جستجوی پیشرفته
بازدید
79618
آخرین بروزرسانی: 1404/08/25
خلاصه پرسش
حقیقت آرامش چیست و راه‌های رسیدن به آن کدام است؟
پرسش
آرامش در زندگی شعار است یا حقیقت؟ آیا در زندگی می‌توان به آرامش رسید؟ و آیا این تنها یک شعار نیست؟
پاسخ اجمالی

آرامش به معنای طمأنینه و راحتی فکر در زندگی، حقیقت مطلوبی است که اسلام آن‌را ستوده و راه‌هایی برای رسیدن به آن تعیین کرده است. برخی از عوامل رسیدن به آرامش که در متون اسلامی ما آمده است، عبارت‌اند از: یاد خدا، حسن ظن، اعتماد به نفس، دوری از آرزوهای دور و دراز، ازدواج، نظم در زندگی و کارها، استفاده از شب برای استراحت، استفاده از غذاهای سالم و طبیعی؛ مثل انگور سیاه، نظافت؛ مانند شستن سر، شستن لباس و...، در مقابل عوامل متعددی وجود دارد که مانع تحقق آرامش‌اند؛ مانند رغبت و علاقه به دنیا، حسادت، شک و دو دلی، طمع و... .

نتیجه این‌که در متون دینی ما راههای دست‌یابی به آرامش بیان شده است، و همین امر بهترین دلیل بر امکان دست‌رسی به آن است. علاوه بر آن از مطالعه‌ی زندگی بزرگانی که به دستورات دین عمل کرده‌اند و به آرامش درونی رسیده‌اند می‌توان به این واقعیت رهنمون شد که کسب آرامش در زندگی یک شعار نیست و این چیزی است که ما خود می‌توانیم با به کار بستن دستورات دینی آن‌را در خود احساس و تجربه کنیم.

پاسخ تفصیلی

آرامش یعنی طمأنینه، تسکین و آسودگی خاطر[1] که در مقابل آن تشویش، نگرانی و اضطراب است.

از نظر اسلام آرامش و طمأنینه امری واقعی، حقیقی و دست‌یافتنی است. در متون دینی ما راه‌های به دست آوردن آرامش بیان شده است، و همین امر بهترین دلیل بر امکان دست‌رسی به آن است. علاوه بر این، مطالعه‌ی زندگی بزرگانی که به دستورات دین عمل کرده‌اند و به آرامش درونی رسیده‌اند، می‌تواند ما را به این واقعیت رهنمون سازد که کسب آرامش در زندگی یک شعار نیست و این چیزی است که ما خود می‌توانیم با به کار بستن دستورات دینی آن‌را در خود احساس و تجربه نماییم.

عوامل پیدایش و ایجاد آرامش

قرآن و روایات عوامل متعددی را برای آرامش بیان نموده‌اند، برخی از آنها عبارت‌اند از:

  1. ذکر و یاد خدا: در قرآن آمده است: همانا با یاد الهی قلب‌ها آرام می‌شود.[2] منظور از یاد و ذکر خدا، یعنی این‌که انسان همیشه توجه و یقین داشته باشد که هیچ موجودی در عالم نمی‌تواند مستقل و جدای از «الله» وجود داشته باشد، تا چه رسد به این‌که بتواند منشأ اثر باشد: «تمام عزت از او است»،[3] و تمام قدرت و ملک و هستی از او است. عزت و ذلت بندگان نیز به دست او است. او بر همه چیز توانا است.[4]

چنین انسانی هیچ نگرانی و خوف و حزنی ندارد؛ چنان‌که قرآن می‌فرماید:

 "کسی که دنبال هدایت من باشد او دیگر خوف و نگرانی ندارد".[5]

بله اگر انسان واقعا با تمام وجودش باور داشته باشد که هیچ دگرگونی و قدرتی در عالم نیست، مگر این‌که وابسته به خداوند بزرگ است و آن‌گاه با زبان بگوید: «لاحول و لاقوة الا بالله العلی العظیم»، دیگر دغدغه و اضطرابی ندارد.

رسول اکرم(ص) فرمود: ذکر «لاحول ولا قوة الا بالله»، شفای نود و نه درد است که کمترین آن دردها، غم و غصه است.[6]

  1. توکل به خدا: توکل یعنی این‌که انسان وظیفه‌ی خود را در حد وسع و توان انجام دهد و نتیجه‌ی کارها را به خداوند واگذار نماید. قرآن مجید در این باره می‌فرماید: "کسی که بر خدا توکل کند خداوند او را کفایت می‌کند".[7]
  2. رضایت به خواست الهی: اگر انسان باور داشته باشد که خداوند متعال همیشه خیرخواه بندگان خود است و به خواست الهی گردن نهد هیچ دغدغه‌ای نخواهد داشت.
  3. ارتباط و اطاعت از اولیای الهی: خداوند به پیامبرش می‌فرماید: "هنگامی که از مردم خمس و زکات دریافت می‌کنی بر آنها درود بفرست؛ زیرا که صلوات تو بر آنها، مایۀ آرامش آنها است".[8]
  4. ازدواج با همسر مؤمن و صالح: قرآن می‌فرماید: "یکی از نشانه‌ها و آیات الهی این است که برای شما از جنس خودتان همسرهایی آفرید تا با او به سکونت و آرامش برسید".[9]
  5. استراحت در شب: خداوند در قرآن می‌فرماید: "او همان کسی است که شب را برای شما قرار داد تا در آن آرام شوید".[10]
  6. خوردن غذای سالم و طبیعی: در روایات وارد شده است که خوردن انگور سیاه،[11] غم و غصه را از بین می‌برد.
  7. پاکیزگی و نظافت: در روایات زیادی آمده است که: شستن لباس،[12] و شستن سر[13] و... باعث از بین رفتن غم و غصه می‌شود. اینها بعضی از عوامل ایجاد آرامش است که در روایات و آیات مطرح شده است.

موانع آرامش

از سوی دیگر، اگر انسان از چیزهایی که مانع آرامش است و برای انسان پریشانی خاطر می‌آورد دوری کند، زمینه‌ی رسیدن به حالت طمأنینه و آرامش را فراهم ساخته است. بعضی از عوامل از بین رفتن آرامش که در روایات بدان‌ها اشاره شده است، عبارت‌اند از:

  1. دلبستگی به دنیا: پیامبر اکرم(ص) فرمود: "رغبت و علاقه‌ی به دنیا موجب غم و حزن انسان است و زهد و بی‌رغبتی به دنیا موجب راحتی قلب و بدن است".[14]

امام خمینی(ره) نیز با توجه به روایات به فرزندشان حاج سید احمد فرمود:

«... من آنچه ملاحظه کردم و مطالعه در حال قشرهای مختلف نمودم، به این نتیجه رسیده‌ام که قشرهای قدرتمند و ثروتمند، رنج‌های درونی و روانی و روحی‌شان از سایر اقشار بیشتر و آمال و آرزوهای زیادی که به آن نرسیده‌اند بسیار رنج‌آورتر و جگرخراش‌تر است... آنچه مایۀ نجات انسان‌ها و آرامش قلوب است، وارستگی و گسستگی از دنیا و تعلقات آن است که با ذکر و یاد دائمی خدای تعالی حاصل می‌شود».[15]

  1. طمع و چشم داشت به مال مردم: پیامبر اکرم(ص) فرمود: "کسی که به مال دیگران طمع و چشم‌داشت، داشته باشد حزن و اندوهش طولانی خواهد شد".[16]
  2. حسادت: امام علی(ع) فرمود: "غیر از حسود ستم‌کاری را ندیدم که شبیه‌ترین فرد به مظلوم باشد؛ زیرا دارای قلبی غصه‌دار و حزنی پیوسته است".[17]
  3. شک و عدم رضایت: رسول خدا(ص) فرمود: "همانا که خداوند با حکمت و فضل خویش راحتی و شادی را در یقین و رضا قرار داده و غصه و ناراحتی را در شک و نارضایتی گذاشته است".[18]

بنابر این، دست‌یابی به آرامش تنها یک شعار نیست، بلکه حقیقتی دست‌یافتنی و دارای راه‌های عملی بسیاری است که در متون دینی به وضوح بیان شده است.


[1]. فیومی، أحمد بن محمد، المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر، ج 2، ص 378، حرف «ط»، قم، موسسه دار الهجرة، چاپ دوم، 1414ق.

