جستجوی پیشرفته
بازدید
20531
آخرین بروزرسانی: 1393/07/24
خلاصه پرسش
آیا در عالم ارواح زمان وجود دارد؟
پرسش
آیا در عالم ارواح زمان وجود دارد؟
پاسخ اجمالی

زمان مفهومی عقلی است که از نحوه وجود مادیات انتزاع مى‏شود همانگونه که مفهوم ثبات از نحوه وجود مجردات انتزاع مى‏گردد، و روح یکی از مجردات است و در عالم مجردات زمان وجود ندارد، چرا که زمان از ویژگی های عالم طبیعت است، البته در عالم ارواح (مجردات) در مقابل کلمه «زمان» که ظرفی برای موجودات مادی است، واژه «دهر» وجود دارد که ظرفی برای مجردات است.

پاسخ تفصیلی

تقریبا همه فیلسوفان اسلامی بر این قول اتفاق دارند که زمان نوعى مقدار و کمیت متصل است که ویژگى آن گذرا بودن و قرارناپذیرى (غیرقار) مى‏باشد و بواسطه حرکت[1] عارض بر اجسام مى‏شود.[2]

 

البته صدرالمتالهین دو ویژگى زمان را که پیشینیان ذکر کرده بودند به طور اجمال پذیرفت و آنها عبارتند از: یک. زمان امرى انقسام‏پذیر و از قبیل کمیات است. دو. زمان با حرکت رابطه‏اى ناگسستنى دارد.

 

ملاصدرا در دو ویژگی دیگری که فیلسوفان قبل از ایشان مطرح کردند مخالفت کرد: یک. فیلسوفان پیشین زمان و حرکت را از اعراض خارجیه مى‏شمردند و ایشان از عوارض تحلیلیه وجود مادى دانست که تنها در ظرف تحلیل ذهن انفکاک پذیر هستند. دو. حرکت هم زاد زمان را که فیلسوفان حرکت در مقولات عرضى و بویژه حرکت دورى فلک مى‏پنداشته‏اند، حرکت جوهرى اجسام دانست و بدین وسیله زمان را از شؤون ذات آنها معرفى کرد. بنابراین حقیقت زمان بنظر وى عبارت است از: بعد و امتدادى گذرا که هر جسمى در ذات خود علاوه بر امتدادهاى ناگذرا طول و عرض و ضخامت از آن برخوردار است.

 

ایشان زمان را مفهومى عقلى مى‏داند که از نحوه وجود مادیات انتزاع مى‏شود همانگونه که مفهوم ثبات از نحوه وجود مجردات انتزاع مى‏گردد. [3]

 

در اصطلاح فلاسفه «دهر» به منزله ظرفى براى مجردات در مقابل زمان براى مادیات است چنانکه در مورد خداى متعال واژه «سرمد» را بکار مى‏برند[4].

 

به هر حال، باید داشت که اولا: تقدم و تاخر زمانى مخصوص به امور زمانى است و موجودى که فراتر از افق زمان باشد نسبت زمانى به هیچ پدیده‏اى نخواهد داشت و گذشته و حال و آینده نسبت به وى یکسان خواهد بود و موجودات پراکنده در ظرف زمان نسبت به او مجتمع خواهند بود. [5]

 

ثانیا: مکان و زمان داشتن و همچنین تغییر پذیری و حرکت از نقص ها و محدودیت هایی است که از لوازم ماده و عالم طبیعت است و حال آنکه عالم مجردات فوق عالم طبیعت و عالم کمالات است و از این محدودیت ها برخوردار نیست چرا که محققین در یک تقسیم بندی، عوالم کلی وجود را به سه عالم تقسیم می کنند: یک. عالم عقل که در مقام ذات و هم در مقام فعل،از ماده و آثار ماده مجرد و عاری است. دو. عالم مثال که مجرد از ماده است، اما برخی از آثار آن را دارد؛ مانند شکل ،بعد، وضع و غیره. سه. عالم ماده و طبیعت.[6] بنا بر این تقسیم، موجوداتی که در عالم سوم یعنی؛ عالم طبیعت و ماده هستند، یک نحوه تعلق و وابستگی به ماده را دارند، که از ویژگی و اختصاصات این عالم آن است که حرکت و تغییر پذیری، زمان و مکان داشتن، سراسر آن را فرا گرفته است، به خلاف آن دو عالم که از عالم ماده برتر و شریف تر هستند، بنابراین در عالم ارواح که عالم مجردات است، زمان وجود ندارد بلکه واژه «دهر» ظرفی برای مجردات است در مقابل واژه زمان که ظرفی برای مادیات است.

 

البته در مجرد بودن روح شکی نیست[7] و دلیل های زیادی برای آن بیان شده است.[8] مناسب است که به یکی از این دلایل به عنوان نمونه اشاره کنیم: هر انسانی در وجود خود دو نوع ادراک دارد: جزئی و کلی؛ جزئی به وسیله حواس پنج گانه (بینایی، شنوایی، بویایی، چشایی و لامسه) درک می شود و نیز مابه ازای حواس، همه در خارج بدن وجود دارند. نوع دیگر از مدرکات بشر کلی است و فقط در ذهن جای می گیرند و جایگاه آنها عقل و روح انسان است؛ مانند کلیات علوم و بدیهیات اولیه؛ مانند هر کل، بزرگتر از جز است. البته ذهن و حافظه و عقل از شئون وجود روح در انسان هستند. روح معروض کلیات و قواعد و بدیهیات اولیه است و این کلیات در خارج وجود ندارند بلکه بر رو ح انسان عارض می شوند، بنابراین، معروض آنها نیز نمی تواند مادی باشد. با این بیان، میان ظرف و مظروف و حال و محل، تناسب وجود دارد و محذوری پیش نخواهد آمد.[9] مرحوم خواجه نصیر الدین طوسی همین تعلیل را برای تجرد روح با بیانی کوتاه و گویا این گونه بیان می کند: «روح، جوهر مجرد از ماده است؛ زیرا او ( کلیات)، مجرد از ماده است.» [10]

 

نتیجه این که، با اثبات تجرد روح و برتری شریف تر بودن عالم مجردات و همچنین با بیان اینکه زمان از ویژگی های مختص عالم طبیعت است و عالم طبیعت پست ترین عوالم وجود می باشد، روشن شد که واژه زمان در عالم ماده و طبیعت کاربرد دارد و عالم ارواح که مجرد از ماده و ویژگی های ماده است زمان ندارد.

 

 

[1] . حرکت: تعریف ساده‏اى براى آن وجود دارد که عبارت است از تغییر تدریجى. تعریف هاى دیگرى نیز براى حرکت شده که خروج تدریجى شى‏ء از قوه به فعل یکی دیگر از آن تعاریف است. محمد تقی، مصباح، آموزش فلسفه ،ص266، سازمان تبلیغات، چاپ دوم،تهران، 1366.

[2] . محمد تقی، مصباح، آموزش فلسفه،ج2، ص148.

[3] . همان، ص 149.

[4] . این دو واژه گاهى در مقابل مقوله «متى» و داراى مفهوم نسبت استعمال مى‏شود و از این روست که مى‏گویند نسبت ثابتات به متغیرات دهر است.

[5] . همان، ص 149.

[6] . آشتیانی، میرزا احمد،طرائف الحکم،ج1،ص22،انتشارات کتابخانه صدوق،چاپ سوم،تهران،1362ش.

[7] . مفاد آیات قرآن این است که روح دمیده شده در انسان، از سنخ‌ عالم ملکوت معرفی می‌شود و به خود پروردگار نسبت داده می‌شود و این نشان می‌دهد که روح فراتر از سنخ مادیات است، و خواص مادی که زمان یکی از آن است، با عالم ارواح سازگار نیست. نک: مؤمنون، 14-12، سجده، 9 ـ7. «وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ سُلالَه مِنْ طِینٍ ثُمَّ جَعَلْناهُ نُطْفَه فِی قَرارٍ مَکِینٍ ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَه عَلَقَه فَخَلَقْنَا الْعَلَقَه مُضْغَه فَخَلَقْنَا الْمُضْغَه عِظاماً فَکَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبارَکَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِینَ». معرفت، محمدهادی، علوم قرآنی، ج1، ص 27-31، انتشارات التمهید، قم 1378.

[8] . به عنوان نمونه علامه حسن زاده بیش از هفتاد دلیل برای تجرد روح بیان می کند. نک: حسن، حسن زاده آملی،تعلیقه بر کشف المراد،المقصد الثانی، ص278، مؤسسه نشر اسلامی، 1417ق.

[9] . حسینی جبلی، سید ابو القاسم، ص84، انتشارات جامعه مدرسین،قم، 1387ش.

[10] . علامه حلی، شرح تجرید الإعتقادات،القسم الثانی،مقصد پنجم، ص 185.

ترجمه پرسش در سایر زبانها
نظرات
تعداد نظر 0
لطفا مقدار را وارد نمایید
مثال : Yourname@YourDomane.ext
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید

طبقه بندی موضوعی

پرسش های اتفاقی

  • امویان در دوران حکومت خویش چه کشورگشایی‌هایی داشتند؟
    7175 تاریخ 1395/06/01
    یکی از فعالیت‌های حکومتی بنی‌امیّه، کشورگشایی‌هایی بود که در زمان آنان رخ داد که در ذیل به برخی از آنها اشاره می‌کنیم: الف. دوران معاویه 1. در خراسان پس از مرگ زیاد بن أبیه در سال 53 ق،[1] فرزندش عبید الله بن زیاد از ...
  • عبارت «جلاء زجاجة الأشباح» که در صلوات ابن عربی درباره امام کاظم(ع) آمده است، بیانگر چیست؟
    3135 امام کاظم ع 1400/08/19
    جدا از بررسی صحت استناد این صلوات به محی الدین ابن عربی، باید گفت که در آن صلوات، یکی از فضایل امام کاظم(ع)، این‌گونه مطرح شده است که حضرتشان «جلای شیشه اشباح» می‌باشند.[1]به نظر می‌رسد مقصود از این عبارت، اشاره به ...
  • نگاه کردن به مجسمه‌های عریان چه حکمی دارد؟
    16060 نگاه به فیلم و عکس نامحرم 1397/09/03
    اگر مجسمه‌ انسان عریان به گونه‌ای باشد که معمولاً محرّک شهوت است، نگاه عمدی به آن‌ - بنابر احتیاط - جایز نیست. ضمائم: پاسخ دفاتر مراجع عظام تقلید نسبت به این سؤال، چنین است:[1] حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای (مد ظله العالی): اگر مستلزم ...
  • از نگاه روایات، یک شریک خوب باید دارای چه ویژگی‌هایی باشد؟
    17297 شرکت 1397/10/23
    در روایات، آدابی برای انتخاب دوستان و بایدها و نبایدهای آن بیان شده است که اگر فردی دارای برخی از خصوصیات اعلام شده نباشد، شایستگی کمتری را برای دوستی داشته و طبیعتاً شراکت با او نیز شایسته نخواهد بود؛ بنابراین در موضوع مورد نظر، ابتدا لازم است نگاهی ...
  • چرا یزید امام حسین (ع) را کشت؟
    22927 گوناگون 1387/11/27
    بسیاری از شواهد بیانگر این است که یزید بن معاویه هیچ اعتقادی به معاد و قیامت نداشته است؛ وی در طول سه سال حکومت خود اعمالی انجام داده است که نشان از بی دینی و بی اعتقادی یزید به مبدأ و معاد است؛ مانند: به شهادت رساندن امام ...
  • «طفیل بن عمرو دوسی» که بود، چگونه اسلام آورد و چرا به او «ذو النور» می‌گویند؟
    14384 تاریخ 1394/03/28
    1. «طفیل بن عمرو بن طریف» از قبیله «دوس»[1] بود که در سال‌های حضور پیامبر اسلام(ص) در مکه، به ایشان ایمان آورد. در مورد شیوه اسلام‌آوردن او می‌گویند: پیامبر خدا(ص) با قریش به ملایمت برخورد می‌کرد و تلاش می‌کرد آنها را از کفر و ...
  • بر اساس منابع شیعی، آیا می‌توانیم نام پیامبران بنی اسرائیل را بر فرزندان خود بگذاریم؟
    14350 گوناگون 1392/08/29
    بر اساس آنچه در روایات آمده است؛ ائمه اطهار(ع) نام فرزندان خود را نام پیامبران بنی اسرائیل می‌گذاشتند و با الگوبرداری از سیره و روش آن بزرگواران می‌توان نام پیامبران بنی اسرائیل را بر فرزندان خود نهاد. 1. نام امام کاظم(ع) موسی بود.[1] که ...
  • آیا امکان دارد اسامی قرآن را بیان کنید؟
    74532 علوم قرآنی 1385/11/26
    اسامی زیادی برای قرآن مجید ذکر شده است که در میان مسلمانان فقط بعضی از آنها مشهور است. البته بعضی از الفاظی که از آنها به عنوان نام‌های قرآن تعبیر می‌شود، در خود قرآن به عنوان صفت برای قرآن ذکر شده است و به خاطر همین اختلاف نظر ...
  • آیا روش فلسفی برد و کارایی اش بیشتر از روش دینی است؟
    11052 معرفت شناسی 1391/04/21
    دین مجموعه عقاید، اخلاق، قوانین و مقرراتی است که برای اداره فرد و جامعه انسانی و پرورش انسان ها از طریق وحی و عقل در اختیار آنان قرار گرفته است. بنابر این، دین مقابل عقل نیست، بلکه دین حقیقت جامع و کاملی است که عقل نیز یکی ...

پربازدیدترین ها