
لطفا صبرکنید
69332
- اشتراک گذاری
در هیچیک از کتابهای معتبر تاریخی، مطلبی با این عنوان که پیامبر اسلام(ص) لقب «سیف الاسلام» را به طلحه و زبیر داده باشد، ثبت نشده است. چیزی که در تاریخ به ثبت رسیده، لقب سیف الله(شمشیر خدا) است که به خالد بن ولید نسبت داده شده است. برخی گفتهاند این لقب را پیامبر(ص) به او داد،[1] ولی به نظر میرسد در دورۀ خلافت ابوبکر و عُمَر چنین لقبی به خالد داده شد.[2]
در مورد طلحه و زبیر باید به چند نکته توجه داشت:
الف) طلحه و زبیر در زمان رسول خدا(ص):
در کتب تاریخی و روایی در مورد طلحه و زبیر، فضایلی نقل شده است که همۀ آنها مربوط به دوران حیات پیامبر(ص) است. مانند اینکه:
- نقل میکنند پیامبر(ص) میفرمود: هر کس میخواهد به مردى بنگرد که به عهد خود وفا کرده است، به طلحه بنگرد. حصین میگوید: طلحه در جنگ أحد چنان از پیامبر(ص) دفاع کرد که مجروح شد.[3]
- شخصی میگفت: هیچکس را مانند طلحه ندیدهام که بدون درخواست مردم، مالهاى کلان به آنها بپردازد.[4]
- گفتهاند: زبیر بن عوّام در جنگ بدر، اُحد و تمام جنگهاى دیگر رسول خدا(ص) در کنار آنحضرت بود و روز احد هم پایدارى نمود و تا پاى جان با پیامبر بیعت کرد. و هنگام فتح مکه هم یکى از پرچمهاى سهگانۀ مهاجران در دست او بود.[5]
- طلحه و زبیر در شمار کسانی بودند که از بیعت با ابوبکر سرباز زدند، و همراه با علی(ع) در مقام مخالفت با حکومت وقت، در خانه حضرت فاطمه(س) بست نشستند.[6]
ب) طلحه و زبیر در زمان خلفا:
از سوی دیگر، کتابهای تاریخی افعال و رفتارهای ناشایستی از این دو صحابی در زمان خلفا، و خلافت علی(ع) نقل میکند که بزرگترین آن، مخالفت با خلیفۀ برحق و امام زمان خود امیر المؤمنین علی(ع) و برپا نمودن جنگ جمل علیه آنحضرت بود.[7]
به هر حال، آنها در زمان پیامبر(ص) از یاران خوب و وفادار پیامبر بودند و از کسانی بودند که نخست با علی(ع) بیعت کرده بودند و پیامبر اکرم(ص) در مناسبتهای مختلف از آنها تمجید کرد؛ و این کاملا طبیعی است و ملاک در اینگونه تمجیدها حال فعلی اشخاص است؛ یعنی اگر شخصی در زمان حیات پیامبر(ص) کار نیکی کرده باشد و خدماتی به اسلام کند طبیعی است که پیامبر(ص) از او قدردانی کند؛ اما این قدردانی نمیتواند نسبت به آینده آنان نیز ملاک و معیار قضاوت قرار گیرد؛ چون اولا: شریعت اسلام و عقل انسان نمیپسندد که پیامبر(ص) از علمی که نسبت به آینده دارد و از ضمایر اشخاص مطلع است استفاده کند و از باطن افراد پردهبرداری کند و به اصطلاح، قصاص قبل از جنایت نماید؛ بلکه سیرۀ پیامبر(ص) و تمامی امامان معصوم(ع)، چنین بود که در غیر موارد ضروری -که خداوند به دلیلی به ایشان اجازه میداد- از علم خدادادی و منحصر به فرد خود در مورد افراد مختلف استفاده نکنند، و مانند انسانهای عادی عمل نمایند.
مانند اینکه امام علی(ع) قاتل خود را میشناخت ولی او را به عموم معرفی نمیکرد و با او طوری رفتار میکرد که گویی نمیداند او بعدها قاتل او است.
ثانیا: قرآن کریم و روایات پیامبر(ص)، تقوا[8] را ملاک و معیار برای ارزیابی و سنجش افراد، معین کرده است. بنابراین، با وجود آن معیارها، مردم به آسانی میتوانند افراد را ارزیابی کنند و دچار حیرت و گمراهی نشوند.
[1]. ابن سعد کاتب واقدی، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، تحقیق، عطا، محمد عبد القادر، ج 1، ص 220، بیروت، دار الکتب العلمیة، چاپ اول، 1410ق.
[2]. عسکری، سید مرتضی، سقیفه، ص67.
[3]. الطبقات الکبری، ج 3، ص 164.
[4]. همان، ص 165.
[5]. همان، ص 76.
[6]. طبری، أبو جعفر محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک(تاریخ طبری)، تحقیق، ابراهیم، محمد أبو الفضل، ج 3، ص 202،، بیروت، دار التراث، چاپ دوم، 1387ق.
[7]. تاریخ الامم و الملوک(تاریخ طبری)، ج 4، ص 512.
[8]. «یا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَ أُنْثى وَ جَعَلْناکُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلیمٌ خَبیر». حجرات، 13.

:
:
:
:
: