جستجوی پیشرفته
بازدید
10252
آخرین بروزرسانی: 1404/03/23
خلاصه پرسش
با توجه به اینکه امروز شیعیان کمتر از ده درصد از ساکنان این کره خاکی هستند، این سؤال به صورت جد مطرح می‌شود که سرنوشت بیش از نود درصد جمعیت این کره خاکی چه می‌شود؟ آیا امتحانی از آنها می‌شود و آیا سعادتی در انتظار آنان هست یا خیر؟
پرسش
چندی است که سؤالی سخت ذهنم را به خود مشغول کرده و در حقیقت این سؤال از راز سرنوشت آدمیان در این کره خاکی است. در اسلام و البته تمام ادیان الهی امتحان دادن برای رسیدن به سعادتی جاودانه را رمز در این دنیا بودن و در این دنیا زیستن دانسته‌اند. امتحانی که با شناخت خدا شروع شده و سعادتی که با نیل به خدا حاصل می‌شود؛ و دیگر آن‌که طبق معارف دین اسلام، این دین تنها در متد شیعی آن سعادت‌بخش و روح افزاست و سایر ادیان و فرق ره به ناکجا آباد برده‌اند. با توجه به این‌که امروز شیعیان کمتر از ده درصد از ساکنان این کره خاکی را اشغال کرده‌اند، این سوال به صورت جد مطرح می‌شود که سرنوشت بیش از نود درصد جمعیت این کره خاکی چه می‌شود؟ آیا امتحانی از آنها می‌شود و آیا سعادتی در انتظار آنان هست یا خیر؟ امروز دیگر نمی‌توان به جواب ساده دیروز اکتفا کرد و اتمام حجت و عدم آن‌را ملاک سعادت و شقاوت آنان خواند. چرا که شاید بتوان تکلیف آن دسته که حجت الهی بر آنها قائم شده است را با توجه به اطاعت و عصیانشان روشن ساخت، اما حکم آنان که حجت بر آنان قائم نشده است را چگونه باید جواب داد. این در حالی است که هر منصفی حکم می‌کند که اکثریت مطلق غیر شیعیان را کسانی تشکیل می‌دهد که حجت الهی بر آنها کامل نشده و حقانیت دین اسلام در قرائت شیعی آن ثابت نگشته است. اگر اینان که نود درصد از ساکنان کره خاکی را تشکیل می‌دهند بعد از مرگ جام سعادت را می‌نوشند، این سوال مطرح می‌شود که چگونه اینان که سختی تکلیف به احکام دین را بر دوش خود نکشیدند به قلۀ سعادت رسیده‌اند؟ و اگر سختی عذاب را نائل آیند باید پرسید به کدامین حجت پاسخ نگفتند و به کدامین دعوت لبیک نگفتند و به کدامین تذکره پشت کرده‌اند تا حال امروز به عذاب الهی دچار شوند. اگر بگویید: اینان به سعادت می‌رسند، ولی نه سعادتی در مرتبه متدینین به دین حق، و آنان که رنج تکلیف احکام دین را کشیده‌اند، مرتبه‌ای بالاتر و مقام والاتری است. جواب می‌دهیم: که چرا این نود درصد فرصت رسیدن به کمالات را نداشته باشند و فقط این اقلیت محدود که بیشتر از نود درصدشان این دین را به ارث برده‌اند فرصت این کمالات را داشته باشند. اگر بگویید: این نود درصد(غیر از شیعیان) اگر به وحی امتحان نمی‌شوند، ولی به عقل که امتحان می‌شوند و زندگی این افراد خالی از برگه سوال نیست؛ خواهیم گفت: چرا آنان به وحی امتحان نمی‌شوند تا مانند مسلمانان و بالاخص شیعیان دو حجت بر آنان اقامه شود و راه سعادت را هموارتر بپیمایند، و آیا مگر عقل می‌تواند به تنهایی راه سعادت را نشان دهد که اگر واقعا قابلیت این را دارد؛ پس چه نیازی به وحی؟ و اگر به کشف حداقلی عقل از راه سعادت استدلال شود می‌پرسیم که آیا این عقل را نیاز به تذکر نیست؟ مگر غیر از این است که یکی از وظایف راهبردی پیامبران گسستن حجاب‌های عقل و یادآوری براهین عقلی است؟ اگر بگویید خود بشر باعث شده است که گستره دین حق این‌گونه در جهان دیده شود؛ خواهیم گفت: اگر قابیل و عمر و شمر و ... مقصرند؛ چرا نسل‌های بعد باید تاوان این شقاوت آنان را بدهند. تاوانی که منحصر به این دنیا نیست؛ بلکه مربوط به سرنوشت و جهان پس از مرگ است! اگر بگویید: اگر این اشکال به این نود درصد وارد باشد، باید به کودکان جان سپرده قبل از تکلیف نیز اشکال وارد باشد؛ که جواب می‌دهیم: آری همین اشکال را نیز در مورد آنان می‌پرسیم و صد البته که همین جواب شما اشکال ما را پخته‌تر و بیان ما را نافذتر می‌کند. طبق متون اسلامی، گفته شده است کودکان از دنیا رفته در آن جهان امتحان می‌شوند. حال سوال می‌کنیم که آیا فرقی دارد که این کودکان شیعه زاده هستند یا خیر؟ اگر بگویید آری و این روایت تنها در مورد شیعه زاده‌ها است ! می‌پرسیم: واقعا در سعادت دو کودک که چند ماهی را از دنیا درک کرده‌اند چه فرقی دارد که والدینشان شیعه بودند یا نه و آیا این دخالت خلاف حکمت نیست. اگر بگویید خیر و بین کودکان از جهت دین والدینشان فرقی نیست، می‌پرسیم: واقعا بین کودک سیزده ساله بودایی و بیست ساله بودایی چه فرقی است که یکی در آن جهان دوباره امتحان می‌شود و دیگری با فرض عدم اتمام حجت امتحان نمی‌شود. اگر بگویید: تمام کسانی که حجت دین حق بر آنان قائم نشده است، در آن جهان امتحان می‌شوند؛ می‌گوییم پس بهتر است جهان دیگر را دار الامتحان می‌خواندند؛ چرا که نود درصد مردم در اعصار مختلف در آن جهان امتحان می‌شوند و کمی نیز در این جهان امتحانی می‌بینند. از طرفی دیگر بارها در متون اسلامی تاکید شد که مرگ پایان اعمال و ذخیره‌سازی است. و نمی‌توان این آیات و روایات را تنها به کسانی منحصر کرد که دین حق بر آنان قائم شده است؛ چرا که در این صورت دین اسلام درباره سرنوشت نود درصد مردم سکوت کرده و بیانی ندارد. و باز در تکمیل این سخن می‌پرسیم: اگر بر ضرورت نبوت و هدایت انسان‌ها دلیل عقلی داریم؛ چرا بسیاری از مردم امروز جهان را نبی نیست تا هدایت کند و رسولی نیست تا حق را تذکر دهد. و چرا باید نور هدایت تنها در نقطه خاصی از جغرافیای زمین بتابد؟ اگر بگویید این اشکال را فایده عملی نیست. آنان که حق را شنیده‌اند باید به حکم عقلشان پیرو این‌راه شوند و آنان که این‌راه بر آنان اقامه نشده است تکلیفشان با خدا است و این همان قضا و قدری است که از ورود به آن برحذر شده‌ایم. که جواب می‌دهیم چرا ثمره عملی ندارد؟ وقتی که بزرگ‌ترین توجیه دین در بین دین داران نیاز به برنامه برای سعادت است. آیا وقتی نود درصد از مردم را خالی از این برنامه سعادت می‌بینند در انحصاری بودن این برنامه تردید به دل راه نمی‌دهند و در ادامه زیربنای فکریشان مخدوش نمی‌شود؟ و باز می‌پرسیم چرا آیات تکان دهندۀ قرآن و معارف ناب نهج البلاغه و صحیفه را تنها باید کسانی در جغرافیایی محدود در این دنیا بشنوند، کسانی که واقعا برای شنیدن این آیات و معارف کمال ذاتی نسبت به سایر انسان‌ها ندارند. می‌دانم که این سوال جوابی دارد؛ جوابی که در خود معرفتی ارزشمند را جای داده است. منتظرم که پاسخ را از شما استاد ارجمند به دست آورم و تردیدهای بی‌پایان را پایانی بخشم. ان شاء الله.
پاسخ اجمالی

برای روشن شدن پاسخ توجه به چند نکته لازم است:

  1. تفاوت غیر از تبعیض است؛ و آنچه با عدالت سازگار نیست تبعیض است نه تفاوت.[1]
  2. اصل وجود تفاوت لازمۀ وجودی جهان آفرینش به ویژه آفرینش جهان مادی است.

برای توضیح این مطلب چند نکته را متذکر می‌شویم:

الف) خلقت موجودات لازم و ضروری است؛ زیرا اگر خلقت موجودات لازم و ضروری نباشد و خداوند هیچ موجودی را خلق نکند، باید بپذیریم که خداوند دارای ظهور و بروز نباشد و در خفای مطلق و همیشگی بماند، و این منافات با تجلی ذاتی و فیض بخشی همیشگی خداوند دارد. علاوه بر این‌که مستلزم این است که هیچ خیری در جهان محقق نشود. بنابراین، خلقت موجودات لازم و ضروری است و مناسب با اقتضای ذاتی خدای متعال است.

ب) ظهور و تجلی ذات خداوند مستلزم تفاوت در میان مخلوقات است؛ دلیل این مطلب نیز روشن است؛ چون مخلوقات بر اساس قاعده علیت و سنخیت بین علت و معلول و با رعایت مراتب از ذات باری تعالی تجلی و ظهور می‌یابند.

  1. هر موجودی در حد خود کامل است و ابزار لازم برای رسیدن به کمال را دارد.
  2. هر موجودی که از امتیازات بیشتری برخوردار است، در مقابل مسئولیت بیشتری دارد، و هر موجودی که دارای امتیاز کمتری است مسئولیت کمتری دارد؛ گواه این مطلب از یک‌سو روایات فراوانی است که بیان می‌کند خداوند در قیامت از انسان جاهل هفتاد گناه را چشم‌‌پوشی می‌کند، ولی از عالم یک گناه را نمی‌بخشد.[2]

از سوی دیگر آیات و روایاتی که بیان می‌دارد انبیا و اولیا با کوچک‌ترین کوتاهی و تقصیر مجازات می‌شوند؛ اعمالی که نسبت انسان‌های عادی گناه و معصیت محسوب نمی‌شود برای آنها بزرگ‌ترین معصیت محسوب می‌شود.[3]

بنابر این، چه بسا انسان‌هایی که در محیط دور از اسلام زندگی می‌کنند با اعمال اندک خود به درجات بالایی برسند، ولی انسان‌هایی که در محیط شیعی زندگی می‌کنند برای رسیدن به آن درجات باید اعمال و تلاش بیشتری داشته باشند.

در نتیجه این فرض که در قیامت عده‌ای از انسان‌ها از خدا طلب‌کار هستند، جز خیال پردازی چیز دیگری نیست؛ و گرنه باید بگوییم همه انسان‌ها؛ بلکه همۀ موجودات (به جز انسان‌های کامل؛ مانند پیامبران و ائمه) از خدا ناراضی و طلب کار باشند.

گواه بر این‌که هیچ انسانی در قیامت از خداوند طلب‌کار نیست؛ این است که  قرآن کریم وقتی حالات قیامت را بیان می‌کند، از شدت حسرت عده‌ای خبر می‌دهد،[4] حسرت و اندوه مربوط به جایی است که انسان در اثر کوتاهی و بی‌توجهی نعمتی را از دست بدهد.

چنان‌که در آن‌روز کافران آرزو می‌کنند که ای کاش خاک بودند.[5] یعنی اگر خاک بودند چون امکانات کمتری داشتند مسئولیت کمتری داشتند.

  1. نکته دیگری که باید توجه داشت، این است که بر حق بودن غیر از رفتن به بهشت است؛ زیرا است افرادی از نظر اعتقاد و شناسنامه‌ای بر حق باشند، ولی در اثر اعمال بد و رسوخ نداشتن اعتقاد در اعماق قلبشان، اهل جهنّم باشند؛ چنان‌که ممکن است عده‌ای هر چند به اعتقاد صحیح دست نیافته‌اند، ولی در اثر حفظ پاکی فطری وارد بهشت گردند.[6]

[1]. برای اطلاع بیشتر به پاسخ 205 (سایت: 1198) (فلسفۀ وخودی اختلاف و تفاوت انسان ها) مراجعه کنید.

[2]. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، محقق، مصحح، غفاری، علی اکبر، آخوندی، محمد، ج 1، ص 47، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، 1407ق. «حَفْصِ بْنِ غِیَاثٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ قَالَ یَا حَفْصُ یُغْفَرُ لِلْجَاهِلِ سَبْعُونَ ذَنْباً قَبْلَ أَنْ یُغْفَرَ لِلْعَالِمِ ذَنْبٌ وَاحِدٌ».

[3]. برای اطلاع بیشتر به پاسخ 129 (سایت: 1029) (عصمت انبیا در قرآن) مراجعه شود.

[4]. زمر، 56. «أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ یا حَسْرَتى‏ عَلى‏ ما فَرَّطْتُ فی‏ جَنْبِ اللَّهِ وَ إِنْ کُنْتُ لَمِنَ السَّاخِرینَ».

[5]. نبأ،40. «یَقُولُ الْکافِرُ یا لَیْتَنی‏ کُنْتُ تُراباً».

[6]. ر. ک: 47 (سایت: 283) (جهنم و غیر مسلمان).

ترجمه پرسش در سایر زبانها
نظرات
تعداد نظر 0
لطفا مقدار را وارد نمایید
مثال : Yourname@YourDomane.ext
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید

طبقه بندی موضوعی

پرسش های اتفاقی

  • امویان در دوران حکومت خویش چه کشورگشایی‌هایی داشتند؟
    7175 تاریخ 1395/06/01
    یکی از فعالیت‌های حکومتی بنی‌امیّه، کشورگشایی‌هایی بود که در زمان آنان رخ داد که در ذیل به برخی از آنها اشاره می‌کنیم: الف. دوران معاویه 1. در خراسان پس از مرگ زیاد بن أبیه در سال 53 ق،[1] فرزندش عبید الله بن زیاد از ...
  • عبارت «جلاء زجاجة الأشباح» که در صلوات ابن عربی درباره امام کاظم(ع) آمده است، بیانگر چیست؟
    3135 امام کاظم ع 1400/08/19
    جدا از بررسی صحت استناد این صلوات به محی الدین ابن عربی، باید گفت که در آن صلوات، یکی از فضایل امام کاظم(ع)، این‌گونه مطرح شده است که حضرتشان «جلای شیشه اشباح» می‌باشند.[1]به نظر می‌رسد مقصود از این عبارت، اشاره به ...
  • نگاه کردن به مجسمه‌های عریان چه حکمی دارد؟
    16060 نگاه به فیلم و عکس نامحرم 1397/09/03
    اگر مجسمه‌ انسان عریان به گونه‌ای باشد که معمولاً محرّک شهوت است، نگاه عمدی به آن‌ - بنابر احتیاط - جایز نیست. ضمائم: پاسخ دفاتر مراجع عظام تقلید نسبت به این سؤال، چنین است:[1] حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای (مد ظله العالی): اگر مستلزم ...
  • از نگاه روایات، یک شریک خوب باید دارای چه ویژگی‌هایی باشد؟
    17297 شرکت 1397/10/23
    در روایات، آدابی برای انتخاب دوستان و بایدها و نبایدهای آن بیان شده است که اگر فردی دارای برخی از خصوصیات اعلام شده نباشد، شایستگی کمتری را برای دوستی داشته و طبیعتاً شراکت با او نیز شایسته نخواهد بود؛ بنابراین در موضوع مورد نظر، ابتدا لازم است نگاهی ...
  • چرا یزید امام حسین (ع) را کشت؟
    22927 گوناگون 1387/11/27
    بسیاری از شواهد بیانگر این است که یزید بن معاویه هیچ اعتقادی به معاد و قیامت نداشته است؛ وی در طول سه سال حکومت خود اعمالی انجام داده است که نشان از بی دینی و بی اعتقادی یزید به مبدأ و معاد است؛ مانند: به شهادت رساندن امام ...
  • «طفیل بن عمرو دوسی» که بود، چگونه اسلام آورد و چرا به او «ذو النور» می‌گویند؟
    14384 تاریخ 1394/03/28
    1. «طفیل بن عمرو بن طریف» از قبیله «دوس»[1] بود که در سال‌های حضور پیامبر اسلام(ص) در مکه، به ایشان ایمان آورد. در مورد شیوه اسلام‌آوردن او می‌گویند: پیامبر خدا(ص) با قریش به ملایمت برخورد می‌کرد و تلاش می‌کرد آنها را از کفر و ...
  • بر اساس منابع شیعی، آیا می‌توانیم نام پیامبران بنی اسرائیل را بر فرزندان خود بگذاریم؟
    14350 گوناگون 1392/08/29
    بر اساس آنچه در روایات آمده است؛ ائمه اطهار(ع) نام فرزندان خود را نام پیامبران بنی اسرائیل می‌گذاشتند و با الگوبرداری از سیره و روش آن بزرگواران می‌توان نام پیامبران بنی اسرائیل را بر فرزندان خود نهاد. 1. نام امام کاظم(ع) موسی بود.[1] که ...
  • آیا امکان دارد اسامی قرآن را بیان کنید؟
    74532 علوم قرآنی 1385/11/26
    اسامی زیادی برای قرآن مجید ذکر شده است که در میان مسلمانان فقط بعضی از آنها مشهور است. البته بعضی از الفاظی که از آنها به عنوان نام‌های قرآن تعبیر می‌شود، در خود قرآن به عنوان صفت برای قرآن ذکر شده است و به خاطر همین اختلاف نظر ...
  • آیا روش فلسفی برد و کارایی اش بیشتر از روش دینی است؟
    11052 معرفت شناسی 1391/04/21
    دین مجموعه عقاید، اخلاق، قوانین و مقرراتی است که برای اداره فرد و جامعه انسانی و پرورش انسان ها از طریق وحی و عقل در اختیار آنان قرار گرفته است. بنابر این، دین مقابل عقل نیست، بلکه دین حقیقت جامع و کاملی است که عقل نیز یکی ...

پربازدیدترین ها