قصور در فاعل.[7] به بیان دیگر، این امور به جهت ممتنع بودن، استعداد پذیرش وجود را ندارند.
بنابر این، با توجه به توضیحات بالا، در پاسخ سؤال گفته میشود:
- محال است خداوند چیزی را خلق کند که نتواند آنرا نابود کند؛ زیرا اگر آن چیز، ممکن الوجود باشد، قابلیت نابودی را دارد؛ و اگر امکان نابودی آن چیز نباشد، پس واجب الوجود بوده، و این هم محال است؛ چون در این صورت لازم میآید که خداوند شریک داشته باشد و تصوّر چنین چیزی، مستلزم اجتماع نقیضین است؛ بدین بیان که، شیء واحد(شریک خداوند)، هم واجب الوجود باشد از جهت شریک بودن، و هم ممکن الوجود باشد به جهت اینکه مخلوق خدا است؛ زیرا فرض مطرح شده در سؤال، این بود که این شیء را خداوند خلق کرده است.[8]
- آفرینش چیزی که خداوند نتواند آنرا نابود کند، از امور ممتنع و محال است؛ زیرا آن چیز، دارای قابلیّت نیست تا متعلّق قدرت الهی باشد؛ در حالی که قدرت الهی به امور ممکن تعلّق میگیرد. پس، مشکل از جهت قابلیت قابل است نه فاعل؛ یعنی، خود این شیء، استعداد خلق شدن را ندارد، نه اینکه خداوند قدرت بر خلق نداشته باشد.[9]
[1]. سبحانی، جعفر، محاضرات فی الالهیات، تلخیص، ربّانی گلپایگانی، علی، ص 102،قم، مؤسسه امام صادق(ع)، چاپ هفتم، 1425ق.
[2]. همان، ص 103؛ محمد رضایی، محمد، الاهیّات فلسفی، ص 163، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ اول، 1383ش.
[3]. طلاق، 12. «اللَّهُ الَّذی خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ یَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَیْنَهُنَّ لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ عَلى کُلِّ شَیْءٍ قَدیرٌ وَ أَنَّ اللَّهَ قَدْ أَحاطَ بِکُلِّ شَیْءٍ عِلْماً».
[4]. کلینی، کافی، ج 1، ص 139، تهران، دار الکتب الإسلامیة، 1365ش.
[5]. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج 4، ص 248، بیروت، مؤسسة الوفاء، 1404ق؛ سید رضی، نهج البلاغه، ص 39، قم، دار الهجرة.
[6] بقره، 20:«إِنَّ اللَّهَ عَلى کُلِّ شَیْءٍ قَدیرٌ».
[7]. الاهیّات فلسفی، ص 163- 164.
[8]. محاضرات فی الالهیات، ص 105- 106.
[9]. برای آگاهی بیشتر، ر. ک: «رابطۀ ممکن الوجود و ممکن العدم بالذات با ممکن بالذات»؛ سؤال 5436 (سایت: 10368).

:
:
: