جستجوی پیشرفته
بازدید
179723
آخرین بروزرسانی: 1398/04/25
خلاصه پرسش
آیا شیطان(ابلیس) از فرشتگان بود یا جن؟
پرسش
آیا شیطان(ابلیس) از فرشتگان بود یا جن؟
پاسخ اجمالی
در موضوع این‌که شیطان از فرشتگان بود یا از اجنه، دیدگاه‌های مختلفی وجود دارد. منشأ این اختلاف، جریان خلقت حضرت آدم(ع) بود که با فرمان الهى، فرشتگان بر آدم(ع) سجده کردند، ولى شیطان از این فرمان سر باز زد.
عده‌اى که می‌گویند شیطان(ابلیس) از فرشتگان بود، به دلیل آن که در آیه شریفه، ابلیس از بین ملائکه استثنا شد: «همه ملائکه سجده کردند مگر ابلیس». پس ابلیس باید از جنس ملائکه باشد.
گروهی دیگر اما معتقدند؛ استثنا شدن ابلیس از بین ملائکه نشان دهنده هم‌جنس بودن او با ملائکه نیست، بلکه نهایتاً می‌رساند که ابلیس - به واسطه عبادت چندین ساله‌اش - میان ملائکه و در صف آنها بود، ولى بعدها به دلیل استکبار و نافرمانى از امر خداوند سبحان، از بهشت رانده شد.
 این گروه برای نظریه خود شواهدی ذکر کرده اند؛ مانند این که: 1. خداوند در سوره کهف می‌فرماید: «شیطان(ابلیس) از جنس جنیّان است». 2. خداوند، معصیت را به طور عام از ملائکه سلب نمود، پس آنها موجوداتى معصوم اند و هرگز مرتکب گناه، عناد، تفاخر، استکبار و... نمی‌شوند. 3. در برخى آیات قرآن، سخن از آباء و اجداد شیطان به میان آمده. و این مطلب می‌رساند که توالد و تناسل در مورد شیطان و به طور عام در میان جنیّان راه دارد و حال آن‌که ملائکه موجوداتى روحانى هستند که این قبیل مسائل یا حتى خوردن و آشامیدن و... در مورد آنها راه ندارد. 4. علاوه بر این؛ اجماع علما و اخبار متواتر از ائمه(ع) حاکى از این است که: شیطان جزو ملائکه نبود.
پاسخ تفصیلی
در موضوع این‌که شیطان از فرشتگان بود یا از اجنه، دیدگاه‌های مختلفی وجود دارد. منشأ این اختلاف، جریان خلقت حضرت آدم(ع) بود که با فرمان الهى، فرشتگان بر آدم(ع) سجده کردند، ولى شیطان از این فرمان سر باز زد.
قبل از بیان پاسخ، لازم است مفردات کلیدی این پاسخ، یعنی «شیطان»، «ابلیس»، «فرشته» و «جن» را به طور خلاصه به بررسى کنیم.
 الف) شیطان
کلمه «شیطان» از ماده «شطن» می‌باشد. «شاطن»؛ یعنى موجود خبیث و پست، متمرّد و سرکش، طاغى و نافرمان. اعم از انسان، جنّ یا جنبندگان دیگر. حتى به معناى روح شریر و دور از حق نیز آمده، که در حقیقت قدر مشترک همه این معانى یکى است. بنابراین، شیطان اسم عام (اسم جنس) است که به موجود موذى و منحرف کننده(خواه انسان یا غیر انسان) اطلاق می‌شود.
در قرآن مجید و بیانات ائمه(ع) نیز شیطان تنها به موجود خاص اطلاق نشده؛ بلکه به انسان‌هاى شرور یا حتى اخلاق ناپسند، مانند حَسَد، نیز شیطان گفته‌اند.[1]
ب) ابلیس
اسم خاص(عَلَم) می‌باشد که تنها یک مصداق دارد. او کسى بود که اولین معصیت را در مرتکب شد و در برابر پروردگارش، ادعاى استقلال کرد. تفاخر و استکبار نمود، از فرمان مولایش سرپیچی کرد و سرانجام نیز از بهشت رانده شد.
 نام او قبل از رانده شدن از بهشت «عزازیل»[2] بود. و ابلیس، از ماده «ابلاس»، در واقع لقب او است. ابلاس؛ یعنى مأیوس شدن و شاید به این اعتبار که ابلیس از رحمت خدا مأیوس شد، این لقب را گرفت.