[2]. رعد، 28؛ «أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ».

[3]. نساء، 139. «فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمیعاً».

[4]. آل عمران، 26. «قُلِ اللَّهُمَّ مالِکَ الْمُلْکِ تُؤْتِی الْمُلْکَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْکَ مِمَّنْ تَشاءُ وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ بِیَدِکَ الْخَیْرُ إِنَّکَ عَلى‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدیرٌ».

[5]. بقره، 38. «فَمَنْ تَبِعَ هُدایَ فَلا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُون‏».

[6]. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج 90، ص 274، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ دوم، 1403ق.

[7]. طلاق، 3. «وَ مَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُه‏».

[8]. توبه، 103. «إِنَّ صَلاتَکَ سَکَنٌ لَهُمْ».

[9]. روم، 21. « وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجاً لِتَسْکُنُوا إِلَیْها ...».

[10]. یونس، 67. «هُوَ الَّذی جَعَلَ لَکُمُ اللَّیْلَ لِتَسْکُنُوا فیه‏».

[11]. «عَنْ بَکْرِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ شَکَا نَبِیٌّ مِنَ الْأَنْبِیَاءِ إِلَى اللَّهِ الْغَمَّ فَأَمَرَهُ بِأَکْلِ الْعِنَبِ». برقی، ابو جعفر احمد بن محمد بن خالد، المحاسن، محقق، مصحح، محدث، جلال الدین،‏ ج 2، ص 547، قم، دار الکتب الإسلامیة، چاپ دوم، 1371ق؛ بحارالانوار، ج 73، ص 323.

[12]. «قال علی (ع): غسل الثیاب یذهب الهم و الحزن». شیخ صدوق، الخصال، محقق، مصحح، غفاری، علی اکبر، ج 2، ص 612، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ اول، 1362ش؛ بحارالانوار، ج 64، ص 278.

[13]. «قال الصادق (ع): من وجد هما فلا یدری ما هو فلیغسل رأسه». قطب الدین راوندی، سعید بن هبة الله، الدعوات (سلوة الحزین)، ص 120، قم، انتشارات مدرسه امام مهدی(عج)، چاپ اول، 1407ق؛ بحار الانوار، ج 73، ص 323.

[14] «قال رسول الله (ص): الرغبة فی الدنیا تورث الغم و الحزن، و الزهد فی الدنیا راحة القلب و البدن». ابن شعبه حرانی، حسن بن علی، تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، محقق، مصحح، غفاری، علی اکبر، ص 358، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ دوم، 1404ق؛ بحارالانوار، ج 75، ص 240.

[15]. وعده دیدار، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، نامه 26/4/1363.

[16]. «قال رسول الله (ص): من نظر الی ما فی ایدی الناس، طال حزنه و دام اسفه». حلوانی، حسین بن محمد، نزهة الناظر و تنبیه الخاطر، ص 14، قم، مدرسة الإمام المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، چاپ اول، 1408ق؛ بحارالانوار، ج 74، ص 172.

[17]. کراجکی، محمد بن علی، کنز الفوائد، محقق، مصحح، نعمة، عبد الله، ج 1، ص 136، قم، دارالذخائر، چاپ اول، 1410ق؛ بحارالانوار، ج 70، ص 256.

[18]. تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ص 6؛ بحارالانوار، ج 74، ص 61.

 
ترجمه پرسش در سایر زبانها
نظرات
تعداد نظر 0
لطفا مقدار را وارد نمایید
مثال : Yourname@YourDomane.ext
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید

طبقه بندی موضوعی

پرسش های اتفاقی

  • چه مسائلی را می‌توان از امور فراطبیعی برشمرد؟
    2351 بیشتر بدانید 1400/11/07
    برای شناخت اجمالی مسائل فراطبیعی کافی است که شناخت اجمالی نسبت به مسائل طبیعی داشته باشیم؛ امور طبیعی یا مادی اموری است که دارای یکی از این ویژگی‌ها باشد:داشتن مکان خاص و اشغال فضا،اشغال زمان و زمان داشتن،قابل اشاره حسی بودن،قابلیت انقسام و بخش‌پذیری،استکمال از طریق ...
  • آیا گرفتن ناخن در شب جایز است؟
    148873 بیشتر بدانیم 1389/10/08
    از کارهای مستحبی که دین اسلام بر آن تأکید می کند، گرفتن ناخن است به هر صورتی که باشد، البته بهتر است در روز جمعه باشد و از انگشت کوچک دست چپ آغاز و به انگشت کوچک دست راست تمام شود‏. در نتیجه در هر وقت از شب ...
  • نمازهای نافله را در چه زمان هایی می بایست انجام داد؟
    142992 نماز شب و نوافل یومیه 1388/04/13
    خواندن نوافل باعث ایجاد آمادگی برای خواندن نمازهای واجب می گردد و رغبت بیشتری نسبت به ادای فرایض و نمازهای واجب در انسان ایجاد می کند.مهمترین اثر نافله آن چیزی است که در حدیثی به نام حدیث قرب نوافل آمده است: راوی از حضرت صادق (ع) و ایشان از جد ...
  • آیا دعایی برای پیدا کردن گمشده، یا گم کرده وجود دارد؟
    51482 دستور العمل ها 1393/02/31
    در برخی منابع روایی دستور العملی برای پیدا شدن گم شده بیان شده است که آن‌را ذکر می‌کنیم: جابر بن عبد الله انصاری از رسول خدا(ص) روایت کرده است که آن‌حضرت به امام على(ع) و فاطمه(س) این دعا را آموخت و فرمود: هرگاه بلایی به شما رسید و ...
  • آیا به جهیزیه همسرم خمس تعلق می‌گیرد؟
    27322 آنچه خمس بدان تعلق می گیرد 1392/04/29
    اکثر مراجع تقلید از این جهت که جهیزیه حکم هدیه را داشته و یا اینکه در آینده مورد استفاده واقع خواهد شد، آن را شامل خمس نمی‌دانند، ولی برخی[1] از مراجع، مورد فوق را متعلق خمس شمرده‌اند. ضمائم: پاسخ مراجع عظام تقلید نسبت به ...
  • حکم خواندن نماز با لباس آغشته به عرق جنب از حلال چیست؟
    143897 عرق جنب از حرام 1389/06/14
    جنب از حرام به کسی گویند که از راه حرام (زنا یا لواط یا استمنا) جنب شده باشد. و جنب از حلال به کسی گویند که از راه لذت بردن از راه حلال (همسر شرعی یا احتلام در خواب) جنب شده باشد. بنا ...
  • طرماح بن عدی طائی کیست؟ چگونه وی از همراهی با امام حسین(ع) محروم شد؟
    16495 تاريخ بزرگان 1400/09/15
    طرماح بن عدی بن عبداللّه بن خیبری بن أفلت طائی،‏[1] از اصحاب امام علی(ع)[2] و امام حسن(ع)[3] بود. برخی از گزارش‌ها نام جد او را حاتم[4] و یا حکیم[5] ذکر کرده‌اند؛ اما در برخی از منابع ...
  • با توجه به نا مرتب بودن ایام "پریود" حکم نماز وروزه من چیست؟
    38705 استحاضه 1389/06/06
    اگر بعد از زایمان عادت شما به عادت عددیه شش روز برگشت، در این هنگام شش روز را حیض و مابقی را استحاضه قرار می دهی، اما اگر عادت تغییر نکرد و بر عادت عددیه هفت روز باقی ماند، پس هفت روز را حیض و مابقی را استحاضه قرار ...
  • آیا نوزده حرفی بودن بسم الله الرحمن الرحیم فلسفه ای دارد؟
    41793 علوم قرآنی 1389/07/20
    روایاتی وجود دارد که نوزده حرفی بودن "بسم الله الرحمن الرحیم" را با تعداد نگاهبانان دوزخ که نوزده نفرند، مرتبط می داند، اما با تمام فضایلی که برای این عبارت قرآنی وجود داشته و با پذیرش بخش هایی از این روایات که ناظر به کمک معنوی بسم الله به ...
  • اگر در اثناء طواف نیاز به رفع حاجت باشد؛ وظیفه چیست؟
    9866 طواف 1387/12/12
    سؤال مذکور استفتاء شد و پاسخ تعدادی از دفاتر مراجع (زید عزهم العالی) به شرح زیر می باشد: دفتر حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مدظله العالی): اگر هنگام ...

پربازدیدترین ها