 ج) فرشته
ابتدا مناسب است به پاره‌اى از صفات فرشتگان اشاره کرده تا بتوانیم نتیجه بگیریم که چون فرشته راهى به سوى معصیت ندارد. بنابراین، شیطان نمی‌تواند از جنس فرشتگان باشد.[3]
فرشتگان، موجوداتى هستند که خداوند در موردشان بهترین توصیف را در قرآن مجید آورده است. آن‌جا که می‌فرماید: «بَلْ عِبادٌ مُکْرَمُون‏، لا یَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ یَعْمَلُون».[4] در نهاد فرشتگان هرگز خلاف حق، چیزى نبوده و همیشه و در همه حال مشغول عبادت و اطاعت پروردگارشان هستند. موجوداتى هستند معصوم. خود و ضمیر پاکشان را هرگز به گناه آلوده نمی‌کنند. مهم‌تر از همه؛ اطاعت و فرمان برداری در برابر پروردگارشان است. اظهار عجزشان در برابر آنچه نمی‌دانند و عدم تفاخر و استکبار در برابر آنچه می‌دانند؛ زیرا یقین دارند که داشته‌هایشان نیز از سوى حق تعالى است و اگر لحظه‌اى اراده‌اش بر ندانستن چیزى تعلق گیرد، آنچه می‌دانند نیز تبدیل به نادانى خواهد شد.
د) جنّ
«جنّ» در اصل، چیزى است که از حواس انسان پوشیده شده است. قرآن کریم وجود چنین موجوداتى را تصدیق نمود و درباره آنان مطالبى بیان کرد و جنس آنها را از آتش می‌داند؛ همچنان که نوع بشر از خاک آفریده شد. البته خلقت این موجودات نیز قبل از انسان بود.[5]
برخى از دانشمندان، از جن تعبیر به نوعى از ارواح عاقله می‌کنند که مجرد از ماده می‌باشند. البته پیدا است که تجرد کامل ندارند؛ زیرا چیزى که از آتش آفریده شد، مادى است و یک حالت نیمه تجرد دارد، به تعبیر دیگر نوعى جسم لطیف است.[6]
از آیات قرآن بر می‌آید که جن نیز مانند نوع بشر، داراى اراده و شعور است و کارهاى سخت را نیز می تواند انجام دهد؛ مؤمن و کافر نیز دارد؛ بعضى صالح اند، بعضى فاسد؛ مانند انسان زندگى و مرگ و قیامت دارند؛ مذکر و مؤنث دارند و ازدواج و تولید نسل در میان آنها جریان دارد.
قبل از بیان ادله عقلى و نقلى، در مورد ابلیس و جن باید گفت؛ مهم‌ترین تفاوت فرشتگان و شیطان در جریان خلقت و سجده بر آدم(ع) هویدا ‌شد؛ زیرا فرشتگان با جان و دل دریافتند که چیزهایى را نمی دانند، اما شیطان با استکبارى که داشت می‌اندیشید همه چیز را می‌داند و هرگز نفهمید که سجده بر آدم به جهت علومى است که از سوى خدا بر حضرت آدم(ع) افاضه شده و ذهن تاریک او را هیچ راهى بر یافتن آن علوم نیست! یعنى کبر و غرورش مانع از فهمیدن او شد و سرانجام مانع از سجده کردنش؛ زیرا نافرمانی او از سجده نیز، به جهت تکبر بود، نه این‌که طاقت یا توان سجده را نداشته باشد!
با این توضیحات روشن می‌شود که چون فرشته، معصوم محض می‌باشد، گناه در او راه ندارد. وقتى گناه راه نداشت، پس تمام کارهایش اطاعت محض پروردگار است. اگر اطاعت براى موجودى واجب و ضرورى شد پس کفر و استکبار و معصیت از او ممتنع است. این دلیل، اولین دلیل عقلى بر تفاوت شیطان با فرشته است و در نتیجه، فرشته نبودن شیطان است.
 اما سخن اصلى در این‌که آیا ابلیس جزو ملائکه بود یا خیر، بین دانشمندان اختلاف نظر وجود دارد و منشأ آن اختلاف، شاید تمسک به برخى آیات قرآن مجید باشد.
عده‌اى که می‌گویند، شیطان(ابلیس) جزو ملائکه است، دلیل عمده آنان، استناد به آیه‌اى است که خداوند فرموده: «و اذ قلنا للملائکة اسجدوا لآدم فسجدوا الا ابلیس»؛[7] زیرا در این آیه، ابلیس از سجده کردن استثنا شد و «مستثنا منه» در این جمله، ملائکه است و در نتیجه ابلیس جزو ملائکه می‌شود.
ولى حق این است که ابلیس جزو ملائکه نیست. اخبار متواترى که از ائمه(ع) رسیده و امامیه در آن اجماع دارند، همگى تأکید بر این مطلب است که ابلیس جزو جنیّان بود، نه فرشتگان! و براى این مطلب چند استدلال وجود دارد که ما به مهم‌ترین آنها اشاره می‌کنیم.
1. خداوند تعالى فرمود: «...ابلیس کان من الجن»؛[8] یعنى ابلیس از جنس جنّ بوده است.
2. خداوند تعالى فرمود: «لا یعصون الله ما اَمَرهم و یفعلون ما یؤمرون»؛[9] ملائکه به هیچ‌وجه خدا را عصیان نمی‌کنند؛ یعنى به صورت عام از ملائکه نفى معصیت شد و این می‌رساند که هیچ‌یک از ملائکه هیچ‌گونه معصیتى را مرتکب نمی‌شوند.
3. خداوند فرمود: «أ فتتخذونه و ذُریته اولیاء من دونى و هُم لکم عدو»؛[10] این مطلب می‌رساند که در میان جنیّان ذریه و نسل، یا به عبارتى توالد و تناسل وجود دارد و حال آن‌که فرشتگان خلقتشان روحانى است و این قبیل مسائل بین آنها وجود ندارد.
4. خداوند مى‏فرماید: «جاعل الملائکة رسلاً»؛[11] یعنى خداوند ملائکه را رسولانى قرار داد. و می‌دانیم که کفر و عصیان بر رسول خدا جایز نیست.
اما در پاسخ به دلیل کسانى که استثنا ابلیس از فرشتگان را مدنظر قرار دادند، باید گفت؛ استثنا شدن ابلیس از ملائکه، به هیچ‌وجه دلالت بر هم‌جنس بودن ابلیس با ملائکه ندارد. نهایت چیزى که از این مطلب فهمیده می‌شود، این است که ابلیس در صف ملائکه و میان آنها بود و مانند فرشتگان مأمور به سجده شد. حتى عده‌اى گفته‌اند: استثنا در این آیه، از نوع استثنا منقطع است؛ یعنى مستثنا منه در جمله وجود ندارد.[12]
در توصیف ابلیس گفته‌اند حدود شش هزار سال خدا را عبادت کرد. پس قرار گرفتن چنین موجودى [که مدت زیادى مشغول اطاعت پروردگار بوده]، در صف فرشتگان، امر چندان بعیدى نیست.
از امام صادق(ع) پرسیدند: آیا ابلیس از ملائکه است یا جزو سایر موجودات آسمانى است؟ فرمود: «نه از ملائکه است و نه از سایر موجودات آسمانى؛ بلکه او جنّ است، ولى همراه ملائکه بود، ملائکه نیز گمان می‌کردند او از جنس آنها است، ولى خداوند متعال می‌دانست که چنین نیست. این جریان ادامه یافت تا در جریان سجده بر آدم، راز پنهان ابلیس آشکار گشت».[13]

[1]. راغب اصفهانى، مفردات، ماده «شطن».
[2]. طبرسى، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، مقدمه، بلاغی‏، محمد جواد، ج ‏1، ص 191، تهران، ناصر خسرو، چاپ سوم، 1372ش.
[3]. آیه شریفه، کلمه ملائکه(فرشتگان) را به صورت جمع همراه با «الف» و «لام» آورده است؛ یعنى تمام فرشتگان مأمور به سجده بر آدم(ع) بودند.
[4]. انبیا، 26 - 27.
[5]. حجر، 27.
[6]. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج 11، ص 79 – 80، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ اول، 1374ش.
[7]. بقره، 34.
[8]. کهف، 50.
[9]. تحریم، 6.
[10]. کهف، 50.
[11]. فاطر، 1؛ حج، 75.
[12]. البته دلایل دیگرى نیز بیان گردید که به جهت اختصار از ذکر آنها صرف نظر می‌شود. ر. ک: مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ‏1، ص 188.
[13]. مجمع البیان، ج 1، ص 163.
ترجمه پرسش در سایر زبانها
نظرات
تعداد نظر 0
لطفا مقدار را وارد نمایید
مثال : Yourname@YourDomane.ext
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید

طبقه بندی موضوعی

پرسش های اتفاقی

  • چرا باید نماز را به زبان عربی بخوانیم؟
    89600 نماز 1385/11/24
    برای روشن شدن پاسخ، ابتدا باید منظور از سؤال روشن شود، اگر منظور این است که به جای عربی زبان دیگری جایگزین شود، این سؤال برای افراد بی‌گانۀ از آن زبان نیز مطرح است! و اگر منظور این است که چرا باید نماز را فقط به زبان عربی ...
  • آیا در کتب اربعه شیعی، حدیثی در ارتباط با حفظ قرآن وجود دارد؟!
    17262 حدیث 1394/07/21
    در نزد شیعه، چهار کتاب اصلی وجود دارد که به آنها کتب اربعه گفته می‌شود. این چهار کتاب، سه مؤلف دارد؛ یعنی دو کتاب از این چهار کتاب، توسط یک نفر جمع‌‌آوری شده است. با توجه به این‌که سه کتاب از این چهار کتاب بیشتر شامل روایات فقهی ...
  • آیا در میان اندیشمندان دینی نوعی فردوسی ستیزی وجود دارد؟
    7927 نقش اندیشمندان دینی 1393/01/20
    در مورد شاعران مسلمانی که در ادبیات فارسی نقش چشمگیری داشته‌­اند، نه باید راه افراط را پیموده و نه از سر تفریط قدم برداشت. در این زمینه، نمایه «مولوی اعتقادات و انتقادات»، سؤال 6419 مطالعه شود. فردوسی نیز استثنایی از این کلیت نیست. واضح است که او ...
  • هرمنوتیک چیست و چه ارتباطی با نسبی گرایی دارد؟
    67924 هرمنوتیک 1387/02/14
    واژه هرمنوتیک داراى دو اصطلاح است:أ- اصطلاح عام: در این اصطلاح، این واژه هر گونه تحقیقى را که در باره تفسیر متن صورت بگیرد، شامل می‌‏شود، از این رو هرمنوتیک، تمام نحله‌‏ها را در این زمینه در بر می‌گیرد و ...
  • اگر به نذر عمل نشود، وظیفه‌ چیست؟
    31325 عهد، نذر و سوگند 1395/09/15
    چنانچه نذر مذکور، مطلق بوده و زمانی برای آن تعیین نشده‌ است، به نحوی که اگر الان آن‌را انجام دهد، مخالفت با نذر به شمار نمی‌آید، باید طبق نذر عمل کند و چیز دیگری بر عهده وی نیست. اما اگر نذر، زمان خاصی داشته و از روی عمد ...
  • چرا در آیه «یا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ» و نیز سه آیه بعد از آن، کلماتی که با «نفس» مرتبطند، تماماً مؤنث‌اند؟
    23043 صرف و نحو 1394/04/23
    «یا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ؛ ارْجِعی‏ إِلى‏ رَبِّکِ راضِیَةً مَرْضِیَّةً؛ فَادْخُلی‏ فی‏ عِبادی‏؛وَ ادْخُلی‏ جَنَّتی‏».[1] همانگونه که در پرسش مطرح شد، تمام کلمات مرتبط با واژگان «نفس»، کلماتی مؤنث‌اند. «أیتها»، «المطمئنة»، «ارجعی»، «ربّکِ»، «راضیة»، «مرضیة»، «فادخلی» و «ادخلی». دلیل برخورد با واژه‌هایی چون «نفس» به ...
  • برادران حضرت یوسف(ع) دچار چه نوع ضعف‌هاى اخلاقى بودند؟
    21034 تفسیر 1392/07/16
    از مهم‌ترین رذایل و ضعف‌های اخلاقی برادران یوسف(ع) حسادت، تکبّر، تهمت و دروغ آنان بود. منشأ این رذائل و ضعف‌های اخلاقی برادران یوسف، نقصان شخصیتی آنها بود و آنان برای توجیه رفتار ناشایستشان به فرافکنی پرداخته و پدر را مقصّر می‌شمارند. برادران یوسف بجای این‌که دلیل محبت بیشتر ...
  • چرا در آیه وضو، «مرافق» به صورت جمع آمده، اما «کعبین» به صورت تثنیه است؟
    25239 تفسیر 1392/10/23
    آیه وضو که بیان کننده کیفیت وضو ساختن است، در آیه ششم سوره مائده آمده است که در آن خداوند می‌فرماید: «اى کسانى که ایمان آورده‌‌اید! هنگامى که به نماز می‌‌ایستید، صورت و دست‌‌ها را تا آرنج‌‌ها بشویید! و سر و پاها را تا مفصل‌‌ها [برآمدگى پشت پا] ...
  • حکم مایع لزجی که گاهی در خواب از شخص خارج می گردد چیست؟
    20076 Laws and Jurisprudence 1388/08/07
    در خصوص حکم خود ارضایی و راه های نجات از آن می توانید به نمایه های: استمنا و راه نجات از آن سؤال شماره 326 (سایت: 1887)، راه نجات از استمناء سؤال شماره 1028 (سایت: 1083)،
  • زندگی‌نامه‌ی برید بن معاویه عجلی را بیان نمایید.
    2771 تاريخ بزرگان 1399/09/12
    برید بن معاویه عجلی،[1] عربی،[2] از اصحاب امام باقر(ع)[3] و امام صادق‌(ع)[4] است. کنیه وی اباالقاسم بود[5] و به همراه زرارة بن اعین، معروف ابن خربوذ مکی، ابوبصیر اسدی، فضیل بن یسار و محمد بن مسلم ...

پربازدیدترین ها